
عبدالله گنجی - سیسال از انقلاب اسلامی گذشت و ایران اسلامی در پرتو استقامت مردم و خون شهیدانش همچنان در افق جهان میدرخشد. سؤال اساسی اکثر تحلیلگران جهان این است که چگونه یک کشور جهان سوم که از جهت ثروت، قدرت و تکنولوژی و مؤلفههای ظاهری قدرت با دشمنان خود قابل مقایسه نیست، همچنان مقاومت میکند و نه تنها خود ایستاده بلکه توانسته است در زیر آتش چند جانبه دشمن از یک «قدرت ملی» به «قدرت منطقهای» تبدیل شود و هر میزی که برای مذاکره درباره عراق، فلسطین، لبنان، افغانستان و... ایجاد میشود حتماً یک صندلی برای ایران خواهد بود. سید شهید اهل قلم سید مرتضی آوینی «سّر استقامت» ما را این میداند که همه اقدامات خود را با عاشورا و محرم محک زدهایم. نهضت عاشورا انرژی پایان ناپذیری است که باز تولید آن به عنوان مهمترین «قدرت نرم» در حفظ و بقای جمهوری اسلامی نقش دارد.
در دوران موسوم به اصلاحات سیاسی، تئوریسینهای آن جریان به این مسأله خوب واقف بودند که رمز پیروزی و استمرار انقلاب اسلامی در تفسیری است که امام از نهضت حسینی ارائه کردند و با قطببندی حسینی- یزیدی در عصر حاضر، انقلاب اسلامی را استمرار عاشورا خواندند بنابر این برای خشکاندن ریشههای درخت خونبار نهضت خمینی به سراغ نقد و تخریب نهضت حسینی رفتند. با طرح یک سؤال ساده میتوان پرسید که چرا در دوران اصلاحات این قدر درس نهضت عاشورا کنکاش و نقد صورت گرفت، اصلاحات سیاسی در ایران چه ربطی به حادثه عاشورا دارد؟ نسبت امام حسین(ع) با انقلاب اسلامی چیست؟
راهبرد، دگراندیشان، راهبرد درستی از منظر خودشان میتواند باشد زیرا شبهه به عاشورا شبهه به مبانی انقلاب اسلامی است. مؤلفههایی همچون شهادت طلبی تکلیفگرایی و بیمعنی بودن شکست در مکتب تشیع، مؤلفههایی بودند که باید زده میشد. آنان نیک میدانند که انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی هر سال در محرم بیمه میشود و این بیمه یک ساله، در سال بعد دوباره تمدید میشود. ملت ایران در محرم مانند یک حزب سراسری به میدان میآیند و نیتهای پاک خدایی آنان در تلفیق با نفس لوامه اکسیری از آنان میسازد که نمیتوانند راه خمینی(ره) را در صراط حسینی نبینند.
اصلاح طلبان حتی از برگزاری انتخابات در محرم وحشت داشتند و معمولاً انتخاباتهایی که به جهت زمانی در این ایام واقع میشد، توافق بر سرزمان آن به تنش بین وزارت کشور و شورای نگهبان منجر میشد.
اصلاح طلبان «پرداختن به جنبههای عاطفی عاشورا را کافی میدانستند»، «فرهنگ شهادت را خشونت آفرین»، «زیارتنامههای امام حسین را کینه توزانه» و «حادثه عاشورا را بحث شخصی بنیهاشم و بنیامیه میدانستند» که در «بدر» شروع شد و در «کربلا» خاتمه یافت. امام خمینی(ره) در تفسیر عاشورایی از انقلاب اسلامی میفرمایند: «اگر قیام حضرت سیدالشهدا نبود امروز هم ما نمیتوانستیم پیروز شویم. تمام این وحدت کلمهای که مبدأ پیروزی ما شد، برای خاطر این مجالس عزا و این مجالس سوگواری و این مجالس تبلیغ و ترویج اسلام شد.»(1) اسلام در پاسخ به آنان که مدعی بودند دیگر انقلاب حسین(ع) در معرض فراموشی نیست و با پیروزی اسلامگرایان در ایران هدف از گرامیداشت عاشورا روشن نیست، فرمودند: «الان بیشتر ما احتیاج داریم به این مجالس، تو گوش ما نخوانند به اینکه مجلسها را بگذاریم حالا و مجالس روضه را، خرجهایی که میکنیم حال نکنیم. . . امروز ما به مجالس تعزیه و روضه بیشتر احتیاج داریم. از سابق، این اجتماع سرتاسری کشور، این دستجات سراسری کشور، امروز دیگر یک رنگ سیاسی پیدا کرده است و حق همین است»(2) و این چنین شدکه ملت ایران نمیتوانند در مسیر و هدف نهضت خمینی(ره) عاشورا را نبینند بنابر این هیچ روزی بر ما نگذشته جز آنکه آن را با محرم و عاشورا محک زدهایم.
به قول سید شهیدان اهل قلم «هزار و چهار صد سال است که سینه ما نقش پذیر کربلا شده و یک قرنی است که جراحت قدس نیز به آن افزوده شده است این همه را جز با خون نمیتوان شست، چگونه میتوان از این جراحتی که قلب امت اسلام را میسوزاند، فارغ بود و شبها را خفت؟» حتی در دوره جهاد در دفاع مقدس نیز فتح کربلا بیشتر از آنکه یک هدف نظامی باشد، آرمانی اعتقادی بود که راه ما را مشخص میکرد و اهل جبهه اگر چه نتوانستند ظاهر کربلا را فتح کنند اما باطنش را فتح کردند و این چنین بود که اهل آن روز جبهه، برای استمرار انقلاب اسلامی در بیست سال گذشته مسؤولیت پذیرگشتند و اکنون درگذار از پیری و میانسالی، انقلاب اسلامی را با همان تفسیر عاشورایی به «نسل چهارم انقلاب» تحویل میدهند.
اگر مدعیان اصلاحات و سردمداران «استحاله از درون» بر بوق سکولاریسم میدمیدند، اگر جدایی دین از سیاست را در مطبوعات و تریبونها دنبال میکردند باید گفت که حتی این جنبه نیز در عاشورا به وضوح نمایان بود.
از این منظر، عاشورا نیز در اعتراض به جدایی دین از سیاست شکل گرفت «اگر کسی بنگارد که جدایی دین از سیاست تفکری است خاص این عصر، در اشتباه است، بیاید و ببیند که این جا (در کربلا) نیز نیم قرنی پس از حجهًْ الوداع همان افکار باطل باطل است. حکام جور را در همه طول تاریخ چارهای نیست جز اینکه داعیه داران اندیشه باشند... وگرنه مردم فطرتاً پیشوایان دین را به حکومت میپذیرند و حق هم همین است»(3) امروز اندیشمندان غربی همچون فوکویاما نیز فهمیدهاند که سّر استقامت ما کجاست و سّر پیروزی حزبالله بر اسراییل و شکست همه کشورها و دولتهای عربی از اسراییل از کجا نشأت میگیرد.
تا انقلاب اسلامی به عاشوراگره خورده است و تا حکومت اسلامی ما از آن چشمهسار زلال سیراب میشود، ظلمت، تسلیم، خمودگی، خواب و... به سراغ ما نخواهد آمد. کلید این سّر نباید به دست یزیدیان زمان بیفتد که انحراف در مسیر عاشورا قطعاً به انحراف در مسیر انقلاب اسلامی منجر خواهد شد. تا زمانی که داستان کربلا در این کشور کهنه نشود، انقلاب اسلامی نیز استمرار خواهد یافت، شرط آن آمادگی دائم حسینیان است چرا که «کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا»
منابع:
1-صحیفه نور، جلد 17، ص 55
2-همان، جلد 13، صص 328، 327، 326
3-مجموعه آثار شهید آوینی