کد خبر: 197465
تاریخ انتشار: ۱۷ آذر ۱۳۸۸ - ۰۶:۵۵
آسيب‌شناسي ريزش ياران انقلاب اسلامي - بخش پاياني
در دو شماره گذشته درباره آسيب‌شناسي ريزش ياران انقلاب اسلامي صحبت كرديم و گفتيم كه بسياري از كساني كه در روزهاي منتهي به پيروزي انقلاب اسلامي همراه امام(ره) بودند فقط در نبود رژيم پهلوي با حضرت امام(ره) اشتراك داشتند و هفت دليل در خصوص علت ريزش اين ياران مورد بررسي قرار گرفت. در اين شماره بخش پاياني اين مقاله منتشر مي‌شود. کريم دهکردي8-‌ تأثير القائات دشمنناكامي دشمن در 10 ساله اول انقلاب- كه براندازي ساختاري را مبتني بر نبرد سخت در دستور كار قرار داده بود- موجب شد تا به استحاله از درون روي آورد. تغيير ذائقه برخي ياران انقلاب كافي بود كه دشمن نقاط ترديد‌‌افكن را شناسايي كند. اين مسأله بعد از امام(ره) شدت بيشتري يافت تا حدي كه برخي آمريكايي‌ها بر به كارگيري كساني كه امام(ره) را مي‌ستايند تأكيد كردند، محورهاي دشمن كه موجب ترديد در برخي از انقلابيون سابق شد را مي‌توان در موارد ذيل خلاصه كرد: 1-‌ ناهمسويي اسلام و دموكراسي 2-‌ ناكارآمد معرفي كردن حكومت ديني 3-‌ انزواي ايران در عرصه بين‌الملل 4-‌ عقب‌ماندگي كشور به خاطر قطع رابطه با غرب، به‌ويژه آمريكا 5-‌ ناقص خواندن گردش نخبگان و.... اينگونه بود كه انقلابيون سابق، كشورهاي اسلامي كه از پيشرفت نسبي برخوردارند و در عين حال رابطه مناسبي با آمريكا دارند (مالزي، تركيه و...) را به عنوان اسلام ليبرال، بر اسلام انقلابي ترجيح دهند و توسعه را جايگزين پيشرفت كنند. برخي اعضاي حزب كارگزاران علناً بر ليبرال بودن خود صحه گذاشتند(كرباسچي و مرعشي) و حزب خود را همانند حزب عدالت و توسعه تركيه معرفي كردند و در اعلام علني آن نيز ابائي نداشتند، اين در حالي است كه امام(ره) مي‌فرمود:«تا من هستم نخواهم گذاشت انقلاب به دست ليبرال‌ها بيفتد.»9-‌ دنياگرايي:دنياگرايي يكي از مؤلفه‌هاي اساسي و مشترك انحراف در صدر اسلام و انقلاب اسلامي است. برخي از مشكلاتي كه اميرالمومنين با آن مواجه بود در انقلاب اسلامي هم رخ داد. بعد از جنگ نقطه عزيمت منزلت‌دهي و منزلت‌خواهي از تقدم تقوا و جهاد في‌سبيل‌الله به كار بهتر و دريافت پاداش بيشتر تغيير يافت و فاصله زندگي برخي مديران با مردم زياد شد. به طوري كه در شهرداري تهران، حسابي ويژه مديران باز شد و علاوه بر اينكه مديران شهرداري از پاداش‌هاي كلان برخوردار بودند، همسران آنان نيز از اين مواجب برخوردار مي‌‌شدند، در حوزه وزيران و مديران مياني نيز اين مسأله يافت مي‌شد، اخذ امتيازات اقتصادي، كارخانه، طرح، موافقت اصولي و... براي كساني كه مديران رسمي كشور بودند، باب شد و نقد حزب‌الله به اين جماعت به رويارويي و تنش و ريزش منجر شد امام(ره) از مسؤولان كشور مي‌خواست هميشه آماده مبارزه باشند، اما در عين حال تأكيد داشت: كساني كه معتقدند، رفاه و مبارزه با هم قابل جمعند، آب در هاون مي‌كوبند. بنابراين مسأله آقازاده‌ها در كشور باب شد و كم‌كم فاصله طبقاتي رونق گرفت و بي‌اعتمادي عمومي كه توأم با تورم افسار گسيخته بود، دوچندان شد و عده‌اي بين دنياگرايي و انقلابي ماندن، دنيا را ترجيح دادند.10‌-‌ گروه‌گرايي مفرط در عرصه داخليفلسفه تشكيل حزب در سراسر جهان رسيدن به قدرت در يك فرآيند دموكراتيك است، اما در جامعه ديني ما اين كاركرد براي حزب، مورد پذيرش عمومي نيست، اصولاً جامعه ديني و شيعي ما نسبت به كساني كه براي رسيدن به قدرت تلاش كنند، نگاه خوشبينانه‌اي ندارند، بنابراين گروه‌هايي كه براي رسيدن به قدرت از هيچ پلشتي فروگذار نمي‌كنند، مطرود مردم و حزب‌‌الله قرار مي‌گيرند. خصوصاً احزاب دولت ساخته مورد نقد جدي هستند، از طرفي برخي از اين گروه‌ها براي رسيدن به قدرت از خطوط قرمز نظام نيز عبور مي‌كنند.كنش و واكنش بين رفتار آنان و نيروهاي انقلاب منجر به تنش‌هايي مي‌شود كه ماحصل آن بي‌خاصيت شدن اين گروه‌ها و افراد شاخص آن است. ورود برخي اعضاي حزب مشاركت، سازمان مجاهدين انقلاب و كارگزاران سازندگي به طراحي و اجراي حوادث پس از انتخابات امسال نمونه‌اي از اين كنش و واكنش به حساب مي‌آيد. اصولاً در جامعه ديني كه قرار است همه حرف خدا را دنبال كنند، فلسفه حزب و گروه از نگاه توده مخدوش است و حضرت امام(ره) نيز هيچ موقع گروه‌گرايي و تحزب را تشويق و تأييد نمي‌كرد. اگرچه در قانون اساسي اين مسأله پيش‌بيني شده است و توسط حكومت محترم شمرده مي‌شود، اما نگاه توده به گروه‌ها معمولاً توأم با بدبيني است. بنابراين كنش متقابل نيروهاي انقلابي و اين گروه‌ها به دلسردي و دوري از سياست و غلتيدن در ورطه روشنفكري منجر مي‌شود.11-‌ احساس تضييع حقوقبرخي افراد معتقدند به اندازه زحمات يا صدمات احتمالي در قبل يا بعد از پيروزي انقلاب از مواهب و شأنيت برخوردار نشده‌اند و در مقايسه با ديگراني كه زحمات كمتري متحمل شده‌اند، در اولويت انتصاب و كانون توجه نيستند. اين دسته معمولاً به سوابق خود اشاره دارند و درصدد مقايسه تطبيقي خود با ديگران در افكار عمومي برمي‌آيند. برخي از صحابه پيامبر نيز به چنين مشكلي گرفتار آمده بودند و اكثر كساني كه مقابل اميرالمومنين بودند خود را شايسته و برتر از نزديكان ايشان مي‌دانستند و همين نگاه باعث باندگرايي و طراحي فتنه‌ها مي‌شد. در كشور ما نيز اينگونه است، برخي از كساني كه نتوانستند با امام(ره) همراهي كنند، مدعي ايده ولايت فقيه هستند و برخي ديگر مدعي مالكيت انقلاب، در عين حال حاضر به تواضع و خشوع در مقابل نظام نيستند و خود را مصداق السابقون السابقون مي‌دادند و الزاماً صدرنشيني را مي‌پسندند.12-‌ عدم هضم و پذيرش رويش‌هابخشي از ياران دهه اول انقلاب ورود رويش‌هاي انقلاب را توأم با حسادت و احساس حقارت دنبال مي‌كنند. «اينها كجا بودند؟»، «فلاني زمان امام(ره) كجا بود؟» به طور مثال همين سؤالات درخصوص برادران لاريجاني، حدادعادل، احمدي‌نژاد و حتي آيت‌الله مصباح به كار برده مي‌شود، بنابراين وقتي رويش‌هاي انقلاب را در مناصب قدرت مي‌بينند، سابقه انقلابي خويش را به ميدان مي‌آورند و احساس بي‌مهري مي‌كنند. اين دسته بر اين باور بوده‌اند كه تا زنده‌اند بايد در صف اول مسؤوليت‌ها باقي بمانند. جمله «ياران امام(ره) منزوي هستند»، «نيروهاي انقلاب در حاشيه قرار دارند» و... از جمله اين بيانات است. برخي صاحبان اين گناه نهايتاً به عقده‌گشايي و تخريب روي مي‌آورند؛ مواجهه آقاي كروبي با آيت‌ا‌لله مصباح، احمدي‌نژاد، سيداحمد خاتمي و... نمونه‌اي از اين روحيه و رفتار است.13- قوانين و مقرراتبرخي از ياران انقلاب، قائل به هيچ‌گونه فيلتر و قانوني براي ورود خود به عرصه‌هاي سياسي كشور نيستند و خود را فراتر و واجد صلاحيت‌تر از ضوابط موجود مي‌دانند؛ به طور مثال اخذ آزمون براي ورود به انتخابات مجلس خبرگان، نظارت استصوابي، قانون انتخابات مجلس، محروميت به خاطر محكوميت و... مورد پذيرش عده‌اي نيست و توقع سنجش خود با قوانين، توسط حاكميت را ندارند، همين كه حكمي از امام(ره) در فلان موضوع دارند يا عكس يادگاري با امام(ره) گرفته‌اند يا در زندان‌هاي طاغوت بوده‌اند را فراتر از قوانين مي‌دانند و بعضاً به تقابل اتهام‌سازي عليه نظام يا انزواي سياسي روي مي‌آورند.14-‌ برنتابيدن عدالت براي خودبرخي از ياران انقلاب، اصل نظام و مشروعيت آن را به عدالت مي‌دانند اما اگر همين عدالت در خصوص آنان اجرا شود، نه‌تنها توقع آن را ندارند بلكه تا مرز عدول از همه سوابق انقلابي خويش پيش‌ مي‌روند. آنان توقع دارند، به خاطر سوابق انقلابي از حق وتو برخوردار باشند، به طور مثال به‌رغم اينكه انتخابات سال 1384 رياست جمهوري توسط دولت اصلاحات برگزار شده بود اما در چهار سال گذشته، آقاي كروبي مدعي خواب بودن و اجحاف در حق خود بود و براي اين مدعاي خويش نيز هيچ سند و مدركي نداشت.آقاي عبدالله نوري به خاطر محكوميت در دادگاه ويژه روحانيت به گوشه‌نشيني روي آورد و موسوي نمي‌تواند بپذيرد كه در انتخابات، اقبال اكثريت را نداشته است. برخي آقازاده‌ها از مصونيت نانوشته برخوردارند و... اين مسائل در افكار عمومي موجب بدبيني و در حوزه نخبگان موجب ريزش مي‌شود البته تاريخ اسلام و خصوصاً صدر آن نيز نشانگر وجود اين رويه است كه: عدالت خوب است اما براي همسايه.نتيجه‌گيري:در مجموع برخي از ريزش‌ها به مباني و رفتار افراد بازمي‌گردد و برخي نيز به حاكميت مربوط است. آنان كه در مباني با نظام اسلامي در تعارض و تضاد هستند، قابل اصلاح نيستند، اما در خصوص كساني كه در مسائل رفتاري و كنشي به تقابل روي مي‌آورند، اميد به اصلاح وجود دارد. رهبر معظم انقلاب بعد از انتخابات رياست جمهوري امسال فرمودند: راهبرد نظام جذب حداكثري و دفع حداقلي است. نظام اسلامي بايد استراتژي مشخصي براي پيشگيري از ريزش‌ها يا نحوه تعامل با ريزش‌ها داشته باشد و افكار عمومي را روشن كند و اين مدعاي كليشه‌اي را باطل كند كه «هر انقلابي فرزندان خود را مي‌بلعد.»
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار