
روزهای آذر ماه یكی یكی سپری شد تا به روز شانزدهم رسید. همان روزی كه 56 سال قبل، دانشجویان در اعتراض به حضور نیكسون معاون رئیس جمهور وقت آمریكا در ایران دست به اعتراض زدند اما رژیم وابسته پهلوی برای خوشخدمتی 3 تن از آنان به نامهای شریعت رضوی، بزرگنیا و قندچی را مقابل پاهای فرستاده آیزنهاور قربانی كرد تا بلكه بتواند ندای حق طلبی و استكبارستیزی یك ملت را خفه كند. و حال اینك پس از نیم قرن 16 آذر بار دیگر از راه رسید، روزی كه هر ساله به نام و یاد آن سه آذر اهورایی تحت عنوان روز دانشجو گرامی داشته میشود.اما 16 آذر امسال فرصتی بود تا جریان فتنه پس از انتخابات اخیر آخرین تیر تركش خود را رها كند. فرقه سبز اموی كه در روز قدس قطره ناچیز خود را در مقابل اقیانوس بیكران مردم روزهدار دید و در روز 13 آبان عملاً مرگ مغزی خود را مشاهد كرد، تمام عزم خود را جزم كرد تا در روز دانشجو، دانشگاهها را به اغتشاش بكشاند.
میرحسین موسوی كاندیدای بازنده انتخابات خرداد كه پس از رسوایی خود و فرقهاش در 13 آبان، ادبیات خود را تا حدودی تغییر داده بود و از لزوم بازگشت به قانون اساسی (!)سخن میگفت، 16 آذر را فرصت مناسبی یافت تا در آخرین بیانیهاش باز توهم فانتزی خود را عیان و بار دیگر مسأله تقلب در انتخابات را مطرح كند تا شاید چند نفری بیشتر به این بهانه در حمایت از وی به اعتراض برخیزند، چرا كه حیات سیاسی غوغاسالاران فقط با جار و جنجال و هیاهو ممكن است و در صورتی كه فضای منطق حكمفرما شود، مرگ سیاسی آنان نیز فرا میرسد. اما با طلوع خورشید 16 آذر واقعیتها چیز دیگری را نشان میداد. نه از جمعیت سبزی كه موسوی و یارانش به آنها دل بسته بودند خبری بود و نه درگیری قابل لمسی كه بتوانند از آب گل آلود آن ماهی بگیرند. در دانشگاه تهران كه قلب تپنده علم و فرهنگ این سرزمین است و زادگاه 16 آذر سال 32، تمامی هواداران فرقه سبز عددشان از سه رقم بالاتر نرفت. در دانشگاههای دیگر كه وضعیت آنان اسفبارتر بود و جمعیتهای نهایتاً 60-50 نفری شعارهای چند ماه گذشته خود را تكرار كردند. در مقابل آنان دانشجویان مكتبی و پیرو خط امام و رهبری هر چند از هر گونه درگیری پرهیز میكردند اما جمعیت چند هزار نفری آنان مانور قدرتی بود كه مخالفان تحمل دیدن آن را نداشتند. فرقه فتنه وقتی فضای داخلی دانشگاهها را به نفع خود ندید استراتژی حركت به سمت خیابانها و دعوت از مردم برای پیوستن به آنان را دنبال كرد. سر دادن شعار «ایرانی باغیرت حمایت حمایت» كه توسط جمعیتهای 50 الی 100 نفره در برخی نقاط مركزی تهران سرداده میشد بیش از پیش نشان از ناكامی آنها در جذب حمایت مردم از ساختارشكنیهای آنان داشت.
بیاعتنایی مردم كوچه و خیابان نسبت به این گروههای چند نفره باعث عصبانی شدن آنها شده و این امر موجب میشد تا آنها به دنبال بهانهای برای ایجاد درگیری با نیروهای امنیتی و شلوغ كردن فضا بگردند. آتش زدن چند موتوسیكلت پلیس، سردادن شعارهای تحریك كننده، شكستن در دانشگاه هنر و حمله به دانشجویان بسیجی در مراسم گرامیداشت شهدای دانشجو و ... را باید در این راستا ارزیابی كرد. رسانههای غربی و در رأس آنها بنگاه خبر پراكنی «بی.بی.سی» كه طی چند هفته گذشته از تمام توان رسانهای خود استفاده كرده بود تا بتواند میوههای دسترنج خود را در روز 16 آذر بچیند با مشاهده جمعیت حقیر فرقه سبز ابتدا سعی كرد حضور «مردم!» را در اعتراض به نظام، گسترده نشان دهد اما پس از دریافت واقعیات، سیاست خود را عوض كرده و فضای پلیسی را مانع تحقق آرزوهای سبزپوشان اعلام كرد. بالاخره خورشید 16 آذر نیز غروب كرد و جریان فتنه كه با هزاران امید به این روز دل بسته بود با كولهباری از یأس به لانه خود خزید و حال در این اندیشه است كه پس از ناكامی در سیاسیترین روز دانشگاهها كه همیشه بیشترین پتانسیل را برای جذب دانشجویان و سوءاستفاده از آنان دارا است، دیگر به چه روزی امید ببندد.حبیب ترکاشوند