خانمها در هر کاری که قدم میگذارند، انگار حس مادرانه و حس زن بودنشان موجب رشد و جوانه زدن امید میشود و رشد و حرکت میآفریند جوان آنلاین: خانمها در هر کاری که قدم میگذارند، انگار حس مادرانه و حس زن بودنشان موجب رشد و جوانه زدن امید میشود و رشد و حرکت میآفریند. به همین خاطر هم گروههای جهادی خانمها با حداقل امکانات بیشترین بازدهی را دارند و میتوانند گامهای بلندی را در محله و شهر خود بردارند. گروه جهادی نجمهخاتون هم یکی از همین گروههای جهادی است که در محلهای کمبرخوردار در شهر یزد به همت گروهی از بانوان راهاندازی شده و توانسته گامهای بلندی را در مسیر محرومیتزدایی و توانمندسازی زنان سرپرست خانوار بردارد و صندوق قرضالحسنه و گروههای خیری دارد که برای کارآفرینی یا جهیزیه و حتی هزینههای تحصیل وام میدهند. البته این کمکها به وام محدود نمیشود و خانمهای این گروه خودشان آستینها را بالا زده و برای تأمین جهیزیه نوعروسان یا دیگر نیازمندان، کمد و تختهای دست دوم را نوسازی و به نیازمندان اهدا میکنند. این گروه جهادی در ایام جنگ و در تجمعات شبانه هم نقشآفرینی پررنگی داشته و توانستهاند قشر خاکستری دختران جوان را به خود جذب کنند، بهگونهای که خود این قشر برای برپایی کاروانها و تجمعات کمککننده مؤثر شدهاند. آنچه در پی میآید گفتوگوی ما با خانم فاطمه عباسزاده است.
گروه جهادی نجمهخاتون از چه زمانی راهاندازی شده و چه فعالیتهای جهادی دارید؟
حدود هفت، هشت سالی میشود که گروه راهاندازی شده و بنده حدود چهار سال است که گروه ثبت شده است. کارهای متنوعی انجام میدهیم که بیشتر توسط بانوان صورت میگیرد. بیشتر در سطح محله فعالیت داریم. به عنوان نمونه، حدود ۱۰۸ خانواده تحت پوشش داریم و سعی میکنیم به آنها کمک کنیم. برای بچههای مدرسهای که مشکل داشته باشند- اعم از هزینه سرویس مدرسه، پوشاک، لوازمالتحریر و ثبتنام- حمایتهای لازم را انجام میدهیم. نمونهاش کودکی که از سه، چهار سالگی تحت پوشش قرار گرفت و اکنون در دانشگاه امام صادق (ع) قبول شده و همچنان حمایت میشود.
از دیگر کارهایی که در گروه جهادی نجمهخاتون انجام میشود، تهیه جهیزیه و سیسمونی برای خانوادههای بیبضاعت است. نوسازی وسایل دستدوم اهدایی مردم برای تهیه جهیزیه برای نوعروسان است. مثلاً خانوادهای سالمند از دنیا رفته، تشکهایش را آوردهاند و تبدیل به جهیزیه عروس کردهایم، یا کمدهای دستدوم را میآوریم، بازسازی و رنگآمیزی میکنیم تا در حد نو شود و برای نیازمندان استفاده شود. بهطور نمونه برای نوجوانانی که میخواهند در اعتکاف حضور پیدا کنند هم کمکهایی داریم. در ایام جنگ نیز ۱۲ دستگاه موتوربرق تهیه کردیم و با کمک آقایان در محلهای مورد نیاز برای استفاده توزیع شد. کمکهای معیشتی، لوازمالتحریر و کتاب برای دانشآموزان از جمله فعالیتهای ماست.
آیا شما خودتان گروه جهادی نجمهخاتون را راهاندازی کردید؟
بله، خودمان این گروه را راه انداختیم.
چه شد که گروه جهادی نجمهخاتون را راهاندازی کردید؟
بچهها کارهای خیر و جهادی مختلف را انجام میدادند، در محلههای مختلف جلساتی برگزار میکردیم و کمک به محرومین و بستههای معیشتی جمعآوری میکردیم. بنابراین تصمیم گرفتیم که گروه جهادی تشکیل بدهیم تا این کارها به شکلی سازمانیافتهتر ادامه یابد.
آیا همه اعضای گروه خانم هستند یا از آقایان هم کمک میگیرید؟
همه اعضای گروه ما از خانمها هستند. دو صندوق قرضالحسنه داریم که همه اعضایش خانم هستند و حدود صد و خوردهای نفر عضو دارند. این صندوقها در بحث معیشت و کارآفرینی بانوان کمک میکنند. برای زنانی که سرپرست خانواده هستند، کلاسهای رشد کسبوکار و توانمندسازی برگزار کردهایم. آموزش تولید سنگ مصنوعی، عروسکسازی و کارهای هنری دادهایم تا بتوانند در خانه تولید کنند. چند نفر از این بانوان اکنون در جمعهبازار سطح شهر محصولاتشان را میفروشند و خودشان امرار معاش میکنند و مستقل شدهاند.
وامهای صندوق قرضالحسنه شما به چه صورت است، آیا ضامن هم میخواهد؟
برای اعضایی که شناخته شده هستند، ضمانت همان چک ضمانت کافی است. اگر شناخته شده باشند، یک نفر آشنا امضا میدهد که ایشان را بشناسیم. وامها از ۳ میلیون شروع میشود و تا ۵۰، ۷۰، ۸۰ و ۱۰۰ میلیون تومان هم میرسد، اما بالاتر از ۱۰۰ میلیون تومان وام نداریم.
منابع لازم برای این وامها را از کجا تأمین میکنید؟
خانمهایی که عضو صندوق قرضالحسنه ما هستند، ماهانه ۵۰هزار تومان به صندوق واریز میکنند. وامها به دو صورت است؛ وام ضروری برای اعضا که ظرف شش ماه بازپرداخت میشود، و وام کارآفرینی. همچنین خیرینی هستند که پولشان را به صندوق میدهند تا به صورت وام به نیازمندان پرداخت شود تا هم توانمند شوند و هم وام را بازپرداخت کنند. مثلاً ۱۰۰ نفر عضو صندوق هستند که بخشی از منابع وام از همان ماهی ۵۰ هزار تومانی که اعضا به حساب صندوق واریز میکنند تأمین میشود، اما بخش دیگر هم از طریق خیرین تأمین میشود.
اشاره کردید که وسایل اهدایی مثل کمد و تخت را نوسازی میکنید. این کارها را خود خانمها انجام میدهند یا از آقایان کمک میگیرید؟
خود خانمها انجام میدهند. اگر نیاز به تعمیر جدی باشد، میدهیم بیرون تا آنها را درست کنند، اما تمیزکاری، رنگ و بازسازی را خودمان انجام میدهیم.
آیا در ایام جنگ و تجمعات، گروه جهادی شما برنامه خاصی داشت؟
بله، هر شب در تجمعات موکب برپا میکردیم و پخت شام داشتیم. مواد اولیه را خود خانمها تأمین میکردند؛ هرکس مرغ، برنج یا هرچه میتوانست میآورد و شام درست میکردیم. با اینکه گروه جهادیمان در مضیقه بود، اما نمیخواستیم فشاری به کشور وارد شود و خدا را شکر کارها انجام شد.
تا یک ماه پیش هر شب کاروانهایی داشتیم و بهسمت میدان امام حسین (ع) میرفتیم. در آنجا برای بچهها برنامههایی مثل دعاخوانی، نقاشی پرچم و مشاوره داشتیم. موکب بچهها را هم راه انداخته بودیم که دختران و پسران در آن حضور داشتند و چای و نذری و بستههای فرهنگی پخش میکردند.
این تجمعات همچنان برقرار است؟
بله، تجمعات همچنان برقرار است، هرچند تغییراتی در برنامهها ایجاد شده است.
چقدر حضور خانمها را در کارهای جهادی مؤثر میدانید؟
بسیار مؤثر است. به جرئت میگویم اگر خانمها نبودند، آقایان هم نبودند.
چرا اینطور فکر میکنید؟
خانمها دلسوزترند و وقتی یک زن فعال باشد، جامعه گرم میشود. بارها دیدهایم آقایانی که قبول نداشتند یا با تجمعات و حرکتهای اینچنینی زاویه داشتند، به خاطر حضور فعال خانمها جذب کار شدند. هر جا خانمها فعال باشند، آنجا گرم و پویاست، حتی در شب چهارشنبهسوری که تصمیم گرفتیم عکس ترامپ را چاپ کنیم و بعد کاغذها را جمعآوری کنیم و بسوزانیم. آقایان هم بهخاطر حضور خانمها وارد کار شدند و کار قشنگ و خوبی شد.
در تجمعات شبانه مردمی شاهد حضور گستردهتر خانمها هستیم. خانمهایی که خب اغلبشان محجبه هستند. در واقع به نظر میرسد در ایام جنگ، حضور خانمهای محجبه و طرفدار نظام بیشتر نمود پیدا کرد. در منطقه شما وضعیت چگونه است؟
دقیقاً. هرچند اغلب دخترانی که در تجمعات حضور پیدا میکنند عاشق نظام هستند، اما در همین تجمعات داشتیم دخترانی که با نظام زاویه داشتند یا از قشر خاکستری بودند، وقتی صحبتهای حضرت آقا را درباره زن و خانواده شنیدند، تغییر کردند. ما سه شب مراسم احیا برگزار کردیم و سخنرانی ایشان را پخش کردیم. خیلی از آنها میگفتند این حرفها را هیچ وقت نشنیده بودند. بعداً همان قشر خاکستری در کاروانها و مراسم به ما کمک کردند. واقعاً باعث شد مردم بفهمند راهی که میرفتند، اشتباه بوده است. بچههای خاکستری که دلشان با نظام و ایران است، اما به خاطر مسائل اقتصادی و معیشتی دلخوریهایی دارند و تحت نفوذ ماهواره و صحبتهای آنها قرار گرفتهاند، وقتی صحبتهای حضرت آقا را درباره مقام زن و اینکه زن ریحانه است میشنیدند، اصلاً باورشان نمیشد که جایگاه و مقام زن در اسلام و جمهوری اسلامی اینقدر بالاست. هیچ وقت این صحبتها به گوششان نرسیده بود، اما شبهایی که در تجمعات حضور پیدا میکنند، دیدشان عوض شد و به لطف خدا چقدر این قشر خاکستری به ما کمک کردند و توانستیم این قشر خاکستری را جذب کنیم.
در طول فعالیتهای جهادی و همچنین در دوران تجمعات شبانه چه خاطرات ماندگاری در مسیرتان قرار گرفت که همیشه در ذهنتان باقی مانده باشد؟
همان شبهایی که در ماه رمضان افطاری درست میکردیم و در مسیر مسجد پخش میکردیم، خیلی بهیادماندنی بود. بعد از شهادت حضرت آقا با وجود آنکه خیلی غمگین و خسته بودیم، اما صحنه همدلی و همکاری مردم را هیچ وقت فراموش نمیکنم. خانمها به عشق حضرت آقا آشپزی میکردند و با وجود غم و اندوه و اشک، اما حس همدلی التیامبخش بود و هیچ وقت صحنههای کار جهادی با اشک چشم و به یاد رهبر شهید را فراموش نمیکنم. این همدلی که بین مردم به وجود آمد، واقعاً وصفنشدنی است.
شما خودتان مادر هستید؟ شغلتان چیست؟
بله، چهار فرزند دارم. شغلم مشاوره و راهنمایی است.
شغلتان در کار جهادی هم به شما کمک میکند؟
بله، خیلی کمک میکند.
خانواده با فعالیتهای شما مخالفتی ندارند؟
بعضی وقتها که خیلی کار زیاد میشود و حضورم خیلی کمرنگ میشود، تذکری میگیرم! ولی خب چارهای نیست. دو پسر و دو دختر دارم. دختر کوچکم شش ساله است و همیشه در جلساتی که میخواهم درباره افزایش جمعیت صحبت کنم، دخترم را هم با خودم میبرم تا سندی باشد بر اینکه خودم به حرفم عمل کردهام. پسرها هم خیلی کمکحالم هستند و دختر بزرگم در فضای مجازی و کارهای رسانهای کمک میکند.