احمد پرهيزي - «اليورتويست» دومين رمان «چارلز ديكنز» نويسنده بزرگ است كه نقش بسيار مهمي در متحول ساختن ادبيات جهان داشته و آثاري ارزشمند و دوستداشتني را از خود به يادگار گذاشته است. اين كتاب ابتدا به صورت قسمتهاي مجزا و از فوريه سال 1837 ميلادي تا آوريل سال 1839 در ماهنامهاي انگليسي به چاپ رسيد. اين داستان اولين رمان انگليسي زبان است كه نقش اول آن را يك كودك ايفا ميكند و از آنجاييكه بر خلاف ديگر آثار ادبي مشابه توانسته است دنياي واقعي زندگي تبهكاران را به خوبي به تصوير كشد يكي از برجستهترين آثار اين نويسنده محسوب ميشود. واكاوي دنياي كودكان گرفتار در دستان تبهكاران«اليورتويست» يكي از نخستين رمانهاي اجتماعي است كه توجه خواننده را به مشكلات اجتماعي كشور انگليس در آن زمان و بخصوص قانون نگهداري از تهيدستان و فقرا كه اين گروه از افراد را ملزم به كار در كارگاهها و كارخانهها ميكند، معطوف كرده است. اين نويسنده توانمند علاوه بر اين توانسته است با احاطه كردن موضوع جدي داستان در قالبي از سخنان طعنهآميز نفاق و دورويي حاكم بر جامعه در آن دوره زماني را نيز مورد توجه قرار دهد. بسياري از منتقدان آثار ادبي بر اين باورند كه «اليورتويست» برگرفته از داستان «رابرت بلينكو»، فرزند يتمي است كه كاركردن در يك كارخانه نخريسي شرايط بسيار دشوار و ناگواري را بر زندگي او تحميل كرده بود. اين كتاب در دهه 1830 ميلادي مورد استقبال بسياري از علاقهمندان به آثار ادبي داستاني قرار گرفته بود. داستان «اليورتويست» در ساخت بسياري از فيلمهاي سينمايي و مجموعههاي تلويزيوني مورد اقتباس قرار گرفته است و اين در حالي است كه اين داستان معروف مبناي ساخت يك اثر موسيقايي بسيار موفق نيز بوده است. از آنجاييكه داستان «اليورتويست» مورد توجه بسياري از افراد در سراسر دنيا قرار گرفته است اين كتاب تاكنون به بيش از 25 زبان مختلف ترجمه شده است. اگر چه «اليورتويست» شخصيتي است كه بارها و بارها و به شكلهاي مختلف در مجموعههاي تلويزيوني، فيلمهاي سينمايي و حتي انيميشن به آن پرداخته شده است اما بايد پذيرفت كه بهرغم تكراري بودن داستان و آگاهي مخاطبان از پايان ماجرا همچنان توانسته است يكي از پربينندهترين مجموعههاي تلويزيوني باشد. اين مجموعه اسطورهاي در حال حاضر روزهاي سهشنبه ساعت 19 از شبكه چهارم سيما مهمانخانههاي شماست تا فراز و نشيبهاي زندگي اين كودك فقير را براي علاقهمندان به آثار «چارلز ديكنز» به نمايش درآورد. بدون ترديد اين كتاب با مورد توجه قرار دادن بعد اجتماعي و انسان دوستانه داستان توانسته است گام مهمي در از ميان برداشتن ديدگاه نادرست و غيرمنصفانه داستاننويسان ديگر از دنياي تبهكاران بردارد. اين قصه را چارلز ديكنز ننوشته است!اين اقتباس بسيار ابتكاري از اليور تويست بيترديد موجب نااميدي دوستداران ديكنز خواهد شد. كارگردان تغييرات فراواني در داستان اصلي داده است، در مقابل بينندگاني كه ذهنيتي باز دارند و چنين ماجراجوييهايي را ميپسندند داستان تازه را جذاب خواهند يافت.آلن بليسديل نويسنده فيلمنامه و تهيهكننده مجموعه، زمينه قصه را تغيير داده و با خلق موضوعاتي تازه روايت ديكنز را تغيير داده است، به طوري كه شخصيتهاي فرعي و كوچك به نقشهاي اصلي قصه تبديل شدهاند. بليسديل براي اين كار به سراغ دو فصل نهايي اثر رفته است؛ جايي كه ديكنز تلاش ميكند به صورتي موجز و خلاصه نسبت خانواده اليور را شرح دهد و با بسط و گسترش اين فصلها، مقدمهاي دوساعته بر داستان ديكنز ساخته است.طرحهاي فرعي درون قصه نيز از نو بازسازي شده و پيچ و خمهاي داستاني به شكل ديگري طراحي شده است. بخشهايي كه ديكنز هيچ توجهي به آن نكرده يا از كنار آن بهراحتي گذشته است در اين جا غنا و معناي بيشتري يافته است. بازنگري نويسنده در قصه ديكنز شجاعانه است و كار ديكنز نيز خراب نشده است. ميتوان گفت: بليسديل با جزئيات اثر ارتباط صميمانهتري برقرار كرده است.چارلز ديكنز 26 ساله بود كه اليور تويست دومين رمانش در سال 1838 منتشر شد. طرح نفسگير او بيش از همه مديون قواعد تئاترهاي ملودرام و پاورقيهاي مجلات آن دوران است، نكات مثبتي كه در آثار بعدي ديكنز با زبردستي تمام تعالي بيشتري يافت. قصه آلن بليسديل نيز با ماجراي به دنبال آمدن اليور آغاز ميشود اما به يك باره فلاشبكي به گذشته ميزند تا داستان عاشقانه والدين اليور را روايت كند كه هر دو به طبقه متوسط تعلق دارند. پدرش ادوين فردي خوش قلب اما بياراده است و مادر اگنس دختر نوجوان ناخداي كشتي. ادوين ناچار ميشود با زني ديگر ازدواج كند و از ترس پدر اگنس ناپديد ميشود چون نه توان ازدواج با اگنس را دارد و نه از نظر قانوني مجاز است. در روايت بليسديل مانكس(با بازي مارك وارن) پسري لوس و بيمار است كه حملههاي صرع وجه مشخصه اوست و بسيار زودخشم است. حملههاي صرع در اثر ديكنز وجود دارد؛ آنجا كه نويسنده به شكل گذرا ميگويد كه مانكس دچار تشنج بود و گاه حتي دستهاي خود را گاز ميگرفت.كارگردان مجموعهآلن بليسديل متولد 23 مارس 1946 در ليورپول را بيشتر به دليل مجموعههاي تلويزيوني اجتماعي ميشناسند كه براساس زندگي مردم معمولي ساخته است. او تنها پسر مردي بود كه در يك كارخانه مواد غذايي مشغول كار بود، مادرش نيز در مغازهاي فروشندگي ميكرد. آلن تا 10 سالگي در مدارس مذهبي مشغول به تحصيل بود تا اينكه به دبيرستان رفت و سپس با فراغت از تحصيل در دانشگاه چستر توانست مدرك آموزش دريافت كند، هشت سالي با استفاده از اين مدرك مشغول تدريس شد. از سال 1975 نيز كار خود را به عنوان نمايشنامهنويس در ليورپول آغاز كرد.نخستين موفقيتها براي بليسديل وقتي به دست آمد كه براي شبكه بيبيسي نمايشهاي راديويي مينوشت. برخي از اين نمايشها بعدها دستمايه او براي خلق شخصيت اسكالي شد كه قهرمان مجموعهاي به همين نام بود. اسكالي مردي اهل ليورپول بود و نمايشهاي بليسديل اغلب به زندگي اهالي ليورپول ميپرداخت. شخصيت خلق شده به قلم اين نويسنده و كارگردان به حدي موفق بود كه وي بر اساس آن يك نمايشنامه، دو قصه و يك فيلم تلويزيوني ساخت. در همين سال او فيلم ديگري براي بيبيسي كارگرداني كرد كه «كارمند سياه» نام داشت. اين ساخته بليسديل نيز قرين موفقيت شد تا كارگردانهاي ديگري ادامه آن را در قالب يك مجموعه تلويزيوني براي بيبيسي بسازند. پس از آن بود كه اين كارگردان بريتانيايي چندين مجموعه تلويزيوني ديگر ساخت كه اغلب براي وي جوايزي به همراه آورد.روزي كه شبكه آيتيوي (ITV) از بليسديل خواست تا اقتباسي از اليور تويست بسازد، وي پاسخ داد كه ديكنز نويسندهاي است كه بيش از همه بر او تأثير گذاشته است، به همين دليل پذيرفت تا اين كار را به سرانجام برساند.او اكنون مشغول نوشتن فيلمنامهاي براي فيلمي كوتاه است كه درباره كشتي اقيانوسپيماي لاكونياست. اين فيلم قرار است در سال 2009 يا 2010 در بيبيسي 2 پخش شود. او در قالب اين قصه ميخواهد زندگي مردمي را روايت كند كه در خارج از مرزهاي كشور مشغول كار روي كشتيهاي غولپيكر بودند.