
محمدصادق زمانی
تمام هم و غم و دغدغه مسؤولان، جامعهشناسان و روانشناسان هر جامعهای پیدا کردن راهکارهایی برای افزایش ضریب امنیت اجتماعی، کاهش بزهکاری و نیز ایجاد بسترهای بنیادی برای هویتپذیری و جامعهپذیری از سوی شهروندان است.
فقدان پارادایمهایی چون هنجارپذیری و هویتپذیری که منجر به افزایش انواع بزهکاریها همچون قتل، جنایت، اعتیاد، سرقت و شرارت میشود برای کلیت و هویت یک جامعه عوارض خطرناکی از قبیل کاهش همبستگی ملی، افزایش خودمحوری به جای جمعمحوری و در نهایت «بحران اجتماعی» را در پی دارد که در صورت تداوم این بحران، «انحطاط اجتماعی» قطعی است.
کاهش فصلی یا مناسبتی بزهکاری و جرم در جامعه از جمله مواردی است که میتواند کارشناسان و مسؤولان را به سرنخهایی برای یافتن راهکارهای کاهش جرم راهنمایی کند. ماه محرم از جمله نمونههایی است که میتوان برای « کاهشهای مناسبتی جرم» در جامعه مثال زده شود. آمارهای ارائه شده گویای آن است که جرم و بزهکاری در ماه محرم با کاهش 40 درصدی روبهرو میشود.
ریشه این کاهش را میتوان در تقویت ارتباط مردم با «اهداف و شخصیتهای والا» در این ماه جست. از منظر روانشناسی، رفتار عملی هر انسانی برگرفته از تفکرات اوست. به این معنا که انسان به اموری که بیشتر فکر میکند آن امور را اجرایی کرده و مرتکب میشود. به طور طبیعی، در ماه محرم و در جریان یادبود اسوه و راهبر عظیمالشأنی همچون امام حسین(ع)، از آنجا که عموم مردم به یک رهبر معنوی و اجتماعی با اخلاق و اهداف والا و انسانی میاندیشند به صورت خودآگاه و ناخودآگاه، این اندیشیدن به رفتارهای عملی آنها تسری پیدا کرده و به شکل اعمال بهنجار و شایسته، بروز و ظهور پیدا میکند. بر اساس پژوهشهای علمی، زمآنها و مناسبتهای مذهبی تأثیر شگفتی در نحوه برخوردهای اجتماعی افراد «غیرمذهبی» داشته تا جایی که حتی غیرمذهبیها هم در زمآنهای مشخصی چون ماه محرم و ماه رمضان از رفتار متعادلتری نسبت به ماههای دیگر برخوردار بوده و از میزان خطاهای رفتاریشان کاستهاند.
به بیان دیگر، در ماه محرم، افراد جامعه به یک «هماهنگی اکثریتی» در رعایت هنجارهای اخلاقی و رفتاری میرسند که نقطه محوری این هماهنگی، اخلاق و اهداف والای پیشوا و اسوهای بهنام امام حسین(ع) است. این هماهنگی اکثریتی در رعایت هنجارها منتهی به «کاهش حداکثری جرم و تخلف» میشود و یک استقبال حداقلی را از هنجارشکنیها و بزهکاریها در پی دارد.