در شرایطی که اقتصاد کشور با معضلهای تورم، بیکاری و کاهش رشد اقتصادی مواجه است، توجه به راهکارهایی که بتوانند با هزینه و زمان کمتر به ایجاد اشتغال و رونق اقتصادی منجر شوند، اهمیتی دوچندان مییابد. در این میان، معدنکاری کوچکمقیاس، یکی از ظرفیتهایی است که میتواند برای حل مشکلات فوق، ایفای نقش کند. جوان آنلاین: در شرایطی که اقتصاد کشور با معضلهای تورم، بیکاری و کاهش رشد اقتصادی مواجه است، توجه به راهکارهایی که بتوانند با هزینه و زمان کمتر به ایجاد اشتغال و رونق اقتصادی منجر شوند، اهمیتی دوچندان مییابد. در این میان، معدنکاری کوچکمقیاس، یکی از ظرفیتهایی است که میتواند برای حل مشکلات فوق، ایفای نقش کند.
معدنکاری کوچکمقیاس به مجموعهای از فرایندهای استخراج تا فرآوری گفته میشود که با تجهیزات سادهتر و ظرفیتی پایینتر از خطوط تولید شرکتهای بزرگ معدنی فعالیت میکنند. این نوع معدنکاری معمولاً برای تبدیل سنگ خام به کنسانتره یا محصولات معدنی نیمهفرآوریشده به کار میروند.
بررسیها نشان میدهد که این الگو از مطلوبترین الگوهای معدنکاری برای ایران است، چراکه مطابق آمارها، ۳/۹۸ درصد از کل معادن کشور، مشخصه کوچکمقیاس دارند و ۶۵ درصد از سهم تولیدات معدنی را به خود اختصاص میدهند. [۱]بنابراین این معادن میتوانند در قالب یک سیاست هدفمند، در اختیار واحدهای معدنکاری کوچکمقیاس قرار گیرند. از آنجا که محصول تولیدی نیز میتواند از طریق قراردادهای بلندمدت به شرکتهای بزرگ معدنی و فولادی فروخته شود؛ این الگوی معدنکاری، از یکسو ظرفیتهای معدنی کوچک و متوسط را وارد چرخه تولید میکند و از سوی دیگر، زنجیره تولید معدن را کاملتر میکند.
از سوی دیگر این واحدها با سرمایهگذاری اولیه محدودتر، تجهیزات سادهتر و زمان راهاندازی کوتاهتر، قابلیت ورود سریعتر به چرخه تولید را دارند و میتوانند در کوتاهمدت فرصتهای شغلی مستقیم و غیرمستقیم متعددی ایجاد کرده و به رونق اقتصادی مناطق کمتر توسعهیافته کمک کنند.
به عنوان نمونه، بخشهایی از استانهای سیستان و بلوچستان، کرمان و خراسان جنوبی، ذخایر قابل توجهی از مواد معدنی نظیر مس و سنگآهن دارند. با این حال با چالشهایی همچون کمبود فرصتهای شغلی، مهاجرت نیروی کار و ضعف زیرساختهای اقتصادی مواجه هستند. معدنکاری کوچکمقیاس میتواند حلقه اتصال میان این ظرفیتهای طبیعی و نیازهای توسعهای این مناطق باشد.
اما مزیت معدنکاری کوچکمقیاس تنها به توسعه مناطق محلی و اشتغالزایی محدود نمیشود. این رویکرد از منظر تقویت تولید ملی نیز حائز اهمیت است. در بسیاری از موارد تصور میشود که رشد اقتصادی، تنها از مسیر احداث واحدهای بزرگ و با سود بالا امکانپذیر است؛ در حالی که تجمیع هزاران واحد کوچک میتواند اثری معادل یا حتی فراتر از چند پروژه بزرگ ایجاد کند. معدنکاری کوچکمقیاس این امکان را فراهم میکند که سرمایههای خرد و نیروهای انسانی بومی نیز به فرایند تولید ملی ملحق شوند.
از سوی دیگر، تولید کنسانتره آهن و مس در این واحدها میتواند بخشی از نیاز زنجیره ارزش این دو فلز را تأمین کرده و به افزایش بهرهبرداری از ظرفیت واحدهای گندلهسازی و فولادسازی کمک کند. همچنین تولید کنسانتره مس میتواند علاوه بر تأمین نیاز داخلی، به توسعه صادرات غیرنفتی کشور نیز یاری رساند و تنوع بیشتری به سبد صادراتی ایران دهد.
مزیت دیگر، تابآوری بالاتر این الگوی توسعه، در برابر تهدیدات امنیتی و خارجی است. برخلاف معادن بزرگ، پراکندگی جغرافیایی واحدهای کوچک، وابسته نبودن تولید به چند مرکز محدود و عدم تمرکز تجهیزات و سرمایهها باعث میشود آسیبپذیری این بخش در برابر حملات خارجی یا اقدامات خرابکارانه کاهش یابد.