حوادث و اتفاقات پس از انتخابات در كنار تمام تلخ كاميها حاوي دستاوردهايي هم بود. در وقايع پس از انتخابات نقش برخي از آقازادهها آشكار شد و اين يعني آنكه قوه قضائيه با مستندات بيشتر و متقنتر ميتواند با تخلفات آنها برخورد كند. در كنار موضوع آقازادهها، بحثي كه ماهها مسكوت مانده بحث مديريت دانشگاه آزاد است كه البته شوراي عالي انقلاب فرهنگي حركتهايي را در اين زمينه شروع كرده است. زهره الهيان، نماينده مردم تهران در مجلس در گفتوگو با ما در اين رابطه توضيح ميدهد.شما به عنوان يكي از اعضاي كميسيون امنيت ملي وسياست خارجه مجلس، نقش دول غربي و در رأس آنها آمريكا را در حوادث پس از انتخابات كه آبستن ضررهايي براي كشورمان در عرصه داخلي و بينالمللي شد را چگونه ارزيابي ميكنيد؟وقايع پس از انتخابات دهم رياست جمهوري ريشهها و عوامل متعددي داشت كه پرداختن به آن نيازمند بحثهاي مفصلي است. همه ما ميدانيم كه وقايع پس از انتخابات موضوعي نبود كه طي يكي، دو ماه شكل گرفته باشد بلكه دستها و ريشههايي در درون نظام وجود داشتند كه در سالياني اين وقايع را زمينهسازي كرده بودند و اشتباه است كه حوادث پس از انتخابات را از بعد داخلي بررسي كنيم و يا فقط به عوامل خارجي بپردازيم. بلكه از ابعاد مختلف دستهاي داخلي و عوامل خارجي اين موضوع بايد بررسي شود و همه ما ميدانيم افرادي سالهاي متمادي براي چنين روزي برنامهريزي كرده بودند. همه ما بايد زوايا و بحثهاي پشت صحنه را براي مردم باز كنيم تا مردم ابهاماتشان در اين رابطه برطرف شود، البته رسانههاي عمومي و ملي بايد در اين رابطه قدمهاي اساسي بردارد. در وقايع پس از انتخابات برخي از كشورهاي غربي و به ويژه آمريكا با تمام توان ورود پيدا كردند اميدهاي زيادي براي آنها به وجود آمد البته آنها تمهيدات زيادي از قبل صورت داده بودند و حتي از سالها قبل روي خرده جنبشهايي از جمله جنبش زنان، كارگران، دانشجويي و اقشار مختلف برنامهريزي كرده و در اين رابطه مبالغ كلاني هزينه كرده بودند. آنها برخي از گروه و طيفهاي خاص زنان را محملي قرار داده بودند براي ايجاد يك استحاله و در واقع سلطهگري نرم و نمود آن كمكهاي سفارتخانههاي خارجي به همين گروهها بود. امثال خانم عبادي هم در اين زمينه فعاليتهاي جدي را انجام داده بودند. كارگاهها و دورههاي آموزشي به كار گرفته شده براي استفاده از فضاي مجازي و اينترنت و در گزارش مؤسسه «بروكينز» آمريكا مفصل به آن اشاره شده و انواع روشها و گزينههايي كه آمريكا ميتواند با ايران اسلامي مقابله كند، روي ميز آنها بود. بعد از آنكه با بيتدبيري كانديداي معترض، مردم به خيابانها ريختند، دشمنان به واسطه اين بيتدبيري خوابهايي كه 30 سال محقق نشده بود را قابل دسترسي و امكانپذير يافتند. دشمنان از همين حضور مردم بيشترين استفاده را براي ساماندهي، شبكهسازي و عوامل مختلف و گروهكهاي تروريستي كردند.نقش عوامل داخلي در حوادث تلخ پس از انتخابات امسال را چقدر مؤثر و دخيل ميدانيد؟در رابطه با عوامل داخلي اين وقايع اگر از لحاظ زماني سيري داشته باشيم و وقايع قبل از انتخابات را نگاه كنيم ميبينيم جرياني كه در جامعه توسط برخي از كانديدا و شخصيتها به راه افتاد باعث ايجاد يك ناامني ذهني و رواني براي مردم شد و آن كميته صيانت از آرا بود، اين مسأله قبل از انتخابات و به صورت قضاوت پيش از موعد صورت گرفت. برخي از احزاب و شخصيتها تمام تلاششان را انجام دادند كه فضاي رواني و ذهني مردم را مخدوش و القا كنند در اين انتخابات تقلب خواهد شد. آنها قبل از آنكه هر اتفاقي افتاده باشد و انتخاباتي برگزار شده باشد نظام را متهم كردند كه نظام نميتواند از آراي مردم صيانت و نگهداري كند. اين مسأله خطرناك و سؤالبرانگيز بود كه هاشمي رفسنجاني قبل از انتخابات اعلام كرد بحث كميته صيانت از آرا مطرح نمود. موسوي، كروبي و رضايي هم كه رقيب احمدينژاد بودند و برنامهريزيها را يكي كردند و منسجم شدند عليه يك كانديدا و ما حتي در استانها و شهرستانها ديديم كه ستاد اين افراد در يك مكان كار ميكردند و از كميته صيانت از آرا هم حمايت كردند.اين نشان دهنده اين است كه موسوي به عنوان اصليترين كانديداي معترض در بازياي وارد شده است كه قواعد آن بازي را قبول ندارد و اساساً ساز و كاري را كه قانون اساسي درباره اجرا و نظارت انتخابات لحاظ كرده را قبول ندارند. سؤال اينجاست كه موسوي چطور به خود اجازه داده است در انتخاباتي وارد شود كه اساس قانون حاكم بر آن را قبول ندارد.افراد مختلف با همين شائبه تقلب توانستند حتي قبل از انتخابات مردم را به خيابانها بياورند. بحث بيتدبيري هم كه مقام معظم رهبري در نماز جمعه روي آن تأكيد كردند يكي ديگر از عوامل به وجود آمدن فضاي پس از انتخابات است. به هر حال اين روند را ما از همان ابتداي حوادث پس از انتخابات در كميسيون امنيت ملي و سياست خارجه مجلس به واسطه نگرانيها و پيش بينيهايي كه داشتيم مورد بررسي قرار داديم و به ديدار سه كانديداي معترض و حتي هاشمي رفسنجاني رفتيم و تمام تلاشمان در اين ديدارها اين بود كه اين هشدار را بدهم كه اين شرايط به لحاظ امنيت ملي و جايگاه نظام به لحاظ وجهه بين الملل نه به صلاح مردم است و نه به صلاح انقلاب و نظام. ديدار ما از اين افراد واقعاً با رويكرد دوستانه و صميمانه بود و با توجه به بيانات مقام معظم رهبري كه فرموده بودند هر چهار كانديدا در درون نظام هستند به ديدار آنها رفتيم. اما آقايان متأسفانه توجهي نداشتند و هنوز هم تبعات اين بيتدبيريها را ميبينيم و دود اصلي اين قضيه به چشم مردم ميرود.شما اشاره فرموديد كه در همان اوان حوادث پس از انتخابات، كميسيون امنيت ملي و سياست خارجه ديداري با هاشمي رفسنجاني داشته است، در اين ديدار چه بحثهايي صورت گرفته است؟ در ديداري كه ما با آقاي هاشمي داشتيم از ايشان خواستيم همانطور كه در نامه خودشان به مقام معظم رهبري اشاره كردهاند و خود را يكي از سه ياور خميني دانستهاند ياور رهبر و ولي فقيه باشند و به ايشان گفتيم انتظار تدبير و مديريت در راستاي به حداقل رساندن تنشها، وقايع و حوادث را داريم. منتها به رغم اينكه خود ايشان اذعان داشتند كه امروز شرايطي براي نظام اتفاق افتاده سختتر از زمان جنگ است و خسارت و صدمات آن سنگينتر از آن زمان ميباشد، اما حركت خاصي در اين باره انجام نداد. هاشمي در اين ديدار تأكيد زيادي بر جايگاه ولايت فقيه و شايستگيهاي مقام معظم رهبري و ميزان ارادتي كه به مقام معظم رهبري داشت را به زبان آورد اما انتظاري كه ما داشتيم، اين بود كه ايشان با تدبير و هوشمندي معترضان را مديريت كنند و البته محقق نشد. ما انتظار داشتيم پيرو بيانات ارزنده مقام معظم رهبري در نماز جمعه هاشمي بيانيه ارائه بدهند و اعلام مواضع موافق كنند اما اين اتفاق نيفتاد. البته هاشمي در اين جلسه اين قول را دادند كه اين كار صورت ميگيرد اما اين اتفاق هم نيفتاد. ما قبل از جلسه با هاشمي با موسوي جلسه داشتيم و زماني كه به هاشمي گفتيم كه با موسوي صحبتي كند و تقبيح كند اين قضيه را، اين را هم صورت نداد.هاشمي گفت: كف خواستههاي موسوي ابطال انتخابات است و اين در حالي بود كه موسوي به ما گفته بود تغييري در روند كار ايجاد خواهد كرد. در همان جلسه هاشمي معترض سياستهاي موسوي بود اما نميدانيم چه دستي در كار است كه هاشمي همچنان جزو مدافعين موسوي باقي ميماند.البته شايد فشار فرزندان هاشمي است، فرزندان ايشان باعث جدايي ايشان از رهبري و باعث القاي اين موضوع ميشوند كه هاشمي همچنان به عنوان يك مدافع براي موسوي بماند. به هر حال اعلام موضع هاشمي در جاهايي خطاب به حوادث اين بوده است كه راه برون رفت از وضع فعلي تبعيت از ولايت فقيه و قانونمداري است ولي انتظار اين بود كه خروجي عملكرد ايشان هم با اين شعار سنخيت بيشتري داشته باشد.نقش و محوريت فرزندان هاشمي رفسنجاني را در وقايع پس از انتخابات چگونه ميبينيد؟اين سؤال مهمي است كه در اذهان مردم است و ما هر زمان كه با مردم مواجه ميشويم مردم دنبال پاسخي در اين راستا ميگردند و ميخواهند در اين باره با آنها راحت و شفافتر صحبت كنيم. به عقيده بنده، ما بايد نقش افراد منتسب به برخي شخصيتهاي درون نظام را خيلي جدي بگيريم و همه آن مربوط به شركت در انتخابات، هدايت اغتشاشگران و تلاش و فعاليت براي تحريك مردم نميشود بلكه اين موضوع به سالها قبل برميگردد. همان آقازادههايي كه از سالها قبل اسباب نارضايتي مردم را فراهم كردند امروز تبديل به رهبر مردم معترض شدهاند يعني ليدر جريان معترض همين آقازادههايي هستند كه اين معترضين را با عملكرد بد خودشان متأسفانه نسبت به كل نظام ناراضي كردند. ما اگر پروندههاي تخلفات مالي و اقتصادي برخي از اين آقازادهها و افراد منتسب به شخصيتهاي نظام را كه موجود هم است در نظر بگيريم، ميبينيم كه همين تخلفات باعث بياعتمادي بخشي از جامعه نسبت به نظام شد. وقتي مردم تبعيضي را در نظام جمهوري اسلامي ايران ميبينند نبايد انتظار داشته باشيم كه نسبت به نظام همچنان وفادار و معتقد بمانند. قاعدتاً ديدن اين تبعيضها و عدم برخوردها با آقازادهها باعث رنجش مردم از نظام خواهد شد. هر چند كه مقام معظم رهبري بارها و بارها در رهنمودها و فرمايشات خود اين مسأله را اعلام كردهاند و لزوم مبارزه با مفاسد اقتصادي و به لزوم برپايي عدالت را اشاره و از سران سه قوه اين را هم مطالبه كردهاند.منتها بعضا اهمال و سستيهاي صورت گرفته در رابطه با برخورد با مفسدان اقتصادي كه منتسب به شخصيتهاي نظام هستند و بخشي از معترضين وقايع پس از انتخابات همين دسته از مردم بودند كه نسبت به تبعيضها و تخلفات مالي و اقتصادي آقازادهها ناراضي بودند اما چه اتفاقي ميافتد كه همين آقازادهها تبديل ميشوند به ليدر همين مردم و ساماندهي ميكنند اغتشاشات را و در اين رابطه هم هزينههاي زيادي متقبل ميشوند. حتي در صحنهها و مياديني ميبينيم كه اين افراد پولهاي زيادي خرج ميكنند براي اينكه اراذل و اوباش بتوانند ايجاد رعب و وحشت كنند و بانك و مغازهها را به آتش بكشانند. برخي از اين افراد هم مستقيماً در اغتشاشات حضور و طراحي شعار را هم بر عهده داشتند، اين مسأله جاي تأمل دارد و مردم بايد زيركانه به آن بينديشند كه چه سودي عايد مهدي هاشمي و فائزه هاشمي و ديگران ميشد كه اينطور سينه براي موسوي چاك ميكردند و جلوي جمعيت حركت ميكردند و ساماندهي اين اعتراضات را بر عهده ميگرفتند.به عقيده من نظام بايد جديتر با اينها برخورد كند چرا كه هر چقدر محافظهكارانه با اين مسائل برخورد كنيم حتماً بيشتر متضرر خواهيم شد و متضرر اصلي مردم و احياناً نظام مقدس جمهوري اسلامي است كه حاصل خون شهداست. اخيراً خبري داشتيم كه بهتر است بيشتر روي اين خبر تأمل كنيم. در پرونده «استاد اويل» كدام يك از اين آقازادهها 35 ميليون دلار رشوه از شركت واسطه خارجي دريافت ميكند تا منافع و امتيازات نفتي ايران را به اين شركت بدهد. چطور ميشود فردي كه خود را منتسب به يكي از شخصيت نظام ميداند چوب حراج به منافع ملي ايران از جمله نفت بزند تا بتواند پولي را به جيب بزند. اين موضوعي نيست كه بخواهيم در درون نظام از آن چشمپوشي كنيم. البته بايد اين را هم گفت قوه قضائيه در بحث وقايع انتخابات بسياري از جاها خوب عمل كرده است.شما به فعاليتهاي اقتصادي و مالي آقازادهها اشاره فرموديد، وظيفه دستگاه قضائي در اين رابطه چيست؟وظيفه مشخص است اما تنها وظيفه قوه قضائيه نيست، يعني هم دستگاه قانونگذاري و قوه مجريه در كنار قوه قهريه بايد با عزم جدي در اين راستا قدم بردارند و روالي را تعريف كنند كه حتي از اينگونه مفاسد پيشگيري شود. جاهايي ما بايد با وضع قوانيني از اينگونه مسائل پيشگيري كنيم. آنجا بايد قوه مقننه ورود پيدا كند.اگر در آن راستا قانون رسا و كارآمد نيست قوه قضائيه بايد لايحه را به مجلس ارائه كند و موادي در آن ديده شود كه ما بتوانيم جديتر با اينگونه مفاسد برخورد كنيم. قوه مجريه هم به جهت نظارت و بازرسي و اشرافي كه روي دستگاههاي اجرايي دارد ميتواند قدمهايي را بردارد و اين خواسته مقام معظم رهبري است. فرمان هشت مادهاي امام راحل و مقام معظم رهبري هم در راستاي مبارزه با مفاسد اقتصادي بوده است و توقع مقام معظم رهبري در اين راستا قابل تأمل است. البته رهبر معظم انقلاب در همين رابطه توقعات و انتظاراتي را هم از جنبش دانشجويي دارند كه بايد همه اينها بازخواني شود و مورد توجه بيشتر قرار بگيرد. در همين رابطه ما امروز بحث دانشگاه آزاد را داريم كه بايد مورد بررسي قضائي قرار گيرد.موضوع دانشگاه آزاد چرا ميتواند در بحث مربوط به مفاسد اقتصادي و بسط و گسترش عدالت بگنجد؟ناراضيان زيادي نسبت به عملكرد مديريت دانشگاه آزاد امروز وجود دارد و جنبش دانشجويي هم معترض عملكرد مدير اين دانشگاه هستند. خيلي از دانشجويان بارها بيانيه دادهاند، طومار امضا كردهاند، بارها نامه خطاب به قوه قضائيه دادهاند و همچنين تجمعات مختلفي را مقابل شوراي عالي انقلاب فرهنگي داشتهاند اما راه به جايي نبردهاند. چه اتفاقي ميافتد كه حتي در صدا و سيماي ما فرصت داده ميشود كه جاسبي رئيس دانشگاه آزاد بيايند و ازعملكرد خودشان دفاع كنند. به صورت قطع اينگونه مسائل مورد رضايت مقام معظم رهبري نيست.در نامهاي كه شما به رئيس سازمان صدا و سيما نوشتيد چه خواستهاي را مطرح كرديد؟من در روزهاي گذشته نامهاي خطاب به آقاي ضرغامي نوشتم كه در اين نامه صراحتاً اشاره كردم در حالي كه نسبت به سوء عملكرد مديريت دانشگاه آزاد اعتراضات جدي وجود دارد و مردم دچار ابهاماتي در اين رابطه هستند، ميبينند تبعيضي را كه دانشگاه آزاد قائل ميشود نسبت به دانشجويان و روندي كه نشانه ظلم و بيعدالتي در اين دانشگاه است چرا ما بايد تريبوني را به دست مديريت اين دانشگاه بدهيم. در حالي كه پروندههاي قضائي اين دانشگاه همچنان موجود است و به آن پروندهها پاسخ لازم داده نشده. رسانه ملي نبايد فرصت به كساني بدهد كه ناقض حقوق مردم هستند و اينها هستند كه باعث نارضايتي برخي از مردم نسبت به نظام شدهاند. ريشههاي وقايع پس از انتخابات را بايد در اينگونه مسائل هم جستوجو كنيم. وقتي مردم ميبينند كه رسانه مردم فرصت براي كسي قرار داده كه علناً حق آنها را زير پا گذاشته و بيعدالتي و ظلم را در حيطه كاري خود عموميت داده طبيعتاً نسبت به رسانه ملي معترض ميشوند. بسياري از كساني كه به خيابانها ريختند همين افرادي بودند كه نسبت به اينگونه عملكردها اعتراض داشتند و چون تحليل نداشتند نسبت به كليت نظام، دانشگاه آزاد را به عنوان جزوي از درون نظام عملكردش را بررسي كردند و آن را تعميم دادند به كل نظام و در نتيجه نسبت به كل نظام بدبين شدند. برخورد قضائي با اينگونه مسائل ميتواند كمك كند به اينكه بخش اندكي ازمردم كه نسبت به نظام بدبين هستند، اعتمادشان دوباره جلب شود. مبناي درخواست شما از آقاي ضرغامي چه بوده است؟ بنده در اين نامه صراحتاً از آقاي ضرغامي خواستم كه باب نقد و انتقاد از دانشگاه آزاد در رسانه ملي باز شود، ما ديديم كه مقام معظم رهبري در نماز جمعه بعد از انتخابات اعلام فرمودند كه مناظرهها در صورتي كه در فضاي منصفانه و نقادانه برگزار شود خوب است و ميتواند كمكي باشد براي كارآمدي نظام. دانشگاه آزاد يكي از موضوعاتي است كه بايد با توجه به اعتراضاتي كه در جامعه نسبت به آن وجود دارد محل نقد و نظر قرار بگيرد و افرادي بتوانند عملكرد اين دانشگاه را نقد كنند و دانشگاه آزاد و مديريت آن بايد پاسخگوي افكار عمومي و جنبشهاي دانشجويي در اين رابطه باشد. نامه بنده پيرو حضور جاسبي در برنامه تهران بيست بود كه ايشان يك طرفه به سخنسرايي پرداخته بود و بعد از آن آقاي ضرغامي به همان شبكه دستور داده بودند كه مناظرهاي را برگزار كنند كه جاسبي يا زارعي، معاون حقوقي ايشان در اين مناظره شركت كنند و يكي از نمايندگان معترض به مديريت دانشگاه آزاد در يك طرف مناظره حضور داشته باشد.وقتي ما اعلام آمادگي كرديم و قرار شد يكي از نمايندگان كه نسبت به جزئيات قضاياي مربوط به اين دانشگاه و تخلفات اين دانشگاه اشراف دارند و مستندات را كامل در دست دارند حضور پيدا كنند، متأسفانه شاهد اين بوديم كه دانشگاه آزاد پا پس كشيد و جاسبي ديگر حاضر به مناظره نشد و علت آن حتماً هراسي است كه از نقدها در رابطه با مديريت اين دانشگاه وجود دارد. همين طفره رفتن از مناظره تأييدي است براين كه اينگونه نقدها نسبت به دانشگاه آزاد براساس مستنداتي است و دانشگاه آزاد ميداند كه اگر اين مستندات ارائه شود حتما وجهه و آبروي مديريت اين دانشگاه بر باد خواهد رفت.دهم شهريور ماه سال جاري خبر وقف اموال و داراييهاي دانشگاه آزاد به وسيله هيأت مؤسس آن در قالب بيانيهاي صورت گرفت، آيا اين وقف قانوني است؟ مطالب در مورد دانشگاه آزاد بسيار است اما يكي از مطالب مهم آن هراسي است كه مديريت دانشگاه آزاد نسبت به تغيير مديريت اين دانشگاه دارد. تسلطي كه تا به حال نسبت به اين اموال داشته را ميترسد از دست بدهد. آقاي جاسبي احساس ميكند اموال اين دانشگاه شخصي است و به خاطر همين هم اين اجازه را به خود ميدهد كه به يكباره همه اين اموال را وقف كند. اين امر به آقاي جاسبي مشتبه شده است كه خودشان را ميراث دار اين دانشگاه ميدانند و حق وقف اموال بسيار زياد اين دانشگاه را به خود دادهاند.اينجا بزرگترين تخلف صورت ميگيرد و متأسفانه براي وجهه بخشيدن به اين تخلف به استيذان از مقام ولايت ارتباط ميدهند و اعلام ميكنند در وقف اموال از رهبر معظم انقلاب اجازه گرفتهايم كه بلافاصله دفتر مقام معظم رهبري اين موضوع را تكذيب ميكند.البته در عملكرد دانشگاه آزاد شاهد هستيم هر جا بحث تخلف اين دانشگاه است، مديريت اين دانشگاه تلاش ميكند با خرج كردن از رهبري موقعيت خود را ثبات و وجههاي خاص ببخشد.همانطور كه اشاره فرموديد در بيانيه دانشگاه آزاد ادعاي موافقت مقام معظم رهبري با وقف اموال اين دانشگاه مطرح شد كه با تكذيبيه دفتر مقام معظم رهبري مواجه شد، دروغ و شايعهپراكني دانشگاه آزاد در اين رابطه قابل پيگيري قانوني ميتواند باشد؟بله، قطعاً همينطور است. البته در بحث پيگرد قانوني پروندههاي ديگري هم وجود دارد كه از آن جمله زمينهاي حصارك است.دختران آقاي هادوي هم فيلمي در اين رابطه دارند كه در آن نشان ميدهد كه از سوي عوامل دانشگاه آزاد به آنان حمله شد و به دستور جاسبي به منزل و اعضاي خانواده هادوي تعرض شده است. قاعدتاً انتظار اين بود كه دستگاه قضائي به صورت جديتر با اين موضوع برخورد داشته باشد و البته هنوز هم خواسته ما از دستگاه قضائي و آيتالله لاريجاني هم همين است. بنده نامهاي خطاب به آيت الله لاريجاني داشتم در رابطه با برخورد با متخلفان اينچنيني چه آقازادهها و چه دانشگاه آزاد. ما ميخواهيم كه دستگاه قضائي با يك روند عادلانه پيگيري جدي نسبت به اين پروندهها داشته باشد تا مردم ما شاهد اين باشند كه در نظام مقدس اسلامي،دستگاه قضائي شخص را نميشناسد بلكه عدالت ملاك عملكرد دستگاه قضائي است و همين باعث ايجاد اعتماد بيشتر در بين مردم خواهد شد.مشكل دانشگاه آزاد مديريت آن است يا مشكل به آموزش اين دانشگاه و سطح تسهيلات ارائه شده به دانشجويان و ديگر مسائل برميگردد؟قطعاً اين يك بحث انحرافي است. همان زمان كه بنده به آقاي ضرغامي نامه دادم بلافاصله دانشگاه آزاد يك جوابيه شتاب زده تهيه كرد و در اين جوابيه مشخص بود كه دانشگاه آزاد، مديريت اين دانشگاه را ميخواهد پيوند بزند به اصل دانشگاه و در آن نامه در دفاع از دانشگاه آزاد سخنراني ميكردند. در صورتي كه بحث ما بحث دانشگاه آزاد نيست، دانشگاه آزاد به صرف دانشگاه بودن ظرفيتي است براي علم آموزي فرزندان اين كشور و يك فرصت بسيار مغتنمي است، اما اينكه چه كسي چه سيستمي را بر اين دانشگاه حاكم ميكند و اينكه مدير اين دانشگاه چه عملكردي دارد، موضوع بحث ماست وگرنه قطعاً اگر فردي مناسب با شايستگيهاي لازم در رأس اين دانشگاه قرار بگيرد و سيستم مناسبي را براي اين دانشگاه تعريف كند حتماً يك ظرفيت عظيمي براي نظام است كه به بهترين نحو خواهد توانست فرزندان اين مرز و بوم را تربيت كند براي آينده كشور اما متأسفانه هر كجا نام مدير دانشگاه آزاد ميآيد، آقاي جاسبي و ديگر اطرافيان ايشان آن را منتسب به اصل دانشگاه ميكنند و دفاع از كيان دانشگاه مينمايد. اين موضوع بايد شفافسازي شود كه اعتراض ما به مديريت دانشگاه آزاد و سيستمي كه تعريف كردهاند و مدارك جعلي كه ارائه ميشود، است.