
سینا زعیمزاده - گذشت بیش از پنج ماه از انتخابات ریاستجمهوری فرصت خوبی برای واکاوی رفتار جریان اصلاحات و هم قطارانشان را فراهم آورده است تا با بررسی بازخورد آن در افکار عمومی و با نگاهی واقع گرایانه و فارغ از توهم تقلب، خود آنها دلایل ششمین شکست متوالی خود را تبیین نمایند. آنچه در همان زمان انتخابات برای برخی سیاستورزان معقول جریان اصلاحات رعبانگیز بود افراطگرایی عدهای خاص در جریانهای پساانتخاباتی و پرهیز از رفتار عقلایی سیاستورزانه بود که میتوانست (و البته توانست) دامنه شکست را وسیعتر کند به هر حال سؤالی که امروز در محافل سیاسی اصلاحات و البته در خلوت و نه در جلوت مطرح است، بحث چرایی شکست آنان در این انتخابات است که تبعاً سناریوهای زیر محتمل است:
1- ناتوانی موسوی: برخی از اصلاحطلبان عامل اصلی شکست را خود کاندیدای اصلاحات و ضعف شخصی و سیاسی وی میدانند، موسوی به عنوان فردی که بیست سال از عرصه سیاست به دور بود و خود این دور بودن از پهنه پر تلاطم سیاست را امتیازی برای خود میدانست در حالی به انتخابات پای گذاشت که در سی سال عمر این نظام هیچ مسؤولیت انتخاباتی را نداشته است و عده بسیاری توهم پیروزی در انتخابات را نیز به همین ذهنیت غیر واقعی موسوی مرتبط میدانند.
2- هاشمیرفسنجانی: برخی از اصلاحطلبان حمایت هاشمی از کاندیدای اصلاحات را یکی از دلایل اصلی شکست این جریان میدانند و بر این باورند که بسیاری از آرای کاندیدای رقیب به خاطر حمایت هاشمی از موسوی بوده است (که به نظر نگارنده دلیل اصلی نیست) و به نوعی همان رقابت سال 84 بین احمدینژاد و هاشمی را در ذهن متبادر کرده است. حضور فائزه هاشمی در کارناوال حمایت از موسوی و توهین به دولت حاکم به سخیفترین شکل و حمایت ارگانیک دانشگاه آزاد از موسوی و یا فراخوان مردم از سوی همسر ایشان به حضور در خیابان در صورت عدم پیروزی موسوی از شواهدی است که حمایت هاشمی را از کاندیدای اصلاحات علنی کرد. به این ترتیب اگر حتی آقای هاشمی بگوید یا بنویسد که من از هیچ کاندیدایی حمایت نکردهام باور آن را غیرممکن میسازد و نشان میدهد ایشان اگر مطیع خانوادهشان نباشند قطعاً در مقابل آنان منفعل هستند.
3- خاتمی: جمعی از اصلاحطلبان بر این باورند که تذبذب خاتمی و نمایش حضور و عدم حضور وی در انتخابات دلیل اصلی شکستشان در انتخابات بوده است. فارغ از دلایل اصلی انصراف خاتمی از کاندیداتوری که عدهای آن را به روانشناسی شخصیت تردیدگرای او ارتباط میدهند اما به لحاظ متدولوژی سیاسی خاتمی هیچگاه شناکردن در دریای مواج را به استخر آرام ترجیح نداده است و وی با علم به اینکه رقابت در نتخابات دهم بسیار جدی است و دیگر تنها با تکیه بر ابزارهای سانتی مانتالیستی و مراسم شب شعر و جشن تولد و... نمیتوان به پیروزی امید چندانی داشت و با طرح این موضوع که اگر من رأی نیاورم برای اصلاحات بد میشود، عطای مبارزه با احمدینژاد را به لقایش بخشید تا موسوی «ژنرال شکست» لقب گیرد.
4- حمایت ناطقنوری از موسوی: حمایت صریح و علنی رئیس مجلس پنجم و از سردمداران جریان راست سنتی و رقیب اصلی سیدمحمد خاتمی در انتخابات هفتمین دوره ریاستجمهوری از کاندیدای اصلاحات نیز میتواند یکی از دلایل شکست جریان دوم خرداد باشد. صرفنظر از چرایی شکست جریان اصلاحات آنچه امروز باید در اولویت اصلاحطلبان قرار گیرد از لحاظ مفهومی تلاش در جهت بازتعریف برخی مفاهیم اصلاحگری و تلاش برای فائق آمدن بر بحران فقر تئوریک گفتمانی خود و از بعد عملیاتی نیز سعی در برداشتن دیوار بیاعتمادی که با رفتارهای پساانتخاباتی خود با مردم ایجاد کردهاند دارد.