روز 16 آذر در تاریخ معاصر کشورمان، یادآور مداخلهجویی آمریکا و حمایت آن کشور از رژیم سلطنتی پهلوی است که در ضمن الهامبخش روحیه ضد استکباری به ملت ایران اسلامی نیز میباشد.در چنین روزی اعتراض دانشجویان دانشگاه تهران به سفر معاون رئیسجمهور آمریکا که برای تثبیت نتایج کودتای آمریکایی- انگلیسی 28 مرداد سال 1332 به تهران صورت میگرفت، توسط نیروهای گارد شاهی به خاک و خون کشیده شده و سه نفر از دانشجویان زیر رگبار مسلسلهای اهدایی آمریکا جان باختند. چنین فاجعهای روحیه ضد آمریکایی و مبارزهطلبی علیه امپریالیسم و همچنین انگیزه استقلالطلبی و دوری از وابستگی را در بین دانشگاهیان نهادینه نمود.از اینرو بزرگداشت خاطره 16 آذر در واقع تحکیم این روحیه مقدس است که با خون پاک و مظلومیت جوانان دانشجو در روزهای سیاه پس از کودتای آمریکایی 28 مرداد شکل گرفته است.اما پس از آنکه برخی مدعیان چپروی در دوره حاکمیت اصلاحات دچار استحاله شده و یا تحت تاثیر نفوذ اندیشههای لیبرالی گروهکهای بیرون از دانشگاه مثل نهضت آزادی و لیدر فکری آن، عبدالکریم سروش با عبور از چپ به لیبرال- دموکراسی ناب آمریکایی ایمان آوردند، 16 آذر نیز بازیچه برخی تحرکات و ابزاری برای استراتژی فشار از پایین، چانهزنی از بالا قرار گرفت. چرا که تئوریپردازان اصلاحات آمریکایی دانشجو را ابزاری برای نیل به قدرت دانسته و البته پس از نیل به هدف او را توصیه به فاصله گرفتن از قدرت و تقویت مبانی تئوریکش مینمودند. از این رو شاخه افراطی دفتر تحکیم که حتی نهادهای انقلابی را از آرم تشکیلاتی خویش هم حذف کرده و از اعلام این استحاله در بیرون هم ابایی نداشت معرکهگردان صحنههایی از ارتجاع فکری و بازگشت به تفکرات لیبرالی ناب و آمریکایی بود و با وقاحت، مخالفان خویش را طالبان خطاب میکرد. حال آنکه کارگردانی اصلی این معرکه با آن دسته از اصلاحطلبانی بود که با پذیرش سکولاریزم و عملگرایی سیاسی برای حفظ قدرت خط مذاکره با طالبان را هم پذیرفته بودند.گرچه این جریان با ناکامی اصلاحطلبان در حفظ قدرت و طرد این اندیشه از سوی مردم چند سالی به محاق افتاد اما با وقایع تلخ پس از انتخابات و اردوکشیهای خیابانی مدعیان اصلاحطلبی وارد فاز جدیدی شد که قانون شکنی، خشونت و تقدسزدایی مثل به شهادت رساندن بسیجیان و آتشزدن مسجد از ویژگیهای تازه آن است. همچنین در راستای همان استراتژی فشار از پایین در دوره جدید با برافراشتن پرچمی رنگی به ابداع جنبش کارناوالیستی رو آوردهاند که طیفی رنگینکمانی و متلون را در خود جای داده و بدون نگاه به هویتهای جداگانه تنها به نقطه اشتراک برای ائتلاف نظر دارند که آن هم مخالفت با ولایت فقیه و عبور از جمهوری اسلامی و الزامات آن میباشد. این ابداع که ابتدا با مانور بر اردوکشیهای خیابانی توانسته بود برخی نخبگان و حتی خواص انقلاب را نیز مرعوب و وادار به بیتفاوتی و بعضاً همراهی نماید، امروز از دور و نفس افتاده و لذا هر نوع زد و بند و یارکشی را برای ادامه حیات خویش مباح و با بیمبالاتی و پذیرش افتضاح به آن تن میدهد. ابداعی که افتضاح آن در روز قدس و 13 آبان آشکار شده اینک 16 آذر را هدفگذاری کرده که تصمیمات کانون فتنه برای برپایی اجتماعات غیرقانونی و کشاندن آن به خیابانها با فراخوان همزمان نهضتیها، کمونیستها و حتی سازماندهی تیمهای تروریستی انجمن ایرانی یا همان انجمن پادشاهی سلطنتطلب برای حفظ این مثلاً جنبش کارناوالیستی است. گرچه افول سریع و ریزش شدید حامیان خیابانی کارناوالیستهای رنگی جای دغدغهای جدی باقی نگذاشته اما روحیات افراطی و خطرناک برخی از سناریوسازان این جریان برای خونین کردن حرکت و کشتن و کشته گرفتن و خط ترور و خشونت در برخی گروهکهای همراه آنان مثل انجمن پادشاهی که اخیراً تیمهایی برای ترور دانشجویان با آمپولهای سمی نیز سازماندهی کرده، هشدارهایی است که نباید به راحتی از کنار آن عبور کرد. بهویژه اینکه سرخوردگی و تحقیر ناشی از بیاعتنایی مردم به قانونشکنان و خروج خواص و نخبگان از سکوت و بیتفاوتی علیه قانون گریزان و حمایت از نظام و رهبری و افزایش مطالبات مردم برای دستگیری سران فتنه، شرایط روحی و روانی پرفشاری را تحمیل نموده و اشتباهات پیاپی، امکان هرگونه چانهزنی برای آنها را هم سلب نموده است. در چنین شرایطی امکان هر گونه اقدام هیستریک محتمل است.