کد خبر: 200265
تاریخ انتشار: ۱۲ دی ۱۳۸۸ - ۰۰:۳۶
حجم وابستگی انسان‌ها به فناوری، استانداردهای کیفیت زندگی را تغییر داده است
فرین ثانی - دانیل گولمن (روانشناس) دوره کنونی را «عصر افسردگی» می‌نامد. با وجود پیشرفت‌های شگفت‌انگیز فناورانه که یاری‌رسان ما در فعالیت‌های روزمره هستند، ‌مردم امروز نسبت به نسل‌های پیشین بیشتر به افسردگی دچار می‌شوند. ‌البته شاید این غم و ناراحتی ناشی از خود این فناوری‌ها باشد. ‌دیگر این روزها، ‌فناوری است که شیوه زندگی ما را تعیین می‌کند. ‌گوشی‌های تلفن، ‌کامپیوتر و اینترنت در زندگی روزمره ما نفوذ کرده‌اند. ‌انگار نیازی شدید وجود دارد که هر روز ایمیل‌هایمان را چک کنیم، ‌سری به وبلاگ‌ها بزنیم، ‌صفحه عضویتمان در شبکه‌های اجتماعی را به روز رسانی کرده و از آخرین اخبار و اطلاعات مطلع شویم. ‌البته گاهی با استفاده از پیشرفته‌ترین نوت‌بوک‌ها یا تلفن‌های همراه نسل سومی این کار‌ها را انجام می‌دهیم. ‌اما در نهایت آیا ما این فناوری‌های پیشرفته را به خدمت گرفته‌ایم یا آنها ما را اسیر خود کرده‌اند؟ در مطالعه روانشناسی فناوری ‌به این نتیجه می‌رسیم که ما ناخودآگاه به سمت دنیایی می‌رویم که فناوری تمامی مسایل مربوط به رفاه و خوشی‌های ما را در آن تحت تأثیر قرار داده است. ‌هرچند فناوری در مسیر پرسرعت زندگی مدرن به طور چشمگیری می‌تواند مفید و موثر باشد اما به هر حال باید از احاطه زیاد از حد آن بر زندگی جلوگیری کرد. ‌اغلب ما به سختی می‌توانیم جلوی خودمان را بگیریم که سری به اینباکس ایمیل‌هایمان نزنیم یا فیدهای جدید را چک نکنیم. فرزندان ما که دیگر از این هم بدتر، ‌اگر روزی صفحه شبکه اجتماعی‌شان را نبینند که روزشان به شب نمی‌رسد. ‌شاید این اشکال، ‌یا این کارها برای خیلی از افراد هم معمول نباشد، ‌اما به طور قطع می‌توان گفت که آنها به چیز دیگری معتاد و وابسته هستند. ‌به فرستادن پیامک‌های متعدد، ‌استفاده از بلوتوث و دیگر قابلیت‌های گوشی موبایل، ‌تهیه غذا با مایکروویو، ‌خواندن اخبار در تله تکست یا استفاده از بازی‌های آن، ‌بازی‌های کامپیوتری و ده‌ها فعالیت دیگر که با رشد فناوری پای خود را به زندگی روزمره ‌ما باز کرده‌اند. ‌ماجرا تا حدی پیش رفته است که در بسیاری از خانه‌ها، ‌کامپیوتر محور موضوعات مشترک خانوادگی است و ابزار و رسانه‌ای است که همه با آن کار می‌کنند یا به بازی می‌پردازند. اما چه شد که اینطور شد؟ و قرار است فناوری چه بلایی سر ما بیاورد؟
به خصوص در دنیای مصرف انبوه کنونی که ما در احاطه آگهی‌های بازرگانی هستیم که رفاه و خوشبختی ما را در گرو مصرف کالاهای مادی می‌دانند. ‌دنیایی که سرنوشت کودک ما قرار است با سرمایه‌گذاری در بانک فلان و شادی‌هایمان از طریق استفاده از سرویس‌های بهمان اپراتور موبایل تأمین‌ شود. ‌در نتیجه این شرایط، ‌بزرگسالان و کودکان به طور ناخودآگاه به این باور می‌رسند که ‌برای داشتن احساس خوب در مورد خودشان یا زندگی باید آخرین مدل محصولات یا کالاها را خریداری کنند. ‌شاید به نظر بسیاری از افراد این جمله غلوآمیز به نظر برسد، ‌اما چند نفر از والدین را دیده‌اید که برای تشویق فرزندان به کسب نمرات خوب، ‌پلی‌استیشن یا کنسول‌های بازی را به عنوان جایزه این کار تعیین کرده‌اند؟ بیشتر اوقات اینطور به نظر می‌رسد که با خرید کالا یا کادویی مادی می‌توان رضایت دیگران را به دست آورد. ‌
در همین راستا، ‌مطالعات تیم کسر از دانشگاه ناکس در گالس بورگ ایلینویز نشان می‌دهد که افرادی که جایگاه بالاتری برای اشیا و کالاهای مادی قائل هستند از کسانی که وابستگی چندانی به مادیات ندارند، ‌غمگین‌ترند. ‌همچنین در این پژوهش مشخص شد، ‌مادی‌گرایی با داشتن اعتماد به نفس پایین‌تر، ‌خودشیفتگی بیشتر، ‌گرایش بیشتر به مقایسه خود با دیگران به شکلی ناخوشایند، ‌همدلی کمتر و ناسازگاری بیشتر در روابط همبستگی دارد. ‌این یعنی، ‌کسانی که به مادیات بهای بیشتری می‌دهند، ‌هم ناشادتر از سایرین هستند و نیز اعتماد به نفس پایین‌تری دارند یا در روابطشان ‌با دیگران دچار مشکلات بیشتری هستند. ‌این افراد مدام هنگام مقایسه خود با دیگران شکایت می‌کنند که بقیه از آنها وضعیت بهتری دارند یا از بدشانسی‌های خود می‌نالند. ‌ناتوانی در همدلی با دیگران و نشان دادن عواطف به شکلی دوستانه، ‌البته با شدت و ضعف متفاوت در میان افراد مختلف، ‌از دیگر مشکلاتی است که ماتریالیست‌ها و مادیات‌گرایان با آن دست به گریبانند. ‌متأسفانه، ‌فرهنگ شرقی نیز به تأسی از غرب به این باور می‌رسد که زمان، ‌پول است. ‌شاید اصطلاح وقت طلاست در فرهنگ ایرانی هم وجود داشته، ‌اما معنای نهفته در آن به ارزش معنوی زمان اشاره دارد و لزوم توجه به بیهوده تلف نکردن آن و نه مفهومی مادی یعنی هدف در اینجا کسب پول بیشتر یا بالابردن کارایی نیست. ‌اما در فرهنگ غربی، ‌این اصطلاح باعث شده، ‌فاصله موجود میان محل کار و خانه کمرنگ شود و گوشی موبایل، ‌کامپیوتر و لپ‌تاپ‌ها، ‌خانه‌ها را به محل کاری خانگی تبدیل کنند. ‌جالب اینجاست که یکی از مدیران منابع انسانی در یکی از شرکت‌های فناوری‌های پیشرفته می‌گوید: ‌مسؤولان شرکت برای من خط موبایلی اختصاصی خریداری کرده‌‌اند به این ترتیب می‌توانند 24 ساعته من را در اختیار داشته باشند. ‌به علاوه لپ‌تاپی به من داده‌اند، ‌بنابراین دفتر کارم همواره با من است و هیچ‌گاه از این حجم سنگین فشاری که بر من وارد می‌شود خلاصی ندارم. ‌او حسابی از این وضع ناخشنود و ناراضی است اما وقتی پای پول در میان است، ‌همه ما از «نه» گفتن باز می‌مانیم. ‌شما شرایطی مشابه او ندارید؟ جملات او برای شما آشنا نبودند؟ اگر خودتان در این وضعیت نباشید، ‌حداقل در طول هفته با دوستان و آشنایانی برخورد می‌کنید که این جملات فصل مشترک گفته‌های آنها باشد. ‌
به طور کلی روانشناسان معتقدند، ‌فقدان تفکیک مشخص و کافی میان محیط کار و خانه، ‌به طور قطع روابط ما با افرادی که دوستشان داریم را خراب می‌کند. ‌همچنین این امر باعث می‌شود به هزینه زندگی آینده‌مان یا اهداف درازمدتی که آرزوی تحقق آنها را در دل می‌پرورانیم، ‌از زمان حال و اکنونمان هزینه کنیم و توجهمان تنها به حال معطوف باشد. ‌جوامع امروز با وجود این فشارهای چندگانه که ما را از هر سو تهدید می‌کند، ‌در معرض خطر تعویض و تغییر استانداردهای کیفیت زندگی قرار دارند. ‌به این ترتیب، ‌ما به کشف راه و روش‌هایی نیازمندیم که بخش‌هایی که به فناوری واگذار کرده‌ایم را دوباره پس بگیریم. ‌این به این معناست که در حال حاضر، ‌فناوری‌ها بر بخش عمده‌ای از زندگی روزمره ما تسلط یافته‌‌اند و لازم است که از شدت این سلطه بکاهیم و یادبگیریم چگونه به شکلی سالم و مثبت از فناوری استفاده کنیم. ‌پیشنهاد ما در اینجا، ‌گرایش به نظریه خودرأیی یا تصمیم‌گیری مستقل است.
این نظریه توسط ادوارد دکی (Edward Deci) و ریچارد راین (Richard Ryan) استادان روانشناسی دانشگاه راچستر در نیویورک ارایه شده است. ‌این نظریه به 3 عنصر حیاتی و اصلی سلامت رشد شخصی و کارکردی اشاره دارد که می‌توانند برای تنظیم مجدد روابط ما با فناوری مورد استفاده قرار گیرد.
استقلال
اولین فاکتور، ‌استقلال است یعنی اینکه احساس کنیم نوع و حجم فعالیت‌هایمان را خودمان انتخاب کرده‌ایم و باب میل خودمان است. ‌به شکلی ساده و واضح می‌توانیم ببینیم که فناوری چگونه استقلال‌مان را گرفته اما از طرفی با مدیریت صحیح آن می‌توان استقلال از دست رفته را دوباره به دست آورد. ‌تنها کافی است زمانی که به خانه می‌رسید، ‌گوشی موبایلتان را خاموش کنید و یا تنها زمان‌های خاصی را برای پاسخ دادن به ایمیل‌ها و استفاده از اینترنت اختصاص دهید. ‌با این کار شما هستید که تعیین می‌کنید چه زمانی در دسترس هستید نه دیگران.
شایستگی
دومین عامل، ‌نیاز به تقویت حس شایستگی و صلاحیت است. ‌ما باید به این باور برسیم که کارهایمان موثر است. ‌در این مورد، ‌پیچیدگی‌های ارتباط ما با فناوری کمی مسأله‌ساز است. ‌زیرا بسیاری از ما تنها زمانی احساس شایستگی و لیاقت می‌کنیم که افراد زیادی در وبلاگمان کامنت بگذارند یا توانسته باشیم جدید‌ترین مدل از یک برند خاص گوشی را خریداری کنیم. ‌در اینجا باید به این حس برسیم که واقعاً چه بازخوردهایی برای ما مهم و در زندگی شخصی ما تأثیرگذار است. ‌باید احساس شایستگی را در ادامه احساس استقلال‌مان دنبال کنیم و در نهایت از فناوری در جاهایی که امکان‌پذیر بود و به ما کمک می‌کرد، ‌استفاده کنیم.
وابستگی
عامل سوم وابستگی است. ‌منظور احساسی است که باعث می‌شود بخواهیم با دیگران در ارتباط نزدیک و صمیمی باشیم. ‌فناوری تهدیدی برای این احساس است. ‌دستگاه‌هایی مثل آیپاد ما را درون حباب و حصاری نگه می‌دارند و مانعی سر راه ارتباطات روزمره و طبیعی ما با انسان‌های دیگر هستند. ‌این دستگاه‌ها ممکن است روابط مجازی بیافرینند که پای آنها به ارتباطات زندگی واقعی ما هم کشیده شود. ‌روانشناسان به این نتیجه دست یافته‌‌اند که تفاوت اصلی میان افراد شاد و ناشاد در وجود یا فقدان روابط اجتماعی خوب، ‌قوی و ارضا کننده است. ‌یکی از راه‌های اصلی شاد زیستن، ‌گذراندن زمان به اندازه کافی با دوستان و خانواده است. ‌
البته شاید بتوان عامل چهارمی را هم به موارد قبلی افزود: ‌تفکر انتقادی. ‌در زندگی امروز که ما در هر ساعت از شبانه‌روز در معرض آگهی‌های مستقیم و غیر‌مستقیم بازرگانی هستیم، ‌باید یادبگیریم که ارزش هر پدیده‌ای را خودمان محک بزنیم، ‌آنچه می‌شنویم را به سادگی نپذیریم و ابتدا دریافت‌هایمان را تحلیل کرده و بعد تصمیم بگیریم. ‌شاید استقلال، ‌حس شایستگی و وابستگی به همراه تقویت تفکر انتقادی یکی از راه‌های موثر در نحوه مواجهه ما با فناوری و گسترش شادمانی و رفاه باشد. ‌
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار