
در این انقلاب اسلامی و بازگشت امت به ایام آغازین صدراسلام، به ناچار این نهال نورسته و این رجعت مبارک، در مسیر تاریخی خود، مواجه با همان حوادث و مسائل صدر اسلام خواهد شد و هیچ واقعهای برای این رجعت و رنسانس الهی پیش نخواهد آمد مگر آنکه نظیر آن را ما در قضایای صدراسلام خواهیم دید. با این تفاوت که انقلاب ما یک کربلای پیروز است و خداوند این نصرت و پیروزی را به ما نشان داد و ما دیدیم که «بنیصدر» که در نقش «ابن سعد» به کربلای ایران آمد تا امامت و امام را در راستای اهداف یزیدها و ابنزیادهای زمانه، درهم بشکند و فرود بیاورد، خودش راه فرار در پیش گرفت و امام بزرگوار به حکومت استوار شد و ملک ری که مورد طمع ابن سعد بود در اطاعت امام آمد و از نایب امام حمایت کرد: «وآتاه الله الملک» و خداوند سرزمین ری را ارزانی آن ولی واجب الاکرم کرد. «ما سرگذشتها را بسیار فشرده و آسان یادآور میشویم، باشد که اهل تأمل و اندیشه پند گیرند» «فهل من مدکر»
واقعه جنگ جمل و علتهای آن
در روزگار پیامبر اکرم (ص) و همچنین در ایام خلیفه اول و دوم، صحابه پیامبر (ص) و کارگزاران، فرماندهان و استانداران، همه در یک سطح زندگی میکردند و خود پیامبر (ص) زندگانی ساده و مختصری داشت و یاران و اصحاب و کارگزاران نیز این چنین بودند و طبقات جامعه در یک سطح قابل قبولی قرار داشتند. ولکن در ایام خلیفه سوم، کارگزاران و اطرافیان خلیفه و استانداران و فرمانداران، تشویق به مال اندوزی و زمینداری شدند و بهزودی صحابه سادهزیست دوران رسولالله (ص) تبدیل به سرمایه داران بزرگ شدند و اطرافیان خلیفه دستگاه خلافت را ابزاری برای سرمایه اندوزیهای کلان قرار دادند و هر کدام صاحبان اموال فراوان و زرو سیم و زمینهای مرغوب و کنیزان فراوان شدند و آن ساده زیستی و تقوای دوران آغازین به دست فراموشی سپرده شد. اگر چه صفوف نماز و مراسم روزه و حج و جهاد به جای خودش باقی بود. در واقع صحابه رسولالله (ص) و مجاهدان اسلام مبتلا به نهرها و جریانات غنائم شدند و کارگزاران خلیفه شکمهای خود را از غنائم بیتالمال انباشتند (فشربوا لله قلیلاً منهم» 2/249 «همگان مبتلا شدند و از آن رودخانه شیرین غنائم نوشیدند مگر اندکی از ایشان» در نتیجه اینان سنگین شدند و حال و هوای انقلاب از سر آنان خارج شد و اندیشه و اهداف آنان عوض شد و تغییر کرد و این ابتلاء به غنائم پله اول انحراف بود.
خلافت علی (ع) و مخالفت ثروت اندوزان
آنگاه هنگامی که خلافت به حضرت علی(ع) انتقال یافت، حضرت علی(ع) که ایمانی عمیق به احکام اسلام و به عدالت اسلامی و شیوه رسول اکرم (ص) داشت از همان آغاز اعلام داشت که آن جناب به شیوه رسول خدا (ص) عمل خواهد کرد و به ویژهخواری کارگزاران خلافت و صحابه رضایت نخواهد داد و بیتالمال را به طور مساوی تقسیم خواهد کرد و البته هر کسی میتواند مالک سعی و کوشش خودش باشد ولکن بیتالمال مربوط به همگان است. در واقع حضرت علی علیهالسلام رجعت و بازگشت به عهد اخوت اسلامی دوره پیامبر(ص) را هدف اصلی خود قرار داد. در این مقطع از رجعت به ارزشها بود که گلایهها و سپس انحرافها آغاز شد و آنانکه ذائقههایشان به زیاده خواهی عادت کرده بود، در برابر این عدالت علوی کارشکنی کرده به مخالفت پرداختند. «وماکفر سلیمان و لکن الشیاطین کفروا» حضرت علی (ع) تخلف نکرد و هیچ خطایی مرتکب نشد ولکن زیاده خواهان مرتکب تخلف و پیمانشکنی شدند.
بهرهبرداری مخالفان از بیت رسالت
مخالفان عدالت علوی که نمیتوانستند نیت و اهداف خود را مطرح کنند، به ناچار به سراغ یک نفر از بیت پیامبر اکرم (ص) رفتند و او همان «عایشه ام المؤمنین» بود و برای اینکه مخالفان و معاندان و حتی دشمنان اسلام را وارد فتنه و آشوب کنند، «ام المؤمنین» را سوار بر شتری کردند و هودجی برای آن شتر ساختند و به مانند ساحران، مردم را فریفتند و آن فرمانداران و استاندارانی که آسوده غنائم روزگار عثمانی شده بودند به این جماعت دروغگویان دروغ پرداز و دروغ باور پیوستند و دلهای مؤمنان را به دردآوردند و دلهای دشمنان و منافقان را شاد ساختند. در واقع این پناه آوردن در کنار یک شتر و هودج نمادین، یک مکر و یک خدعه بود و سران این فتنه که آن دو نفر صحابی معروف بودند طرفی از این فتنه نبستند و شرمندگی دنیا و آخرت را برای خود خریدند. این خلاصه فتنه جنگ جمل آن زمان است که نردبانی شد برای فتنههای دیگر، و اما آنچه لازم است این است که ما باید فتنه جنگ جمل این زمان را مورد شناسایی قرار بدهیم. ما باید ببینیم در جنگ جمل آن زمان چه کسانی در اطراف این نماد دروغین که ارتباطی با پیامبر اکرم داشت جمع شدند. آیا اگر پیامبر اکرم حیات داشت به همسرش اجازه میداد به جنگ حضرت علی (ع) بیاید، یا آن دو نفر صحابی، به جهت هوی و هوسها به طرف این هودج و هودج سوار آمدند یا اینکه به جهت یاری و نصرت دین این جنگ را به راه انداختند آیا خونخواهی عثمان واقعیت داشت یا یک دروغ بزرگ بود برای فراخوان غافلان، منافقان، معاندان و دشمنان، تحت یک شعار پرزرق و برق در ضدیت با عدالت علوی، آن سه نفر چه بهرهای از این فتنه بردند، آیا میشد علی (ع) را در یک طرف و آن سه نفر را در یک طرف دیگر قرار داد، آیا اطرافیان اینان به جهت عدالت و حقطلبی به گرد هودج گردآمدند یا به جهت عداوت و شقاوت به میدان آمدند، آیا در این انقلاب الهی چه قشرهایی مخالف این رهبری و این جریان هستند آیا اللهاکبرهای اینان مانند اللهاکبر حضرت امام و ایام حضرت امام است؟ ملتما باید در نظر آورند که ادامه جریان جنگ جمل حرکت به سوی حکومت معاویه و سپس حکومت یزید است، این مطالب را مردم ما باید مانند حمد و سوره خودشان از حفظ کنند و در زیارت عاشورای خودشان متوجه بنیانگذاران فتنه باشند و زیارت عاشورای این زمان را بخوانند.