امریکا جنگ را ۶ ماه پیش علیه ایران آغاز کرد و اکنون دارد علیه «هزینههای جنگ» میجنگد! سخنگوی سپاه شروطی برای پایاندادن به جنگ گذاشته است (همان شروط تفاهمنامه باضافهی «رفع محاصره یمن» و «آزادسازی ۲۴ میلیارد دلار از پولهای ایران بالمره»!). این یعنی نوشتن صلح با قلم موشک! جوان آنلاین: شش ماه پس از آغاز جنگ مستقیم ایران و امریکا، اکنون دیگر این پرسش که ایران چقدر موشک دارد، یا امریکا رهگیرهای خود را حفظ کرده یا کمآورده است، اهمیت ندارد، زیرا میدان خودش با صدای بلند دارد حرف میزند، و در دو شبانهروز گذشته پایگاههای امریکا در اردن و منطقه و ناوها و نفتکشهای امریکایی میتوانند امضا بدهند که چه بر سرشان آمده است! امروز حتی اینکه کدام طرف میتواند اهداف بیشتری را نابود کند، مسئلهی اصلی نیست. پرسش اصلی حالا توان تسلیمسازی است. آیا امریکا توانسته ایران را وادار کند آنچه را واشینگتن میخواهد بپذیرد؟ یا ایران در حال مستأصلساختن امریکاست؟!
در آغاز جنگ، در فضای سیاسی و رسانهای ایران تصویری بسیار متفاوت وجود داشت. شماری از منتقدان جمهوری اسلامی، از جمله چهرههایی مانند محمدجواد ظریف و صادق زیباکلام، بر این باور بودند که فاصله نظامی ایران با امریکا و اسرائیل چنان عظیم است که در صورت ورود مستقیم امریکا، زیرساخت دفاعی کشور ممکن است در زمانی بسیار کوتاه از کار بیفتد. تعبیرهایی مانند اینکه «امریکا میتواند با یک بمب توان دفاعی ایران را نابود کند» یا «اسرائیل یک تیر چراغبرق در ایران باقی نمیگذارد» بازتاب همین تصور بود.
خطای بزرگتر آنان این بود که توان فرضی نابودکردن اهداف نظامی را با توان وادارکردن یک کشور به تسلیم سیاسی یکی گرفتند. امریکا ممکن است بتواند یک پایگاه را نابود کند، اما آیا میتواند با نابودکردن آن پایگاه، ایران را وادار کند سیاست خارجی خود را تغییر دهد؟ میتواند یک تأسیسات را از بین ببرد، اما آیا میتواند با آن، تهران را وادار کند توان موشکی خود را کنار بگذارد؟ میتواند نفتکش ایرانی را منهدم کند، اما آیا این اقدام به معنای آن است که ایران دیگر قادر نیست هزینهای به امریکا و متحدانش تحمیل کند؟
شش ماه جنگ نشان داده است که پاسخ به این پرسشها بسیار پیچیدهتر از تصور اولیه است. امریکا در تلاش است فشار اقتصادی را به نقطهای برساند که توان ایران برای ادامه جنگ کاهش یابد. در تازهترین دور، ارتش امریکا پنج نفتکش ایرانی را منهدم کرد؛ اقدامی که واشینگتن آن را واکنش به حملات موشکی ایران به یک ناو امریکایی دانست. در مقابل، سپاه اعلام کرد «دو هدف بزنند، بیست هدف را میزنیم» و ۲۰ تا ۳۰ موشک بالستیک به سوی مواضع امریکایی در اردن شلیک کرد و در اطلاعیه شماره ۱۵ خبر داد که دو فروند شناور امریکایی، هشت نفتکش و ۱۰ فروند کشتی مورد هدف قرار گرفتند.
ایران دیگر فقط در داخل خاک خود با امریکا نمیجنگد. جنگ به یک میدان بسیار گستردهتر تبدیل شده است. اردن، خلیج فارس، دریای عمان، یمن، عربستان، کشتیرانی بینالمللی و مهمتر از همه تنگه هرمز.
امریکا حالا دنبال این است که «آیا میتوانم اقتصاد ایران را چنان فشار دهم که تهران مجبور به عقبنشینی شود؟» و ایران باور دارد که میتواند «هزینه منطقهای و جهانی فشار امریکا را چنان افزایش دهد که واشینگتن به جای ادامه جنگ، به مذاکره تن دهد». نقطه عطف واقعی، اکنون شلیک به ناو است نه لزوماً اصابت به آن. حمله ایران به ناو امریکایی اهمیت ویژهای دارد. هرچند منابع امریکایی بگویند «ناو از حملات گریخته است».
برای سالها یکی از مهمترین نمادهای قدرت امریکا در خلیج فارس، ناوهای هواپیمابر و شناورهای نظامی آن بودهاند؛ نیروهایی که عملاً بیانگر این تصور بودند که امریکا میتواند در فاصلهای بسیار دور از خاک خود، قدرت نظامی عظیمی را مستقر کند. ایران همین مزیت را به یک نقطه آسیبپذیر تبدیل کرده است: «اگر ناوهای شما در میدان جنگ حضور دارند، آنها نیز بخشی از میدان جنگاند».
بازدارندگی به نیروی دریایی بزرگتر نیست. ایران میخواهد به امریکا و دنیا بفهماند حضور نظامی در این منطقه، هزینه دارد. سخنگوی سپاه این بار به جای آنکه صرفاً از ادامه مقاومت و انتقام سخن بگوید، برای پایان جنگ شرط گذاشته است: «توقف کامل جنگ، تضمین عدم تهدید مجدد، عقبنشینی اسرائیل از لبنان، پایان محاصره یمن، آزادسازی ۲۴میلیارد دلار داراییهای ایران و عدم مداخله در توان هستهای و موشکی ایران»!
در پس این فهرست یک تغییر مهم در جایگاه روانی و سیاسی ایران دیده میشود. ایران نمیگوید که «اگر امریکا پیشنهاد صلح بدهد، ما بررسی میکنیم»، بلکه حرف تازهای میزند: «اگر امریکا پایان جنگ را میخواهد، باید برای پایان جنگ قیمت بپردازد». این را میتوان «پیشنهاد صلح با قلم موشک» نامید. عدد ۲۴میلیارد دلار مهم است و فقط یک مطالبه اقتصادی نیست. این رقم قبلاً نیز در طرحهای مربوط به پایان جنگ مطرح شده بود. گزارشهایی از پیشنویس توافق حکایت داشت که در آن آزادسازی ۲۴میلیارد دلار از داراییهای مسدودشده ایران در دوره مذاکرات پیشبینی شده بود؛ بنابراین وقتی امروز همین عدد دوباره در شروط ایران ظاهر میشود، یعنی تهران میخواهد امتیازات مطرحشده در مذاکرات پیشین را از دست ندهد، بلکه آنها را در قالب یک معامله نهایی مطالبه کند.
اضافهشدن یمن به شروط ایران از همه مهمتر است، زیرا نشان میدهد ایران دیگر پایان جنگ را در قالب رابطه تهران با واشینگتن تعریف نمیکند. جنگ به یک معامله منطقهای تبدیل شده است. جنگی که امریکا و متحدانش علیه یک شبکه منطقهای آغاز کردهاند، نمیتواند فقط با توافقی درباره خود ایران پایان یابد. این مسئله البته توافق را دشوارتر میکند، زیرا امریکا برای چنین تعهدی باید منافع اسرائیل، عربستان و دیگر متحدان منطقهای خود را نیز در نظر بگیرد، اما همین دشواری نشان میدهد که تهران تصور میکند این راه بهتری برای پایان جنگ است.
در تنگه هرمز ایران لازم نیست نیروی دریایی امریکا را شکست دهد تا بتواند از هرمز به عنوان اهرم استفاده کند. کافی است بتواند امنیت آن را به مسئلهای پرهزینه تبدیل کند. این را همه به شکل ملموس حس میکنند. تازهترین تحولات نیز نشان میدهد که همین مسئله اکنون به قلب جنگ تبدیل شده است. امریکا تلاش میکند جریان صادرات نفت را حفظ کند و ایران میکوشد هزینه این جریان را افزایش دهد. قیمت نفت نیز در واکنش به تشدید درگیریها از ۱۰۰ دلار عبور کرده است.
جنگ میرود که به چیزی بسیار عجیب تبدیل شود. از دل این جنگ دنیا میفهمد که میتوان توازن بازدارندگی در شرایط عدم توازن قدرت داشت! امریکا توان تخریب گسترده دارد؟ باشد! ایران هم توان تحمیل هزینه منطقهای دارد! امریکا قدرت اقتصادی دارد؟ مهم نیست، زیرا ایران موقعیت جغرافیایی دارد! ناو هواپیمابر؟! موشکی که آن ناو را از عمق جغرافیایی خود به قعر دریا میفرستد!
در چنین شرایطی، بزرگترین خطر «شکست» نیست اشتباه محاسباتی است. امریکا ممکن است فشار اقتصادی را با فروپاشی سیاسی اشتباه بگیرد. در ایران کسی نباید چنین اشتباهی را متقابلاً مرتکب شود!
جنگ بهتدریج از «جنگ برای شکستدادن ایران» به «جنگ برای تعیین شرایط پایان جنگ» تبدیل شده است. شروط سخنگوی سپاه همین معنا را میدهد یعنی ایران آنقدر قدرت دارد که پایان جنگ را با شروط خود بپذیرد نه با اعمال قدرت امریکا؛ و درست در همین نقطه است که جنگ، از میدان نبرد به میز مذاکره منتقل میشود حتی اگر میز مذاکره فعلاً در میان دود و آتش دیده شود!
سردار سرتیپ دوم پاسدار حسین محبی، سخنگوی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، روز گذشته در نشست با مدیران رسانه در استان مرکزی، با بیان اینکه جنگ تحمیلی با بزرگترین قدرتهای ظاهری جهان در مقاطعی به پایان رسیده، اما ماهیت جنگ همچنان ادامه دارد، گفت: جنگ تمام نشده است و ما مقاطع دیگری را پیش رو داریم؛ اما آنچه اهمیت دارد، ترکیبی بودن این جنگ و تنوع عرصههای آن است که یکی از حساسترین و تأثیرگذارترین آنها، عرصه رسانه است.
سخنگوی سپاه با تأکید بر نقش بیبدیل رسانه در افکار عمومی، رسالت خبرنگاران را در شرایط کنونی بسیار سنگین و خطیر توصیف کرد و گفت: تاریخ در مورد عملکرد اصحاب رسانه قضاوت خواهد کرد. امروز مسئولیت ما تنها روایتگری صرف نیست؛ بلکه روایتسازی بر اساس واقعیتها، شناخت عمیق از جنگ، اهداف، بازیگران، جهتگیریها و حتی ترسیم آینده و راههای برونرفت از بحرانهاست. رسانه امروز فقط یک راوی نیست؛ بلکه بخشی از خود جنگ است. طرحهای اطلاعرسانی، جزئی از عملیاتهای جنگی محسوب میشوند و ابزارهای رسانهای، در کنار سلاحهای میدانی، نقش تعیینکنندهای در پیروزی یا شکست دارند. سخنگوی سپاه بر لزوم هوشمندی، بصیرت و مسئولیتپذیری بیشازپیش اهالی رسانه در مواجهه با توطئههای ترکیبی دشمن تأکید کرد و گفت: امروز هر خبرنگار یک سرباز جبهه آگاهیبخشی است و روایت حق، امانتی است که باید به بهترین شکل ممکن به نسلهای آینده منتقل شود.
نبرد رسانهای بر نبرد میدان پیشی گرفته است
سردار محبی با اشاره به اینکه جنگ با دشمنان همچنان ادامه دارد و تنها به عرصههای فیزیکی محدود نیست، اظهار داشت: امروز عرصه رسانه بهعنوان یکی از مهمترین میدانهای نبرد، نقشی بیبدیل در شکلدهی به افکار عمومی و تعیین مسیر آینده کشور ایفا میکند؛ چراکه رسانهها نه تنها روایتگر واقعیتها هستند، بلکه میتوانند با روایتسازی و واقعیتسازی، آینده مطلوب را ترسیم و محقق کنند. وی تأکید کرد: رسالت رسانهها در شرایط کنونی فراتر از انتقال صرف اخبار است؛ آنان باید با شناخت عمیق از ابعاد مختلف جنگ، بازیگران، اهداف و جهتگیریهای آن، به روایتی دقیق، موشکافانه و آیندهنگرانه از وقایع بپردازند و ضمن حفظ امانت، از هر رویداد ملی و دفاعی، سرمایهای ماندگار برای نسلهای آینده بسازند. سخنگوی سپاه با اشاره به دستاوردهای شگرف جوانان متخصص و مؤمن کشور در عرصههای دفاعی و نظامی، مانند طراحی و ساخت سامانههای پیشرفته پدافند هوایی و رویارویی موفق با پیشرفتهترین جنگندههای دشمن، تصریح کرد: این موفقیتها که حاصل همدلی و هماهنگی مثالزدنی بین مردم، نیروهای مسلح و دولت است، ظرفیتهای بینظیری برای سرمایهسازی ملی دارند و وظیفه رسانههاست که با روایت هنرمندانه، علمی و مستمر این دستاوردها، آنها را به گنجینهای ماندگار از افتخارات ملی و اسلامی تبدیل کنند.
رسانه صحنهای واقعی از نبرد ترکیبی
وی با اشاره به تحولات عمیق در عرصه رسانه، خاطرنشان ساخت: رسانه امروز دیگر صرفاً آینهای برای انعکاس رویدادها نیست؛ بلکه خود، صحنهای از نبرد ترکیبی دشمن و میدانی برای خلق واقعیتهای جدید و ترسیم آیندهای مبتنی بر آرمانهای انقلاب اسلامی است.
سردار محبی با تأکید بر ضرورت «هماوردی همدلانه» میان اصحاب رسانه، مسئولان و اقشار مختلف جامعه، تصریح کرد: امروز بیش از هر زمان دیگری به همگرایی و همدلی نیاز داریم تا بتوانیم در برابر هجمههای پیچیده رسانهای دشمن، ایستادگی کرده و از هر رخداد و دستاورد ملی، سرمایهای ماندگار برای نسلهای آینده بسازیم. این هماوردی همدلانه، ضامن تداوم مسیر پرافتخار انقلاب و پاسداری از خون شهداست. سخنگوی سپاه با اشاره به دستاوردهای اخیر در عرصه دفاعی و نظامی، از جمله موفقیتهای چشمگیر جوانان متخصص در ساخت سامانههای پیشرفته پدافندی و تغییر رویکرد دفاعی به تهاجمی، این موفقیتها را نتیجه اتحاد و هماهنگی مثالزدنی میان مردم، نیروهای مسلح و دولت دانست و از رسانهها خواست تا با روایت دقیق، هنرمندانه و مستمر این افتخارات، آنها را به گنجینههای ملی و الگوهای ماندگار برای تاریخ تبدیل کنند.
انتقال آسیب راهبردی به عمق خاک امریکا
سردار محبی در ادامه با بیان اینکه امریکا همواره جنگها را در خاک کشورهای ثالث طراحی و هدایت کرده است، اظهار داشت: این جنگ برای اولین بار، آسیبهای راهبردی را مستقیماً به خود امریکا منتقل کرده و معادلات امنیتی و اقتصادی این کشور را تحت تأثیر قرار داده است؛ موضوعی که در تاریخ منازعات بینالمللی بیسابقه است.
سردار محبی در تبیین بازگشت «جغرافیا» به معادلات جنگ، با تأکید بر نقش راهبردی تنگه هرمز اظهار داشت: امروز جغرافیا نه تنها محل جنگ، بلکه خود به ابزار جنگ تبدیل شده است. دشمن برای باز کردن تنگه هرمز، تمام توان خود را به کار گرفته، چراکه پیش از جنگ روزانه ۱۵ میلیون بشکه نفت و ۵ میلیون بشکه فرآورده از این مسیر عبور میکرد، اما اکنون این آمار بهشدت کاهش یافته و زنجیره تأمین جهانی در آستانه فروپاشی است. وی با بیان آمارهایی از تأثیر این جنگ بر امریکا، افزود: واشینگتن که پیش از جنگ ۴۱۵ میلیون بشکه نفت ذخیره داشت، اکنون به ۲۹۸ میلیون بشکه رسیده و با توجه به محدودیتهای فنی استخراج از غارهای نمکی، نمیتواند کمتر از ۱۵۰ میلیون بشکه ذخیره داشته باشد. همچنین امریکا با کاهش شدید گازوئیل و افزایش فشار بر حملونقل کامیونی (با ۴۰۰ میلیون مایل تردد) مواجه است و توان تحمل این فشار را ندارد.
شروط ایران برای بازگشایی تنگه هرمز
سردار محبی با اشاره به شروط ایران برای بازگشت ثبات به منطقه و بازگشایی تنگه هرمز، تصریح کرد: اگر دشمن خواهان پایان این وضعیت است، باید ضمن توقف کامل جنگ، از تهدید مجدد دست بکشد، ارتش رژیم صهیونیستی از لبنان عقبنشینی کند، محاصره یمن پایان یابد، ۲۴ میلیارد دلار دارایی مسدودشده ایران آزاد شود و از هرگونه مداخله در توان هستهای و موشکی کشور دست بردارد؛ توانی که متعلق به ایران بوده و بر اساس فتوای رهبری، هرگز به سمت ساخت سلاح اتمی نرفته و نخواهد رفت.
سخنگوی سپاه در بخش دیگری از سخنان خود، با اشاره به عملیات روانی و رسانهای دشمن، گفت: دشمن امروز با نیروی جنگ روانی خود به دنبال شکستن اراده ملت، سست کردن باورها و ایجاد تردید در خودباوری ملی است. امریکا با شش نیروی رسمی از جمله نیروی جنگ روانی، تلاش میکند با القای ناامیدی، ابرتورم و فشار اقتصادی، ما را از پای درآورد، اما در میدان نظامی ناکام مانده و به نتیجه نرسیده است. جنگ همواره با سختیها، هزینهها و محدودیتهایی همراه است، اما دشمن به دنبال بهرهبرداری از همین مشکلات برای تضعیف روحیه ملی است. شما اصحاب رسانه با هوشیاری و جهاد تبیین، میتوانید در برابر این هجمهها ایستادگی کنید و همانگونه که فرزندان و برادران شما در نیروهای مسلح افتخارآفرینی میکنند، شما نیز در عرصه رسانه، قلههای افتخار را فتح خواهید کرد. محبی در پایان تأکید کرد: امروز بحمدالله به جایی رسیدهایم که اگر دشمن دو یا سه هدف ما را بزند، ما با ۲۰ هدف پاسخ محکم میدهیم و شما نیز با همین اقتدار و مشق رسانهای، نقش خود را در این نبرد ترکیبی ایفا خواهید کرد.