
بهنام میرزاپور- جوزانی که فارغالتحصیل مقطع کارشناسی ارشد فیلمسازی از دانشگاه ایالتی سانفرانسیسکوی آمریکاست از «در چشم باد» به عنوان وصیتنامه خود یاد میکند، او طی مدت زمان شش سال (طی سالهای 1382 تا 1388) به ساخت این مجموعه همت گمارده، مجموعهای استوار و مطروح بر پایه ساختاری تحقیقاتی و واقع- تاریخنگاری، عموی سینمای ایران (لقبی که اهالی سینما جوزانی را با آن میشناسند) مسائل اجتماعی و سیاسی دوران مبارزاتی سردار جنگل میرزا کوچک خان جنگلی و مبارزات داخلی او با حکومت وقت، دوران حکومت پهلوی اول و دوم و تاریخ انقلاب اسلامی را تا خرمشهر به منصه ظهور میگذارد. او که شرایط فرهنگی، اقلیمی مردم عوام را به خوبی میشناسد در این اثر دست به بررسی زندگی رجال و تداخل و تلاقی زندگی دولتمردان با مردم عادی و رؤیایی آنها زده، که در نوع خود جالب و درخور توجه است. جعفری که سرشناس و نامدار در عرصه سینماست و کمپانی جوزان فیلم را اداره میکند در مقام نویسنده، کارگردان و تهیهکننده (به همراه عباس اکبری) هنر خود در زمینه سریال تلویزیونی را نیز برای شبکه یک سیما به بوته آزمایش گذاشته است. بررسی تاریخ معاصر این مرز و بوم که پیشتر به دست دیگر کارگردانان ایرانی نیز سبقه تصویرگرایی دارد از زاویه دید و دوربین جوزانی اتفاقات رخ داده در زندگی مردمان و دنیای پیرامون کسانی را روایت میکند که خواسته و ناخواسته در طول حیات خود و خانوادههایشان درگیر جنگ، مبارزه، مواجهه، کوچ، تبعید و نابسامانی و مشقت میشوند و از این روی سرنوشت و آینده آنها تحت الشعاع قرار میگیرد، مردمی که با استبداد و استعمار میجنگند، قدرتهای شرق و غرب را پس میزنند، دست اجانب را در به یغما بردن مال و مملکت خود میبینند و درصدد قطع آن برمیآیند، بدین روی در چشم باد قصد نمایاندن وقایع و حوادث تاریخ معاصر ایران و نقش و تأثیر بسزای دولتهای مستکبر و زورگو را دارد که چشم به منافع دیگر ملتها دوختهاند. مجموعه چون باد به هر کجای این سرزمین سرک کشیده و رویدادها را مصور میکند از جنگ داخلی مردم کوی و برزن و دشت و کوه و جنگل تا جنگهای جهانی و قربانیان بیطرف و معصوم این جنگها تا جنگ تحمیلی و هشت سال دفاع جانانه و رشادتمندانه شیردلان این آب و خاک و بازپس گیری خاک ایران از دشمن متجاوز.
بررسی فیلمنامه
فیلمنامه «در چشم باد» در زمره فیلمنامههای اقتباسی قرار میگیرد، فیلمنامهای که برگرفته از حوادث و وقایع تاریخ معاصر ایران است و نویسنده آن را برای ساخت این سریال تنظیم و نگارش کرده است. بنابر نظر مرحوم علی حاتمی کارگردان فقید و پرآوازه سینمای ایران، نویسنده یک هنرمند است، نه یک مورخ و باید به مسائل تاریخی نیز از دید هنری بنگرد و امضا و ردپای هنری خود را در یک اثر هر چند تاریخی به جا و یادگار بگذارد. با این تعریف فیلمنامه سریال نوشتهای است که در آن شخصیتپردازیها و تیپسازیها تا حد امکان درست ارائه شده و حد و مرز و جایگاه آن مشخص و معین است، پرسوناژها مؤثر و کارآمد خلق شدهاند و خلأ محسوسی از این حیث در میان نیست. وقایع تاریخی با روال منظم و منطقی پیش میروند و آدمهای حقیقی و ساختگی اثر، قابل قبول به تصویر در میآیند. کشمکشها به دلیل تعدد شخصیتها طولانی به نظر میرسد و عدم نگارش دیالوگهای مغزدار و خوشتراش و خوش آهنگ هم نتوانسته به ضرباهنگ نوشته کمک کند و از جذابیت کار میکاهد. بهره و استفاده از لهجهها بسیار کمرنگ و نامحسوس بوده و بدین جهت در خلق شخصیتها و افراد برای مخاطب باورپذیر نیست. درونیات روانی انسان با وجود مستندات موجود و حقیقی به نمایش در نمیآید و کنشها و واکنشهای آدمهای قصه عمیق و چند بعدی نیست. حواشی موجود در داستان زمان زیادی را صرف خود میکند در نتیجه اصل داستان و پی رنگ آن کمابیش رنگ میبازد.
بازیگران و انتخاب بازیگر
از آنجا که مسعود جعفری با عنوان تهیهکننده و کارگردان در این سریال ایفای وظیفه میکند به خوبی دستش برای انتخاب بازیگر و دعوت بازیگران به مجموعه باز بوده و این میتواند از مزایای این پروژه باشد. کما اینکه وی سمت نویسندگی کار را هم داراست. اما در برخی انتخابها خوب عمل نکرده و بازیگر موردنظر با نقش همخوانی و قرابت ندارد. (در این میان میتوان به فرهاد بشارتی بازیگر نقش کلیدی شعبان بیمخ- سحر جعفری جوزانی در نقش دختر تیمسار و رضا شفیعی جم در نقش رضا قلی اشاره کرد) و ای کاش در پروژهای چنین حساس کار را به منتخبی کاردانتر (مانند محمدرضاشریفینیا) میسپرد.
موسیقی و طراحی صحنه، لباس و دکور
موسیقی متن سریال را حسین علیزاده آهنگساز و نوازنده برجسته موسیقی سنتی ساخته است. او که در کارنامه هنری خود تجربه ساخت موسیقی فیلم و سریال را نیز دارد پس از ساخت موسیقی برای مجموعه مثل آباد، موسیقی جاودان فیلم سینمایی دلشدگان و سریال زیر تیغ و... این بار اثر فاخر دیگری را خلق کرده که در نوع خود و حال و هوای قصه مجموعه کاملاً همخوانی و همسویی دارد. مجید میرفخرایی با تجربه و دانش خود توانسته طراحی درخور و ارزندهای از صحنه و لباس ارائه کند که متناسب و کارآمد مینماید و توانسته به خوبی فضا و اتمسفر این سریال را تا بخش زیادی تحت تأثیر قرار داده و ملموس و محسوس نماید، طراحی دکور سعید ملکان از دیگر نقاط قوت «در چشم باد» است که ایران نیمه اول سده معاصر را متجلی و متبلور در ذهن هر مخاطب میکند و یادآور خاطرات مردمان آن زمان و سامان میشود.
کارگردانی و تصویربرداری
به تصویر در آوردن تاریخ معاصر ایران چه به عنوان فیلم و چه سریال هر تماشاگر خوش ذوق و سلیقهای را ناخودآگاه به یاد آثار و اصطلاحاً سینمای ملی مرحوم علی حاتمی میاندازد. سینمای فاخر و شاعرانه پلان و سکانسهای آن با چسب و قیچی به یکدیگر متصل نمیشد. بلکه چون بافتهای زیبا در تار و پود همدیگر تنیده میشد.کارگردان «در چشم باد» با فضاسازی مناسب، انتخاب لوکیشنهای صحیح (که بخش اعظم آن در شهرک سینمایی غزالی به یادگار مانده از علی حاتمی است) تصویر جانانه و حقیقی از ایران و طهران قدیم خلق کرده است. میزانسنها درست و حساب شده است و چینش بازیگران تکنیکی و اصولی است، اما حرکت دوربین، برخی نماها و دکوپاژها خلاقانه و بدیع و ظریف به چشم نمیخورد و بدین روی از غنا و زیبایی بصری کاسته و حق مطلب را به نحو احسن ادا نموده است. با این حال تماشای آخرین ساخته مجید جعفری جوزانی، کارگردان کاربلد و مدرس دانشگاههای سینمایی که در پرونده هنری خود آثار سینمایی چون: جادههای سرد 1364، شیرسنگی 1365، در مسیر تندباد 1367، یک مرد یک خرس 1371، دل و دشنه 1373 و بلوغ 1377 و سریالهایی مانند آژانس دوستی را دارد خالی از لطف و لذت نیست.