علاوه بر حوزه امنیتی، جنگ در میدانهای رسانه (روایت)، اقتصاد و میدان نظامی، مهمترین اضلاع جنگ ترکیبی دشمن علیه ایران است علاوه بر حوزه امنیتی، جنگ در میدانهای رسانه (روایت)، اقتصاد و میدان نظامی، مهمترین اضلاع جنگ ترکیبی دشمن علیه ایران است. میتوان گفت که در میان این اضلاع، ضلع رسانه (روایت) دارای محوریت است؛ زیرا در این ضلع است که با ادراکسازی، زمینه برای اقدامات عملی در دیگر میدانها فراهم میشود یا به تعبیر دقیقتر، میدان رسانه ضمن فراهم کردن زمینههای اقدام در سایر میدانها، کم و کیف نبرد در سایر میدانها را نیز بهصورت جدی تحتالشعاع قرار میدهد.
نکته مهم در این زمینه آن است که در برابر جنگ ترکیبی رسانهمحور دشمن، دفاع همهجانبه یا ترکیبی نیز باید با محوریت عنصر رسانه و توانایی در ارائه روایت متقن و معتبر ایجاد شود. با این حال، سؤال اساسی آن است که آرایش جنگی در میدان رسانه باید چگونه باشد که خنثیکننده جنگ رسانهای دشمن باشد و مقوم آرایش جنگی و دفاع در سایر حوزهها مانند اقتصاد، حوزه امنیتی و نظامی باشد؟
در پاسخ باید گفت که علاوه بر توجه به اصولی مانند ارائه روایت اول، تولید انبوه روایت و برجستهسازی دستاوردهای جنگ باید به کلاننگری در ارائه روایتها از موقعیت و وضعیت کشور بهویژه در برابر دشمن توجه شود. از آنجا که کمتوجهی به مورد اخیر یک آسیب و ضعف بزرگ در روایتگری جنگ و رخدادهای آن است، در ادامه تلاش میشود تا به تشریح این مهم پرداخته شود. بر این اساس، در تلاش برای ارائه روایت موقعیت کنونی ایران و بهویژه روایت پیروزی ایران در برابر دشمن باید نگاهی کلان وجود داشته باشد؛ یعنی روایت پیروزی باید مبتنی بر برایند تحولات باشد. چنانچه با نگاه بخشی و جزئی روایت ارائه شود، اساساً ممکن است بهجای روایت پیروزی، روایت ضعف ارائه شود.
بهعنوان مثال، ایران در حالی در برابر امریکا و رژیم صهیونیستی ایستاده است که سالها تحت تحریم بوده و فشارهای حداکثری علیه آن اعمال شده، اما با وجود این، توانسته است با اتکا به نصرت الهی، انسجام داخلی، شجاعت نیروهای مسلح و تواناییهای دفاعی بومیاش، بزرگترین ارتش دنیا را متوقف کرده و ضربات دردناکی به آن وارد کند. بنابراین، در کلان قضیه، ایران با دفاع موفق، دشمن را متوقف و بلکه شکست داده است. حال اگر از این واقعیت کلان غفلت شود و به واقعیتهای جزئیتری مانند تخریب فلان پل یا کارخانه تمرکز شود، نمیتوان روایت پیروزی در برابر دشمن ارائه کرد.
سؤالی که در این میان مطرح میشود، این است که آیا این کلاننگری در ارائه روایت پیروزی ایران در جنگ، بهمعنای نادیده گرفتن برخی واقعیتها و تخریبهای جنگ نیست؟ پاسخ خیر است؛ زیرا هیچ جنگی بدون تخریب و هزینه نیست و حتی طرف پیروز نیز در جنگها متحمل هزینه میشود. با این حال، در اینجا منظور آن است که نباید با تمرکز بر برخی تخریبها و هزینههای جنگ یا تمرکز بر برخی برتریهای موضعی و تاکتیکی دشمن، پیروزی کلان و راهبردی ایران نادیده گرفته شود. واقعیت آن است که دشمن در جنگ رمضان و بعد از آن، با وجود برخی برتریهای تاکتیکی و هزینههایی که از این ناحیه بر ایران تحمیل کرده است، اما در تحقق اهداف راهبردی خود در برابر ایران کاملاً شکست خورده است. در میدان روایت، ضمن توجه به تخریبها و هزینههای جنگ، باید شق اخیر واقعیت جنگ که همانا ناکامی دشمن در برابر ایران و موفقیت ایران در برابر دشمن است، برجسته شود. مگر نه آنکه دشمن درصدد سرنگونی نظام با همافزایی حملات هوایی با آشوب داخلی، از بین بردن تواناییهای هستهای و سلب امکان شلیک موشک از سوی ایران بود و تصور میکرد که با ترور امام شهید (ره) و فرماندهان نظامی میتواند به این اهداف خود جامهعمل بپوشاند، اما با وجود تهاجم سهمگین دشمن، دیدیم که هیچکدام از این اهدافش نهتنها محقق نشد، بلکه دشمن با یک تنزل استراتژیک در اهدافش، اکنون تمام فشار خود علیه ایران را معطوف به بازگشایی تنگه هرمز کردهاست؛ تنگهای که اساساً قبل از جنگ باز بود و در چندین مرحله اقدام نظامی برای بازگشایی آن، ناکام مانده است. کلانواقعیت جنگ این است و در تلاش برای روایت قدرت و پیروزی ایران در جنگ، باید این نکته بیش از پیش مورد توجه قرار گیرد.