
وبلاگ اندیشه ورزی برای عدالت و پیشرفت توأمان نوشت:
پیروزی انقلاب اسلامی در «عصر تسلط جهانی الگوهای مدرن»، ایده «اداره جامعه بر مبنای دین» را در دنیای اندیشه مطرح کرده است. تکامل این ایده الهی در سالهای آینده مدرنیته را بیش از امروز انقلاب با چالش روبرو خواهد نمود و منجر به افزایش مقیاس درگیری تمدن استکباری مدرنیته با انقلاب اسلامی و جلوگیری از ایجاد «جمهوری اسلامی تقلبی» خواهد شد.
در «جمهوری اسلامی تقلبی» موضوعاتی مورد توجه جامعه و نخبگان آن است. که در نهایت آینده ای مدرن و وابسته را پیش روی ملت بزرگ ایران قرار می دهد. بصیرت انقلابی حکم می کند که موضوعات مورد توجه جریانات سیاسی نسبتی مبنائی با ایده محوری انقلاب داشته باشد. به عبارت دیگر برای انتخاب موضوعات گفتمان جامعه باید همواره به قله تمدن اسلامی نیم نگاهی داشت. تناسب موضوعات مورد بحث در جامعه ایران با ایده «اداره جامعه بر مبنای دین» محصول بصیرت انقلابی و مانع از گفتمان شدن موضوعات مورد علاقه دشمن در میان نخبگان سیاسی خواهد بود.
اینک که در سال اول از دهه چهارم این انقلاب پر بهجت هستیم باید تلاش برای توجه به گفتمان اصیل انقلاب، اصلی ترین دغدغه نخبگان سیاسی باشد. ادبیات انقلاب جهتِ نهائی خود را ساخت تمدن اسلامی قرار داده است و تلاش برای طرح موضوعاتی متناسب با این هدف نهائی را به دوستداران خویش پیشنهاد می کند. به عبارت دیگر فضای گفتمانی جامعه نباید با موضوعاتی نا متناسب با آرمان نهائی انقلاب اسلامی آلوده گردد. این موضوعات به وقت کشی و تأمین منافع استکبار در ایران منجر خواهند شد. طرح موضوعات متعارض با گفتمان اصیل انقلاب تلاش برای «تکمیل نهائی الگوی اداره دینی جامعه» را به فراموشی می سپارد و این موضوع در نهایتِ خود به تحمیل «الگوهای غربی اداره جامعه» بر ذهن نخبگان منجر می شود. امری که انقلاب برای نفی آن به وجود آمد. بر صاحبان اندیشه پوشیده نیست که عدم توجه به نقد و نقض کارشناسی غربی در جامعه؛ اصلی ترین بستر «انحلال نرم انقلاب» در «تمدن استکباری مدرنیته» است.
"بصیرت" انقلابی حکم می کند که برای پیروزی در "جنگ نرم" ، تناسب موضوعات گفتمان جامعه با آرمان نهائی انقلاب (تولید الگوی دینی اداره جامعه) مورد بازخوانی دائمی دلسوزان انقلاب قرار گیرد.
بررسی اجمالی موضوعات مورد علاقه برخی از جریانات سیاسی و نخبگان سیاسی نشاندهنده میزان بصیرت ایشان نسبت به موضوعات مورد نیاز جامعه است. برخی با طرح موضوعات خود به دنبال ایجاد امنیت برای منافع خویشند. از منظر کاخ نشینان تغییر در موضوعات گفتمان انقلاب زمینه توجه مردم به خودخواهی ها و اجحاف های آنها را فراهم می آورد.
جمعیتی دیگر منفعت پرست نیستند؛ بلکه کج سلیقه اند. ایشان در موضوعات پیشنهادی خود نیازهای اصلی جامعه را نمی بینند. تمام همت این عده برخورد با موضوعات مصداقی و اغلب کم اهمیت است. اهتمام تمام نشدنی به حل مشکلات عمرانی و منطقه ای، بدون ملاحظه برنامه کلان نظام از جمله ی کج سلیقگی های برخی از نخبگان سیاسی است.
از مصادیق دیگر عدم بصیرت و کج سلیقگی؛ اشتغال دائمی جمعیت دیگری از دوستان انقلاب به پاسخگوئی به شبهات غرب است. در پاره ای از موارد «شبهاتی غیر مشهور» به بهانه نقد توسط این عده فراگیر میشود. تغییر استراتژی این افراد از پاسخگوئی به حادثه سازی برای غرب با طبیعت الهی انقلاب تناسب بیشتری دارد.
البته بصیرت حکم می کند که یاران انقلاب در این میدان نرم؛ موضوعات نا متناسب با تکامل نظام را سرپرستی و به تدیج در موضوعات گفتمان اصیل انقلاب منحل نمایند. بدون تردید برخورد خشک و بدون برنامه با موضوعات نا متناسب، به توجه جامعه به گفتمان اصیل و حیات بخش انقلاب منجر نمی گردد.
عدم راه اندازی کرسی های نظریه پردازی – که محصول فقدان بصیرت انقلابی است. – نعمتی بزرگ برای صاحبان موضوعات انحرافی مطرح در گفتمان جامعه است. تلاش برای راه اندازه «کرسی های نظریه پردازی» نوعی ساختار سازی انقلابی است که در آن می توان اندیشه ورزی برای تحقق موضوعاتی مانند «عدالت و پیشرفت توأمان[1]»و «اصلاح الگوی مصرف[2]» و «استکبار ستیزی» و.... را نهادینه کرد. و البته در علمی شدن فضای جامعه است که عیار نداشته موضوعات و ایده های غربی برای اداره جامعه معلوم می گردد.
والسلام علی من اتبع الهدی