کد خبر: 1379602
تاریخ انتشار: ۲۵ شهريور ۱۴۰۵ - ۰۲:۰۰
گفت‌و‌گوی «جوان» با محمد مهدی کلانتری، کارشناس مرمت و احیای بنا‌های تاریخی
1 تجدد را در بلند مرتبه‌سازی می‌دیدند و آن‌زمان آن ساختمان به این دلیل خیلی توی چشم می‌آمده است. باید گفت دچار نوعی تجددگرایی افراطی بودند بدون اینکه حواس‌شان به پیشینه‌های ارزشمند ملی و هویت ایرانی باشد. برخی کشور‌ها که سیاستمداران باهوش‌تری داشتند وقتی مدرنیسم وارد شد محدوده تاریخی شهر‌ها را دستکاری نکردند
 جواد محرمی 

جوان آنلاین: معماری و شهرسازی بیش از هر چیز دیگری به طور مستقیم بر پیکره روح انسان اثرگذار است. عنصر شهروند در شبانه‌روز چه درداخل خانه و چه بیرون از آن با محیط‌هایی سروکار دارد که جنس معماری در آن دارای اهمیت است. اینکه معماری چه شکل و شاکله‌ای داشته باشد، تأثیر مستقیم بر روح انسان را غیرقابل انکار می‌کند. با محمدمهدی کلانتری، کارشناس‌معماری و مرمت بنا‌های تاریخی درباره این موضوع از منظر تحولات معماری شهری در دوره معاصر گفت‌و‌گو کردیم. 

بافت قدیم شهری و اغلب آنچیزی که مربوط به دوره‌های مختلف تاریخی می‌شود به طور عادی باید بخشی از میراث ملی و فرهنگی محسوب شوند و آسیب به این بخش‌ها یعنی کندن از داشته‌های تمدنی و فرهنگی. فکر می‌کنید معماری تهران قدیم در دوره‌های مختلف با چه چالش‌ها و آسیب‌هایی روبه‌رو بوده است؟ 
ایران در دوره قاجار به دلیل اینکه ورود پادشاهان به اروپا اتفاق می‌افتد شاهد آغاز برخی خودباختگی‌ها در بخش‌های مختلف می‌شود که تا حدودی معماری بنا‌های شهری هم شامل آن است که با الگو گرفتن از معماری اروپایی و دور شدن از معماری هویت‌مند تاریخی چندین هزارساله خودمان آغاز شد، اما رگه‌های اصلی آن در دوره‌پهلوی به طور کامل خود را نشان داد. دست کم تا اواخر قاجار تا حدودی شاهد تداوم معماری ایرانی با وجود همه آسیب‌ها هستیم. به قول مرحوم پیرنیا معماری تا آن زمان یک تداومی داشت و با آغاز پهلوی دچار یک گسست شد. اول از هر چیزی این موضوع با تخریب حصار طبیعی تهران در پهلوی اول خود را نشان داد. دروازه‌های تهران به طور تعمدی تخریب می‌شوند و خاک حصار درون خندق ریخته می‌شود و عملاً محدوده تاریخی شهر مخدوش می‌شود. ۱۲ دروازه به علاوه حصار و بسیاری از بافت و معماری تاریخی شهر دچار این بی‌خردی بلدیه می‌شود. با اینحال در این زمان یک اتفاقات مثبتی هم می‌افتد. نوعی معماری شکل می‌گیرد به نام سبک بازگشت که ما این را می‌توانیم در بنای موزه ایران باستان اثر آندره‌گدار یا عمارت شهربانی و مجموعه میدان مشق ببینیم که الگوبرداری از معماری تاریخی به خصوص از دوره هخامنشی و ساسانی است. 

در واقع رگه‌های معماری پیش از اسلام را در این بنا‌ها شاهد هستیم. 
بله، از این سبک بازگشت الان نزدیک صد سال می‌گذرد. معماری بانک ملی در خیابان فردوسی را داریم که متعلق به پهلوی اول است، اما آسیب جدی این دوران این است که معماری اسلامی ابداً ارزشمند تلقی نمی‌شود و تخریب‌های تعمدی هم شکل می‌گیرد حتی اتفاقاتی می‌افتد که در پهلوی‌دوم برخی بنا‌های معماری پهلوی اول هم از گزند این تخریب‌ها در امان نمی‌مانند. پیش از ساختمان مخابرات که امروزه در میدان توپخانه وجود دارد یک ساختمان بسیار زیبا بود که در پهلوی اول ساخته شده بود و تصاویر آن وجود دارد. آن‌را در اواخر دهه ۴۰ تخریب می‌کنند و به جایش این ساختمان بی‌هویت مخابرات کنونی را می‌سازند. 

آن ساختمان را که یک هویت تاریخی داشت چرا تخریب کردند. 
واقعاً آدم می‌ماند و من تا حالا نتوانسته‌ام دلیلی منطقی برای آن پیدا کنم، چون این ساختمان جدید نه قیافه قشنگی دارد و نه هویتی را نشان می‌دهد. ظاهراً یک عناد با یک دوره است. شاید می‌خواستند بگویند رویکرد‌ها عوض شده و اینگونه القای مدرنیسم کنند. 

احتمالاً نسبت به آن دوره، چون از طبقات زیادی برخوردار بوده فکر می‌کردند بلند مرتبه‌سازی نشانه تمدن و پیشرفت است. 
بله، تجدد را در بلند مرتبه‌سازی می‌دیدند و آن‌زمان آن ساختمان به این دلیل خیلی توی چشم می‌آمده است. باید گفت دچار نوعی تجددگرایی افراطی بودند بدون اینکه حواس‌شان به پیشینه‌های ارزشمند ملی و هویت ایرانی باشد. برخی کشور‌ها که سیاستمداران باهوش‌تری داشتند وقتی مدرنیسم وارد شد محدوده تاریخی شهر‌ها را دستکاری نکردند. یعنی اینقدر می‌فهمیدند که اینها جزء میراث ملی است. اگر هم می‌خواستند بلند مرتبه‌سازی کنند خارج از حصار تاریخی شهر این کار را انجام می‌دادند. سال‌ها گذشت تا شهرداری‌ها بدانند که محدوده تاریخی شهر نباید دچار تجاوز شود. در اغلب شهر‌های قدیمی اروپا شما محدوده تاریخی را کاملاً قابل تشخیص می‌بینید. حتی پس از جنگ‌جهانی دوم که بخش‌های مهمی از برخی شهر‌ها از بین رفت اینها، چون نقشه شهر‌ها را داشتند عین به عین مانند پیش از جنگ بازسازی کردند. نیامدند بگویند دیگر اینجا از بین رفته و ما یک شهر با الگوی جدید بسازیم. شهر ورشو حتی پس از بازسازی به ثبت جهانی می‌رسد، چون بر طبق مستندات آن‌را بازسازی کرده‌اند. 

ما پیش از پهلوی در تهران قدیم خیابان‌کشی‌های پهن را در اطراف شمس‌العماره می‌بینیم. بافت شهری تهران قدیم چه ویژگی دارد و آیا می‌توان از نقشه‌ها به هویت خاصی در این‌باره پی برد؟ 
حجم تخریب‌هایی که بافت شهری را دچار تغییر کرده پس از قاجار بسیار زیاد است. خیابان‌های رضاخانی در تهران معروف است. خیابان‌هایی که به شکل شطرنجی در محدوده‌های تاریخی کشیده شدند. آنجلیس دوسا تعبیری دارد به نام شهر‌های صلیبی و می‌گوید شهر‌های جدید درحال به صلیب کشیده‌شدن هستند. اتفاقی که در پهلوی اول و دوم در تهران رقم خورد. مثل یک فرش است که با یک قیچی بیافتید به جانش و طول و عرض آن‌را را مدام قیچی کنند و نقش و نگار را در آن نابود کنند. عکس‌های هوایی تهران قدیم الان موجود است. موسیو کرشیش اولین نقشه‌ها از تهران را در دوره ناصری کشید و اشمیت به سال ۱۳۱۴ از دانشگاه شرق‌شناسی شیکاگو زمانی این نقشه‌ها را گرفته و هم والتر میتل هولتزل از دانشگاه زوریخ به سال ۱۳۰۴ نقشه‌برداری کرده است. وقتی این نقشه‌ها را نگاه می‌کنید؛ می‌بینید چقدر شهر‌های بکر دست‌نخورده و منسجمی داشته‌اند که به تدریج در دوره پهلوی مدام این شهر‌ها شکافته می‌شوند و به دو نیم می‌شوند و بسیاری از بنا‌ها در مسیر‌های این خیابان‌ها تخریب می‌شوند و عکس هوایی ۱۳۵ که اولین عکس هوایی است که خود سازمان نقشه‌برداری می‌گیرد مشخص می‌شود، چقدر در همان دوران پهلوی اول نقشه شهر‌ها تغییر می‌کنند و از بالا این بی‌هویتی خود را نشان می‌دهد و ساختار شهر به هم می‌ریزد. 
ظاهراً این روند پس از انقلاب هم ادامه پیدا می‌کند. 
این مسیر تا پس از انقلاب هم تا حدودی ادامه دارد و پس از جنگ می‌آیند و چندین عنوان می‌گذارند به نام بافت‌های فرسوده و بافت‌های ناکارآمد شهری و بافت‌های مسئله‌دار و به جان برخی محله‌های قدیمی تهران و برخی کلان شهر‌ها می‌افتند و عجیب است که اوایل هیچ تفکیکی میان بافت‌های تاریخی و حلبی‌آباد‌ها قائل نمی‌شوند. همه اینها را تحت یک عنوان می‌خوانند. نسخه‌ای هم که می‌پیچند این است که به صورت کف‌بور و کف‌تراش همه چیز را بتراشند و از ابتدا شبکه‌سازی شهری برای نوسازی کنند. این متد در یک دوره در تهران و مشهد و تا حدودی در شیراز اجرا شد و محدوده‌های گسترده‌ای از بافت‌های قدیمی شهر‌ها تخریب شدند که منجر به اعتراضات مردمی هم شد. در شیراز حدود ۸۰ هزار مترمربع بین حرم شاهچراغ و حرم سیدعلاء‌الدین حسین (ع) را به اسم ساخت بین‌الحرمین تخریب کردند، اما این حجم از زمین تبدیل می‌شود به پارکینگ طبقاتی و مجتمع تجاری و هتل در صورتی که به اسم گسترش صحن مقدس این تخریب‌ها انجام گرفته بود، اما اغلب به بافت تجاری تعلق گرفت.

برچسب ها: فرهنگ ، تاریخ ، معماری
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار