«آدمی در این عالم برای کاری آمده است و مقصود آن است، چون آن نمیگزارد پس هیچ نکرده باشد: انا عرضنا الامانه علی السموات و الارض والجبال فابین ان یحملنها و اشفقن منها و حملها الانسان ...» (سوره الاحزاب، آیه 72). بسیار پیش آمده است که زندگی به عرصه یک نمایش تشبیه میشود؛ عرصهای که در آن بازیگران با ترتیبات متنوع وارد صحنه میشوند، نقش خود را ایفا میکنند و سپس عرصه را برای بازیگران بعدی ترک میگویند. گویی بازیگری و نمایش بخشی جداییناپذیر، که حتی مبحثی وجودشناختی در حیات بشری است. و گویی بر همین اساس است که جامعه انسانی از آغاز تلاش در جستوجوی معنا در عرصه گیتی، نمایش را به مثابه بخشی تفکیک ناپذیر از آیینهای مختلف معنوی مییابد. آنچه روشن است اینکه از دیرباز، نمایش نقشی چندوجهی در زندگی بشری و در فرآیند معنیسازی اجتماعی بر عهده داشته است. نمایش از یک سو در جلوهگرسازی هویت اجتماعی نقشی اساسی بر عهده میگیرد، از سوی دیگر با قرار دادن مخاطب در موقعیتهای مختلف وجودی، تمرینی برای تصمیمگیری و انتخاب اخلاقی در میان اعضای جامعه است و از جهتی دیگر به مثابه آیینی برای پالایش روح و روان انسانها عمل میکند. گونههای متنوع روایتگری نمایشی در میان اقوام و تمدنهای مختلف بشری، امکانی دیگر را از ظرفیتهای فراوان نمایش پیش روی ما مینهد. روایتهای علت محور غربی، که عموماً ریشه در بوطیقای ارسطویی دارند؛ در کنار مقولاتی چون تکرر در روایت شرقی، همانند آنچه در هزار و یک شب و یا منطقالطیر شاهد آنیم؛ و همچنین انکار منطق تعلیلی در حکایتهای روایی ذن بودیسم، نشان از آن دارد که روی آوردن به نمایش به مثابه روایت هویت اجتماعی- فرهنگی، ما را از لایههای عموماً مغفول و پنهان مانده حیات بشری آگاه خواهد کرد. تئاتر دانشجویی از جمله عرصههایی مهم در دنیای جدید است که میتواند ما را شناختی ژرفتر از عالم زندگی این قشر مهم، تأثیرگذار و آیندهساز جامعه رهنمون شود. دانشجویان، به مثابه نیروی فعال در فرایند معناسازی اجتماعی و هویتیابی فرهنگی، در هر جامعهای مورد توجه جدی هستند. پژوهشهای متنوع و متعددی که همه ساله در جوامع مختلف، درباره زیست دانشجویی و مسائل مختلف حول آن صورت میگیرد شاهدی بر این مدعاست. و در این زمینه، عرصههای مختلفی که دانشجویان در آن به تمرین زندگی اجتماعی و تعامل و همکاری گروهی میپردازند از اهمیتی فراوان برخوردار است؛ اجتماعات فرهنگی- هنری و از جمله حوزه نمایش دانشجویی از جمله این عرصههاست. نمایش به مثابه عرصهای برای کسب آگاهی و شناخت از خویشتن، تهذیب روان، عرصه تمرین انتخابگری اخلاقی، به ویژه در جامعهای با تنوع قومی و فرهنگی چون ایران، میتواند نقشی مهم در همبستگی و اجتماع پذیری ایفا نماید. دانشگاه نیز به عنوان نمونهای از اجتماع بزرگ تری که در آن رشد و نمو مییابد، از این قاعده مستثنا نیست. نمایش دانشجویی، با قرار دادن دانشجو در موقعیتهای مختلف همکاری و مشارکت اجتماعی- فرهنگی که در دل یک جامعه شکوفا میشود، وی را برای حضور معنادار و آگاهانه در جایگاهی که در اجتماع کسب خواهد کرد آماده میسازد. بر این اساس، استفاده از ظرفیتهای بالقوه نمایش در اجتماع، و از جمله در اجتماع کوچک ترِ دانشجویی، میتواند نویدبخش آیندهای روشن برای جامعهای باشد که پیشرفت و همبستگی را هدف قرار داده است. این فرصت را باید غنیمت شمرد.