
وطن اسلام را استعمارگران «اروپایی» به کمک حکام مستبد و جاهطلب تجزیه کردهاند و به صورت چندین ملت مجزا درآوردهاند، زمانی هم که دولت بزرگ عثمانی به وجود آمد، استعمارگران آن را تجزیه کردند که از قلمرو آن ده تا پانزده مملکت یک وجبی پیدا شد. هر وجب را دست یک مأمور یا دستهای از مأمورین خود دادند، پس از جنگهای متعدد در جنگ بینالملل اول.
ولایت فقیه حضرت امام خمینی(ره)
در مطبوعات و کتابخانهها و مقالات متعدد و فیلمهای فراوان، صدها و هزاران مطلب پیرامون جنگ بینالملل دوم و شکست آلمان و پیروزی انگلستان و آمریکا و تأسیس اسرائیل آمده و ملت ما و ملتهای دیگر کشورها مطالب زیادی پیرامون جنگ دوم بینالملل میدانند، ولکن پیرامون جنگ اول بینالملل، که توسط انگلستان، فرانسه و روسیه با هدف تجزیه امپراتوری عثمانی و تقسیم سرزمین واحده اعراب به کشورهای دست نشانده و تحت سلطه و توطئه کشورهای اروپایی برای تجزیه امت اسلام و غارت معادن و منابع نفت در خاورمیانه، به راه افتاد، هیچ گونه کتاب یا مقاله و یا فیلم و اطلاعاتی در دست نیست و امت اسلام و مسلمانان و همچنین ملت ما نمیدانند که خانه امت واحده اسلامی کی و چگونه خراب و ویران شد و این مرزهای استعماری چگونه پدید آمدند و چه کسانی موجبات تقسیم و تجزیه امت اسلام و ملت عرب را فراهم آوردهاند، جز اینکه حضرت امام (ره) اگر چه مورخ نیست و نمیخواهد وارد تاریخ شود معذلک در کتاب ولایت فقیه به این مصیبت عظیم و توطئه بزرگ دولتهای اروپایی و خیانت رسوای سران عرب اشارههایی فرمودهاند که سزاوار است اهل خبره و مورخان پیرامون این مرحله از تاریخ امت اسلام کتابهای فراوانی به تفصیل تألیف کنند و به ویژه مردم انقلابی ما را در جریان توطئه کشورهای استعمارگر از یک سو و در جریان منافقان و خائنان داخلی از سوی دیگر قرار بدهند. در سلسله مقالاتی که خواهد آمد، ما میکوشیم تا گوشههایی از این دوران تأسفبار و عبرتآموز را از نظر خوانندگان گرامی بگذرانیم.
نهضت مشروطیت در ترکیه عثمانی و آغاز توطئه
نهضت مشروطیتی که در ترکیه عثمانی و سپس در ایران به وجود آمد، یک سکه دورویه بود. یک روی نهضت مشروطیت آن چیزی بودکه دولت انگلستان آن را دنبال میکرد و آن عبارت بود از محدود کردن قدرت سلاطین ایران و عثمانی که بیشتر تحت سلطه دربار روسیه و یا آلمان قرار داشتند و از نفوذ انگلیسیها بیمناک بودند و دولت انگلستان میخواست با تأسیس مجلس پارلمان و وضع قانون اساسی، رجال متمایل به خودش را با دسیسههای گوناگون وارد مجلس نماید و توسط آنان به مقاصد خودش جامه عمل بپوشاند و قدرت مرکزی را توسط مجلس تحت فشار قرار بدهد و این یک روی سکه بود و اما روی دیگر سکه مشروطیت آن افکار و اندیشههایی بود که روشنفکران ایرانی و عثمانی در سر میپروراندند و آرزو داشتند تا بلکه از طریق وضع قانون اساسی، از قدرت شاه به نفع مردم و ملت بکاهند و مردم را در تعیین سرنوشت خودشان شریک بنمایند. به همین جهت نهضت مشروطیت با چنین تصوراتی از ناحیه روشنفکران و تحصیلکردهها، به قصد خدمت به جامعه پدید آمد و تحصیل کردههای ما از آنجا که دشمنان خود را نمیشناختند و از آنچنان ایمانی هم برخوردار نبودندکه هشدارهای الهی را بشنوند و بپذیرند، بنابر این به دشمنان اعتماد کردند و با آنان همراه شدند و به جانب سران مشروطیت شتافتند، در حالی که دشمنان خارجی با هوشیاری کامل قدم به قدم مواظب حرکات نهضت مشروطیت چه در ترکیه و چه در ایران بودند و سرانجام نهضت مشروطیت آنطور شد که آنان میخواستند و سرانجام سلطان مستبد ناچار شد تا حکم مشروطیت را بپذیرد ولکن به هنگام انتخاب نمایندگان، این پول و سرمایه و عوامل انگلستان بود که در مراحل بعدی افراد مزدور خودش را روانه مجلس کرد و عوامل انگلستان به عنوان نمایندگان مردم، سر از کرسیهای مجلس درآوردند و قوانین را در راستای منافع روباه پیر یعنی استعمار انگلستان وضع نمودند و در ترکیه عثمانی مصطفی کمال پاشا و در ایران رضاخان قلدر و خاندان پهلویها به عنوان میوه و محصول مشروطیت بر سرکار آمدند و انگلستان که نتوانست از آستین سلاطین قاجار و یا سلاطین عثمانی بیرون بیاید، با حیله مشروطیت و از طریق انتخابات پارلمانی و از طریق خانه ملت و خانه قانون و عدالتخانه در اسلامبول و تهران ظاهر شد و زمام امور را در ترکیه عثمانی و حکومت ایران و سایر کشورها به دست گرفت و آنچه که روشنفکران فریب خورده میخواستند واقع نشد و آنچه دشمنان میخواستند واقع شد. برای اینکه ببینیم این بذر چگونه کاشته شد و احزاب در این میان چه نقشی داشتند و این درخت چگونه رویید و چگونه به ثمر نشست و چگونه میوه داد، را در شمارههای بعد خواهیم دید.