امیر کوشانامهنگاری مشکوک یک عضو فدراسیون فوتبال با سران فوتبال رژیم صهیونیستی، این واقعیت که اداره فدراسیون فوتبال با رفتارهای مهربانانه و طنزآلود سنخیت دارد را به اثبات رساند. این حقیقت که فدراسیون فوتبال باید صاحب متولی و بزرگتری قابل اعتنا باشد که اعضایش بدون هماهنگی او، اقدام به هر عمل خارج از چارت تعریف شدهشان نکنند، بار دیگر و این بار با خدشه دار شدن چهره فدراسیون و نام فوتبال ایران در عرصههای بینالمللی به اثبات رسید. چه توجیهی برای بزرگترین شکست فدراسیون فوتبال وجود دارد؟ شاید هر بار میتوانستیم دل به مصاحبههای مهدی تاج ببندیم که ادعا میکرد پیش از این هم طعم راه نیافتن به جام جهانی را چشیدهایم یا قبل از این که فدراسیون او به اردن ببازد، شکست را برابر آنها پذیرا شده بودیم. میتوانستیم منتظر مصاحبههای داغ علی کفاشیان باشیم که تمامی وقت و فکر و ذهن خود را متوجه چگونگی بقایش در فدراسیون فوتبال میکرد. رئیسی که در آخرین مصاحبهاش مدعی شد شکست مقابل قطر و مالی که ناراحت کننده و ترسناک نیست. . . و البته او محق بود!علی کفاشیان محق است که سه شکست تحقیرآمیز ایران را ترسناک و نگران کننده نمیداند که باید از اقدامات ضد اصولی مملکتی کارکنان این فدراسیون نگران بود و وحشت کرد. وقتی خبر تبریک دوستانهای را که مسؤول روابط بین الملل فدراسیون فوتبال برای رئوس فدراسیون فوتبال رژیم صهیونیستی فرستاده و برای اهالی فوتبالی که برخاسته از دل ساکنان سرزمینهای اشغالی هستند در سال جدید آرزوی موفقیت کرده است را میشنویم ، از وجود چنین فدراسیونی که متولیاناش نمیدانند چه کسانی را با چه خطوط فکری در آن صاحب پست و مقام کردهاند، شرمسار میشویم. فدراسیون فوتبال ایران حالا با شکستی بزرگتر روبهرو شده است. خبری که روی خروجی سایتهای خبری در سراسر جهان مخابره شده و اساس مخالفت جمهوری اسلامی ایران به عنوان پرچمدار مقابله با رژیم فاشیستی صهیونیستها را به زیر علامت سؤال برده است. امروز یک سایت انگلیسی زبان و به نسبت معلوم الحال یاهو در گزارش خبری خود از تبریک مقام بالارتبه فوتبال ایران به صهیونیستها گزارش میدهد و این چیزی نیست جز زیر سؤال رفتن آبرویی که از فوتبال ایران در عرصههای بینالمللی میرود. آیا امروز همین اشتباه سهوی و البته غیرقابل چشمپوشی، اسباب لازم را جهت ایجاد تفرقه در اختیار معاندان قرار نخواهد داد؟ **** آنچه رخ داده است، ماحصل بیدرایتی مسؤول کمیته روابط بینالملل است که حتی پس از فاش شدن کردهاش، در رسانههای داخلی و خارجی، هیچ احساس ندامت و پشیمانی را در وجود خود راه نداده است. محمد عظیمزاده که پیش از این به دلیل ناکارآمدیاش در ایجاد روابط لازم با فدراسیونهای خارجی به منظور برگزاری بازیهای تدارکاتی لازم، مذاکرات را به افشین قطبی سپرد که البته خود نیز به شکلی جدی خواهان چنین روابطی با فدراسیونهای خارجی و آژانسهای دلالی فوتبال است. این که عظیمزاده نمیتوانست وظایف خود را به نحوی معقول انجام دهد، ایرادی ساختاری در فدراسیون فوتبال است، اما این که چرا او باید بدون اجازه از مقامات بالا دست خود اقدام به عرض تبریک به فدراسیونهای دیگر کند، خود سؤالی است که باز هم به همان اقتدار ریاست فدراسیون برمیگردد!میتوان دوران ریاست محمد دادکان را در فوتبال ایران مرور کرد. آیا در دوره ریاست وی با چنین اتفاقاتی روبهرو شدیم؟ امروز زمان مناسبی برای بازکردن تاریخ و مرور گذشتههای نیست که با مدیریت دادکان رقم خورده و مقایسه آن با حال که چیزی جز یک عقبگرد دردآور را پیش چشممان قرار نمیدهد! علی کفاشیان لااقل در فوتبال ایران به لحاظ پست و موقعیت خود آن قدر دغدغههای مختلف دارد که فرصت سرکشی به تمامی بخشهای فدراسیون را نداشته باشد. در این بین باید از مهدی تاج که سعی میکند خود را به هر شکل ممکن به عنوان جانشین احتمالی تاج معرفی کند پرسید چه رفتاری برای کنترل مجموعه خود کرده است؟ آیا غیر از این بود که مهدی تاج در قامت نایب رئیس فدراسیون فوتبال یکی از اصلیترین حامیان محمد عظیم زاده برای حضور در پست ریاست فدراسیون فوتبال به حساب میآمد؟ مهدی تاج تا چه حد به او اختیار داد؟ آیا برای مهدی تاج امروز این سؤال شکل نگرفته است که آدرس میل فدراسیون فوتبال رژیم صهیونیستی در آدرسا میلهای این مسؤول کمیته روابط بینالملل فدراسیون فوتبال ایران چگونه وارد شده است؟ آیا نباید از مهدی تاج که در چنین روزهایی خود را پشت رئیس فدراسیون فوتبال پنهان میکند پرسید آیا فدراسیون فوتبال ایران پیش از این نیز نامه دیگری برای مسؤولان صهیونیستی ارسال نکرده است؟ سال نو را به صهیونیستها در حالی تبریک گفتهاند که هنوز کودکان فلسطینی و غزه در آتش جنگ افروزیها و تحریمهای رژیم صهیونیستی میسوزند. یک نفر را نباید مؤاخذه کرد!