
هدی السادات حسینی - داخل خانه نیز مادرمنتظر بود تا اهل خانه بیایند وسفره پهن شود. سفره ای که کمتربه سفرههای حالا شباهت داشت. ازسبزی تازه و ماست و خیار گرفته تا دوغ و شربت وانواع ترشی درآن پیدا می شد. رنگ سفره به همین تنقلاتش بود. همه دورهم می نشستند و گپی و خواب نیمروز. بعد دوباره پدر می رفت سراغ کاسبی و بچهها به درس و مشق و بازی می رسیدند. اما حالا بوی روغن سوخته ودود کباب شهر را پر می کند و حسرت سفره های قدیم را به دلمان می گذارد. مادر اگر خستگی کار اجازه دهد مرغی در آب می گذارد و پلوپز هم وظیفه پخت چلورا برعهده دارد. هرچند این اتفاق هم شاید هرشب هم رخ ندهد. اما هنوز نسل مادرانی که به سفره های رنگی و آشپزی اعتقاد دارند، منقرض نشده است. مهین شریفی 53 سال دارد وهنوز هم با عشق و علاقه آشپزی می کند، او می گوید: تمرکز و آرامشی که آشپزی به من میدهد در هیچ فعالیت دیگری به دست نمی آورم. او که به تازگی بازنشسته شده است، ادامه می دهد: زمانی که کار می کردم نیز از خانه داری و آشپزی جدا نبودم. شبها ناهار بچهها حاضر بود و کافی بود ظهر که به خانه می آیند غذا را گرم کنند و زمانی هم که به خانه می رسیدم به نظافت می پرداختم. گذاشتن ترشی و پخت مربا هم از تفریحات ایام تعطیل بود. این کارمند بازنشسته بانک درباره عدم علاقه دختران جوان به آشپزی می گوید: قبول ندارم که جوان ترها علاقه ای به آشپزی ندارند. دختر من 20 ساله است و تازه ازدواج کرده، او هم تحصیل میکند و هم سر کار می رود ولی به خانه داری علاقه مند است. او اضافه می کند: شاید مانند من به امور خانه نرسد اما رسیدگی به امور خانه در خون ما خانمهاست. من نیز مانند مادرم کدبانو نبودم. مادر مرحومم تابستانها بساط رب گیری و لواشک پزون راه
می انداخت و دبه های ترشی را پر می کرد. تنقلاتی که ما می خوردیم انواع میوه های خشک شده بود که دستپخت هنر مادرم بود. بگذریم که لباس های تابستان و زمستانمان هم کار دست مادر بود ولی حالا نمی توان تنها به خانهداری پرداخت باید در خرج خانه کمک حال شوهر بود. هرچند او معتقد است: اگر درآمد مردخانه کفاف زندگی را داد، بهترین جا برای زن، خانه است و مراقبت از کودکان. شهر که از شتاب اول صبح فارغ می شود، مادر سبد خریدش را بر می دارد و می رود سراغ گوشت تازه و سبزی شاداب و نان گرم برای ظهر. جوان ترها کمتر به تازگی توجه دارندوغروب پنجشنبه را داخل یکی از فروشگاه های بزرگ که همه چیز یخ زده و بسته بندی شده رادارد می گذرانندو برای یک ماه خرید می کنند. اما چرا نسل جوان به کدبانویی مادرانشان نیستند. جعفرمحمدی، روانشناس خانواده دراین باره میگوید: برای انجام هر کاری فراگیری مهارتهایی لازم است و خانه داری هم از این امر مستثنی نیست. در قدیم که خانوادهها پر جمعیت بودند دختر بزرگ خانواده فرضاً 5 فرزند کوچکتر از خودش را بزرگ و 5 بار مادری را تجربه کرده بود و در خانه شوهر مشکلی در امر مادری نداشت. از طرف دیگر در کارهای خانه از آشپزی تا مهمانداری نیز نظارت داشت. این بود که کمکم تبدیل به کدبانویی ماهر میشد. مادر همه چیز را به او آموزش میداد، از تناسب پذیرایی در فصول مختلف تا آداب مهمانداری و سفره آرایی. وی با بیان این مطلب که چه در گذشته و چه در حال میزان آموزش مهارتها به دختران بیشتر از پسران بودهاست، ادامهمیدهد: با این حال حتی آموزشهای جزئی که به دختران و پسران داده میشود، در میزان موفقیتشان در زندگی مؤثر است.این کارشناس یکی از مشکلات ابتدایی در آغاز زندگی مشترک را عدم آشنایی دختران جوان با مهارتهای اولیه زندگی عنوان می کند. محمدی با اشاره به اینکه هیچ کدام از موارد خانه داری وظیفه زن نیست، تأکید می کند: البته باید توجه داشت که مرد آشپز یا آبدارچی استخدام نکرده است. در عرف جامعه معمول است که زنان این کارها را انجام میدهند. فراگیری این مهارتها برای مردان هم لازم است. آنها هم باید بتوانند به همسر خود کمک کنند تا او هم طعم زندگی را شیرینتر احساس کند. روی دیوارهای رستوران با حروف درشت نوشته اند : «غذای خانگی» و نام چند غذای قدیمی نیز در کنار این نوشته آورده اند. غذا خوری شلوغ است و مشتری غذاها نیز بیشتر جوانها هستند. کوفته، دلمه، کله جوش و. . . این جا طرفدارزیادی دارد، به قول مجید جلالی این روزها این غذاها جزء میراث تاریخی شده اند و کمتر خانم جوانی با پخت این نوع غذا آشناست. او می گوید: 3 سال است که ازدواج کردهام ولی تا به حال یک بار هم در خانه مان کوفته نخوردهام و مگر زمانی که به منزل پدرها و مادرهایمان می رویم. او ناراضی نیست و معتقد است، وقتی خانماش همپای او کار میکند نباید انتظارپخت غذاهایی را داشت که پختشان به اندازه یک شیفت کار زمان می برد البته او کارکردن زنان را تنها دلیل دوری آنها از آشپزی نمی داند و می گوید: خواهر خودم خانه دار است اما او نیز مانند مادرم کدبانو نیست و صبحها به کلاس ورزش می رود و بعضی روزها نیز انواع کلاس های آموزشی. فرهادغلامی، روانشناس در این باره می گوید: به سبب تغییر ارزشها و تحولات اجتماعی نیاز به باز تعریف نقش زنان در جامعه است. او ادامه می دهد: بالا رفتن میزان قبولی دختران در دانشگاه و افزایش زنان شاغل نشان می دهد زنان نیز علاقه ای به تعریف قدیمی از نقششان در جامعه ندارند و گرایش بیشتر به حضور در جامعه است تا ماندن در خانه و رسیدگی به امور منزل. این روانشناس خانواده به «جوان » می گوید: این علاقه تازه به تغییر الگوها نیز مرتبط است یعنی دختر خانواده دیگر مادر خود را الگو نمی داند و دنبال الگوهای دیگری خارج از خانواده است. او می گوید : رسانهها نیز در ارائه این الگو مؤثر هستند و زنانی را موفق نشان می دهندکه دارای مقام بالاتری درمحل کار هستند. غلامی تأکید می کند: اما بسیاری از مشکلات فرزندان ریشه در عدم توجه والدین در کودکی و نظارت در نوجوانی دارد. رسانهها به جای آنکه به زنان موفق در محل کار بپردازند، باید به ریشه های عدم موفقیت و افسردگی و جرایم اطفال بپردازند. معماری خانه های جدید را هم که بنگری کوچک ترین مکان آشپزخانه است، زمانی مهمترین و استراتژیک ترین جای خانه آشپزخانه بود. بو و طعم غذاهایی که در این جا پخته می شد اعضای خانه را سحر میکردو سبب می شد هر جا که باشند خود را به هم برسانند ودیگر هر کس خود را قبل از آنکه به خانه برساند سیر نمیکرد و سفره خانهها و فست فودها نیز این قدر پر مشتری نبودند.