کد خبر: 199651
تاریخ انتشار: ۰۶ دی ۱۳۸۸ - ۱۵:۰۶
هدی السادات حسینی - شهر که سیاه پوش می‌شود و پرچم‌های سیاه و سرخ که از سر در خانه‌ها آویزان می‌شود . آن زمان دیگر شب‌ها زمان خواب نیست . صدای طبل و زنجیر نوای نوحه خوان می‌شود‌،صدای شب‌های سیاه .
بوی قیمه نذری و اسپند کوچه را پر می‌کند. انتهای کوچه چادری برپا می‌کنند و تکیه کوچکی می‌زنند . جوان‌ترها به جای آن که غروب‌ها را سر کوچه به شب برسانند. در تکیه کوچک محله مشغول هستند و سعی می‌کنند بزرگ‌تر از گذشته باشند.
همسایه نیز همیشه شب تاسوعا شله زرد دارد و همه خانواده و اهل محل توی حیاطشان جمع هستند .
از صبح که برنج‌های نیم دانه خیس خورده را توی دیگ بزرگ روی آتش می‌گذارد تا زمانی که قراراست کره و آب زعفرانش را بریزد و سینی بزرگ مسی را رویش بگذارد .
همه دور دیگ جمع می‌شوند و هم می‌زنند و حاجت دلشان را با هر هم‌زدنی می‌گویند و امیدوارند تا سال آینده پای دیگ نذری خودشان باشند .
این شب‌ها همه همدرد می‌شوند و غم دل‌ها یکی می‌شود. انگار مهربانی و ایثار نقش آفرین‌های کربلا درخانواده‌ها تزریق می‌شود .
اما چرا از این روحیه ایثار در خانواده‌های ایرانی در روزهای دیگر سال خبری نیست ؟
علی مهدوی‌، کارشناس مسائل مذهبی با بیان این که روحیه ایثار و فداکاری در جامعه امروز رنگ باخته و خود خواهی اصل ارتباطات فعلی شده است‌،به «جوان» می‌گوید : فردگرایی افراطی سبب فراموش شدن ایثار و گذشت در جامعه شده و شکل‌گیری یک گفت‌وگوی فراگیر همگانی از رسانه‌ها نقش موثری در از بین رفتن فردگرایی افراطی جامعه و نهادینه کردن ایثار و شهادت دارد.
وی ادامه می‌دهد : ایجاد فرهنگ ایثار و شهادت باید از گذشت‌های کوچک‌ در جامعه آغاز شود و این فداکاری‌های کوچک را به اندازه‌ای اشاعه دهیم تا فراگیر شده و در جامعه نهادینه شود.

انگار کسی این روزها مراقبمان است . صدای لرزش طبل توی جانمان می‌رود و دل‌های غبار گرفته مان را تکان می‌دهد . دیگر نمی‌توان به صدای اذان بی تفاوت بود و با نوای اولین الله اکبر دلت پرواز می‌کند به سمت آسمان‌ها و یادت می‌آید‌، نمازی که زیر تیزی شمشیر و خون خوانده شد. به قول مادر این روزها زمانی است برای احیای دین و یادآوری نکاتی که فراموشمان شده است .
دست کم در این ده روز دعوایی برای انتخاب کانال تلویزیونی مورد علاقه‌مان نمی‌کنیم. حمید شریفی سال‌ها است که در یکی از محله‌های قدیمی تکیه دارد‌،به قول خودش برکت کل زندگی‌اش را مدیون همین ده روز عزاداری امام حسین (ع) است .
او درباره کم رنگ شدن فرهنگ ایثار در میان خانواده می‌گوید: قدیم‌تر مردم با هم مهربان‌تر بودند‌، یکدلی بیشتر بود اما حالا نیز واژه ایثار وگذشت مقدس و محترم است . هرچند که کمرنگ‌تر از گذشته شده اما مثل برخی از واژه‌ها هنوز تغییر ماهیت نداده است .
به اعتقاد این پیرمرد 67 ساله هر جامعه‌ای بسیاری از پیشرفت‌های خود را مرهون و مدیون افراد ایثارگر بوده است که در راه ایجاد آبادی و ترقی سرزمین خود از خواسته‌ها و امیال خود گذشتند و رفاه و آسایش و امنیت مردم را بر رفاه و آسایش و امنیت خود ترجیح دادند.
او می‌گوید: برای گذشت و ایثار باید خیلی بزرگوار بود و برای بزرگوار بودن باید خیلی انسان بود.اما برای انسان‌های واقعی این گذشت و بزرگواری آنچنان دلپذیر و لذت بخش است که هرگز آن را با خودخواهی‌های دیگران عوض نمی کنند و احساس رضایت حاصل از این ایثار را بر حس خودخواهی ترجیح می‌دهند.
شریفی از شادمانی دل ایثارگران می‌گوید و خاطرنشان می‌کند: فداکاران از فداکاری خود خشنودند اما هرگز ظالمان از ظلم خود لذت نمی برند مگر آنکه شخصیتی بیمارگونه داشته باشند. هرآنچه که انسان را به انسان بودنش نزدیک می‌کند و او را در مسیر تکاملی خود پیش می‌برد احساس والایی از هستی به او می‌بخشد و هر آنچه که او را در مسیر حیوانی پیش می‌برد احساس پستی و رذالت را در او زنده می‌کند و به‌سوی درجات پایینی از انسان بودن سوق می‌دهد. به اعتقاد وی اوج ایثار، ایثار خون و جان است. ایثارگر، کسی است که حاضر باشد هستی و جان خود را برای دین خدا فدا کند، یا در راه رضای او از تمنیات خویش بگذرد. در صحنه عاشورا، نخستین ایثارگر، سیدالشهدا علیه‌السلام بود که حاضر شد فدای دین خدا گردد و رضای او را بر همه چیز برگزید و از مردم نیز خواست کسانی که حاضرند خون خود را در این راه نثار کنند و با او همسفر کربلا شوند.

صدای نوحه می‌آید و مادر آرام اشک می‌ریزد‌،سال‌ها است که مادر همراه نوحه ابوالفضل اشک می‌ریزد و همچون مادری که کودکش را از دست داده باشد برای علی اصغر بی‌تابی می‌کند. پدر هم مرد دو خانه است. پای دیگ می‌ایستد و شب‌ها تا دیر وقت آشپزخانه مسجد را تمیز می‌کند. مادر می‌گوید: این کار‌ها و مردانگی‌ها را روزهای دیگر هم ادامه می‌دادی دیگر فریای در خانه نبود. بر اساس آمارها این آرامش در دل همه است و جنایت هم در این روزها کمتر می‌شود. سعیده میر عباسی‌، روانشناس درباره علت کاهش برخورد‌ها می‌گوید: در این ایام روح معنویت در خانواده‌ها زیاد می‌شود و ایمان به خدا نیروی خارق العاده به انسان می‌بخشد که در تحمل سختی‌های زندگی روزمره او را کمک می‌کند. از نگرانی و اضطرابی که بسیاری از مردم زمان ما در معرض ابتلا به آن هستند دور می‌سازد. دوره‌ای که توجه فراوان به زندگی مادی و رقابت شدیدی برای به‌دست آوردن مادیات بین مردم به وجود آمده است، همین گرایش باعث فشار روحی بر انسان معاصر و گیجی و سردرگمی او شده است.
او تاثیر دعا را در آرامش خانواده‌ها بسیار می‌داند و می‌گوید :نتایج پژوهش‌های جدید در رابطه با استفاده از دعا در زندگی روزمره و تأثیر آن بر سلامت روان حاکی از آن است که بین فراوانی استفاده از دعا با سلامت روانی رابطه معنی دار وجود دارد. یعنی افرادی که بیشتر به دعا می‌پردازند سلامت روانی بیشتری دارند. افسردگی و اضطراب شایع‌ترین اختلالات روانپزشکی است که با توجه به شیوع بالا و هزینه‌های بهداشتی توجه بسیاری از متخصصین بهداشت روانی را به خود جلب کرده است. با توجه به یافته‌های بررسی حاضر مبنی بر وجود رابطه معنی دار میان اضطراب و افسردگی و فراوانی استفاده از دعا و همچنین بررسی‌های قبلی به نظر می‌رسد در سیاست‌گذاری‌های بهداشت روانی به‌ویژه در پیشگیری از اضطراب و افسردگی توجه به این ارتباط دوسویه مخلوق- خالق حیاتی باشد.
این روزها خانه بزرگ‌ترها و محله‌های قدیمی شلوغ‌تر از همیشه است. عزاداری‌های این محله‌ها حس و حال خاصی دارد. خیلی‌ها به بهانه شرکت در عزاداری‌های امام حسین (ع) سری به محله‌های کودکی‌شان می‌زنند و بوی خون گوسفند قربانی و اسپند و صدای فریادهای
«یا حسین» را در کوچه پس کوچه‌های قدیمی محله‌شان می‌گذرانند.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار