
مهدی امامقلی - هتک حرمت نسبت به ساحت دین و ارزشهای انقلابی و امام راحل (ره) فجایعی است که پس از پیروزی انقلاب در دوران اصلاحات از سوی دشمن خارجی و عدهای فریب خوردگان غربی آغاز شد، چه آنکه این هتک حرمتها در دوران دولتهای هفتم و هشتم سید محمدخاتمی نیز مسبوق به سابق بوده است. در نظر تحلیلگران سیاسی هدف اصلی این تهاجمات در طول یک دهه گذشته «براندازی نظام» و «مقابله با حاکمیت» بوده است. از طرفی مقام معظم رهبری به انحای مختلف با عناوینی چون شبیخون فرهنگی، اختاپوس فرهنگی، جنگ نرم و... بدان هشدار فرمودند و از سویی ریزش هواداران در اردوگاه اصلاحات در چندین انتخابات گذشته که به ریزش و گسست تشکیلاتی آنها منجر شد باعث شد تا بسیاری از عناصر تصمیمگیر و فعال جبهه اصلاحات نیز به مسأله براندازی نظام اعتراف کنند.
مطمئناً «از بین بردن قبح معاندت»، «عادی سازی تحرکات آنارشیستی» و «حمله به بنیانهای ارزشی و انقلابی» از سرفصلهای شوم جنگ نرم دشمن است که در قالب «نقد ولایت فقیه»، «تغییر قانون اساسی»، «زیرسوال بردن اندیشههای امام (ره)» در دوران اصلاحات به ویژه در ایام پس ازانتخابات بارها شاهد آن بودهایم. نگاهی گذرا به تحرکات گذشته و کنونی جریان رادیکال اصلاحات نشان میدهد که اتفاق شوم اخیر فرقه فتنه در پاره کردن عکس بنیانگذار انقلاب اسلامی از نتایجی است که در استراتژی جریان فتنه نهفته و موردنظر آنان بوده است. آنچه میآید نگاهی به هتک حرمتها و موضعگیریهای جریان ناکام انتخابات اخیر است .
«نشانهها» و معاندتهای فرقه فتنه با امام (ره)
برآمدن جریان لیبرال دموکرات از درون جبهه اصلاحات و طبعاً بهدستگیری کانونهای تصمیمگذار در کشور باعث شد تا در برههای که از ذهن ملت ایران فراموش ناشدنی است، تهاجماتی علنی و آشکار علیه امام (ره) و اندیشههای او صورت گیرد و تنها آرای پاک مردم به سید محمد خاتمی باعث ایجاد این توهم در میان اصلاحطلبان شده بود که فاتحه انقلاب را باید خواند! هنوز کسی یادش نرفته است حرف محمدرضا خاتمی را که گفته بود: «امام(ره) را هم میشود، نقد کرد» یا اکبر گنجی که گفته بود: «امام به موزه تاریخ پیوسته است» یا اهانتهایی که نسبت به حکم ارتداد سلمان رشدی از سوی حضرت امام (ره) و نیز نامه تاریخی ایشان در مورد منتظری انجام میشد.
پشت پرده هتک حرمت به حضرت امام (ره)
سیر تحرکات جریان مدرن و ساختارشکن اصلاحات نشان داده است در هر برههای که به اهداف بالادست خود (ایجاد همراهی مردم، به زانو درآوردن حاکمیت، ایجاد حمایت چهرههای خاکستری در مسوولان کشوری) نائل نیامدند، به هر وسیله دیگر متوسل شده تا حداقل به اهداف پایین دستی خود (تمرین آشوب، بحرانآفرینی، خبرسازی رسانهای و ایجاد موج هرج و مرجهای اجتماعی) دست پیدا کنند وخروجیهای اینچنینی را به عنوان نتیجه در پیش رو داشت چنانکه در وقایع پس از انتخابات، روز قدس و نیز 13 آبان شاهد چنین اهدافی بودیم. حوادث 16 آذر و شکستهای پی درپی آن نیز باعث شد تا پیکره شکست خورده هواداران میرحسین موسوی به فکر اهداف پایین دستی و موج آفرینی اجتماعی بیفتند غافل از آنکه از فردای انتخابات مردم آگاه میرحسین موسوی و هواداران حداقلیاش را برای همیشه از ذهن خود پاک کردهاند و برنامهریزیهای آنان ثمری جز رسوایی را برای موسوی ومعدود هواداران او در پی ندارد .
سناریوی اول : هتک حرمتی نشده است
پس از انتشار خبر و تصویر پاره کردن تمثال حضرت امام(ره) در رسانه ملی و اینکه این ننگ از سوی هواداران میرحسین موسوی در دانشگاه امیر کبیر روی داده است عدهای از جمله میرحسین موسوی گفتند این مساله مشکوک است و دانشجویان چنین عملی انجام ندادهاند و قائم مقام موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی هم در نامهای به ضرغامی چنین عملی را به بهانه اینکه گزارش نشده است، محکوم کردند .
سناریوی دوم: صداوسیما محکوم! آرام باشید
پس از مسجل شدن این هتک حرمت و موج اعتراضات مردمی، عناصر اصلاحطلب که ادعای خط امام بودنشان گوش فلک را کر کرده است در سایت جماران وابسته به مجمع روحانیون مبارز با تیتر کردن بخشی از جملات حضرت امام (ره) مردم را به آرامش دعوت کردند، در حالی که پیش از این اصل موضوع را انکار میکردند !
سناریوی سوم: حالا وقتشه، تجمع کنید!
جریان آنارشیست فرقه فتنه پس از آنکه دید نمیتوان نسبت به موج عظیم اعتراضات بیش از این سکوت کرد و اصولاً واکنش آنان نسبت به این موضوع که زاییده خود آنان است در انظار عمومی مطلوب نبوده و منجر به خروج از حاکمیت علنی آنان خواهد شد به فکر تظاهرات افتاده تا از رهگذر آن هم اهداف شوم گذشته خود را تکرار کنند. از این رو موسوی و کروبی مشترکاً در روز گذشته درخواست تجمع کردهاند و نهایتاً در صورت عدم موافقت وزارت کشور با این تجمع با آوردن این جمله در درخواست مجوزشان (... ما نمیتوانیم عواقب حضور خودجوش مردم را بر عهده بگیریم و هرگونه اتفاقی که برای مردم انقلابی ایران بیفتد مسؤولیتش متوجه آقایان است!) نظام را بهطور ضمنی تهدید به بحرانآفرینی کردهاند .
صفر بودن عده قلیل در مقابل عظمت ملت ایران
بازهم 16 آذر، رخدادی شد تا جریان فتنه و سردمداران غربی بدانند که شکست و ریزش و مرگ سیاسی سکولاریسم و لیبرال دمکراسی انکارناپذیر و حتمی است چه آنکه ملتی غیور که با علاقهای دینی دل در گرو نظام و رهبری خویش نهادهاند، نشان دادند که رهنمودهای ولایت فقیه و فرموده امام راحل را که «من چه میان شما باشم یا نباشم، توصیه میکنم نگذارید انقلاب به دست نامحرمان و نا اهلان بیفتد» همواره نصبالعین خود قرار داده و هرگز لحظهای دست از جهاد و مبارزه با دشمن بر نمیدارند. بیجهت نبود که حضرت امام (ره) با نگاهی عمیق و امیدوارانه نسبت به ملت ایران، آنها را بهتر از مردم حجاز در زمان پیامبر(ص) و مردم کوفه درزمان علی (ع) میدانستند. مردم نشان دادند که همچنان ولایت فقیه را تنها قطبنمای فکری و جهتگیری خود میدانند. توهین به حضرت امام (ره) و اندیشههای او در حقیقت نمره صفری برای فرقه فتنه است و بنا به رهنمودهای مقام معظم رهبری (مدظله) «... البته اینها اقلیتند، کوچکند؛ در مقابل عظمت ملت ایران صفرند...»