
محمد صادق زمانی
هژمونیها (سیادتها) همواره نقش تعیینکنندهای در بازده رفتاری- کرداری جوامع دارند. برای بررسی «چرایی» رفتارهای موجود در یک جامعه باید سراغ هژمونی یا هژمونیهای موجود در آن جامعه رفت. هژمونیهای دینی و عقیدتی در هر جامعهای همواره بالاترین قدرت را در بسیج و هدایت افکار عمومی و ایجاد حس اشتراک بین مردم دارا هستند.
در جامعه ایران نیز، هژمونی مناسبات دینی و عقیدتی از قدرت چشمگیری در تولید و بازتولید حس اشتراک و اتحاد میان شهروندان برخوردار است. از میان همه مناسبات عقیدتی در جامعه ایران، حکایت محرم و عاشورا و شهادت امام حسین(ع) از قدرتمندترین هژمونیهای عقیدتی است که در لایههای عمیق اعتقادی و ارزشی جامعه نهادینه شده است.
هژمونی عاشورا در فرآیند تولید و بازتولیدهایی که داشته و دارد، توانسته است پارادایمهای تعیینکنندهای را ایجاد کند که مهمترین آنها، «پارادایم وحدت» است، به گونهای که در جریان یادبود این مناسبت عقیدتی، همه افراد جامعه با هر نگرش و دیدگاهی که دارند کنار همدیگر قرار گرفته و در گفتمان عاشورا به اشتراک و اتحاد میرسند. عمق این اتحاد به اندازهای است که در نهایت به همکاری و همدلی منتهی میشود.
عاشورا یک «دال متعالی» است که توانسته و می تواند «دالّهای شناور» در جامعه را که سبب «توجیههای شناور» برای رفتارهای نامتعارف و نابهنجار شده، به حاشیه براند و یک «دال کاریزمایی- عقلانیتی» را بر این دالهای شناور برتری دهد. در نتیجه، هنجارشکنیها مثل سرقت، قتل، فساد و کلاهبرداری در بازه زمانی محرم با کاهش قابل توجه روبهرو می شود. مردم در مناسبات و تعاملات اجتماعی ماه محرم، دوست داشتنها و بیزاریهایشان را در مسیر طبیعی و فطری قرار می دهند؛ «دوست داشتن هنجارها و نفرت از هنجارشکنیها و بی هنجاریها». آنها تلاش میکنند در این ماه، از دوست داشتنها و بیزاریهای کاذب و بی ریشه دوری کنند.
ساختار قیام امام حسین(ع) یک ساختار «عقلانیتی- دینگرا» ست که در چارچوب آن، پیشوای بزرگی چون امام حسین(ع) در راستای هنجارها و بایدها و نبایدهای دینی – که ضامن سلامت جامعه است- گام برداشت. از این دریچه است که ایشان برای اصلاح هنجارها به پا خاست و در این مسیر از هرگونه سازش با افرادی که هنجارهای اجتماعی، اخلاقی و اعتقادی را به بیراهه برده بودند، پرهیز کرد. خود ایشان فرمود که برای اصلاح نابهنجاریهای رسوب کرده و رسوخ یافته در ارزشهای اجتماعی و عقیدتی قیام کرده است.
پاسداشت قیامی به این ارزشمندی از سوی پیروان و ارادتمندان این پیشوای اسوه، نیازمند حرکت در ساختاری «عقلانی- دینگرا»ست و هرگونه تحرکی خارج از این چارچوب، یک ساختارشکنی به شمار میرود.
شهروندان، هیأتهای عزاداری، سخنرانان، روحانیون و مداحان در پاسداشت قیام امام(ع)، باید از «فراروایتها» به شدت پرهیز کنند. مداحان و منبریها باید اصل روایت را انعکاس داده و از تبدیل واقعیت به فراواقعیت خودداری کنند؛ چرا که «فراروایتها و فراواقعیتها»، گفتمان اصلی قیام را به انزوا برده و دچار بدعت، تحریف و انحراف می کند. مداحی با آهنگهای نامتعارف و سبک، قمهزنی، روضه خوانیهای اغراق آمیز و... از آثار و نشانههای فراروایتی و فراواقعیتی در واقعه عاشوراست که باید به حاشیه رانده شوند.