استعفای سلیمانی بار دیگر هشدار و زنگهای خطر را درباره وضعیت مدیریت تئاتر ایران به صدا درمیآورد. تئاتر ایران در سالهای اخیر با مشکلات عدیدهای روبهرو بوده که منجر به ضعیف شدن گروههای تئاتر و نفوذ چهرههای سرمایهدار در آن شده است جوان آنلاین: استعفای کوروش سلیمانی از مدیریت مجموعه تئاترشهر را نباید دستکم گرفت. متن کوتاه، اما معنادار او تصویری از نوعی بنبست در ساختار مدیریت تئاتر ایران ارائه میدهد. بنبستی که به گفته او، ادامه کار را تنها با «پذیرفتن شرایط تحمیلی، ناصواب و نادرست» ممکن میکرد که در نهایت سلیمانی حاضر به پذیرش آن نشد.
مدیری از دل تئاتر
کوروش سلیمانی نه مدیری کمتجربه بود، نه چهرهای بیرون از فضای تئاتر، نه فردی فاقد اعتبار حرفهای. او از نسل هنرمندانی است که سالها در تئاتر فعالیت کرده، مورد احترام بخش بزرگی از جامعه نمایشی است و برخلاف برخی مدیران، زبان هنرمندان را میشناسد.
او از دل تئاتر به مدیریت تئاترشهر رسید و مسائل این حوزه را به خوبی میشناخت و امیدوار بود تئاترشهر دوباره اعتبار هنری خودش را پیدا کند و جایی برای روی صحنه رفتن نمایشهای باکیفیت باشد. مهمترین ویژگی دوره سلیمانی را باید تلاش برای بازگرداندن اعتبار هنری به این مجموعه دانست. مجموعهای که در سالهای گذشته بارها به دلیل اجرای آثار کمکیفیت، روابط غیرشفاف و غلبه نگاه تجاری بر انتخاب آثار مورد انتقاد قرار گرفته بود، در یک سال اخیر وضعیتی قابل قبول پیدا کرده بود.
در استعفای سلیمانی، مسئله اصلی تنها به مدیر بودن یا نبودن او برنمیگردد و مسئله اصلی اینجاست که چه اتفاقاتی سبب شده مدیری جوان و باانگیزه مثل سلیمانی، تصمیم به کنارهگیری بگیرد. سلیمانی زمانی مدیریت تئاترشهر را پذیرفت که مهمترین مجموعه نمایشی کشور بیش از یک سال بدون مدیر ثابت اداره میشد. دورهای که بسیاری از هنرمندان از بیثباتی، آشفتگی در برنامهریزی، بلاتکلیفی اجراها و کاهش جایگاه حرفهای تئاترشهر گلایه داشتند.
دغدغه برای اجرای آثار باکیفیت
یکی از مهمترین اقدامات سلیمانی، تدوین شیوهنامهای برای انتخاب آثار بود. شیوهنامهای که کمک زیادی به تقویت بنیه هنری گروههای نمایشی میکرد. او در نشست خبری آذرماه سال گذشته گفت که براساس شیوهنامه، کسانی میتوانند به تئاترشهر بیایند که حتماً باید تجربه موفق در کارهای قبلی داشته باشند و کسی نمیتواند برای اولین اجرا به تئاترشهر بیاید.
سلیمانی همچنین توضیح داد که انتخاب آثار باید براساس کیفیت و شایستگی هنری صورت بگیرد و افرادی که با پیشنهادهای غیرمتداول مثل پیشنهاد اسپانسری در ازای دریافت امتیازات خاص مراجعه میکنند، جایی در برنامهها نخواهند داشت و ملاک اجرای نمایشهای باکیفیت در تئاترشهر خواهد بود.
این اظهارنظر به یکی از چالشبرانگیزترین مسائل تئاتر ایران در سالهای اخیر که همان تقابل میان تئاتر حرفهای و تئاتر تجاری است، میپرداخت. در سالهای اخیر بسیاری از هنرمندان نسبت به افزایش نفوذ سرمایه در چرخه انتخاب آثار هشدار داده و فعلی تئاتر کشور را مورد نقد قرار دادهاند. وقتی سالنهای معتبر به جای کیفیت، تحت تأثیر مناسبات اقتصادی قرار بگیرند، طبیعی است که اعتبار تاریخی آنها نیز آسیب ببیند. سلیمانی تلاش کرد این روند را دستکم در تئاتر شهر متوقف کند.
همچنین نباید فراموش کرد که سلیمانی در دورانی مدیریت تئاترشهر را پذیرفت که با جنگ و دوران سخت اقتصادی روبهرو بود و به خوبی توانست در این شرایط ویژه این مجموعه را به دور از حاشیه مدیریت کند.
موانع نامربوط کجاست؟
هرچند سلیمانی جزئیاتی از این موانع ارائه نکرده، اما همین ابهام، مسئولیت معاونت هنری و اداره کل هنرهای نمایشی را سنگینتر میکند. وقتی مدیر مهمترین مجموعه نمایشی کشور از «موانع نامربوط» سخن میگوید، انتظار میرود مدیران بالادستی توضیح دهند این فشارها از کجا ناشی شده و چرا امکان رفع آنها فراهم نشده است. در مدیریت فرهنگی زمانی که اختلافها به نقطهای برسد که مدیر، استعفا را بر ادامه کار ترجیح دهد، نشانهای از یک ایراد ساختاری دارد. اگر مدیری جوان و باانگیزه مثل سلیمانی احساس کند امکان ادامه کار ندارد، این سؤال جدی مطرح میشود که چه کسی قرار است جای او را بگیرد و با انگیزه بیشتری این مسئولیت را بپذیرد؟
در حالی که به نظر میرسید تئاتر شهر پس از مدتها آرامآرام در حال بازیابی نظم و اعتبار خود است، استعفای ناگهانی مدیر آن میتواند دوباره این چرخه فرساینده را تکرار کند. مدیریت فرهنگی بیش از هر چیز به ثبات نیاز دارد تا در گروی آن امکان برنامهریزی بلندمدت، اعتماد هنرمندان و شکلگیری سیاستهای حرفهای فراهم شود.
دوباره همان نگرانیهای همیشگی
با استعفای سلیمانی بار دیگر نگرانیها در مورد تئاترشهر شدت میگیرد. تئاترشهر طی پنج دهه گذشته مهمترین ویترین تئاتر حرفهای ایران بوده و بسیاری از جریانهای تأثیرگذار هنر نمایش از همین ساختمان آغاز شدهاند. به همین دلیل هر تغییر مدیریتی در این مجموعه، بر کل اکوسیستم تئاتر کشور اثر میگذارد.
این مجموعه در سالهای اخیر بارها طعم بیثباتی مدیریتی را چشیده است و هنرمندان و مخاطبان تئاتر نیز وضعیت نابسامان آن را در دوره بیمدیریتی دیدهاند و حالا همه بار دیگر نگران تئاترشهر هستند که دوباره چه بلایی سر آن خواهد آمد، بهویژه اینکه هر تغییر مدیر، به معنای توقف بخشی از برنامهها، تغییر سیاستها و از دست رفتن زمان برای آغاز دوباره بوده است.
استعفای کوروش سلیمانی بار دیگر هشدار و زنگهای خطر را درباره وضعیت مدیریت تئاتر ایران به صدا درمیآورد. تئاتر ایران در سالهای اخیر با مشکلات عدیدهای روبهرو بوده که منجر به ضعیف شدن گروههای تئاتر و نفوذ چهرههای سرمایهدار در آن شده است.
تئاتر ایران که همواره ردی از اندیشه و دغدغههای هنری، انسانی و اجتماعی در آن دیده شده، در سالهای اخیر بیشتر به عرصه تئاترهای لاکچری و نمایشهای سرگرمکننده صرف تبدیل شده است. در چنین فضایی باید حضور کسانی که به فکر اعتلای تئاتر و جایگاه هنرهای نمایشی ایران هستند را قدر دانست و از دانش، تجربه و ظرفیتهای آنها استفاده کرد، وگرنه فضا برای افراد سودجو و غیرمرتبط فراهم میشود. توضیح و واکنش مدیرکل هنرهای نمایشی و معاون هنری وزیر ارشاد نسبت به این استعفا تا حدود زیادی موضعگیریها در این زمینه را روشن میکند.