کد خبر: 200309
تاریخ انتشار: ۱۱ دی ۱۳۸۸ - ۱۹:۱۸
باراک اوباما از حالا دیگر گزینه‌های محتمل برای ترسیم رویکرد جدید آمریکا در برابر ایران را روی میز گذاشته و آنها را یک به یک سبک و سنگین می‌کند؛ تحریم، حمایت از مخالفان داخلی، اقدام نظامی و... اما گویا دست اوباما به سمت هیچ کدام از این گزینه‌ها نمی‌رود، یا بهتر بگوییم تصمیم‌گیری درباره این گزینه‌ها برای او سخت است.
اوباما و همراهانش از یک طرف خود را موظف می‌دانند در مقابل ناآرامی‌های ایران موضع‌گیری کنند و از سوی دیگر نمی‌خواهند فرصتی را که برای توافق هسته‌ای با تهران به دست آمده به سادگی از کف بدهند.
به بیان واضح‌تر، کاخ سفید این روزها با این پرسش روبه‌رو است که ناآرامی‌های داخل ایران به چه سرانجامی خواهد رسید و آیا باید از مخالفین جمهوری اسلامی حمایت کند یا اینکه چشم بر تحولات داخلی ایران ببندد و راه توافق با تهران را در پیش بگیرد. موضع‌گیری رئیس‌جمهور آمریکا درباره حوادث روز عاشورا در تهران بازتاب آشکار دو دلی آمریکایی‌ها درباره نحوه برخورد با تحولات ایران است. اوباما به شدت از نحوه برخورد دولت ایران با ناآرامی‌ها انتقاد و آنها را محکوم کرد، ولی با گفتن یک جمله کلیدی سعی کرد لااقل در حرف هم که شده، آمریکا را از تحولات ایران بیرون نگه دارد:« آنچه در ایران اتفاق می‌افتد به آمریکا و هیچ کشور دیگری ارتباط ندارد.»
اعمال تحریم‌های سخت‌گیرانه هم خود داستان دیگری است، تاجایی که مخالفان در سنا، تحریم‌ها را حداقل تا نیمه دوم ژانویه به تعویق انداختند. البته آمریکایی‌ها احتمالاً چه به صورت یک جانبه و چه چند جانبه به سمت تحریم ایران خواهند رفت ولی اوباما و تیم او دلایل زیادی دارند که برای این کار مردد باشند. اوباما قصد دارد همزمان با حرکت به سمت تحریم‌های بیشتر، در‌های دیپلماسی با تهران را هم باز نگه دارد ولی او و همکارانش نمی‌دانند که آیا جمهوری اسلامی هم حاضر خواهد بود زیر بار تحریم‌ها درهای دیپلماسی را باز نگه دارد؟ تازه اگر مقام‌های ایرانی همه در‌های دیپلماسی را هم باز نگه دارند، این سؤال مطرح است که تحریم‌های گسترده‌تر چقدر می‌تواند رفتار هسته‌ای ایران را تغییر دهد؟ و نهایت اینکه، آیا ایران راه‌های دیگری ندارد که موقعیت حساس خاورمیانه‌ای‌اش را بدون آمریکا تثبیت یا حتی تقویت کند؟ هر سه سؤال این روزها کاخ سفید را به خود مشغول کرده است.
اوباما بر خلاف همه بحران‌هایی که در سال 2009 با آنها دست و پنجه نرم کرد، بحران افغانستان را بزرگ‌ترین چالش پیش روی آمریکا در سال 2010 قلمداد می‌کند. شکست در بحران افغانستان به معنی رویارویی با موج جدیدی از چالش‌های فزاینده‌ای است که امنیت ملی آمریکا را مستقیم هدف قرار می‌دهد.
اوباما در افغانستان به ایران نیاز دارد و این را هم خوب می‌داند که تهران مناسبات سیاسی و اقتصادی گسترده‌ای با افغان‌ها ایجاد کرده است. صرف‌نظر از مناسبات تنگاتنگ تعران با دولت مرکزی کابل، ایران با اقلیت‌های غیر پشتون، یعنی ازبک‌ها، هزاره‌ها و تاجیک‌ها پیوندهایی قوی دارد، به خاطر همین است که علاوه بر دعوت ایران به کنفرانس لندن طی چند هفته اخیر، ترک‌ها، پاکستانی‌ها، چینی‌ها و حتی کشورهای اروپایی به دفعات خواستار کمک جدی تهران به حل مسأله افغانستان شده‌اند.
افغانستان از معدود جاهایی است که آمریکایی‌ها حاضرند در ازای حل و فصل آن، هزینه‌ای به بزرگی یک ایران هسته‌ای را قبول کنند.
هفت سال تهدید، چانه‌زنی، تعامل، میانجیگری و... رفتار هسته‌ای ایران را تغییر نداده است. طی این مدت و به خصوص در طول ماه‌های اخیر، خیلی‌ها در داخل ساختارهای تصمیم‌گیری آمریکا به این نتیجه رسیده‌اند که چون تهران قدرت هسته‌ای را هدفی استراتژیک قلمداد می‌کند، ایالات متحده قادر نخواهد بود رفتار آن را تغییر دهد. این گرایش فزاینده تیم اوباما را به دو نتیجه همزمان رسانده است؛ نتایجی که البته بخش گسترده‌ای از جمهوری‌خواهان و همین طور لابی پر قدرت اسراییل به شدت با آن مخالفت می‌کنند: الف: کاخ سفید باید به یک توافق حداقلی با ایران دست پیدا کند تا اگر متوقف کردن ایران در نقطه دهم ممکن نبود، لااقل آن را در نقطه شصت، هفتاد یا حتی نود متوقف کند.
ب: ‌هیچ لزومی ندارد که کاخ سفید به این خاطر که نمی‌تواند با ایران در زمینه هسته‌ای به توافق برسد، منافع خود در حوزه‌های دیگر را هم به پای توقف برنامه هسته‌ای ایران قربانی کند.
تحولات چند ماه اخیر نشان داده که اگر ایران حتی در بحرانی‌ترین شرایط گزینه‌هایی متنوع و قدرت‌ مانوری گسترده دارد، گذشته از گزینه‌های غیرخاورمیانه‌ای مانند چین و روسیه، سفر 12 روز قبل علی لاریجانی به مصر نشان داد که جمهوری اسلامی حتی در بین نزدیک‌ترین متحدین آمریکا نیز قدرت مانور بالایی دارد. لاریجانی در قاهره دو ساعت خصوصی با مبارک ملاقات کرد. گزارشی از اینکه در این ملاقات چه صحبت‌هایی رد و بدل شده در دست نیست ولی سفر پرشتاب مبارک به ریاض و ابراز نگرانی‌های پی در پی تل آویو که با سفر نتانیاهو به مصر تکمیل شد، نشان می‌دهد که تهران در این ملاقات پیشنهادهای بلندپروازانه‌ای به طرف مصری ارائه کرده است به ویژه اینکه مصری‌ها در برنامه هسته‌ای‌شان با ایران دغدغه‌های تقریباً مشترکی دارند. یک روزنامه با اشاره به پیامدهای دیدار لاریجانی با مبارک نوشت:‌ در جهان عرب یک اجماع در حال پدیدار شدن وجود دارد و آن اینکه همزیستی با ایران در شرایط کنونی که توازن استراتژیک منطقه‌ای عمیقاً در حال تغییر است، مطمئن‌تر است.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار