در سالهای اخیر تعاریف و تعابیر جدیدی، تحت تاثیر تحولات سیاسی و تغییرات در ساختار روابط بینالمللبویژه پس از دوران جنگ سرد و فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی به وقوع پیوسته و وارد ادبیات سیاسی شده است. انقلاب رنگی یا مخملی(velvet revolution) از جمله مهمترین آنهاست. انقلاب رنگی یا انقلاب مخملی نوعی دگرگونی بدون خونریزی و یا براندازی به روش غیر خشونتآمیز(براندازی نرم) است. نکتهای که توجه مضاعف به این موضوع را فراهم ساخته است، مربوط به تلاشی است که برای تبدیل آن به الگوی تغییر ساختار سیاسی در کشورهای در حال گذار، مخالف و معارض توسط غرب به ویژه آمریکا صورت میگیرد. در نظام بینالملل کشورهایی هستند که پس از چند دهه تجربه تحولات سیاسی خاص، در حال تغییر و ورود به شرایط سیاسی جدیدی هستند.تحقق انقلابهای رنگی در این کشورها میتواند تحول سیاسی در این جوامع را در مسیری خاص که عمدتاً مبتنی بر ارزشهای لیبرال و نظامهای دموکراسی غربی است هدایت کند. این نوشتار به عنوان مقدمهای در تبیین انقلابهای رنگی، سعی دارد تا این پدیده را به لحاظ مفهومی، ویژگی، ابعاد و روش معرفی نموده، همچنین برای تبیین مصداقی بحث، نحوه وقوع این انقلاب را در برخی کشورها و کاربرد مدل را در ایران تشریح نماید. دكتر علی محمد نائینی (استاد دانشگاه)واژگان کلیدی: انقلاب مخملی، براندازی نرم و مبارزه غیرخشونتآمیزمقدمه: « انقلابهای مخملی» یا « انقلابهای رنگی» از شیوههای براندازی نرم است كه نوعی دگرگونی و جابهجایی قدرت همراه به مبارزه منفی و نافرمانی مدنی را شامل میشود. انقلابهای رنگی و مخملی در جوامع پسا كمونیستی در اروپای مركزی، شرقی و آسیای مركزی اتفاق افتاد که آن را برای نخستین بار واسلاو هاول رئیس جمهور پیشین چک که در آن زمان رهبر مخالفان این کشور بود، بر سر زبانها انداخته، به نحوی که بخش عمدهای از تحولات سیاسی سالهای اخیر در حوزه شوروی سابق و از جمله در آسیای مرکزی و قفقاز را تحت تأثیر خود قرار داده است. این تحولات با وقوع انقلاب مخملی در دوره ۶ هفتهای ۱۷ نوامبر تا ۲۹ دسامبر ۱۹۸۹ در چکسلواکی آغاز میشود و با وقوع تحولات مشابهی به شکل زنجیرهای در صربستان (دو مرحله ۱۹۹۷ و ۲۰۰۰)، گرجستان (۲۰۰۳)، اوکراین(۲۰۰۴) و قرقیزستان(۲۰۰۵) ادامه مییابد. در چارچوب همین مفاهیم، آثار و پیامدهای آن مورد توجه و بررسی قرار گرفت. ضمن آنكه تاكنون تلاش برای انقلاب رنگی در ایران، لبنان و ونزوئلا با شكست مواجه شده است. انقلابهای رنگین و مخملین جنگ و مبارزه نوین و بدون خشونت است كه در راستای راهبرد جهانی آمریكا برای پر كردن خلأ قدرت شوروی سابق در اروپای مركزی و شرقی آسیای مركزی و قفقاز و از میان برداشتن موانع هژمونی آمریكا عملیاتی گردید. به طور كلی اهداف آمریكا از ساماندهی انقلابهای رنگین در كشورهای هدف را در چارچوب حوزههای زیر میتوان بررسی كرد: 1-تسلط بر مناطق ژئوپلتیكی ژئواستراتژیكی 2-كنترل شریان انتقال انرژی و جلوگیری از تسلیحاتی شدن آن3-حذف و یا مهار نظامهای چالشگر و موانع نظام هژمونیك آمریکا4-ممانعت از ایجاد اتحادیههای نظامی و امنیتی در آسیا، خاورمیانه و آسیای مركزی5-همسو نمودن كشورهای هدف با سیاستهای آمریكا6-فرصت سازی اقتصادی برای آمریكا7-مهار بیداری اسلامیویژگیهای مشترک انقلابهای رنگین: نوع دگرگونی و تغییر ساختارهای سیاسی که از آن با نام انقلابهای رنگین یاد میشود، واجد ویژگیهای مشترک در علل و شکل تحول میباشد. این ویژگیها عبارت است از : 1-همگی آنها (به جز قرقیزستان) بدون استفاده از ابزارهای خشونتآمیز و طی راهپیمایی خیابانی به پیروزی رسیدند. 2-تمامیاین تحرکات با شعارهایی مبتنی بر دموکراسی خواهی و لیبرالیسم انجام گرفتند. 3- ثقل زمانی در انجام انقلابهای رنگین انتخابات میباشد، بدین صورت که با اعلام تقلب در انتخابات از سوی مخالفان دو هدف عمده؛ ابطال انتخابات و برگزاری مجدد آن، با ناظرین بینالمللی پیگیری میشود. روشهای انقلابهای رنگین: در انقلابهای رنگین چهار نوع روش عمده اعتراضی مورد توجه شورشگران قرار میگیرد: 1- اعتراضات خیابانی بدون خشونت (به صورت روزانه و مستمر و با پوشش گسترده رسانهای)2- اغتشاشات عمومیهمراه با خشونت کنترل شده (به صورت شبانه روزی و بدون پوشش خبری) اینگونه اغتشاشات به منظور افزایش فشار به افکار عمومی و دولت مستقیم صورت میگیرد تا محیط شورش را هیجانی کرده و عقلانیت تصمیمگیری را به حداقل خود برساند. 3- اعتصابات قشری گسترده (کارگری، کارمندی و. . . ) 4- تحصن عمومی و بلند مدت با پوشش گسترده رسانهای (بویژه در مجاورت مراکز حساس و حیاتی پایتخت)همچنین در انقلابهای رنگی روشهای اقدام را میتوان به شرح زیر برشماری کرد: 5-حرکتهای اعتراضی و اقدامات گسترده غیر خشونتآمیز به صورت اعلام شده 6-ساماندهی شدن آشوبهای غیر متمرکز به صورت غافلگیرانه به منظور القای عدم امنیت روانی 7-تولید و انتشار مستمر و سازماندهی شده شعارهای تحریک کننده طرفداران حکومت (حداقل چهار هفته) جهت تجمعات و راهپیماییهای غیرقانونی، در هر روز به یک بهانه 8-استفاده از نماد رنگی، نام جنبش و لگوی مشخص 9-حیطهبندی و منعطف نمودن فعالیتها در اختیار یک مسؤول مخفی (رازداری بیش از حد در داخل جنبش) 10-جمعآوری عناصر مخالف و معارض نظام سیاسی موجود از سایر نقاط کشور در پایتخت 11-وجود عناصر نفوذی در نهادهای انتظامی- امنیتی به منظور تبادل اطلاعات جهت تصمیمگیری و خنثی سازی و تاثیرگذاری بر اقدامات آنها 12- اجرای فرآیندی و مرحلهای ناآرامیها به صورت کاملاً تعریف شده 13- تلاش در جهت دو قطبی کردن فضای سیاسی، اجتماعی (غلبه احساسات بر عقلانیت) 14- تشکیل جبهه ائتلافی مخالفین به ویژه در سطح نخبگان کشور 15- توهین و تحقیر مسؤولین عالی نظام با هدف سلب اعتماد 16- استفاده از شیوههای پیچیده ارتباطی و اطلاعرسانی به منظور هماهنگی فعالیتها به ویژه در فضای سایبری 17- آموزش به سر شبکههای ناآرامی، استخدام و عضوگیری فعالان 18- استفاده از ارتباطات هدفمند تشویش برانگیز و اتحادآمیز 19- دیوار نویسی، پخش شبنامه، تراکت و بروشورهای تبلیغی در سطح شهربنیاد سوروس (Soros Foundation)، با نام اصلی بنیاد جامعه باز (Open Society Institute OSI) متعلق به جورج سوروس است. هدف این مؤسسه، آن طور که خود عنوان میکند ایجاد و حفظ ساختارها و نهادهای جامعه باز است. خود مؤسسه و رسانههای غربی فعالیت بنیاد مذکور را از کمک انساندوستانه گرفته تا بهداشت عمومی و رعایت حقوق بشر و اصلاحات اقتصادی عنوان میکنند، ولی عدهای به خاطر دست داشتن این مؤسسه در انقلابهای رنگی، هدف این مؤسسه را براندازی نرم و خاموش کشورهای مختلف میدانند. سوروس در بیش از ?? کشور جهان از جمله جمهوریهای آذربایجان، ارمنستان، ازبکستان، اوکراین، تاجیکستان، روسیه، گرجستان، قرقیزستان، قزاقستان و مولداوی دارای نمایندگیهای فعال است. بنیاد سوروس با فعال کردن مراکز مطالعاتی در کشورهای مختلف و سپس با ارزیابی مخالفان دولت مرکزی و حمایت از مطبوعات مخالف دولت، زمینه را برای انقلابی آرام و به شکست کشاندن دولت و یا حکومت فراهم مینمودهاست. عمدهترین فعالیت این بنیاد در حوزه کشورهای آسیای میانه و قفقاز است. بنیاد سوروس در انقلاب مخملی (Rose Revolution) گرجستان، نقش مهمیرا ایفا کرد. در گرجستان با صرف ?? میلیون دلار به حمایت از مخالفین شوارد نادزه (Shevardnadze) برخاست. همچنین، افزایش مخالفت از طریق رسانهها، در تاجیکستان نیز توسط بنیاد سوروس علیه نظام حاکم دنبال میشود؛ به گونهای که رئیس جمهور تاجیکستان با اظهار نگرانی از فعالیتهای این بنیاد در این کشور تصریح نمود: روزنامههای «روزنو»، «ارورود»،« اودامو اولام» و برخی رادیوهای خصوصی از سوی بنیاد سوروس حمایت مالی شده و هدف اصلی آنها فرسوده کردن حکومت تاجیکستان است. نظریه پرداز اصلی انقلاب رنگی و یا تغییر به روش غیر خشونت، آقای جین شارپ (Gene Sharp)، دكتر فلسفه و استاد علوم سیاسی چندین دانشگاه آمریكا و عضو ارشد اندیشكده آلبرت اینشتین میباشد كه از اواسط قرن بیستم نظریه خود را تبیین و بسط داد و معروف ترین كتاب وی تحت عنوان از دیكتاتوری تا دموكراسی ( From Dictatorship to Democracy ) است. این كتاب كه خلاصهای از مبانی نظری و بیشتر با رویكردی عملی، آموزههای كودتای نرم را بیان میكند توسط مؤسسه آلبرت اینشتین به منظور استفاده « مبارزان راه دموكراسی» در رژیمهای به زعم آنها دیكتاتوری، به زبانهای مختلف از جمله در سالهای اخیر به زبان فارسی ترجمه شده است. این كتاب حدود 70 صفحه و شامل 10 فصل و یك پیوست میباشد. در پیوست كتاب، 198 اقدام عملی پیشنهادی برای سرنگونی یك نظام سیاسی(به زعم نویسنده، سرنگونی یک دیکتاتور) به روش براندازی نرم، شماره گذاری شده است. جداول زیر مهم ترین محورها و اقدامات پیشنهادی را شامل میشود: انقلابهای مخملین در كشورهای مدل: الف - انقلاب گل رز گرجستان با فروپاشی شوروی سابق و نفوذ آمریكا و ناتو به حلقه اول اروپای شرقی سپر دفاعی هارتلند، توسعه در حلقه دوم (آسیای مركزی و قفقاز) در دستور كار آمریكا قرار گرفت و در این میان نفوذ در گرجستان به عنوان منطقه خارج نزدیك روسیه در اولویت قرار گرفت. بر این اساس ایالات متحده آمریكا و متحدان اروپایی آن از طریق بنیاد سوروس و مؤسسات به ظاهر غیر دولتی با ساماندهی انقلاب رنگی، گسترش ناتو به حیاط خلوت روسیه در قفقاز را زمینه سازی نمودند. در انتخابات پارلمانی نوامبر 2003 در گرجستان ائتلاف برای گرجستان نو به رهبری ادوار شوارد نادزه از یك سو و ائتلاف تروئیكای گرجستان شامل میخائیل ساكاشویلی، زوراب ژواینا (رئیس قبلی پارلمان گرجستان) و نینو یورجا نادزه (رئیس پارلمان) از سوی دیگر، با هم به رقابت پرداختند. در كوران رقابت انتخاباتی بنیاد سوروس كه مسؤولیت پشتیبانی از انقلاب مخملین در گرجستان را عهدهدار بود، از طریق انستیتو جامعه باز و با استفاده افكار سنجی، پیروزی ائتلاف تروئیكا را پیشاپیش اعلام نمود. اما پس از انتخابات نتایج شمارش آرا، بر پیروزی ائتلاف برای گرجستان نو دلالت میكرد. با اعلام نتایج اولیه انتخابات ائتلاف تروئیكای گرجستان به نتیجه انتخابات اعتراض نمود و دولت را متهم به تقلب در انتخابات كرد. ائتلاف تروئیكای گرجستان كه از طریق رسانههای آمریكایی و اروپایی حمایت میشدند، هواداران خود را به مبارزه منفی و نافرمانی مدنی فرا خواندند. جنبش كامارا توانست پانزده هزار نفر را در پایتخت سازماندهی نماید، آنان چند روز در مقابل ساختمانهای دولتی از جمله ریاست جمهوری تجمع نمودند و به پلیس و ارتش گرجستان شاخههای گل رز اهدا كردند. در روز افتتاح پارلمان این كشور و در حالی كه شواردنادزه مشغول سخنرانی بود، مخالفان به رهبری ساكاشویلی، بدون مقاومت پلیس وارد پارلمان شده و مانع از تثبیت ائتلاف برای گرجستان نو در قدرت شدند. سرانجام با موافقت مقامات روسی، شوارد نادزه مجبور به استعفا شد و انقلاب به اصطلاح گل رز به پیروزی رسید. به طور كلی فرآیند عملیاتی شدن انقلاب گل رز در گرجستان موارد زیر را شامل میگردد: 1-تزریق كمكهای مالی آمریكا و غرب به مخالفان حكومت گرجستان 2- حمایت تبلیغاتی وسیع آمریكا و غرب از ائتلاف تروئیكای گرجستان و جابهجایی افكار عمومی 3- متهم نمودن نظام حاكم در گرجستان به فساد مالی، سیاسی و ناكار آمدی 4- افزایش انتظارات و مطالبات عمومی در جریان مبارزات انتخاباتی 5- متهم نمودن دولت گرجستان به تقلب در انتخابات 6- از پیش برنده اعلام نمودن جریانهای متمایل به آمریكا و غرب 7- درخواست باز شماری آرا و به رسمیت شناختن پیروزی مخالفان از طرف دولت 8- فراخوان مخالفان به مبارزه منفی و نافرمانی مدنی 9- تصرف پارلمان و امكان دولتی و به تعطیلی كشانیدن ادارات ب- انقلاب نارنجی اوكراین اوكراین بعد از فدراسیون روسیه بزرگترین كشور اروپایی است و در عرصه ژئوپلتیكی از موقعیتی منحصر به فرد برخوردار میباشد. این كشور دارای موقعیت كلیدی در میان چند منطقه مهم یعنی اروپای شرقی، قفقاز و خاورمیانه است و نفوذ آمریكا در این كشور از یك سو حلقه محاصره روسیه را تنگتر مینمود و از سوی دیگر دستیابی آمریكا به بازار منابع نفت و گاز منطقه را تسهیل مینمود. كاخ سفید برای ساماندهی انقلاب رنگی در اوكراین تلاش مضاعفی را انجام داد به طوری كه پس از وقوع انقلاب نارنجی در این كشور نیویورك تایمز فاش ساخت بوش دست كم 65 میلیارد دلار برای این انقلاب سازماندهی شده خرج كرد.یانوكویچ نخستوزیر وقت و هوادار روسیه در دور اول 88/39 درصد و ویكتور یوشچنكو نامزد مورد حمایت آمریكا و غرب 22/39 درصد آرا را به دست آوردند در نتیجه انتخابات به دور دوم كشیده شد. در مرحله دوم بنا بر اعلام غیر رسمی، یانوكویچ با كسب 46/49 درصد آرا بر یوشچنكو كه 61/46 درصد آرا را كسب كرده بود پیروز شد.اما این نتیجه از سوی یوشچنكو و طرفدارانش مورد قبول قرار نگرفت و آنان دولت یانوكویچ را به تقلب در انتخابات متهم نمودند. با اعلام نتیجه انتخابات جنبش پارا كه از مدتها قبل با حمایت مالی و تبلیغاتی آمریكا سازماندهی شده بود با حضور در خیابانهای كیف، اقدام به تحصن و تظاهرات نمودند. متخصصین كه تیشرت، بازو بند، كمربند و هدبند نارنجی بر تن داشتند و با خود پرچمهای نارنجی حمل میكردند خواستار اعلام پیروزی یوشچنكو از سوی كمیسیون انتخابات شدند. اما كمیسیون انتخابات پیروزی یانوكویچ را رسماً اعلام نمود و با اصرار این كمیسیون پارلمان اوكراین نیز نتیجه انتخابات را به تصویب رسانید. با اعلام نتیجه انتخابات از سوی پارلمان اوكراین، تظاهرات كنندگان مانع ورود یانوكویچ به دفتر نخستوزیری شدند و كشور در شرایط جنگ داخلی و تجزیه به دو بخش شرقی طرفداران یانوكویچ و بخش غربی به هواداری یوشچنكو قرار گرفت. با فوق العاده شدن وضعیت كشور، پارلمان اوكراین در رای خود تجدید نظر كرد و اعلام نمود كه در انتخابات تقلب صورت پذیرفته است و از رئیسجمهور كوچما درخواست كرد تا كمیسیون انتخابات را منحل كند. با جانبداری وزیر دفاع از یوشچنكو، شرایط به سود غرب گرایان و افراد مورد حمایت آمریكا تغییر كرد در نتیجه دادگاه عالی اوكراین سرانجام در 7 دسامبر نتیجه انتخابات را باطل و تاریخ 26 دسامبر را برای برگزاری انتخابات مجدد اعلام نمود. انتخابات مجدد در تاریخ 26 دسامبر و با حضور 12000 ناظر بینالمللی برگزار گردید و یوشچنكو با كمك تبلیغاتی رسانههای آمریكایی و اروپایی 62/52 درصد آرا را كسب نمود و رئیسجمهور این كشور شد. فرآیند انقلاب نارنجی در اوكراین عبارت است از : 1-تزریق كمكهای مالی آمریكا و غرب به مخالفان دولت اوكراین 2-انجام عملیات مشروعیت قهقرایی با متهم نمودن دولت اوكراین به خشونت، ترور مخالفان فساد مالی، اداری و سیاسی 3-القای ناكار آمدی دولت 4-تصویر سازی مطلوب از یوشچنكو و مخدوش نمودن چهره یانوكویچ توسط رسانههای آمریكایی و غربی 5-جابهجایی افكار عمومی از طریق پخش شایعه مسموم كردن یوشچنكو توسط دولت یانوكویچ 6-القای تقلب در انتخابات توسط دولت 7-مخالفت با اعلام نتیجه انتخابات و فراخوان مخالفان به نافرمانی مدنی و مبارزه منفی 8-انعكاس گسترده تحولات اوكراین توسط سی ان ان، بی بی سی و یورو نیوز و هدایت افكار عمومی در این كشور9-بر هم زدن نظم و امنیت عمومی و اشغال اماكن دولتی ج-انقلاب لالهای قرقیزستان قرقیزستان اگر چه دارای منابع طبیعی نفت و گاز نمیباشد اما به دلیل هم مرز بودن با چین و افغانستان، دارای جایگاه و اهمیت استراتژیك است. حادثه یازده سپتامبر قرقیزستان را بیش از پیش در كانون توجهات آمریكا قرار داد. از این رو كاخ سفید درصدد جابهجایی قدرت در این كشور و تثبیت موقعیت خود در قرقیزستان برآمد. در سال 2005 با ردصلاحیت نامزدهای مخالف دولت در پارلمان جرقههای انقلاب مخملی در این كشور زده شد. پس از برگزاری دو مرحله انتخابات پارلمانی و اعلام نتیجه آن، دو مخالف عسگر آقایف یعنی كولوف وزیر پیشین امنیت قرقیزستان از اهالی شمالی به همراه باقی اف نماینده بر كنار شده پارلمان، از اهالی جنوب با یكدیگر متحد گردیدند. با پیوستن خانم اتو نبایا نامزد ردصلاحیت شده انتخابات پارلمانی به صفوف مخالفان آقایف شرایط برای انقلاب مخملی در این كشور فراهم گردید. در چنین شرایطی جرقههای انقلاب رنگی یا انقلاب گلی توسط جنبش مقاومت جوانان كلید زده شد و در مناطق جنوبی قرقیزستان، معترضان سازماندهی شده تحت حمایت آمریكا، با تجمع در میدان اصلی شهر اوش فرودگاه و اماكن دولتی را به محاصره خود در آوردند. دامنه اعتراضات توسط جنبش مذكور به سرعت به تمامی مناطق قرقیزستان سرایت نمود و در نتیجه مخالفان عسگر آقایف اماكن دولتی و دفتر ریاست جمهوری را در بیشكك به تصرف خود در آوردند و خواستار كناره گیری وی شدند. با متواری شدن آقایف جابهجایی قدرت در این كشور با حمایت و ساماندهی آمریكا صورت پذیرفت. عسگر آقایف پس از فرار از كشور استفن یانگ سفیر آمریكا در قرقیزستان را عامل اصلی این انقلاب معرفی كرد. وی اظهار داشت: یك هفته قبل از وقوع این حوادث در شبكه جهانی اینترنت، نقشه این انقلاب منتشر شده بود. این نقشه را استفن یانگ تدوین كرده است و این انقلاب دقیقاً همانند نقشه صورت گرفت. در وقوع انقلاب لالهای در قرقیزستان نقش بنیاد سوروس و اعطای كمكهای مالی كاخ سفید به مخالفان دولت این كشور عامل تعیین كنندهای بود. بررسی ماهیت واقعی انقلاب رنگین:از آنجا که انقلاب رنگی یک مدل برای گذار به دموکراسی غربی در کشورهای اروپای مركزی، شرقی بود، به هرحال به واسطه اهمیت کنونی این اصطلاح و پدیده در صحنه سیاست و از جمله تلاشی که در جهت «صدور این نوع» انقلاب به ایران صورت میگیرد، چاره ای جز نقد و بررسی محتوای واقعی وجود آن ندارد. همانگونه که اشاره گردید، انقلاب رنگین نوعی سرنگون کردن حاکمیت و جابهجایی قدرت به وسیله تحولات سیاسی است.همگی انقلابهای رنگین (به جز قرقیزستان) بدون استفاده از ابزارهای خشونتآمیز و طی راهپیمایی خیابانی به پیروزی رسیدند و ثقل زمانی در انجام انقلابهای رنگین انتخابات میباشد، بدین صورت که با اعلام تقلب در انتخابات از سوی مخالفان دو هدف عمده ابطال انتخابات و برگزاری مجدد آن، با ناظرین بین المللی پیگیری میشود و از این طریق یک نظام سیاسی و اعتماد به آن و یا یک دولت مستقر به چالش کشیده میشود. تفاوت این تحولات با جنبشها و تحولات اجتماعی، در آن است که جنبشها و تحولات اجتماعی نوعی حرکت طبیعی است که مبتنی بر نیازهای اجتماع شکل میگیرد و در آن حرکت از پائین به بالا و توسط تودهها آغاز میشود و به تدریج با انسجام یابی حرکت و مشخص شدن رهبری و شعارهای جنبش، شکل جدی به خود میگیرد. انقلاب در تئوریهای تغییرات اجتماعی به دگرگونیهایی بنیادینی اطلاق میگردد که به ساقط کردن یک نظام سیاسی اجتماعی و جانشین شدن یک نظام سیاسی - اجتماعی دیگر میانجامد. به عقیده لئون تروتسکی یکی از رهبران انقلاب اکتبر، بارزترین خصوصیت هر انقلاب همانا مداخله مستقیم و قهر آمیز تودهها در حوادث تاریخی است. اما انقلابهای رنگین حرکتی طراحی شده از بالا به پائین و توسط نخبگان مخالف و معارض نظام سیاسی موجود و یا یک دولت مستقر و با حمایت قدرتهای مخالف و معارض خارجی است. این نوع برنامه ریزی برای تغییر ساختارهای سیاسی، توسط احزاب و گروههای سیاسی طراحی شده و برای تحقق اهدافی مشخص که اغلب کسب قدرت سیاسی است، با طرح سؤالات و شبهات در افکار عمومیبه بسیج تودهها دست زده و آنها را از طریق ابزارهای رسانه ای به خیابانها برای حرکتهای اعتراضی میکشاند. بنابراین این نوع روش برای تغییر ساختارهای سیاسی را روشی مبتنی بر حرکت طبیعی مردمی نمیتوان به شمار آورد. به هر ترتیب، انقلاب رنگی در ذیل مدلهای شناخته شده و کلاسیک جامعه شناسی سیاسی در باب تغییرات و دگرگونیهای اجتماعی نمیگنجد. انقلاب رنگی یک پدیده پسا جنگ سردی و به این معنا نوین و متاخر است و از این جهت میتوان این روش را به جای انقلاب رنگی، کودتای مخملین و یا یک کودتای مدرن نامید. ادامه دارد ...