جوان آنلاین: خبر تلخ درگذشت اکبر عبدی برای جامعه هنری ایران سخت و سنگین بود. عبدی، بازیگری توانمند بود که در نقشهای مختلف و متفاوت با تبحر و مهارت ظاهر میشد و وزنهای سنگین برای سینما و تلویزیون ایران به حساب میآمد. قطعاً نبودنش در آینده خیلی به چشم خواهد آمد و دلمان برای بازی او در آثار نمایشی تنگ خواهد شد.
همکاری با فیلمسازان بزرگ
اکبر عبدی را عموم مردم برای بازی در نقشهای کمدی و طنز میشناسند، اما کارنامه بازیگری او پر از نقشآفرینی در فیلم و سریالهای تاریخی است و مرور دقیق کارنامهاش نشان میدهد یکی از مهمترین وجوه بازیگریش در آثار تاریخی رقم خورده است. آثاری که بر پایه کتابها، اسناد، خاطرات، سفرنامهها و پژوهشهای تاریخی ساخته شدند و بخشی از حافظه تصویری ایرانیان را شکل دادند.
او از معدود بازیگران ایرانی بود که توانست هم در سینمای مردمی بدرخشد و هم اعتماد مهمترین فیلمسازان تاریخنگر ایران را به دست آورد. به نوعی عبدی توانست مرزهای میان سینمای مؤلف، آثار عامهپسند و متون سنگین تاریخی را بهراحتی بنوردد. کمتر بازیگری در سینما و تلویزیون توانسته به چنین جایگاهی دست پیدا کند. کسی که بتواند مورد اعتماد بزرگترین کارگردانان ایران واقع شود.
علی حاتمی، ناصر تقوایی، داریوش مهرجویی، داود میرباقری، مسعود جعفریجوزانی، داریوش مؤدبیان و مجتبی راعی هر یک در آثار خود تصویری از گذشته ایران را با حضور اکبر عبدی بازسازی و بازنمایی کردهاند. این فیلمسازان، بهویژه کسانی مثل علی حاتمی، ناصر تقوایی و داود میرباقری سختگیری و حساسیتهای زیادی در ساخت فیلم داشتند و به راحتی به هر کسی اعتماد نمیکردند.
این فیلمسازان فقط به دنبال بازیگری محبوب و مطرح نبودند و به کسی احتیاج داشتند که بتواند شخصیتهای تاریخی را از حالت خشک و موزهای خارج کند و به آنها زندگی ببخشد. اکبر عبدی دقیقاً چنین قابلیتی داشت. او بدون اغراق، بدون نمایشگری و بدون آنکه بخواهد نقش را به صحنهای برای خودنمایی تبدیل کند، شخصیتها را باورپذیر میکرد.
وقتی علی حاتمی کمدین را دوباره کشف کرد
عبدی بازیگر نمایش دادن نبود و بازیگری بود که آن نقش را زندگی میکرد. بازیگرانی که تجربه همکاری با عبدی را دارند به این نکته اذعان کردهاند. علی حاتمی جزو نخستین کسانی بود که متوجه قدرت بازیگری عبدی شد و فهمید فقط نباید نقشهای طنز را به او داد.
در «مادر» و «دلشدگان» دیگر خبری از طنزآفرینیهای همیشگی عبدی نبود و او در سکوت، نگاه و ظرافت بازیاش، لایههای عمیقتری از توانایی خود را آشکار کرد. در «دلشدگان»، علی حاتمی با تکیه بر پژوهشهای گسترده درباره تاریخ موسیقی ایران، روایت سفر گروهی از موسیقیدانان ایرانی به اروپا را مقابل دوربین برد و عبدی یکی از بازیگرانی بود که این جهان تاریخی را زنده کرد. بازی در نقش «غلامرضا» در «مادر» که سیمرغ بلورین جشنواره فیلم فجر را برایش به ارمغان آورد، اثبات کرد عبدی از آن دست بازیگرانی است که میتواند میان کمدی و تراژدی، بیهیچ مرزی حرکت کند.
همین تجربهها بود که راه او را به آثار تاریخی باز کرد. بخش مهمی از کارنامه عبدی به روایت دورههای مختلف تاریخ ایران اختصاص دارد. عبدی برای نقشآفرینی در فیلمهای تاریخی محدودیتی قائل نبود و تواناییهای بازیگریش به او اجازه میداد از فیلمهای تاریخ معاصر تا فیلمهای تاریخی مربوط به جهان اسلام را به بهترین شکل بازی کند.
حضور در مهمترین پروژههای تاریخی تلویزیون
در «ناصرالدینشاه آکتور سینما» و «گراند سینما» نیز او در دو روایت متفاوت از ورود سینما به ایران حضور داشت. آثاری که هر دو بر پایه اسناد و مطالعات تاریخ اجتماعی و فرهنگی ایران ساخته شدند. در «جنگجوی پیروز» حتی نقش ناصرالدینشاه را برعهده گرفت. تجربهای متفاوت که نشان داد از ایفای شخصیتهای واقعی تاریخی نیز هراسی ندارد.
تلویزیون نیز بارها از این توانایی بهره برد. حضور در «امام علی (ع)» و «معصومیت از دست رفته» ساخته داود میرباقری، «وزیرمختار»، «در چشم باد»، «سالهای مشروطه»، «ثارالله» و «جابر بن حیان» نشان میدهد عبدی در مهمترین پروژههای تاریخی چند دهه اخیر تلویزیون حضوری مؤثر داشته است.
عبدی از آن دست بازیگرانی نبود که نقش را به خدمت شهرت خود بگیرد، بلکه برعکس او شهرتش را در خدمت نقش قرار میداد. به همین دلیل هر بار که لباس شخصیتی از گذشته را بر تن میکرد، تماشاگر بیش از آنکه بازیگر را ببیند، شخصیت را میدید.
یکی از ویژگیهای کمتر گفته شده درباره اکبر عبدی، رابطه او با گریم بود. بسیاری از بازیگران از گریمهای سنگین فاصله میگیرند، اما عبدی هرگز از تغییر چهره هراس نداشت. همین ویژگی باعث شد در نقشهایی کاملاً متفاوت، از مردم عادی گرفته تا شاهان، درباریان، مترجمان، رجال سیاسی و شخصیتهای مذهبی، تصویری قابل باور ارائه دهد.
اسیر ژست ستاره بودن نشد
اکبر عبدی را باید با یک ویژگی دیگر به یاد آورد. او در تمام سالهای فعالیتش، «مردمی بودن» را بازی نکرد، بلکه آن را زندگی کرد. عبدی برخلاف بسیاری از بازیگران مشهور که فاصله خود را با مردم حفظ میکنند، تا پایان عمر همان چهره صمیمی و بیتکلف باقی ماند. بازیگری که هیچگاه اسیر ژست ستاره بودن نشد، خود را از مردم جدا نکرد و هیچوقت نخواست بیش از آنچه بود، دیده شود.
کسی که از شهرت برای ساختن تصویری دستنیافتنی از خود استفاده نکرد. دقیقاً به همین خاطر خبر درگذشت او تنها اندوه جامعه هنری را برنینگیخت، بلکه واکنش گسترده مردمی را نیز به همراه داشت. مردمی که احساس میکردند یکی از خودشان را از دست دادهاند.
وقتی امروز کارنامه او را مرور میکنیم، درمییابیم اکبر عبدی یکی از بازیگرانی بود که بخش مهمی از حافظه تاریخی ایران را بر پرده سینما و قاب تلویزیون جان بخشید. شخصیتهایی که سالها پیش در کتابها، اسناد و روایتهای تاریخی زندگی میکردند، با بازی او چهره، صدا و احساس پیدا کردند و همین میراثی است که فراتر از هر جایزه و هر رکورد در حافظه فرهنگی ایرانیان باقی میماند.