شیوا نوروزی - هیچكس تصور نمیكرد پسر قدبلند، سربهزیر و درسخوان اردبیلی روزی شهرت جهانی پیدا كند، آن هم نه از راه تحصیل بلكه بهعنوان مهاجم پرسپولیس، كاپیتان تیم ملی فوتبال ایران، سرمربی سایپا، سرمربی تیم ملی فوتبال و در نهایت سرمربی پرسپولیس و البته آقای گل دنیای فوتبال. انتخاب علی دایی بهعنوان سرمربی پرطرفدارترین تیم آسیا و بازگشت او به دنیای پرحاشیه فوتبال ایران موجب شد نگاهی كوتاه به دیروز و امروز آقای گل جهان بیندازیم.از اردبیل تا پرسپولیسشهریار فوتبال خود را از باشگاههای كوچك زادگاهش از جمله شهرداری اردبیل و استقلال این شهر آغاز كرد، سپس به دانشگاه شریف راه یافت و پس از اقامت در تهران به تیم تاكسیرانی تهران ملحق شد و سپس به عضویت تیم بانك تجارت درآمد؛ تیمی كه هدایتش را ناصر حجازی برعهده داشت. در همانجا بود كه دایی در اوج جوانی شكوفا شد و بیش از پیش مورد توجه اهالی فوتبال قرار گرفت و برای اولینبار توسط علی پروین، سرمربی وقت تیم ملی فوتبال برای خدمت به تیم كشورش فراخوانده شد. عملكرد خوب علی دایی در تیم حجازی و رضایت سلطان قرمزهای پایتخت سكوی پرتاب كاپیتان دایی شد تا فوتبال حرفهای را با پیراهن پرسپولیس ادامه دهد.اعتماد پروین جواب دادشهریار فوتبال ایران آنقدر خوش درخشید تا همگان و از جمله علی پروین او را بهعنوان پدیده دهه 70 پذیرفتند، تا آنجا كه پروین در بازیهای مقدماتی جام جهانی 1994 آمریكا از علی دایی بهعنوان یكی از مهرههای كلیدی خود استفاده كرد. از طرفی دایی هم پاسخ اعتماد پروین، مربیای كه به هر بازیكنی اعتماد نمیكند را داد و در همان مسابقات چهار گل (یك گل به ژاپن، یك گل به عراق و دو گل به كره شمالی) به ثمر رساند تا عملاً به یكی از بازیكنان تأثیرگذار تیم ملی شناخته شود. هر چند بهرغم تمام فداكاریهای ملیپوشان، ضعف غیرقابل انكار بهزاد غلامپور، سنگربان تیم ملی برانگیزه و تلاش بازیكنان ایرانی غلبه كرد و حسرت صعود به جامجهانی 2004 بر دل دایی و میلیونها هوادار فوتبالدوست باقی ماند.نسل طلایی تیم ملیدو سال عضو پرسپولیس و یك سال را در السد قطر گذراند تا نوبت به جامملتهای 96 رسید. اینبار نوبت محمد مایلیكهن بود كه از وجود علی دایی در تیمش بهرهمند شود و نسل طلایی تیم ملی متشكل از جوانانی باانگیزه و با ادعایی بسیار كمتر از آنچه فوتبالیستهای كنونیمان دارند را پیدا كند و فوتبال ملی را برای چند سال بیمه كند.علاوه بر گلهایی كه در مرحله مقدماتی جام ملتها به ثمر رساند، چهار گل ارزشمند دایی به كره جنوبی هنوز از یاد چشمبادامیها نرفته. با این حال قضاوت ناعادلانه داور مصری در دیدار نیمهنهایی حق مسلم ایران را درست پای فینال از شاگردان مایلیكهن گرفت تا تیم ملی كشورمان با پیروزی مقابل كویت بهعنوان سومی رقابتها قناعت كند. دایی در مجموع 21 گل در جامملتهای 1996 به ثمر رساند.كاپیتان در جمع حماسهسازان ملبورندرست پس از جام ملتها بود كه علی دایی و كریم باقری به بوندسلیگا ترانسفر شدند و فصل 98-97 را در آرمینیابیلهفلد گذراند. با آغاز مقدماتی جام جهانی 1998 فرانسه شور عجیبی در تیم ملی ایران به وجود آمد، تا آنجا كه همه ایرانیان برای رسیدن به جامجهانی آن هم پس از 20 سال لحظهشماری میكردند. دایی سهم بالایی در ماراتن حضور تیم ملی بهعنوان سی و دومین تیم در جامجهانی 98 داشت. پس از آنكه امیدمان از صعود مستقیم ناامید شد، سفیدپوشان برای پیروزی به استرالیا همقسم شدند. كاپیتان دایی تا خلق حماسه ملبورن دست از تلاش بر نداشت و پاس ارزشمندش به خداداد آخرین سهمیه جامجهانی را نصیب ایران كرد. شهریار علاوه بر 9 گلی كه در بازیهای مقدماتی به نام خود ثبت كرد در مصاف با آمریكا و گل دوم ایران به این تیم، با پاس بینقصاش به مهدی مهدویكیا آمریكاییها را مجبور كرد دستها را به علامت تسلیم بالا ببرند.پیش به سوی بوندسلیگافصل 99- 98 نقطه اوج فوتبال او بود. دایی آنقدر خوش درخشید تا فرانس بكن بائر رئیس باشگاه بایرن مونیخ او را برای حضور در بالاترین سطح فوتبال دنیا انتخاب كرد. این نخستینباری بود كه بازیكنی از ایران و حتی آسیا فرصت حضور در باشگاهی معتبر همچون بایرن را پیدا میكرد. شهریار همراه با باواریاییها تا فینال جام باشگاههای اروپا پیش رفت و در كنار سایر هم تیمیهایش مدال نقره را بر گردن آویخت. مقصد بعدی پسر اردبیلی، هرتابرلین بود. دایی با پوشیدن پیراهن شماره 9 هرتا جزء بازیكن اصلی محسوب میشد و با پیراهن این تیم افتخاری دیگر برای فوتبال ایران به ارمغان آورد. كاپیتان اسبق تیم ملی در جام باشگاههای اروپا دو بار دروازه چلسی و یك بار دروازه آثمیلان را گشود تا علاوه بر حضور موفق راه را برای پیوستن دیگر فوتبالیستهای با استعداد قاره كهن از جمله مهدویكیا و ناكاتا هموار سازد.سوتی طلاییعلی دایی خاطره خوشی از جامملتهای 2000 ندارد. نتایج عجیبی در این دوره رقم خورد، عربستان چهار گل از ژاپن دریافت كرد، كرهایها به كویت باختند و ما هم در مقابل تایلند حرفی برای گفتن نداشتیم. هر چند سعودیها در عین خوششانسی به فینال رسیدند اما چشمبادامیها انتقام شكست تحقیرآمیز دوره قبل (شش تایی شدن مقابل ایران) را گرفتند و در دقایق پایانی با گل طلایی و البته پاس طلایی دایی به برتری رسیدند تا تیم جلال طالبی در مرحله یك چهارم از گردونه رقابتها حذف شود و سه گل كاپیتان نقش بر آب شود.حذف تیم بلاژمیزبانی مشترك كرهجنوبی و ژاپن ما را امیدوار به صعود مستقیم به جام جهانی 2002 كرده بود؛ش چرا كه علاوه بر چهار سهمیه مستقیم آسیا و شانس حضور تیم پنجم در مرحله پلیآف، دو قدرت دیگر قاره بهطور مستقیم و با امتیاز میزبانی در مسابقات حضور یافتند. در حالی كه میتوانستیم به راحتی از سد بحرین بگذریم و صعود مستقیم را جشن بگیریم در كمال ناباوری سه بر یك به عربها باختیم هر چند از ابتدا هم معلوم بود مقابل تیم پانزدهم قاره سبز (ایرلند) راه به جایی نمیبریم اما ملیپوشان در مجموع دو بازی رفت و برگشت امارات را با چهار گل شكست دادند ولی مصاف با ایرلند نتیجهای جز نرسیدن به جامجهانی 2002 ژاپن و كرهجنوبی برایمان نداشت (باخت دو بر یك در مجموع دو بازی رفت و برگشت) حضور گلزنانی چون دایی و كریمی هم گره از مشكلاتمان باز نكرد تا اخراج بلاژویچ تنها جواب مسؤولان فوتبال به منتقدان و فوتبالدوستان باشد.عنوان سومی ایران در جام ملتهای 2004 پكن نهایت تلاش برانكو ایوانكوویچ بود. علاوه بر درگیری بداوی و رضایی در دیدار با عمان، در نیمه نهایی ملیپوشان وقت لازم را در زدن پنالتی نداشتند. تا آنجا كه مبعلی و گلمحمدی دو پنالتی را از دست دادند تا چین میزبان به فینال برسد. علی دایی در این دوره با به ثمر رساندن چهاردهمین گلش در بازی ردهبندی برترین گلزن تمام ادوار جام ملتها نام گرفت.كابوس 2006كابوس شهریار همزمان با مقدماتی جامجهانی 2006 آغاز شد. علی دایی با وجود بازیهای خوب دوران جوانی، پا به سن گذاشته بود و در سالهای پایانی بازیگریاش مورد انتقاد كارشناسان، هواداران و مطبوعات قرار گرفت. هر چند توانست در 24 آبان 1383 با چهار گل دروازه لائوس را باز كند و نام خود را بهعنوان اولین فوتبالیست تاریخ جهان كه 100 گل ملی در كارنامه دارد ثبت كند اما عملكرد ضعیف او در مسابقات جامجهانی آلمان و اصرار برانكو برای حضور ثابت در تیم ملی سیلی از انتقادات را علی دایی به راه انداخت تا آنجا كه با حذف ایران در مرحله گروهی جامجهانی و بازگشت تیم ملی به كشور، علی دایی همراه تیم به ایران بازنگشت تا بحث خداحافظی اجباری او به واقعیت تبدیل شود.شهریار دوباره اسطوره شدبا فروكش كردن انتقادات، دایی فعالیتش را با باشگاه سایپا ادامه داد. هر چند كاپیتان دیگر مثل گذشته محبوب نبود اما موفقیت وی در سایپا و قهرمانی این تیم در لیگ برتر (87 - 86) به عنوان بازیكن و سرمربی دوباره توجه همگان را به اسطوره فوتبال ایران جلب كرد. دایی آخرین گل رسمیاش را در روز 7 خرداد 86 و همزمان با قهرمانی سایپا به ثمر رساند.اسطوره شكستاواسط فصل ششم لیگ برتر بود كه فدراسیون و شخص كفاشیان كه به تازگی و به لطف تعلیق فوتبال ایران به ریاست رسیده بود در به در دنبال سرمربی برای تیم ملی میگشتند؛ از كلمنته و ماتئوس گرفته تا افشین قطبی اما در نهایت 12 اسفند 86 علیدایی سكان هدایت تیم ملی را به دست گرفت تا دو شغله بودن او (سرمربی همزمان تیم ملی و سایپا) بار دیگر بهانهای برای انتقاد شود. به علاوه ارائه لیست تیم ملی و حضور 5 بازیكن سایپا آن هم در شرایطی كه این تیم در میانه جدول قرار داشت و عدم دعوت از برخی بازیكنان انتقادها را به شدت افزایش داد.با این حال شهریار فوتبال ایران جرأت كرد و بازیكنان اسمی را كه فقط به اسم لژیونرشدن جای جوانها را تنگ كرده بودند بیرون گذاشت. با این حال شكست تلخ تیم ملی به عربستان در ورزشگاه آزادی و مقابل دیدگان رئیس جمهور و صد هزار تماشاگر علاقهمند تلاشهای اسطوره را نقش بر آب كرد. كفاشیان هم كه روزی دم از حمایت قاطعانه از دایی میزد آسانترین راه برای ساكت كردن اعتراض هواداران یعنی بركناری سرمربی را انتخاب كرد.بازگشت پس از ماهها سكوتآقای گل جهان 9 ماه تمام سكوت كرد؛ سكوتی كه تا چند روز پیش هرگز شكسته نشد. چندروز قبل خبری در محافل ورزشی پیچید؛ بازگشت علی دایی به عرصه فوتبال و این بار در قامت سرمربیگری پرطرفدارترین تیم ایران و آسیا 7 دی ماه بود كه حبیب كاشانی سرپرست پرسپولیس رسماً دایی را سرمربی جدید قرمزهای پایتخت معرفی كرد.دایی حالا مرد اول نیمكت تیمی است كه برایش بازی كرده، گلزده و حتی دربرابرش هم قرار گرفته. به عنوان بازیكن به پرسپولیس گل زده و در كسوت مربیگری هم مقابلش ایستاده. اما امروز نوع سوم دایی و پرسپولیس رقم خوردهاست؛ او سرمربی سرخ هاست. علی دایی كه تا به امروز ثابت كرده ترسی از ریسك كردن ندارد این بار هدایت تیمی را برعهده گرفته كه هوادارانش جز به قهرمانی راضی نمیشوند. باید منتظر ماند و دید آیا باز هم نقدهای غیرمنصفانه و جبههگیری مخالفان اسطوره را زمین خواهد زد و یا این بار اسطوره است كه نقشه مخالفان را نقش برآب میكند.