
نماینده ولی فقیه در بنیاد شهید و امور ایثارگران با بیان اینکه « امروز دشمن بیش از خود ما به نقش اساسی و محوری ولایت فقیه پی برده است» گفت: تمرکز اصلی دشمن بر زدن همین رکن ولایت فقیه و خیمه اصلی انقلاب و اسلام ناب است که در این جهت ناکام بوده و خواهد بود.
به گزارش ایسنا، حجتالاسلام رحیمیان که در جلسه هفتگی انصار حزبالله سخن میگفت، با اشاره به حوادث پس از انتخابات ریاستجمهوری دهم گفت: ما باید قسمت خیر قضیه را هم ببینیم. دوم خرداد خیر بود؛ چون چهرههای نفاق را رو کرد. ماجرای پس از انتخابات هم واقع خیر بود؛ چرا که اگر این قضایا پیش نمیآمد و آن آقا کاندیدا نشده بود و چهار سال بعد یک نفر صفر کیلومتر در مقابل او به میدان میآمد، مساله به گونه دیگری میشد؛ ولی خداوند پس کله برخیها زد که زودتر بیایند، نه این که چهار سال بگذرد و آن وقت دیگر هم رقیبی هم مثل احمدینژاد نداشته باشند.
وی درباره نقش نخبگان در روشنگری جامعه به ویژه در حوادث اخیر نیز گفت: اگر روشنگری و مرور زمان نبود، اکنون وضعیت به این شکل نمیبود. روزهای اول پس از انتخابات جمعیت میلیونی با دعوت آنها به خیابان میآمد، ولی بعد از چند وقت 30 هزار نفر در روز قدس آمدند و بعد هم سه یا چهار هزار نفر شدند و اینها اطلاعات موثقی است که در دست داریم.
نماینده ولی فقیه در بنیاد شهید و امور ایثارگران همچنین با بیان اینکه جنگ حق و باطل از آغاز تا پایان بوده،هست و خواهد بود هشدار داد که نباید غافل بود زیرا که فتنه و فتنهگر سر جای خود بوده و می باشند.
وی در ادامه با بیان این که « یکی از مظلومیتهای مقام معظم رهبری این است که هنوز سطح جامعه ما به همه ابعاد شخصیت و نیز صفا و معنویت ایشان پی نبرده است» گفت: قضایای اخیر ثابت کرد قانونمندترین آدم در جامعه ما ولایت فقیه است و یک جا هم که کار فراقانونی کرد، به نفع معترضان بود که پنج روز مهلت رسیدگی به شکایات را تمدید کرد. ولی چه کسی دیکتاتور است؟ آنهایی که تا آخر بر خلاف قانون و منطق ایستادند و گفتند انتخابات باطل است و حتی وقتی عناصر آنها اعتراف کردند امکان ندارد چنین تقلبی شده باشد، باز هم ایستادند و ادامه دادند، ولی همه اینها کار خداست که آنها رسوا شوند.
رحیمیان همچنین در پاسخ به پرسش دیگری درباره مصداق بیانات اخیر مقام معظم رهبری که فرمودند نباید هر کس را که نظر مخالفی داشت، منافق و ضد ولایت فقیه بدانیم، اظهار کرد: اگر خود ایشان صلاح میدانستند اسم میآوردند، ولی به هر حال ما باید شاخصها و معیارها را به دست بیاوریم. بین کسانی که اساس عدم جدایی دین از سیاست، ولایت فقیه و خط امام را قبول ندارند با کسانی که همه اینها را قبول دارند، ولی ممکن است گاهی نظر دیگری ابراز کنند، تفاوت وجود دارد. اگر پیشینه افراد نشان دهد در این خط هستند ولی در مورد خاصی نظر متفاوتی دارند، نمیشود این افراد را ضد ولایت فقیه دانست. ما باید توجه داشته باشیم که نیروها را حفظ کنیم و با یک لغزش و خطا که تعمد و لجاجتی در آن نباشد، نباید آنها را طرد کنیم.