چند وقتی است میخواهم چنین مقالهای با عنوان تحلیل علمی و منطقی « پدیده 90» بنگارم؛ اما دلم راضی نمیشد که مبادا قلم به خطا رفته و بیهوده سخنرانی شود. هر چه از لیگ امسال فوتبال پر گل و بلبل گذشت، مصممتر شدم تا بنگارم آنچه پیشکش است. . . راستی یادم رفت بگویم من نه از جیره مواجب بگیران مربیانم و نه در لیست مهمانان سفر به خارج فدراسیون فوتبال. من یک فوتبالدوست والبته محقق عرصههای آموزش و پژوهش میهنم ایرانم. یک آدم ساده که فوتبال، جز دردسر برایش چیزی نداشته است؛اگر راستش را بخواهید. چند سالی است برنامهای بر صفحه تلویزیونهای خود شاهد هستیم که در ابتدا با هدف نقد و بررسی کارشناسانه فوتبال قدم به دنیای برنامهسازی گذاشت. مجری جوان آن روزها را با گردنی نازک و موهایی مجعد و بسیار پر شور و هیجان و خنده رو به یاد میآوریم. هرچند ریتم مناسب، تازگی و بدیع بودن محتوایی در آن سالها، نقطه قوت این برنامه به شمار میرفت، اما با حذف تدریجی بررسیهای کارشناسی (که با وجود تحلیلهای آب بند و ابتدایی که انصافاً روز به روز بهتر میشد، میتوانست نیاز عطشگونه فوتبال را هم از دید دستاندرکاران و هم تماشاچیان برآورده سازد) عملا سیر قهقرایی و مقابله با همه عوامل فوتبالی را آغاز کرد. دکترمهدی جعفری*از سرخی تا زردی. . . میدانیم که برنامههای تلویزیونی از ابزار مهم تأثیرگذاری بر ملتها هستند. تلویزیون نه تنها باید به سلایق بینندگان خود توجه داشته باشد که باید سطح فکری، نگاه و انتخاب آنها را بالاتر ببرد. با نگاهی به سیر تحول برنامه عادل که به حق و بدون اغراق باید آن را یک «پدیده اجتماعی» و نه صرفاً ورزشی قلمداد کرد، در مییابیم که بهرغم انتقاد صحیح صدا و سیما به نشریات موسوم به زرد، برنامه 90 در میان برنامههای زرد، پیشتاز است و هر روز سعی میکند زردتر و زردتر شود. برنامهای که با دیدگاه و رسالت انتقادی و رفع دردی از دردهای فوتبال پا به عرصه گذاشته بود، امروز، خود یکی از دردهای فوتبال ایران است. شاید عادل فردوسیپور به بینندگان یکی دو میلیونیاش بنازد و از آن به عنوان ابزاری در جهت راضی کردن مدیران و تخطئه منتقدان خود استفاده کند؛ اما نکتهای که از آن غافل شده این است که اولاً همه بینندگان با روشی که او در پیش گرفته موافق نیستند و از طرفی درست است که تعداد بینندگان برنامه 90 ثابت است؛ لیکن باید توجه داشت که یک دگرگونی در مخاطبان و سطح علمی و اجتماعی آنان بهوجود آمده است. به راستی 90، پس از دوران طلایی ابتدایی که اسباب نوگرایی، نگاه علمی به فوتبال، توجه به زیر ساختهای سخت افزاری، بالا بردن سطح دانش مربیان، لزوم استفاده از دانش روز فوتبال و تمام خدماتی که انصافاً وارد دنیای برنامههای ورزشی و حتی بطن جامعه ورزشی کرد، در یک سال اخیر، چه خدمتی به فوتبال ملی یا باشگاهی کرده است ؟ سؤال اینجاست که جایگاه فرهنگ در برنامه فوتبالی ما کجاست ؟آیا عادل فردوسیپور شعارهای توهین آمیز تماشاچیان را تقبیح میکند، یا با لبخندهای خود، غیر مستقیم گاه «حیا کن، رها کن»های ایشان را تشویق میکند؟ آیا عادل به مخاطبان جوان خود گفته است که مثلاً هواداران بارسلونا، میلان یا حتی تیمهای شهرهای کوچک، در برابر ضعفهای تاکتیکی و مدیریتی تیمهایشان چه برخوردی دارند ؟آیا به برخورد امروز هواداران لیورپول که اوباشترین هواداران فوتبال در جزیره بوده و چند سال قبل، اسباب محرومیتهای ملی برای کشورشان شدهاند را در برابر نتایج بسیار ضعیف تیمشان اشاره کرده ؟ آیا آنها هم در شعارهایشان از کلمات رکیک استفاده میکنند؟! آیا تا به حال شده در برنامه 90 در کنار مرغ و خروسهایی که نشان داده میشود، برای دو دقیقه یکی از اشتباهات داوری هفته جاری در فوتبال سطح اول دنیا را نشان داده و در مقابل، برخورد منطقی و قانونمدار تماشاچی با این صحنه و نوع بیان اعتراض آنها را نشان دهد. کارشناس، مجری یا منتقد؟در یکی از برنامههای اخیر، کارشناس محترم برنامه (که قلباً دانش وی را در زمینه تخصصیشان میستایم) به فردی از مهمانان فرمودند که مهارت ارتباطی را نمیداند. . . باید گفت، کاش کسی بود که به عادل هم همین را گوشزد کند. عادل در برخورد با مهمانانش برخوردهای بسیار غیر محترمانهای دارد. او آگاهانه یا نا آگاهانه با استفاده از تن کلامی، به تحقیر مصاحبان حضوری یا تلفنی خود میپردازد. گشاد کردن چشمها، ابراز تأسفهای ساختگی، دهنکج کردنها و یا سایر ترفندهای او، اسباب تحقیر مصاحب را در ذهن بیننده تلویزیونی متبادر میسازد؛ ترفندی که نه حرفه ای است و نه اخلاقی. چنین برخوردهایی یا سبب دلزدگی مخاطبان از روشهای او میشود (که با واکنشهایی همچون عدم اجابت دعوت حضوری و یا خاموش کردن تلفن همراه خود را نشان میدهد)و یا واکنشهای تند و متقابل را بر میانگیزد. شاید هنوز هم عادل فردوسیپور به یاد داشته باشد که یک مربی سرشناس، برخوردهای مشابه او را با خودش (و البته به زبان دیگر) بازخورد داد که تا روزها نقل محافل بود و البته برخوردهای مستقیم آنچنانی عادل با مربی مذکور تکرار نشد!عادل، نقش و کارکرد خود را در برنامه نود فراموش کرده است و شاید بهتر باشد بگوییم نقش وی حتی تعریف نشده است. . . گاهی او را در هیبت یک کارشناس فنی میبینیم، گاهی اجرا را به عهده میگیرد و گاهی در نقش یک منتقد، عمل میکند؛ هر چند حتی اصول نقد منصفانه را در بسیاری لحظات فراموش میکند. در برخی لحظات، مجری برنامه با سایر منتقدان و کارشناسان، همراه میشود و گویی نه یک مجری بی طرف که از جمع منتقدان است. گاهی در زمانی که برخی از مهمانان مدعو وی، به فردی تاخته و وی را نه نقد که مضحکه میکنند، آنچنان قهقهه میزند که گویا جام جهانی به منزل برده است و فراموش میکند که فرد مقابل، مهمان اوست و باید رعایت انصاف و بیطرفی را بین دو طرف مناظره رعایت کند. اتوبان یکطرفه انتقاد90 آموخته است که تنها انتقاد کند؛ چیزی که متأسفانه بیشتر ما ایرانیها آن را واردیم. . . اما آیا خود 90 نیز به نقد علاقهای دارد؟برای پاسخ به این پرسش، خواننده را به پاسخ معروف عادل ارجاع میدهم: «این سیاست برنامه 90 است. . . !»آیا جناب عادل نمیداند که هر باشگاه، فدراسیون، مربی یا هر فرد در مقام حقوقی، تابع سیاستی است که برای وی تعریف شده؟ آیا فقط 90 سیاست دارد؟! (هرچند همانگونه که در قبل آمد، هیچ مستند رسمی در دست نیست که سیاست، رسالت و مأموریت این برنامه را تشریح کرده باشد) اگر 90، به حق و منطق انتظار دارد که عملکرد دیگران را نقد نماید، باید این ظرفیت را در خود ایجاد کرده و در مقابل سؤالات منتقدانش، پاسخی در خور و شایسته ارائه کند. این رفتار هرگز حرفهای نیست که عادل، راه هرگونه نقد یا پرسش را از برنامهاش ببندد. نظر سنجی، نظر سازی، نظر بازی؟به جرأت میتوان گفت ورود پیامک با شکل و شمایل کنونی به برنامههای تلویزیونی جمهوری اسلامی، با حرکت نو گرایانه و هوشمندانه برنامهسازان 90 آغاز شد؛ حرکتی جالب در راه ارتباط دو سویه فرستنده و مخاطب پیام تلویزیونی. این نوگرایی حتی در ابتدا زیاد جدی گرفته نشد و حتی عدهای آن را به سخره گرفتند، اما جالب که منتقدان این روند، کمکم به اهمیت و پتانسیل عظیمی که در این راه ارتباطی وجود داشت پی بردند و خود به کرات از این راه ارتباط بهره برده و میبرند. استفاده دیگری که از این روش ارتباطی میشود، شرکت در نظرسنجیهاست؛ جایی که به اعتقاد نگارنده به یکی از مهمترین نقاط ضعف برنامه تبدیل شده. به بیان مدیریتی، فرصتی است که به تهدید بدل شده است. در این مجال اندک فرصتی نیست تا مطالبی را در خصوص اینکه نظرسنجی چیست و باید چه شرایطی را شامل شود عرض کنم؛ اما به زبان ساده و در همین مطلب کوتاه، به چند نکتهای از ایرادهای ساختاری نظرسنجیهای 90 (که البته در بسیاری نظرسنجیهای مشابه هم دیده میشود ) اشارهای خواهم کرد. در این برنامه، از همان ابتدا سؤالی مطرح میشود که جوابهای تعریف شده از قبل دارد(سؤالات بسته) و از مخاطب خواسته میشود نظر خود را به یکی از گزینهها اعلام دارد. 1- گاه سؤالاتی مطرح میشود که در حقیقت یک سؤال خالص نیست؛ یعنی دو یا چند سؤال در دل یک سؤال پرسیده میشوند و یا اینکه اصطلاحاً سؤال مبهم است و منظور پرسشگر با آنچه پاسخگو میفهمد یکی نیست. برای تفهیم موضوع، به سؤال یکی از برنامههای 90 توجه کنید: آیا اراده و نظارت کافی برای کنترل. . . وجود دارد؟ بلی – خیرحال فرض کنیم پاسخگو اعتقاد داشته باشد، ارادهای در مسؤولان برای کنترل موضوع وجود دارد که در برنامهها و قوانین مصوب، تعریف شده است لیکن به دلیل اهمال نیروهای اجرایی و ضعف نیروهای نظارتی در پایش موضوع، به درستی اجرا نمیگردد. حال کدام گزینه نمایانگر پاسخ صحیح خواهد بود؟!یا فرض کنید نیروهای اجرایی و نظارتی، مترصد راهی هستند که کنترل موضوع را به دست داشته باشند، اما به دلیل بیتوجهی، کوتاهی، قصور و یا ضعفهای قانونی ناشی از کم بودن اهمیت برای مسؤولان بالا دستی و نبود عزم کافی در این باره، کنترل صورت نمیگیرد. اینجا کدام پاسخ دقیق خواهد بود؟2- بسیاری از مواقع، سؤال در ابتدای برنامه مطرح میشود و به دلیل اهمیت موضوع و نگه داشتن بیننده پای برنامه، مهمانان یا کارشناسان مرتبط، در حدود نیمه برنامه سخنان خود را بیان میکنند. تازه در اینجاست که مورد سؤال به درستی تفهیم شده، باز شده و در مورد آن و حواشی مرتبط بحث شده است. سؤال اینجاست تکلیف قریب به 80 -70 درصد شرکتکنندگان که قبل از این نتیجهگیریها، پاسخ خود را ارسال کردهاند چیست؟ آیا سؤال را به بوته نقد گذاشتهایم؟ آیا جوابهایی که تا آن لحظه ارسال شده، مخدوش نیست؟!3- تقویت یا تضعیف گزینههای پاسخ، در بسیاری از برنامههای 90 به صورت مستقیم یا غیر مستقیم صورت میگیرد که تقریباً همیشه در جهتی است که عادل میپسندد. مثلاً اگر سؤال در خصوص نحوه عملکرد فلان مدیر باشد و 90 درصدد نشان دادن ضعف او باشد، کلیپ و مصاحبههایی در جهت نقاط ضعف عملکرد وی به نمایش در میآید. ناگفته نماند، کار به همین جا ختم نمیگردد؛ عادل که باید به عدالت و انصاف عمل کرده، ناظر بی طرف جریان باشد، به حمایت منتقدین برمیخیزد. در نهایت، نتیجه آنچه میشود که باید میشد. . . 4- یکی دیگر از ایرادهای فاحش و بسیار مخدوشکننده 90 که در دو هفته اخیر نسبت به اصلاح آن (ان شاءالله همیشگی) اقدام کرده، نشاندادن نتایج نظرسنجی در حال انجام تا لحظه مورد نظر است. علل اینکه چرا اینگونه نظرسنجیها فاقد اعتبار است، واضح و مبرهن است و نیاز به توضیح ندارد. شاید اگر تمامی سؤالات نظرسنجی برنامههای سیما، توسط گروهی کارشناس اعتبارسنجی شود، این خدشهها وارد نشده، هزینه و وقت عظیمی که صرف میشود، منتج به نتیجه گردد؛ بالاخص در مورد برنامه 90، بهتر است سؤال نظر سنجی( پس از بررسی کارشناسی ) اعلام شده، طی همان برنامه مورد بحث قرار گرفته و پس از اتمام برنامه، تا یکی دو روز فرصت ارسال جواب به بینندگان داده شود. اینگونه هم سؤال به خوبی برای جامعه مخاطب خود تبیین شده و هم مجالی برای نقد و دفاع گزینههای موجود فراهم شده، نتیجه اندکی معقولتر خواهد بود. به هرحال، اگر بسیار خوشبینانه نگاه کنیم، این حرکت 90 را نظرسنجی مینامیم؛ اگر بسیار بدبینانه نگاه کنیم، نظرسازی میخوانیم و البته خود نگارنده این فرایند را یک (نظر بازی ) میدانم. *پژوهشگر و مدرس دانشگاه