
یکی از نوآوریهای انقلاب اسلامی و بنیانگذار آن راهپیمایی برائت از مشرکین در مراسم حج بود. جامعیت اسلام در عرصه سیاسی، حوزه حج را نیز در بر میگیرد و دستاورد این اجتماع عظیم را دوچندان میکند. حضرت امام (ره) از همان ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی نگاه راهبردی خود به حج را به عرصه عملیاتی حج منتقل و حج را به مثابه مرکز خروش بزرگترین اجتماع مسلمانان علیه ظالمان و مستکبران قلمداد کرد. از نگاه امام (ره)، فلسفه حج، بازدید از قبله و مدینه نیست و باید مسلمانان از خود بپرسند که چرا باید هر ساله بخش زیادی از اموال و دارایی مسلمین در این مسیر خرج شود؟
از منظر امام(ره)، حج تنها میعادگاه تجلی و تحقق«امت واحده» است و آنجا که همه مسلمانان از ملیتها و نژادهای مختلف به هم میپیوندند و باید برای دردهای مشترک خود چارهای بیندیشند، اعلان برائت در حج، تجدید میثاق و مبارزه و تمرین تشکل مجاهدان برای ادامه نبرد با کفر و شرک و بتپرستهاست و به شعار هم خلاصه نمیشود که سرآغاز علنی ساختن منشور مبارزه و سازماندهی جنود خدا در برابر جنود ابلیس و ابلیسصفتان است و از اصول اولیه توحید به شمار می رود.
اگر مسلمانان در خانه ناس و خانه خدا از دشمنان خدا اظهار برائت نکنند پس در کجا میتوانند اظهار کنند؟ و اگر حرم و کعبه و مسجد و محراب، سنگر و پشتیبان سربازان خدا و مدافعان حرم و حرمت انبیا نیست، پس مأمن و پناهگاه کجاست؟ از آنجا که بتپرستی و شرک هنوز در جهان وجود دارد اما نحوه و نمادهای آن به سبک مدرن در آمده است. امام(ره) معتقد بود همانند زمان ابراهیم(ع) باید از مراسم حج علیه شرک و کفر فریاد زد و به بتشکنی پرداخت. از منظر امام(ره) حجی که ضرری برای استکبار نداشته باشد حج نیست، بلکه همان حرکات خشک و بیروح و بازدید از قبله و مدینه است حال آنکه اجتماع مسلمین فلسفهای در خود دارد که نمیتواند خارج از مانور مسلمانان علیه شرک و کفر باشد. امام(ره) میفرماید« مسلم حج بی روح و بی تحرک و قیام، حج بی برائت، حج بی وحدت و حجی که از آن هرم کفر و شرکت بر نیاید، حج نیست». از منظر امام(ره) نداشتن فلسفه واقعی حج بزرگترین درد جوامع اسلامی است.
حضرت امام(ره) از اینکه در حج برای فشارهای جسمی و روحی مسلمانان چارهای نمیشود بهشدت ناراحت بود و ضمن ترسیم وضعیت فعلی حج ، به تعریف جامع از حج میپردازد؛«بزرگترین درد جوامع اسلامی این است که هنوز فلسفه واقعی بسیاری از احکام الهی را درک نکردهاند و حج، با آن همه راز و عظمتی که دارد هنوز به صورت یک عبادت و یک حرکت بیحاصل و بیثمر باقی مانده است.
یکی از وظایف بزرگ مسلمانان، پی بردن به این واقعیت است که حج چیست و چرا برای همیشه باید بخشی از امکانات مادی و معنوی خود را برای برپایی آن صرف کنند؟ چیزی که تا به حال از ناحیه ناآگاهان یا تحلیلگران مغرض یا جیرهخواران بهعنوان فلسفه حج ترسیم شده است، این است که حج یک عبادت دستهجمعی و یک سفر زیارتی- سیاحتی است.
به حج چه، که چگونه باید زیست و چطور باید مبارزه کرد و با چه کیفیت در مقابل جهان سرمایهداری و کمونیسم ایستاد؟! به حج چه، که حقوق مسلمانان و محرومان را از ظالمان باید ستاند؟! به حج چه، که باید برای فشارهای روحی و جسمی مسلمانان چاره اندیشی نمود؟!
به حج چه، که مسلمانان باید بهعنوان یک نیروی بزرگ و قدرتسوم جهان خودنمایی کنند؟! به حج چه، که مسلمانان را علیه حکومتهای وابسته بشوراند؟!
بلکه حج همان سفر تفریحی برای دیدار از قبله و مدینه است وبس؛ و حال آنکه حج برای نزدیک شدن و اتصال انسان به صاحبخانه است و حج، تنها حرکات و اعمال و لفظها نیست و با کلام و لفظ و حرکت خشک انسان به خدا نمیرسد، حج کانون معارف الهی است که از آن محتوای سیاست اسلام را، در تمامی زوایای زندگی باید جستو جو نمود.
حج، پیامآور ایجاد و مبنای جامعهای به دور از رذایل مادی و معنوی است. حج، تجلی و تکرار همه صحنههای عشق آفرین زندگی یک انسان و یک جامعه متکامل در دنیاست و مناسک حج، مناسک زندگی است و از آنجا که جامعه امت اسلامی، از هر نژاد و ملیتی، باید ابراهیمی شود تا به خیل امت محمد(ص) پیوند خورد و یکی گردد و ید واحده شود؛ حج تنظیم و تمرین و تشکل این زندگی توحیدی است.
حج، عرصه نمایش و آیینه سنجش استعدادها و توان مادی و معنوی مسلمانان است». حضرت امام(ره) علل مخالفت استکبار و دولتهای مرتجع با مراسم حج سیاسی را ناشی از بیداری مسلمانان این کشورها و قیام احتمالی آنان علیه دولتهای وابسته میداند. امام(ره) معتقد بود، اکنون که ملتهای مسلمان زیر چنگال دولتهای وابسته گرفتار آمدهاند، باید در حج بتوانند لااقل از درد فریاد کنند و از آنچه متنفرند ابراز برائت نمایند.
«از آنجا که مسلمانان جهان به علت فشار و حبس و اعدام، قدرت بیان مصیبتهایی را که حاکمان کشورشان بر آنها تحمیل کردهاند، ندارند، باید بتوانند در حرم امن الهی مصائب و دردهایشان را با کمال آزادی بیان کنند تا سایر مسلمانان برای رهایی آنان چارهای بیندیشند. بنابر این ما بر این مطلب پافشاری و اصرار میکنیم که مسلمانان، حداقل در خانه خدا و حرم امن الهی، خود را از تمامی قید و بندهای ظالمان آزاد ببینند و در یک مانور بزرگ، از چیزی که از آن متنفرند، اعلام برائت کنند.» حضرت هدف اصلی ابداع برائت از مشرکین را اینگونه توصیف میفرمایند:« ما با اعلام برائت از مشرکین تصمیم برآزادی انرژی متراکم جهان اسلام داشته و داریم و به یاری خداوند بزرگ و با دست فرزندان قرآن، روزی این کار صورت خواهد گرفت». در سالهای اخیر برخی از سیاسیون و مدعیان انحصاری امام(ره) دیگر از «آزاد سازی انرژی متراکم جهان اسلام» سخن نمیگویند.
آنان ایران را روی نیمکت متهم نشاندهاند و در صدد تشنجزدایی برآمدهاند، آنان دیگر به دنبال برگزاری مراسم برائت در مکه نیستند و زندگی را بر مبارزه ترجیح دادهاند و در گفتن آن نیز ابائی ندارند، آنان آرمان بیداری اسلامی و ایستادن مسلمانان در مقابل زرق و برق کاخهای سرخ و سفید را از یاد بردهاند. از امام(ره) فقط عکس آن بزرگوار را در بالای سردارند و از همه اندیشه و سیره و بیان امام(ره) نیز یک جمله را در حد حرف به کار میبرند که «میزان،رأی ملت است.» آنان سیاست خارجی امام(ره) را که ملتها را به جای دولتها نشانده بود، عوض کردند و انقلاب اسلامی امام(ره) را در حد جمهوری اسلامی و شاید جمهوری تقلیل دادند.
اما رهروان واقعی امام (ره) باید فلسفه سیاسی حج را به همان سان که امام(ره) می فرمود و به همان سان که امام (ره) میخواست به انجام برسانند. گیریم که ما را از حج محروم کنند، حضرت امام (ره) دو سال حج واجب را با استفاده از ولایت مطلقه فقیه تعطیل کرد و فرمود:« ما در مکه باشیم یا نباشیم، دل و روحمان با ابراهیم(ع) است و در مکه است. دروازههای مدینهالرسول(ص) را به روی ما ببندند یا بگشایند، رشته محبتمان با پیامبر(ص) هرگز پاره و سست نمی شود. به سوی کعبه نماز میگزاریم و به سوی کعبه میمیریم و خدا را سپاس می گزاریم که در میثاقمان با خدای کعبه پایدار ماندهایم و پایههای برائت از مشرکین را با خون هزاران هزار شهید از عزیزانمان بنیاد نهادهایم».