کد خبر: 1378036
تاریخ انتشار: ۱۵ شهريور ۱۴۰۵ - ۲۳:۰۳
1 انفجار یک تانکر سوخت در ورودی سنندج و مرگ ۱۱ نفر، آینه‌ای است که ضعف‌های زنجیره ایمنی حمل‌ونقل مواد خطرناک را مقابل چشم مسئولان قرار داده است
حسین فصیحی

انفجار یک تانکر سوخت در ورودی سنندج و مرگ ۱۱ نفر، آینه‌ای است که ضعف‌های زنجیره ایمنی حمل‌ونقل مواد خطرناک را مقابل چشم مسئولان قرار داده است. هشت سال پس از حادثه مرگبار تانکر سوخت و اتوبوس در سنندج و در حالی که حوادث مشابه دیگری نیز در این سال‌ها رخ داده، یک سؤال جدی همچنان بی‌پاسخ مانده‌است: چرا ساختار قانونی و اجرایی کشور، پس از هر فاجعه برای تعیین علت و مسئولیت وارد عمل می‌شود، اما پیش از فاجعه نمی‌تواند همان خطر را مهار کند؟
حادثه دو روز قبل در محور سنندج ـ همدان ۱۱ کشته و دست‌کم شش تا هفت مصدوم بر جای گذاشته است. تانکر حامل بنزین پس از وقوع حادثه دچار انفجار و آتش‌سوزی شد و شعله‌های حریق به خودرو‌های اطراف سرایت کرد. میان قربانیان، کارکنان سازمان همیاری شهرداری‌های استان، یک مأمور پلیس و شهروندانی بودند که در مسیر روزمره زندگی خود گرفتار آتشی شدند که در چند دقیقه به مرگبارترین شکل ممکن گسترش یافت. 

 دور باطل
وقتی یک حادثه تکرار می‌شود، دیگر فقط «حادثه» نیست. مرور سوابق نشان می‌دهد که تانکر‌های حامل سوخت در کردستان طی سال‌های گذشته چندین بار درگیر سوانح مرگبار یا پرخطر شده‌اند. در تیر ۱۳۹۷، برخورد تانکر حامل سوخت با اتوبوس مسافربری در سنندج به مرگ ۱۵ نفر انجامید. در دی ۱۴۰۰ نیز واژگونی تانکر سوخت در حسین‌آباد سنندج سه کشته و شش مصدوم بر جای گذاشت و آتش به محدوده مسکونی سرایت کرد. در سال ۱۴۰۲ نیز چند حادثه مرتبط با تانکر‌های سوخت در محور‌های استان گزارش شد، از واژگونی و نشت سوخت گرفته تا برخورد و آتش‌سوزی. حالا حادثه شهریور ۱۴۰۵ نیز ۱۱ قربانی دیگر گرفته است. یعنی فقط در دو حادثه مرگبار سال ۱۳۹۷ و ۱۴۰۵، ۲۶ نفر جان خود را از دست داده‌اند. اینجاست که واژه «حادثه» دیگر به تنهایی کافی نیست. وقتی یک الگو تکرار می‌شود، باید درباره ساختاری صحبت کرد که قادر نیست از تکرار آن جلوگیری کند. 

 قانون بعد از مرگ فعال می‌شود؟
در حوادث بزرگ معمولاً یک فرآیند آشنا آغاز می‌شود: امدادرسانی، انتقال مصدومان، شناسایی جان‌باختگان، تشکیل پرونده، بررسی علت حادثه و در نهایت تعیین مسئولیت احتمالی. همه این مراحل ضروری‌اند، اما یک حلقه مهم‌تر نیز وجود دارد: پیشگیری. سؤال اساسی این است که چرا نظارت بر وسیله‌ای که هزاران لیتر ماده قابل اشتعال حمل می‌کند، نباید پیش از ورود آن به جاده به اندازه‌ای جدی باشد که احتمال یک فاجعه کاهش پیدا کند؟ حالا که اعلام می‌شود نقص فنی عامل حادثه است، باید پرسید نظام کنترل فنی چگونه عمل کرده است؟ اگر مسیر تردد خطرناک بوده، چه نهادی مسئول تعیین مسیر بوده‌است؟ اگر ساعات تردد یا شرایط جاده‌ای خطر را افزایش داده، چرا سازوکار‌های پیشگیرانه کافی نبوده‌اند؟

 مسئله فقط سلامت یک تانکر نیست
حمل مواد سوختی با یک خودروی معمولی تفاوت اساسی دارد. یک تصادف ساده می‌تواند در چند ثانیه به آتش‌سوزی گسترده تبدیل شود و خودرو‌هایی را که حتی نقشی در وقوع تصادف نداشته‌اند، گرفتار کند. بنابراین ایمنی این حوزه نباید صرفاً به معاینه فنی یک وسیله نقلیه محدود شود. باید مجموعه‌ای از عوامل همزمان دیده شود: وضعیت فنی تانکر، کیفیت تجهیزات ایمنی، صلاحیت و آموزش راننده، مسیر حرکت، وضعیت جاده، فاصله از مناطق مسکونی، ساعات تردد، کنترل سرعت، فاصله ایمن با سایر خودرو‌ها و آمادگی نیرو‌های امدادی. اگر یکی از این حلقه‌ها ضعیف باشد، ممکن است یک خطا به فاجعه تبدیل شود. 

 چرا بعد از هر حادثه دوباره از «بررسی» می‌شنویم؟
یکی از مشکلات جدی در مدیریت حوادث، غلبه نگاه پس از حادثه بر نگاه پیش از حادثه است. بعد از وقوع فاجعه، مسئولان برای بررسی علت وارد عمل می‌شوند، اما جامعه انتظار دارد همین بررسی‌ها به تغییر قواعد، اصلاح مسیر‌ها و افزایش استاندارد‌های ایمنی منجر شود. اگر یک حادثه در سال ۱۳۹۷ نشان داده‌است که برخورد یک تانکر سوخت با یک وسیله نقلیه عمومی می‌تواند چنین تلفات سنگینی ایجاد کند، پرسش امروز این نیست که چرا حادثه سال ۱۴۰۵ دقیقاً به همان شکل رخ داده‌است. 

 خلأ قانونی یا ضعف اجرای قانون؟
قانون مؤثر، قانونی است که قبل از آنکه تانکر منفجر شود، خطر را شناسایی و متوقف کند؛ نه اینکه تنها پس از دفن قربانیان، برای تعیین مقصر وارد عمل شود. در آمار‌های رسمی، این حادثه ۱۱ کشته دارد. حادثه سال ۱۳۹۷ نیز ۱۵ قربانی داشت. اما پشت عدد ۲۶، ۲۶ زندگی قرار دارد؛ پدر، مادر، فرزند، همسر، برادر، خواهر و خانواده‌هایی که پس از یک حادثه جاده‌ای، زندگی‌شان برای همیشه تغییر کرده‌است. پس از هر حادثه بزرگ، تعیین مقصر ضروری است، اما جامعه به چیزی بیش از تعیین مقصر نیاز دارد. باید مشخص شود چه نهادی مسئول پیشگیری از تکرار است؛ و اگر قانون مناسب وجود دارد، اما اجرا نمی‌شود، باید درباره ضمانت اجرای آن پاسخ روشن داده شود. در غیر این صورت، پرونده هر حادثه با تعیین چند مسئولیت و صدور چند تصمیم بسته می‌شود، اما خطر در جاده باقی می‌ماند. جامعه حق دارد بداند پس از این همه قربانی، قرار است چه چیزی تغییر کند؛ نه فقط اینکه چه کسی مقصر شناخته خواهد شد. چون اگر نتیجه هر فاجعه صرفاً تشکیل پرونده، تعیین علت و اعلام همدردی باشد، سؤال تلخ همچنان باقی خواهد ماند: برای اینکه حادثه بعدی رخ ندهد، دقیقاً چه کسی باید قبل از مرگ نفر بعدی کاری انجام دهد؟

برچسب ها: پلیس ، حادثه ، سوخت
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار