
بصيرت به معناي آگاهي همهجانبه و نگاه ژرف داشتن، فريب ظاهر را نخوردن، دشمنشناسي و مقابله با فتنه، مميزه شايستهاي در شناخت حق از باطل و صواب از ناصواب در فضاي سياسي پس از انتخابات اخير است. مطمئناً رهنمودهاي مقام معظم رهبري در بازه زماني چند ماه گذشته و تأكيد معظمله بر ضرورت داشتن بصيرت و مقابله با جنگ نرم، طليعه مغتنمي براي بسترسازي جهت تحقق اين دو مقوله در فضاي سياسي کشور و ذهنيتهاي نخبه كشور است. آنچه در پي ميآيد نگاهي بر ابعاد مهم اين ضرورتها است.
قطب نماي دشمنشناسي
در جنگ صفين عدهاي از اعضاي سپاه اميرالمؤمنين (ع) از جنگيدن با سپاه شام خودداري كردند با اين بهانه كه آنها هم مسلمان هستند و به نماز و روزه پايبندند و از حق حرف ميزنند. حضرت علي (ع) خطاب به اين عده فرمودند:«وَ قَد فُتِحَ بابُ الْحَرْبِ بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَ اَهْلِ الْقِبْلَه » درِب جنگ ميان شما و اهل قبله (كساني كه رو به قبله نماز ميخوانند؛ يعني مسلمانها) باز شده است و« لا يَحْمِلَ هذَا الْعَلَمِ اِلَّا اَهْلُ الْبَصَرِ وَ الْصَّبْرِ وَالْعِلْمِ بِمَواضِعِ الْحَقِّ » اين پرچم را تنها كساني ميتوانند بر دوش بگيرند كه اهل بينش، پايداري و آگاه به مواضع حق باشند؛ يعني اگر كسي به ظاهر مسلمان باشد و ادعاي مسلماني بكند، نماز بخواند، قرآن بخواند و... باعث نميشود كه با او نجنگند. بنابراين معيار مسلماني، حق و حقيقت است و اگر علي(ع) با قاسطين و ناکثين و مارقين، ميجنگد به خاطر بصيرتي است كه نسبت به نيّات و اعمال آنها دارد. پرواضح است كه در شناخت حق و باطل و اصولاً در حوزه معرفت شناسي رويكردهاي تعصبي واحساساتي و گرايشهاي مبتني بر هيجان سپهر سياست را تيره و تار ميكند و متقابلاً رويكردهاي منطقي استوار بر حق و حقيقت و نگاههاي نقادانه مبتني بر علم و عقل، مورد اقبال عوام و خواص يك جامعه قرار ميگيرد. از طرفي جريان فتنه همواره در طول تاريخ عرض اندام نموده است اما آنچه كه در شناخت گفتمان فتنه بايستي چراغ راهنماي عوام و خواص باشد، اصل بصيرت است.
دليل مردودي برخي خواص!
مطمئناً مسؤوليت اجتماعي و سياسي خواص به عنوان نخبگان جامعه نسبت به عوام بسيار خطير و سنگينتر است، چرا كه خواص از تنفذ و تأثيرات اجتماعي بالايي برخوردار هستند و عوام آنها را به عنوان الگو و اسوه خود قرار ميدهند. لذا آنچنان كه تاريخ نشان ميدهد، هر بار كه دشمن در پي استحاله محتواي حکومتها و جوامع ارزشمدار بوده است، به سراغ نخبگان ميرفته تا با استفاده از قدرت نفوذ و تاثير آنان، ذهنيتهاي اجتماعي قشر عوام را به خود جلب كرده و موجب تضعيف آن حکومتها و جوامع شوند. انتخابات اخير و وقايع پس از آن، رخداد مهمي در مطالعه لزوم بصيرت در ميان خواص و نخبگان است.
مقام معظم رهبري در مراسم تنفيذ حكم دهمين دوره رياست جمهوري فرمودند: «امتحانهايى هم در اين انتخابات پيش آمد. يك امتحان، امتحان آحاد مردم بود. به نظر من مردم در اين امتحان برنده شدند؛ نمره قبولى گرفتند. حضور عظيم مردم، امتحان عظيمى بود كه آنها را سرافراز كرد. بسيارى از آحاد مردم، از جريانهاى سياسى، طبق وظيفهشان عمل كردند. بعضى از خواص هم البته مردود شدند. اين انتخابات بعضىها را مردود كرد.» برخي از خواص فريب دشمن را خوردند و در موارد متعددي پس از انتخابات دهم با سياستهاي کلي نظام صريحاً مخالفت كردند و با تحركات آنارشيستي درصدد ايجاد هرج و مرج در جامعه برآمدند. ( زير سؤال بردن انتخابات، عدم تمكين به قانون اساسي، عدم تمكين به رأي ملت، تحركات خياباني بدون مجوز و غيرقانوني، زير سؤال بردن محاكمه عوامل اغتشاش و. . . ) اما مقام معظم رهبري با تأييد انتخابات و تنفيذ حكم رياست جمهوري، ضمن تعريف «جرم بزرگ» و تأكيد بر برخورد قانوني با عوامل اغتشاش، آحاد ملت را به بصيرت و مبارزه با جنگ نرم توصيه نمودند و نهايتاً در ديدار اخير خود مرز بين منافق و مجرم را مشخص کردند. لذا:
1- مقام معظم رهبري از زير سؤال برندگان اصل انتخابات با عنوان « آدمهاي سادهلوح »، « بدفهم»، «نيتهاي خبيث»، عوامل «جرم بزرگ» ياد كردند و در ديدار اخير خود با جمع كثيري از بسيجيان ضمن توصيه بر بصيرت بسيجيان نسبت به جريان جنگ نرم و تحركات دشمن و عنوان كردن اين موضوع كه همه در مقابل افرادي كه هدفشان تقديم كشور به آمريكا است، بايستند؛ دايره عوامل نفاق را محدود نمودند و فرمودند:«نميشود هر فردي را به دليل يك خطا، منافق ناميد و همچنين نميتوان، هر فردي را بهدليل اختلافنظر و ديدگاه، ضدولايت فقيه خواند».
2- رهبر انقلاب اسلامي در بيانات اخير خود، همگان به ويژه نخبگان و خواص را به بصيرت توصيه نمودند، ايشان در ديدار با اعضاي مجلس خبرگان فرمودند: «توطئههاي دشمن، خواص است؛ آماج دشمن، خواص است. مينشينند طراحي ميكنند تا ذهن خواص را عوض كنند؛ براي اينكه بتوانند مردم را بكشانند؛ چون خواص تأثير ميگذارند و در عموم مردم نفوذ كلمه دارند » لذا «... بايد بصيرت داشت. آنچه كه انسان از نخبگان جامعه و جريانات سياسي و گروههاي سياسي انتظار دارد، اين است كه با اين حوادث، با اين خطوط دشمن، با بصيرت مواجه بشوند؛ با بصيرت. اگر بصيرت وجود داشت و عزم مقابله وجود داشت، خيلي از رفتارهاي ما ممكن است تغيير پيدا بكند؛ آنوقت وضعيت بهتر خواهد بود. بعضي از كارها از روي بيبصيرتي است».
سنگ بناي مهار جنگ نرم
بيشك در فضاي كنوني پس از انتخابات، دامنه جنگ نرم و راهكارهاي مقابله با آن به عنوان دغدغهاي اولويتدار در حوزههاي سياسي مطرح و مورد بحث است. از طرفي با توجه به رهنمودهاي رهبر انقلاب اسلامي در چند ماه گذشته، اصل بصيرت به عنوان سنگ بناي مهار جنگ نرم دشمن، گزارهاي لازم و ضروري است چه آنكه بسياري از كساني كه در زمين دشمن بازي كردند به اين دليل بود كه فاقد بصيرت لازم براي شناخت ابعاد مختلف فتنه بودند. از اين رو ميدان فتنه يكي از حوزههايي است كه نقش بصيرت در آن پررنگتر است. چنانكه مقام معظم رهبري در ديدار اعضاي مجلس خبرگان رهبري فرمودند: «در فتنه همه بايستي روشنگري كنند؛ همه بايستي بصيرت داشته باشند» چرا كه در فتنهها تشخيص دوست و دشمن سختتر ميشود، رهبر انقلاب در ديدار با مردم چالوس و نوشهر توصيه كردند: «جوانان عزيز! هر چه ميتوانيد در افزايش بصيرت خود، در عمق بخشيدن به بصيرت خود، تلاش كنيد و نگذاريد دشمنان از بىبصيرتى ما استفاده كنند؛ دشمن به شكل دوست جلوه كند، حقيقت به شكل باطل و باطل در لباس حقيقت». ايشان در ديدار با خانوادههاي شهيدان و جانبازان استان کردستان فرمودند: «استکبار و صهيونيزم از اينگونه مراکز براي فعاليتهاي کاملاً خصمانه اما اصطلاحاً نرم استفاده ميکنند که مقابله با اين توطئه هوشياري عمومي را ميطلبد... لازم است آحاد ملت بخصوص جوانان در مقابل تهاجم فرهنگي و نرم دشمن، کاملاً هوشيار و بيدار باشند» لذا بصيرت (به معناي هشياري وآگاهي، دشمنشناسي و دشمنستيزي، آناتومي جريانات سياسي و آناليزه نمودن تحركات دشمن) بايستي اولين گام مبارزه با جنگ نرم دشمن باشد.