بهروزرسانی دادههای اقلیمی پس از ۲۵ سال، همزمان با توسعه سامانههای هشدار و زیرساختهای بومی هواشناسی، ظرفیت سیاستگذاری دقیقتر در حوزه آب، کشاورزی و مدیریت بحران را تقویت میکند جوان آنلاین: اطلس اقلیمی جدید ایران قرار است پس از حدود ۲۵ سال جایگزین مجموعه دادههای قدیمی شود و آخرین اطلاعات ثبتشده در ایستگاههای هواشناسی کشور را در قالبی کاربردی برای شناخت الگوهای دما، بارش و وضعیت اقلیمی مناطق مختلف گردآوری کند. بهزعم کارشناسان، ضرورت این اقدام از آنجا ناشی میشود که تصمیمگیری درباره آب، کشاورزی، انرژی، زیرساخت و مدیریت بحران بدون دادههای بهروز اقلیمی، هزینه و ریسک بیشتری ایجاد میکند. همزمان، توسعه سامانه هشدار سیل و زیرساختهای خودکارسازی ایستگاهها، دامنه استفاده از این اطلاعات را افزایش میدهد و مجموعه این اقدامات، در صورت اتصال به فرآیند بودجهریزی و برنامهریزی، ظرفیت تبدیل دادههای هواشناسی به ابزار سیاستگذاری و کاهش خسارت را تقویت میکند.
اطلس اقلیمی در ظاهر یک محصول تخصصی هواشناسی است، اما کارکرد آن به محدوده این سازمان ختم نمیشود. قاعدتاً داده اقلیمی وقتی ارزش اقتصادی پیدا میکند که دستگاههای اجرایی، سرمایهگذاران و فعالان بخش خصوصی بتوانند بر پایه آن درباره محل استقرار فعالیت، میزان سرمایهگذاری، طراحی زیرساخت و مدیریت ریسک تصمیم بگیرند. دمای متوسط، الگوی بارش، توزیع زمانی بارندگی و تغییرات اقلیمی هر منطقه از جمله متغیرهایی هستند که هزینه اجرای بسیاری از طرحها را تحت تأثیر قرار میدهند.
قدیمی بودن اطلس موجود، از همین زاویه یک مسئله سیاستگذاری محسوب میشود، چراکه دادههای اقلیمی طی دو دهه و نیم گذشته در معرض تغییرات متعددی قرار گرفتهاند. افزایش دما، تغییر الگوی بارش و تکرار دورههای خشکسالی و بارشهای شدید، استفاده از دادههای تاریخی بدون بازنگری را برای برخی تصمیمهای بلندمدت پرریسکتر کرده است؛ بنابراین نسخه جدید قرار است این فاصله اطلاعاتی را با استفاده از دادههای تازه ایستگاههای هواشناسی کاهش دهد.
این بهروزرسانی برای بخش آب اهمیت مستقیمی دارد، زیرا تخصیص منابع آب، طراحی شبکههای انتقال، مدیریت سدها و برنامهریزی برای مصرف کشاورزی به شناخت دقیقتر از رفتار بارش و دما وابسته است. هرچه اطلاعات منطقهای دقیقتر باشد، امکان تفکیک مناطق پرریسک از مناطق دارای ظرفیت بیشتر میشود و منابع محدود با خطای کمتری تخصیص پیدا میکنند. ضمناً در اقتصادی که آب به یکی از محدودکنندههای اصلی توسعه تبدیل شده، کیفیت داده اقلیمی بخشی از کیفیت تصمیم اقتصادی است.
کشاورزی نیز از نخستین بخشهایی است که از چنین دادهای اثر میپذیرد، به طوری که انتخاب الگوی کشت، زمان کاشت و برداشت، نیاز آبی محصولات و برنامهریزی برای مقابله با گرما و سرما به اطلاعات آبوهوایی وابسته است. اطلس اقلیمی به خودی خود بحران آب یا خشکسالی را حل نمیکند، اما اطلاعات مورد نیاز برای تصمیمگیری را منسجمتر میکند و فاصله میان تولید داده و تصمیم اجرایی، همان نقطهای است که باید با سیاستگذاری درست کاهش پیدا کند.
از داده اقلیمی تا کاهش ریسک سرمایهگذاری
اثر اقتصادی اطلس به کشاورزی و آب محدود نمیماند، چراکه زیرساختهای حملونقل، شبکه برق، شهرسازی و پروژههای عمرانی نیز در معرض ریسکهای ناشی از دما، بارش سنگین، سیلاب و سایر پدیدههای جوی قرار دارند. طراحی یک پروژه بدون لحاظ ویژگیهای اقلیمی منطقه، احتمال افزایش هزینه نگهداری یا آسیبپذیری آن را بالا میبرد. بنابراین دسترسی به دادههای دقیقتر، امکان وارد کردن این ریسکها به مرحله طراحی را بیشتر میکند.
همین مسئله درباره صنعت انرژی نیز صدق میکند، چه آنکه مصرف برق با دمای هوا ارتباط مستقیم دارد و تغییرات دمایی در برنامهریزی تولید و انتقال انرژی اثر میگذارد. از طرف دیگر، توسعه نیروگاههای خورشیدی و بادی به شناخت الگوهای تابش، باد و شرایط جوی نیاز دارد و هرچه دادههای محلی منظمتر و بهروزتر باشند، ارزیابی اقتصادی پروژههای انرژی نیز دقیقتر انجام میشود.
شبکه ایستگاههای هواشناسی در این فرآیند نقش پایهای دارد. طبق اطلاعات اعلامشده از سوی سازمان هواشناسی، بهطور معمول سالانه حدود ۱۰۰ ایستگاه هواشناسی از انواع مختلف تأسیس یا تجهیز میشود. سال گذشته، با وجود محدودیتهای ناشی از شرایط جنگی، ۷۰ ایستگاه و طرح هواشناسی به بهرهبرداری رسید. همین ارقام نشان میدهد تولید داده جدید صرفاً به تهیه یک سند یا نقشه محدود نیست و به توسعه یک شبکه فیزیکی برای جمعآوری اطلاعات نیاز دارد.
توسعه تجهیزات داخلی نیز از منظر اقتصادی اهمیت دارد. استفاده از ظرفیت فنی کشور برای تولید و نصب گنبد رادار هواشناسی کرمانشاه، نمونهای از انتقال بخشی از نیازهای فنی این حوزه به توان داخلی است. چنین رویکردی در صورت استمرار، هزینه تأمین تجهیزات و زمان اجرای پروژهها را تحت تأثیر قرار میدهد و همزمان دانش فنی ایجادشده را در داخل کشور نگه میدارد.
سامانه بومی «آیسیاس» نیز در همین زنجیره قرار میگیرد که یکی از دو رکن خودکارسازی ایستگاههای هواشناسی کشور معرفی شده و سه فاز آن عملیاتی شده است. اجرای فاز چهارم در سال جاری، در صورت تحقق برنامه اعلامشده، ظرفیت جمعآوری و مدیریت خودکار دادهها را بیشتر خواهد کرد. اهمیت اقتصادی این تحول در کاهش فاصله میان ثبت داده و استفاده عملی از آن قرار دارد، زیرا دادهای که دیر به دست تصمیمگیرنده برسد، بخشی از ارزش خود را از دست میدهد.
نقطه تکمیلی این زنجیره، سامانه هشدار سیل است. فاز نخست این سامانه در سال ۱۴۰۱ به بهرهبرداری رسید و فاز دوم طبق برنامه تا پایان سال آماده خواهد شد. هشدار سریعتر، به دستگاههای امدادی، مدیریت شهری و حتی فعالان اقتصادی فرصت بیشتری برای واکنش میدهد. خسارت سیل فقط هزینه تخریب ساختمانها و زیرساختها نیست و توقف تولید، اختلال حملونقل، آسیب به زنجیره تأمین و کاهش درآمد خانوارها نیز در محاسبه هزینه اقتصادی آن قرار میگیرد.
در نتیجه، توسعه هشدار سیل را باید در کنار اطلس اقلیمی دید. اطلس، شناخت بلندمدتتری از الگوهای اقلیمی فراهم میکند و سامانه هشدار، همین دانش و دادههای جاری را برای مدیریت رخدادهای پرخطر به کار میگیرد. اما اتصال این دو سطح از اطلاعات، یعنی شناخت بلندمدت و هشدار کوتاهمدت، ظرفیت تصمیمگیری در مدیریت بحران را افزایش میدهد.
مزیتزایی با ورود داده به بودجه و برنامهریزی
تأسیس نخستین مرکز منطقهای اقلیم غرب آسیا در تهران نیز یک لایه دیگر به این روند اضافه کرده است، به طوری که راهاندازی پورتال اطلاعرسانی این مرکز و ارائه خدمات اقلیمی به کشورهای همسایه، نشان میدهد دادههای اقلیمی فقط مصرف داخلی ندارند و امکان تبدیل شدن به یک ظرفیت علمی و خدماتی منطقهای نیز وجود دارد.
حضور متخصصان ایرانی در ساختارهای منطقهای و بینالمللی نیز از همین منظر اهمیت پیدا میکند. طبق اعلام سازمان هواشناسی، حدود ۲۲ نفر از کارشناسان این سازمان اخیراً در اتحادیه منطقه۲ آسیا صاحب جایگاههای کارشناسی و مدیریتی شدهاند. همچنین شش ایرانی با حمایت سازمان بهعنوان مؤلف و سرمؤلف در گزارش هفتم IPCC مشارکت کردهاند. این حضور، در صورت تبدیل شدن به همکاریهای پژوهشی و انتقال دانش، ظرفیت ارتباط علمی کشور با شبکههای بینالمللی اقلیم را تقویت میکند.
با این حال، ارزش واقعی این زیرساختها به میزان استفاده دستگاههای اقتصادی از آنها وابسته است. انتشار یک اطلس جدید، افزایش تعداد ایستگاهها یا توسعه سامانههای هشدار بهتنهایی هزینههای ناشی از تغییرات اقلیمی را کاهش نمیدهد. اثرگذاری وقتی شکل میگیرد که خروجی این سامانهها در تصمیمهای عمرانی، برنامههای توسعه، تخصیص آب، الگوی کشت، طراحی زیرساخت و ارزیابی ریسک پروژهها وارد شود.
این مسئله برای بودجهریزی نیز اهمیت دارد. اگر مناطق مختلف کشور از نظر ریسک خشکسالی، سیلاب، گرما یا بارش شدید شرایط یکسانی نداشته باشند، تخصیص منابع نیز نباید بر مبنای یک تصویر عمومی و یکسان انجام شود. داده اقلیمی منطقهای اجازه میدهد هزینههای پیشگیری و سازگاری با اقلیم در نقطهای هزینه شود که بازده بیشتری دارد.
از همین زاویه، برنامه راهبردی جدید سازمان هواشناسی نیز اهمیت پیدا میکند. برنامه قبلی برای دوره ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۴ تنظیم شده بود و برنامه جدید در سال ۱۴۰۵ رونمایی شده است. اگر این برنامه بتواند توسعه شبکه مشاهده، تولید داده، هشدار سریع و همکاریهای علمی را به نیازهای واقعی دستگاههای اقتصادی متصل کند، سازمان هواشناسی از یک نهاد صرفاً ارائهدهنده پیشبینی روزانه فراتر خواهد رفت و نقش آن در تصمیمسازی اقتصادی پررنگتر خواهد شد.
مسیر پیشرو البته به کیفیت داده، دسترسی دستگاهها، استمرار بهروزرسانی و نحوه استفاده از اطلاعات وابسته است. قاعدتاً اطلس اقلیمی جدید نباید پس از انتشار به یک سند آرشیوی تبدیل شود، زیرا ارزش آن وقتی حفظ میشود که دادههای آن به شکل منظم بهروزرسانی شوند و خروجیهای قابل استفاده برای بخشهای مختلف اقتصاد در اختیار تصمیمگیرندگان قرار گیرد.
اقتصاد با ریسکهای اقلیمی متعددی روبهروست و کاهش این ریسکها پیش از هر چیز به شناخت دقیقتر آنها نیاز دارد. توسعه زیرساختهای مشاهده، سامانههای خودکار، هشدار سیل و همکاریهای علمی، مجموعهای از ابزارها را در اختیار کشور قرار میدهد. گام تعیینکننده بعدی، تبدیل این ابزارها به تصمیمهای اقتصادی دقیقتر است که هزینه پیشگیری را جایگزین بخشی از هزینه جبران خسارت کنند و منابع محدود کشور را هدفمندتر به سمت سازگاری با اقلیم ببرند.