کد خبر: 1378143
تاریخ انتشار: ۱۷ شهريور ۱۴۰۵ - ۰۴:۲۰
گزارش «جوان» از آدم‌هايي كه اين روزها كتاب مي‌خوانند، پراكنده مي‌خوانند يا اصلاً نمي‌خوانند
1 با همه دشواری‌هایی که در مسیر خواندن وجود دارد آیا لذتی می‌تواند با آن برابری کند؟ گفته شده است خواجه نصیرالدین طوسی شب‌ها آنچنان غرق خواندن می‌شده که اغلب شب‌ها خواب هر حیله‌ای به کار می‌بسته که روزنه‌ای به چشم‌های او باز کند نمی‌تواست به ویژه آنجا که او در مسیر خواندن و نوشتن به کشف نکته‌ای بدیع می‌رسید، مثل اینکه رونده‌ای در مسیر رفتن خود ناگهان به چشم اندازی زیبا و فوق العاده برمی‌خورد.
حسن فرامرزی 

جوان آنلاین: با همه دشواری‌هایی که در مسیر خواندن وجود دارد آیا لذتی می‌تواند با آن برابری کند؟ گفته شده است خواجه نصیرالدین طوسی شب‌ها آنچنان غرق خواندن می‌شده که اغلب شب‌ها خواب هر حیله‌ای به کار می‌بسته که روزنه‌ای به چشم‌های او باز کند نمی‌تواست به ویژه آنجا که او در مسیر خواندن و نوشتن به کشف نکته‌ای بدیع می‌رسید، مثل اینکه رونده‌ای در مسیر رفتن خود ناگهان به چشم اندازی زیبا و فوق العاده برمی‌خورد. می‌گویند خواجه نصیر در این مواقع از شدت حیرت و شادی فریاد می‌زده است: «این الملوک و ابناء الملوک من هذه اللذه / کجایند پادشاهان و شاهزادگان که ببینند این لذتی که من تجربه می‌کنم چیست.» چه لذت‌ها که آدم می‌تواند از خود دریغ بدارد مثل لذت کتاب خواندنی، کتاب‌های غنی و سرشار فرق نمی‌کند در چه هیئت و قواره‌ای باشند از دیوان‌های شعر کلاسیک و معاصر گرفته تا رمان‌ها و داستان‌های کوتاه خارجی و ایرانی، از مطالعات اجتماعی و روانشناختی تا کتاب‌هایی درباره فلسفه و خودآگاهی، کتاب‌هایی درباره تاریخ تا مدیریت و کارآفرینی و چه و چه می‌توانند چشم انداز‌هایی را به ما بدهند که شاید کسی هرگز با جست‌وجوی شخصی یا با تکیه بر تجارب محدود زندگی به آن دست نیابد. عمر کوتاه است و بسیاری از خردمندانی که به جای مطمئنی در زندگی رسیده‌اند به واسطه کلمات راهی را که رفته‌اند نشانه‌گذاری و سنگ چین کرده‌اند با این همه وارد خانه‌ها که می‌شویم کمتر خانه‌ای کتابخانه دارد. در همین میهمانی‌های مربوط به عید که خواه ناخواه وارد بسیاری از خانه‌های فامیل و بستگان می‌شوی، خانه‌های بزرگ و کوچک، خانه‌های مجلل‌تر و ساده تر، فصل مشترکی بین این همه خانه وجود دارد: هیچ فضایی از خانه به کتابخانه اختصاص داده نشده است. در شبکه‌های اجتماعی وقتی بسیاری از تولیدکنندگان محتوا فضای خانه هایشان را نشان می‌دهند به ندرت فضایی به کتابخانه اختصاص داده شده است. اختصاص فضایی در خانه به کتابخانه نشان دهنده این است که در تفکر ساکنان خانه چیزی به نام کتاب و کتاب خواندن دیده شده است. 
یکی از مهم‌ترین سرفصل‌هایی که در توجیه کتاب نخواندن از آن استفاده می‌کنیم وجود دل مشغولی‌های زیاد، اوضاع نابسامان افتصادی و نداشتن آرامش فکری است. وقتی با بسیاری از آدم‌ها صحبت می‌کردم این نوع استدلال در سخنان آنها بود، در صورتی که می‌توان از این زاویه هم به داستان نگاه کرد: اتفاقاً بی‌قراری و آشوب فکری، علت کتاب نخواندن نیست، بلکه نتیجه کتاب نخواندن است. یکی از بهترین استدلال‌ها در این زمینه متنی از استاد علامه جلال الدین همایی است که با صدای خودشان در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده است، جمله ایشان البته درباره کتاب خاصی است، اما جمله قابلیت تعمیم به همه کتاب‌های غنی و سرشار را دارد: «من می‌گویم و از عهده‌اش برمی‌ایم. به ضرس قاطع می‌گویم که هیچ کتابی از ساخته‌های فکر بشری به اندازه مثنوی معنوی، افکار تازه، ارزنده و مطالب زنده جاودانی ندارد. من نمی‌خواهم جنبه ناصحی به خودم بگیرم ولی به همدمی می‌گویم یک هفته امتحان کنید و هفته‌ای نیم ساعت با مثنوی آشنا بشوید ببینید چقدر آلام درونی و برونی شما را تخفیف می‌دهد.»

 

 امکان مطالعه برای همه به یک اندازه واقعی نیست 
 پدیده زارع - ۳۴ ساله - دانش آموخته 
 معماری: 
حس تان از اینکه احیاناً کمتر کتاب می‌خوانید چیست؟
حس مشخصی نسبت به کمتر کتاب خواندن ندارم و حتی چندان به آن فکر نمی‌کنم. مسئله این نیست که کاهش مطالعه برایم بی‌اهمیت است؛ بلکه در شرایطی قرار دارم که ذهن و روانم توان درگیرشدن با احساس گناه یا سرزنش خود را هم ندارد. وقتی فرد با فرسودگی روانی، فشار‌های روزمره و اضطراب‌های مداوم دست‌وپنجه نرم می‌کند، نخواندن کتاب ممکن است نه یک انتخاب آگاهانه، بلکه نتیجه طبیعی ته‌کشیدن انرژی و حوصله باشد. جامعه معمولاً از افراد انتظار دارد برای رشد فرهنگی و فکری خود برنامه‌ریزی کنند، اما کمتر می‌پرسد آیا شرایط اولیه این رشد فراهم است یا نه. مطالعه نیازمند نوعی امنیت روانی و فراغت ذهنی است؛ درحالی‌که بسیاری از ما پیش از آن‌که به سراغ کتاب برویم، باید با خستگی، نگرانی و فشار‌های انباشته‌شده روزانه کنار بیاییم. بنابراین بی‌تفاوتی نسبت به کم‌شدن مطالعه، گاهی نه از بی‌علاقگی، بلکه از ناتوانی در افزودن یک مطالبه دیگر به روان فرسوده‌مان ناشی می‌شود. 

چقدر در روز اسکرول می‌کنید؟
جایگزین شدن مطالعه عمیق با اسکرول‌کردن ریلزها، برای من پیش از آن‌که نشانه‌ای فرهنگی یا انتخابی فردی باشد، بازتاب شرایط اجتماعی و روانی امروز است. در موقعیتی که بسیاری از افراد با فشار اقتصادی، اضطراب، ناامنی و فرسودگی مواجه‌اند، دعوت به مطالعه عمیق ممکن است شبیه توصیه‌ای باشد که از بیرونِ این وضعیت صادر می‌شود؛ توصیه‌ای درست، اما بی‌خبر از واقعیت زیسته کسانی که دیگر توان تمرکز طولانی و درگیری ذهنی مستمر را ندارند. ریلز‌ها در این شرایط فقط سرگرمی نیستند؛ گاهی راهی برای خاموش‌کردن موقت ذهن‌اند. محتوای کوتاه، سریع و پراکنده، برخلاف کتاب، از مخاطب تعهد و تمرکز نمی‌خواهد و می‌تواند برای چند لحظه فرد را از فشار واقعیت جدا کند. البته این روند پیامد‌های نگران‌کننده‌ای برای قدرت تحلیل، تمرکز و ارتباط ما با اندیشه‌های پیچیده دارد، اما نمی‌توان آن را صرفاً با زبان سرزنش توضیح داد. پیش از محکوم‌کردن مردم به سطحی‌نگری، باید پرسید چه نوع زندگی‌ای ساخته‌ایم که در آن حتی خواندن چند صفحه کتاب نیز به امتیازی دست‌نیافتنی تبدیل شده است. 

در میان انبوهی از نگرانی‌هایی که می‌گویید محاصره مان کرده آیا هنوز می‌توان کتاب خواند؟
ببینید از نظر نظری، هنوز هم می‌توان کتاب خواند، اما گفتن این جمله به‌تنهایی بیشتر شبیه بازتولید یک پاسخ فرهنگی پذیرفته‌شده است تا توصیف واقعیت. بله، کتاب همچنان وجود دارد، امکان مطالعه همچنان از بین نرفته و افراد هنوز می‌توانند با متن‌های عمیق ارتباط برقرار کنند، اما این امکان برای همه به یک اندازه واقعی نیست. می‌دانید می‌خواهم بگویم نمی‌شود انتزاعی فکر کرد. سبک زندگی امروز با شتاب، اضطراب، فشار اقتصادی و فرسودگی روانی، واقعاً فرصت مطالعه را محدود کرده و آن را به کاری نیازمند تمرکز و فراغت تبدیل کرده است. 
من فکر می‌کنم تا زمانی که ذهن انسان درگیر بقا، معاش و ترمیم آسیب‌های روانی خود است، نمی‌توان از او انتظار داشت مطالعه را مانند یک وظیفه اخلاقی دنبال کند. با این‌حال، کتاب خواندن هنوز ممکن است؛ اما شاید نه به شکل آرمانی و منظم گذشته. گاهی چند صفحه، یک داستان کوتاه یا حتی بازگشت پراکنده به کتاب، می‌تواند شکل واقع‌بینانه‌تری از مقاومت در برابر سطحی شدن زندگی باشد. 


 کتاب مقصد نیست، اشتیاق به فهمیدن مقصد است 
 شهرام غروی -دانش آموخته گرافیک
 مدیر هنری روزنامه: 
آخرین کتابی که خواندید مربوط به چه زمانی بود؟
آخرین کتاب را شاید ۱۵ سال قبل یا بیشتر خواندم. حقیقت این است که متأسفانه من حتی یک کتاب را نشده از اول تا آخر بتوانم ادامه دهم و کامل بخوانم. این سال‌ها دوستان و همکاران کتاب‌های زیادی را پیشنهاد می‌دادند و می‌گفتند اگر این کتاب را بخوانی، دیگر رهایش نخواهی کرد، اما هرگز این اتفاق نیفتاد. 

چرا؟‌
نمی‌دانم. شاید عدم اعتماد به نوشته و تفکر هر انسانی که همانند من در این دنیا زیسته و نتیجه تجربه و تفکر و نگاه خود را به نگارش درآورده. واقعاً دلیل آن را نمی‌دانم. شاید به دنبال حقیقت و چراغ راهی در کتاب می‌گردم که وجود خارجی ندارد. شاید مبنای انگیزه مطالعه و کتاب اینها نباشند. در عوض نکات کوتاه صوتی و نوشته‌های اخلاقی را علاقه دارم و بار‌ها گوش می‌کنم. به امید برداشت و ایجاد علاقه و به کارگیری همان موارد پیشنهادی در زندگی روزمره و برخورد با جامعه و دیگران. 

آیا ما محکوم به کتاب نخواندن هستیم؟
از آنجایی که اهل مطالعه نیستم نمی‌توانم آینده کتاب یا کتابخوانی را پیش‌بینی کنم، اما فکر می‌کنم در روزگار تکنولوژی و سبک جدید ارتباطی و سرعت بالای زندگی ما را ناخود‌آگاه به گریز از کتاب و مطالعه محکوم کرده باشد، اما از سویی فکر می‌کنم کتاب خودش مقصد نیست. اشتیاق فهمیدن و دانستن مقصد است و این خواستن درونی انسان‌ها می‌تواند در میان امواج بی‌پایان اینستاگرام و تلگرام و ... دنبال شود و حتی راهی را برای یافتن کتاب مورد علاقه و خواسته طرف ایجاد کند. علاقه‌مندان به کتاب و کتابخوانی در هر شرایطی کتاب را می‌یابند و قفسه‌های خانه‌شان را با آنها پر می‌کنند. سبک جدید زندگی شاید در این فصل کنونی، کتاب را کمرنگ کرده باشد، اما همانند لباس از مد افتاده که مجدد مورد علاقه و اقبال قرار می‌گیرد، کتاب فیزیکی هم می‌تواند از میان انبوه تکنولوژی عبور کرده و بخشی از فضای خانه و فعالیت روزانه ما را به خود اختصاص دهد. 


 نگاه عمیق به زندگی، کتاب می‌خواهد
 فرشید عبدی -کارشناس ارشد روانشناسی 
 ۴۳ ساله:
سیر مطالعاتی تان در این سال‌ها چطور بوده؟
مطالعات عمومی‌ام نسبت به چند سال پیش کمتر شده و بیشتر به سمت مطالعات تخصصی رفته است. 

به اسکرول اعتیاد دارید؟
راستش را بخواهید تقریباً هیچ‌وقت ریلز‌ها را اسکرول نمی‌کنم، اما در شبکه‌های اجتماعی زمان نسبتاً زیادی می‌گذرانم. به نظر می‌رسد کوچ به سمت فضای مجازی اجتناب‌ناپذیر است؛ ولی یک نکته مهم وجود دارد: من با دوستان، خانواده و آدم‌های روزمره زندگی‌ام تقریباً هیچ ارتباطی در شبکه‌های اجتماعی ندارم. 
با توجه به توسعه هوش مصنوعی و کپسوله شدن اطلاعات در شبکه‌های اجتماعی، نیاز به کتاب کمتر شده است و این مسئله چندان غیرطبیعی نیست. بااین‌حال، کتاب خواندن تجربه‌ای متفاوت است. 

چه زمانی حس می‌کنیم به مطالعه عمیق نیاز داریم؟
اگر به این نکته تأکید کنیم که درک عمیق مسائل مهم زندگی، احتمال خطای قضاوت درباره آنها را کاهش می‌دهد، درمی‌یابیم که در چنین مسائلی به مطالعه عمیق نیاز داریم و در این زمینه، نیاز به کتاب همچنان اجتناب‌ناپذیر است. 
البته با توجه به ریتم کند کتاب، مطالعه آن دشوارتر شده است و شاید لازم باشد تا حدودی با اجبار، عادت به کتاب خواندن را در خود ایجاد کنیم. یادگیری و تغییر، فرایند‌هایی انرژی‌بر هستند و در برابر جذابیت‌های شبکه‌های اجتماعی، رقابتی از پیش‌باخته به نظر می‌رسند. بنابراین، باید به خودمان تلنگر بزنیم و میزان لذت و مصرف شبکه‌های اجتماعی را کنترل کنیم. نداشتن کنترل بر ساعاتی که در شبکه‌های اجتماعی سپری می‌کنیم، نه‌تنها مطالعه و اموری مانند کتابخوانی را کاهش خواهد داد، بلکه بر سایر وجوه زندگی نیز تأثیر منفی خواهد گذاشت. 


 از وقتی خودم را گم کردم کتاب را هم گذاشتم کنار
 فاطمه بابایی - دیپلم - خیاط - ۶۲ ساله:
خانه تان کتابخانه دارد؟
بله، اما یک عالمه کتاب در انباری خانه داریم و خیلی دلم می‌سوزد این کتاب‌ها در انباری دارند زرد می‌شوند، اما چه کنم خانه مان کوچک و استیجاری است. 

اولین سال‌هایی که با کتاب خواندن جدی آشنا شدید؟
حدود ۱۲ سال داشتم. یکی دو سال قبل پیروزی انقلاب بود. یک معلم ریاضی داشتیم که خیلی ما را تشویق می‌کرد به کتاب خواندن، از جمله خواندن کتاب‌های استاد مطهری. من آن موقع کتاب‌های ایشان را نمی‌شناختم. دانش‌آموز پنجم ابتدایی بودم، اما چون معلم ریاضی مان را دوست داشتم همه ۳۰ جلد کتابی که از استاد مطهری و یکی دو نویسنده دیگر برایم نوشته بودند تهیه کردم. به خدابیامرز پدرم گفتم. پدرم با اینکه تحصیلات زیادی نداشت وقتی اسم کتاب می‌آمد اصلاً نه نمی‌گفت. می‌گفتم من این کتاب‌ها را لازم دارم، همین کافی بود که تهیه کنند. 

در این سال‌ها چقدر کتاب خوانده‌اید؟
خیلی کم. 

چرا؟
به خاطر دغدغه‌های فکری و کاری، جوان‌تر که بودم خیلی کتاب می‌خواندم. من بیشتر کتاب دینی و فلسفی، کتاب‌های شریعتی و مطهری را می‌خواندم. 

چه زمان آدم‌ها حال مطالعه دارند؟
من خودم را گم کردم به خاطر مشکلاتی که در زندگی‌ام پیش آمد. ما همیشه برای مطالعه زمان داریم، اما تنبلی می‌کنیم. 

چند فرزند دارید؟
دو فرزند دختر و پسر دارم که هر دو فوق لیسانس هستند. 

آنها مطالعه می‌کنند؟
نه متأسفانه، البته کتاب‌های درسی، مربوط به کار و ارتقای شغلی شان را می‌خوانند، اما کتاب‌های عمیق را نه. 

چه کار کنیم که فرهنگ کتاب خواندن در جامعه ما جا بیفتد؟
بزرگ تر‌ها باید شروع کنند. وقتی کودکان و نوجوان‌ها کتاب دست پدر و مادرهایشان نمی‌بینند چطور می‌شود انتظار داشت کسی کتاب بخواند. 

بهترین کتابی که این سال‌ها خوانده‌اید؟
من کتاب «سیری در نهج البلاغه» و «جاذبه و دافعه علی» را خیلی دوست دارم. 


 آخرین کتابی که خواندم قبل جنگ بود 
 نسیم داوری - ۲۸ ساله- کارشناس شیمی:
ما معمولاً کم کتاب می‌خوانیم. واقعاً جای تأسف دارد. این همه نابغه، حکیم، دانشمند و هنرمند وقت گذاشته‌اند و راه رفته شان را در قالب کلمات برای ما نشان داده‌اند، اما ما می‌رویم در سنگلاخ‌ها و عمرمان را تلف می‌کنیم. به نظرتان چرا؟
وقت برای کتاب خواندن دارم با این حال تنبلی می‌کنم. مثلاً وقت می‌گذارم برای ورزش، اما برای مطالعه نه. 

وقتی که می‌شد صرف مطالعه شود صرف چه می‌شود؟
بطالت، اینستاگرام گردی، بازی‌های گوشی، چرخیدن با دوستان در بیرون، کافه ها. 

چه موقع حال مطالعه داری؟
وقتی آرام هستم بیشتر کتاب می‌خوانم. 

آخرین کتابی که خواندی؟
کتاب حلاج. 

کی این کتاب را خواندی؟
قبل از جنگ. 

یعنی تقریباً از آخرین کتابی که خوانده‌ای هفت ماه می‌گذرد. 
بله. 

کتاب را خریده بودی؟
نه از کتابخانه خانه مان برداشتم. 

خیلی خوب است که خانه تان کتابخانه دارد. 
بله، ولی کوچک است. برادر من هر شب کتاب می‌خواند و بیشتر کتاب‌های کتابخانه را او می‌خرد. 

تحصیلاتش در چه زمینه‌ای است؟
علوم ارتباطات اجتماعی. 

قبل از «حلاج» چه کتابی خوانده بودی؟
چون یوگا کار می‌کنم کتاب‌های راجع به آسانا‌های یوگا بیشتر می‌خوانم. البته یک کتاب خوب هم خواندم به نام «ماوراء طبیعی شدن» از جو دیسپنزا که بیشتر درباره ذهن است که چطور می‌توانی ذهن خودت را مدیریت کنی. تمرین‌هایی داده، مراقبه‌های این کتاب را هم انجام دادم. البته وقتی از فضای مربوط به کتاب بیرون می‌آیی دوباره یادت می‌رود. مرتب باید تمرین‌ها را انجام بدهی که زندگی ات بشود. کتاب می‌گوید ذهن خیلی از آدم‌ها سوار و مسلط بر آنهاست، آن هم با الگو‌هایی غلط. 


 کسی که کتاب خوب بخواند نمی‌تواند کنارش بگذارد
 ستاره - ۳۶ ساله - فوق دیپلم MBI:
آخرین کتابی که خواندی چه کتابی بود؟
«محدودیت صفر» نوشته جو ویتالی. 

کتاب درباره چیست؟
کتاب درباره این است که ما مسئول تمام اتفاقات زندگی خودمان هستیم. چه آدم‌هایی که وارد زندگی مان می‌شوند چه اتفاق‌هایی که در زندگی مان داریم تجربه می‌کنیم. 

در رده کتاب‌های خودآگاهی است؟
بله. 

چرا این کتاب‌ها را می‌خوانی؟
به خودشناسی خیلی علاقه دارم. 

چرا مردم کم کتاب می‌خوانند؟
شاید به خاطر اینکه تجربه نکرده‌اند. کسی که یک بار کتاب خوب را بردارد و بخواند آن حس و حالی که در جریان کتاب خواندن تجربه می‌کند باعث می‌شود دیگر کتاب را رها نکند. 

اگر بخواهی یک کتاب را معرفی کنی؟
برای گام اول چهار اثر فلورانس را توصیه می‌کنم، کتاب دوم «نیروی حال» و کتاب سوم «محدودیت صفر». 

رابطه شبکه‌های اجتماعی و کتاب نخواندن؟
وقتی درگیر شبکه‌های اجتماعی می‌شویم فکر می‌کنیم آنچه درباره آگاه شدن لازم داریم در این شبکه‌ها هست. 

چطور شبکه‌های اجتماعی را مدیریت می‌کنی؟
به خودم وقت می‌دهم. مثلاً وقتی می‌روم اینستاگرام می‌گویم ۴۰ دقیقه وقت داری آن چیزی که دوست داری یاد بگیری و بعد بیایی بیرون. 


 من روی کارم تمرکز ندارم چه برسد کتاب 
 امیرحسین - ۲۵ ساله - دیپلم:
چقدر شبکه‌های اجتماعی جلوی کتاب خواندن را می‌گیرد؟
یک هفته اخیر در شبکه‌های اجتماعی نبودم، اما در صرافی‌ها قیمت دلار را نگاه می‌کردم. من در کار تولید لیوان‌های سرامیکی هستم، اما حالا سر و کارم سر زدن به صرافی‌ها و تماشای قیمت‌ها شده است. در چنین وضعی حرف زدن از مطالعه بی‌فایده است. من حتی تمرکزم روی کاری که زندگی مرا می‌چرخاند نیست. کارمان شده قیمت دلار چند؟

شما در واقع می‌گویی جامعه‌ای که ثبات اقتصادی ندارد نمی‌شود به لحاظ فرهنگی هم جلو برود. 
شما الان چه چیزی دوست داری برایت تحلیل کنم؟ سیاست را دوست داری تحلیل کنم؟ اقتصاد را تحلیل کنم؟ ما همه چیز را می‌دانیم و خودمان کتاب هستیم و لازم نیست کتاب بخوانیم. 


 شب‌ها در حال مطالعه خوابم می‌برد 
 الهام - ۴۰ ساله - کارگردانی انیمیشن:
آخرین کتابی که خواندید؟
کتاب «پیر بلخ» را خواندم. این روز‌ها رمان «بامداد خمار» را هم می‌خوانم، سریالی که از روی این کتاب ساخته شد باعث شد دوباره یاد این رمان بیفتم. 

آیا همان حس و حال سال‌های قبل را داشت؟
نه، حالا درباره شخصیت‌های این کتاب یک طور دیگر فکر می‌کنم. 

به طور مرتب کتاب می‌خوانید؟
بله، معمولاً شب‌ها وقتی خوابم می‌برد کتابی در دست دارم، یعنی در حال مطالعه‌ام. 

بهانه‌هایی که مردم برای کتاب نخواندن می‌آورند چقدر منطقی است؟ مثل اینکه در این اوضاع گرانی و در این وضعیت حرف از مطالعه، بیش از حد شیک و خوش بینانه است. 
من فکر می‌کنم مردم به خاطر دغدغه‌ها و ذهن مشغولی که دارند کم‌تر کتاب می‌خوانند. من آدمی را می‌شناسم که می‌گوید وقتی کتابی دستم می‌گیرد از همان خط اول کتاب مغزم جای دیگر می‌رود یعنی طرف آن قدر پرش ذهنی دارد که مثلاً نیم ساعت می‌گذرد او هنوز در پاراگراف اول کتاب است یعنی اصلاً تمرکز ندارد. 

چقدر از شبکه‌های اجتماعی استفاده می‌کنی؟
اصلاً اینستاگرام ندارم، یعنی گوشی‌ام دارم، اما بچه‌ها می‌دانند به دایرکتم در اینستاگرام پیام می‌دهند، اما اصلاً فعالیتی ندارم، چون وقتم را می‌گیرد، واقعاً وقتی می‌روی ساعت‌ها وقت تو را می‌گیرد.

برچسب ها: کتاب ، مطالعه ، سبک رفتار
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار