مهدی امامقلی - دهه چهارم حیات انقلاب اسلامی که از سوی مقام معظم رهبری به نام دهه عدالت و پیشرفت نامگذاری شده است، عرصه مغتنمی برای ظهور و بروز جنبش دانشجویی مسلمان و گفتمان عدالتخواهی در مسیرپیشرفت کشوراست. پرواضح است که نیل به این مقصود، مستلزم قرار و دوام حاکمیت اسلامی از رهگذر تحقق مردمسالاری و مقابله با تهاجمات دشمنان است. بررسی فراز و نشیبهای جنبش دانشجویی درچندین دهه گذشته نشاندهنده آن است که این جنبش به دلیل برخورداری از مولفههای خاص خود (ویژگیهایی چون آرمان خواهی، پویایی و استقلال از کانونهای قدرت و ثروت و نیز برآمدن جوانان ازعرصههای علمی و آکادمیک کشور) میتواند به عنوان آوانگارد و پیش برنده جریانات اجتماعی درعرصههای داخلی و خارجی نظام تاثیرگذار و تصمیم سازباشد. اکنون با نظر بر1 - وقایع پس از انتخابات اخیر و اهمیت یافتن گزاره مردم سالاری دینی در نظام جمهوری اسلامی و 2 - وسعت جنگ نرم دشمن، لازم میآید که جریان دانشجویی با تداعی و بازخوانی رویدادهایی چون 16 آذر و 13 آبان و بازیابی هویت و نقش کنونی خود، تحولی استراتژیک و گفتمانی را در نوع جهتگیریها و نگاههای خود ایجاد کند.جنبش دانشجویی پرچمدار «مردم سالاری دینی»بی شک گزاره «جمهوریت» که زایشی از «دموکراسی غربی» و نگاه اومانیستی به مفاهیم نظری در حوزه علوم انسانی غرب است نتوانسته به تنهایی تضمین کننده وحدت و یکپارچگی اجتماعی در کشورهای اروپایی و آمریکایی باشد. به بیانی سادهتر، در دنیای ارتباطات و دامنه گسترده رسانه و تبلیغات، به جز ایران کدام کشور اروپایی یا غیر آن است که شهروندان آن درتاریخ مشخصی با مفاهیم سیاسی و هویت ملی به خیابانها بیایند و اقتدار ملی و انسجام فکری خود را به نمایش بگذارند؟ سؤال اساسی تر آنکه محور این انسجام تئوریک و اتحاد ملی چه چیز میتواند باشد؟ مطمئناً تنها ولایت و رهبری دینی در مکتب اسلام است که به عنوان قلب تپنده جامعه اسلامی میتواند مرکزیت میدان جهتگیریها و سیاستهای کلان نظام را بر عهده گیرد. از طرفی بنا بر آیات و روایات و احادیث معتبر، رأی و نظر مردم همواره مورد توجه نظامات اسلامی از دیرباز تا کنون بوده چنانچه تجربه انقلاب اسلامی خود مصداق بارزی از تجلی مردم سالاری دینی بوده است. لذا «مردم» و«دین» دو گزاره مهم درهدایت و راهبری جامعه اسلامی هستند و مردم سالاری دینی به معنای آنکه دین عامل حقانیت به حکومت و مردم عامل مشروعیت به حاکمانند. در نظر کارشناسان و تحلیلگران سیاسی، گذشت سه دهه از افت و خیزهای جنبش دانشجویی ایران (پس از انقلاب اسلامی) نشان داده است که، مردم سالاری دینی (تمکین به رای مردم و پرچمداری ولایت فقیه) میزان مهمی درسنجش عملکردهای صواب و ناصواب این جنبش بوده است. درمقطع اولیه جنبش دانشجویی (از تاسیس دانشگاه تهران تا شکل گیری انجمنهای اسلامی) رخداد شانزده آذر به نوعی نقطه عطفی در مفهوم مردم سالاری دینی است (هم دانشجویان مسلمان، هم مردم و هم دین میخواست که استکبارنباشد) در بازه دوم جنبش دانشجویی ایران (1357 – 1342)، دانشجویان مسلمان همراهی با «مردم» و «حضرت امام (ره)» را پیش روی اهداف و برنامههای خود گذاشتند و پیروزی انقلاب اسلامی و وحدت مردم را به ارمغان آوردند. دربازه سوم جنبش دانشجویی (1376 – 1357)، واقعه 13 آبان مصداق دیگری از همراهی دانشجویان با مردم و رهبری بود. لذا مردمسالاری دینی همچنان به لحاظ محتوایی و عملی در تمامی ذهنیتها وتحرکات دانشجویی نقش بسته بود گرچه تا به این لحظه این ادبیات برسر زبانها نبوده است. از سال 76 به بعد (بازه چهارم جنبش دانشجویی) بود که به دلیل به وجود آمدن شرایط خاص دردولت اصلاحات (گفتمانهای رادیکالی، تحرکات آنارشیستی و تند شدن فضا علیه حاکمیت و رهبری)، مقام معظم رهبری به مردم سالاری دینی اشاره کردند و آن را مدل حکمرانی نظام اسلامی دانستند. به دلیل بازآمدن شرایط خاص دهه اول انقلاب (گفتمانهای انقلابی، تحرکات عدالتخواهانه، انقلابی شدن فضا علیه غرب و امپریالیسم بویژه در بحث انرژی هستهای)، مردم و رهبری نظام به مردم سالاری دینی بیشتر تأکید و توجه نمودند به حدی که در وقایع پس ازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری، مردم و رهبری دو عامل اصلی در خنثی نمودن برنامههای انگلیس وآمریکا بوده اند و جریان دانشجویی (تقریبا تمامی تشکلهای اسلامی) با تأکید بر مردم سالاری دینی، رهنمودهای رهبری را نصب العین خود قرار داده و پیگیر تحقق مطالبات مردم و رهبری هستند. بنابرهمین تجربیات پربها، بسط و تعمیق و تحقق گزاره مردم سالاری دینی بارگرانی بر جنبش دانشجویی مسلمان در بازه زمانی پیش رواست. جنبش دانشجویی طلایهدار مبارزه با جنگ نرم دشمنمقام معظم رهبری در طول سالهای گذشته بارها از تهاجم فرهنگی، شبیخون فرهنگی، ناتوی فرهنگی، اختاپوس فرهنگی و تهاجم دشمن سخن به میان آوردند و طی چندین سال گذشته مسأله عملیات جنگ نرم دشمن را بارها گوشزد نمودند. معظم له در بیانات اخیرشان مبارزه با جنگ نرم دشمن را اولویت اصلی کشور دانستند. بنابراین جنگ نرم و وسعت عملیات روانی دشمن مسألهای نیست که بتوان از کنار آن بهراحتی عبور کرد چه آنکه چیزی که باعث فروپاشی شوروی از درون شد؛ همین استراتژی جنگ نرم بود که در برابر جنگ سخت و نظامی در کمیته خطر جاری توسط عمال سیاستگذار انگلیس و آمریکا طراحی شد و موجب به زانو درآوردن شوروی و چند تکه شدن آن شد. از طرفی در انتخابات اخیر ریاست جمهوری طول و عرض تحرکات و تحریکات طراحان و عوامل جنگ نرم در قالب کودتاهای مخملی «آزمون پس داده» دربرخی کشورهای آسیایی به وضوح دیده میشد. گرچه در ایران این پروژه از رهگذر پارلمان خیابانی و آنارشیسم تا حد جنبش سطل سوزی تنزل یافت و در برابر هشیاری رهبری و ملت ایران ناکام ماند اما نمیتوان به دامنه تاثیر این عملیات روانی بی تفاوت بود. لذا جنبش دانشجویی به دلیل برخورداری از همان برجستگیهای خاص که از لازمههای اولیه در مبارزه است (علم، آرمان خواهی، نیروی جوانی و نشاط) میتواند بهترین پیشرو و طلایهدار در مبارزه با جنگ نرم دشمن باشد. شناخت ابعاد عملیات روانی، بررسی تاریخی تحلیلی تحرکات انگلیس و آمریکا علیه ایران، واکاوی ظهور و سقوط کودتای مخملی در ایران از نیازمندیهای این ضرورت است که از رهگذر پژوهش و برپایی کرسیهای نقد و نظرجریان دانشجویی در محیطهای آکادمیک و علمی و نهایتاً تسلیح و شکلگیری هشیاری عمومی در مبارزه علیه جنگ نرم دشمن، میتوان به این هدف اساسی دست یافت. 16 آذر، غلبه گفتمان عدالتخواهی بر استعمارنوجدای از گفتمان اصلاحطلبان رادیکال و اصلاحطلبان کلاسیک و ظرفیت حداقلی آنها که درفضای کنونی دانشگاه به ریزش آرا و هواداران و از دست رفتن پایگاه اجتماعی و دانشجویی منجر شده است؛ گفتمان «نوگرایان انقلابی» با محوریت عدالت خواهی ونگاه نقادانه در برابر جریان ساختارشکن وحتی توجیه گرا برفضای دانشگاههای کشور حاکم شده است به نحوی که اکنون حجم وسیعی از بیانیهها و موضع گیریهای منتقدانه، فصل مشترک تشکلهای اسلامی موجود در دانشگاهها است و وجوه ممیزه فی مابین جریانات دانشجویی تنها درچند مولفه (حجم فعالیتها، جنس فعالیتها، تاکتیکها، دامنه مخاطبان و سابقه تاریخی و اساسنامههای تشکیلاتی) نمود یافته است. لذا گفتمان رادیکالی ساختار شکن در فضای کنونی به اضمحلال و گسستهای تشکیلاتی عمیقی منجر شده واصولاً ظرفیت قابل توجهی را در برنمی گیرد. مطمئنا رخداد 16 آذر32 و حماسه آفرینی سه آذر اهورایی، برگ زرینی را در کارنامه جنبش دانشجویی مسلمان و تاریخ مبارزه با استکباررقم زده است و دانشجویان آگاه این کهن مرزو بوم بایستی با مداقه در مفهوم استکبار، تداعی گر این رویداد تاریخی باشند. از اینرو با نظر بر آموزههای ولایی مقام معظم رهبری مبنی بر«استعمار نو» و نیز با توجه به برآمدن جریان آنارشیست و قانون شکن در وقایع پس از انتخابات اخیر، مفاهیمی چون «نودیکتاتوری» در قالب استعمار نو و استکبار نوین دراذهان تحلیلگران سیاسی متبادر شده است؛ بدین معنی که استکبار و استعمار نو با قدرت نظامی و یا زور حاکم کاری ندارد و تنها در قالب قانونشکنی و ایجاد زور اجتماعی علیه حق و منطق، بروز و ظهور پیدا میکند. با نظر برهمین واقعیات موجود و غلبه گفتمان عدالتخواهی بر نودیکتاتوری؛ جنبش دانشجویی بایستی 16 آذر امسال را روز مبارزه با استعمار و استکبار نو قلمداد کند و آینه تمام نمای ضرورتهایی چون «مردم سالاری دینی» و «مقابله با جنگ نرم دشمن» باشد.