کد خبر: 1369355
تاریخ انتشار: ۲۷ تير ۱۴۰۵ - ۲۳:۲۰
فاطمه بصیری
پایان مصونیت امنیتی کشور‌های میزبان متجاوز با تداوم حملات جنایتکارانه جبهه امریکایی، ایران سطوح هشدار خود را بالاتر برد و با خروج از موازنه در پاسخگویی، رویکرد تهاجمی را اختیار کرد. نیرو‌های مسلح ایران بلافاصله پس از گسترش دایره حملات خود به مواضع امریکا در اردن هشدار دادند: «کشور‌های میزبان نظامیان متجاوز امریکا که سرزمین خود را برای حمله به ایران در اختیار جانیان متجاوز قرار دادند، آماده دریافت پاسخ متناظر باشند و واحد‌های دفاع غیرنظامی خود را برای حفظ جان شهروندان و دور کردن آنها از اهداف محتمل فعال کنند.»

با تداوم حملات جنایتکارانه جبهه امریکایی، ایران سطوح هشدار خود را بالاتر برد و با خروج از موازنه در پاسخگویی، رویکرد تهاجمی را اختیار کرد. نیرو‌های مسلح ایران بلافاصله پس از گسترش دایره حملات خود به مواضع امریکا در اردن هشدار دادند: «کشور‌های میزبان نظامیان متجاوز امریکا که سرزمین خود را برای حمله به ایران در اختیار جانیان متجاوز قرار دادند، آماده دریافت پاسخ متناظر باشند و واحد‌های دفاع غیرنظامی خود را برای حفظ جان شهروندان و دور کردن آنها از اهداف محتمل فعال کنند.»
تازه‌ترین هشدار تهران بیانگر آن است که ماهیت اقدامات کشور‌های میزبان پایگاه‌های امریکا، از «حمایت» صرف فراتر رفته و به سطح «مشارکت» در مرحله میزبانی رسیده است. ارزیابی نظامی نیز این واقعیت را تأیید می‌کند که میزبانی از پایگاه‌های امریکا، از مرحله پشتیبانی فراتر رفته است. این تغییر در دور دوم حملات امریکا آشکارتر شد. طبق اصول حقوق بین‌الملل، صرف اجازه استفاده از خاک برای حمله به کشوری ثالث، خود مصداقی از عمل تجاوز محسوب می‌شود. از سوی دیگر، هیچ رفتار دیپلماتیکی، چون پشیمانی، عذرخواهی یا حتی تعارض ظاهری با اهداف متجاوزانه امریکا از سوی میزبانان دیده نمی‌شود. از این‌رو، موقعیت کنونی کشور‌های حاشیه خلیج فارس مصداق عینی مشارکت در جنگ محسوب می‌شود، هرچند که این کشور‌ها در خط مقدم حضور نداشته باشند. ایران پیش از این بار‌ها هشدار داده بود: «هرگونه اقدام نظامی از مبدأ این کشور‌ها به عنوان یک اقدام خصمانه جنگی علیه جمهوری اسلامی ایران تلقی می‌شود.»
علاوه بر آن، ایران با این هشدار، اصلی را نهادینه می‌کند که هر کشوری باید هزینه مربوط به مشارکت یا حمایت خود از جنگ علیه ایران را بپردازد، حتی اگر به‌طور مستقیم حضور نداشته باشد. این هشدار به‌طور ضمنی به کشور‌های دیگر هم که در منطقه و حتی شمال ایران که به پایگاهی برای رژیم صهیونیستی مبدل شده‌اند، صادر می‌شود. در واقع، ایران تدابیری را به خرج داده تا مراتب حمایت و مشارکت برای کشور‌های ثالث، دارای هزینه مستقیم و گزاف باشد. 
رهبر معظم انقلاب در اولین پیام خود در دوران جنگ تأکید داشتند: «ایران به هدف قرار دادن منافع امریکا در کشور‌های منطقه به ناچار ادامه خواهد داد. البته آنها باید تصمیم بر تعطیلی پایگاه‌های امریکا در کشورشان بگیرند.»
در واقع، رهبر معظم انقلاب از همان ابتدا به‌طور هوشمندانه‌ای با ترسیم خطوط قرمز جمهوری اسلامی در جنگ، اولتیماتوم مشفقانه‌ای به کشور‌های عربی برای تخلیه پایگاه‌های امریکایی از خاک کشورشان دادند، اما این کشورها، بدون توجه به پیامد‌های منفی غیرقابل برگشت امنیتی برای خودشان، تلاش کردند که موتور جنگ امریکا را علیه ایران شارژ نگه دارند. 
در بین کشور‌های منطقه امارات به عنوان متحد اصلی رژیم اسرائیل و از فعال‌ترین حامیان جبهه مقابل ایران با تأکید بر پاسخ به حملات ایران، موضع شفاف‌تری علیه ایران اتخاذ کرد. این کشور به گفته برخی منابع غربی، در طول جنگ تلاش کرد عربستان سعودی، قطر و دیگر کشور‌های حوزه خلیج فارس را به پیوستن به یک واکنش نظامی هماهنگ علیه ایران ترغیب کند، هرچند که در عمل با شکست مواجه شد. 

 میزبان متجاوز گور خود را می‌کند
ابعاد جنگ بین امریکا و ایران منحصر به مرز‌های کشورمان نیست و در چارچوب پروژه‌ای بلندمدت برای منطقه تعریف می‌شود. طرح مشترک صهیونی- امریکایی تحت عنوان خاورمیانه بزرگ تمام غرب آسیا را هدف قرار داده و در حال حاضر نشانه‌های آن به سرعت در حال انتشار است. فارغ از جنگ ایران، تجاوز زمینی و تصاحب خاک لبنان و سوریه و تهدید مکرر به حمله به ترکیه و عراق توسط رژیم اسرائیل به عنوان بخشی از طرح خاورمیانه جدید برای تغییر هندسه قدرت در منطقه، همه کشور‌ها را در بانک اهداف خود قرار داده است. طرحی که در آن، تلاش دارد با فروپاشی قدرت‌ها در منطقه، رژیم اسرائیل را صدرنشین کند، اما کشور‌های عربی به گمان آنکه پیمان ابراهیم و عادی‌سازی می‌تواند توزیع قدرت را به نفع آنها کند، بازی خوردن در زمین امریکا را انتخاب کرده‌اند. در حالی که عادی‌سازی با اسرائیل متضمن امنیت آنها نخواهد بود و تنها در چارچوب راهبردی امریکا و اسرائیل برای بهره‌مندی از ظرفیت‌های مالی و سرزمینی کشور‌ها برای انتفاع بیشتر در پروژه مهار ایران بوده است. به گفته فارن افرز، عادی‌سازی تنها موجب هم‌پیمانی شده، اما وابستگی یک‌طرفه به اسرائیل برای امنیت ریسک‌هایی دارد، چون این رژیم اولویت‌های خود و امنیت وجودی را بالاتر می‌داند. 
از سوی دیگر، آسیب‌پذیری کشور‌های عربی در برابر حملات ایران، پیش از هرگونه تفاهم به‌وضوح نشان داد که سپر امنیتی امریکا، که سال‌ها این کشور‌ها هزینه‌های گزافی برای ایجاد آن از طریق انعقاد توافق‌های امنیتی متعدد متحمل شدند، اما نتوانستند به آن دست یابند، عملاً کارآمد نبوده است، چراکه امریکا یا توانایی دفاع از آنها را نداشته یا اساساً نسبت به این موضوع بی‌اعتنا بوده است. از این‌رو، میدان‌داری این کشور‌ها برای امریکا، نه تنها راهگشا نیست، بلکه آنها را به سطحی از مشارکت فعال در تقابل با ایران سوق می‌دهد که خود فاقد هرگونه پشتوانه امنیتی مؤثر است. 
با تمام این تفاسیر، ایران به دلیل برخورداری از فهمی عمیق‌تر و نگاهی فراتر نسبت به بسیاری از همسایگان عربی، همواره بر سیاست حسن همجواری تأکید داشته و برای برقراری و حفظ ثبات در منطقه، پیشگامانه تلاش کرده است. در این چارچوب، اقدامات نظامی ایران فراتر از دفاع از تمامیت ارضی، به منظور دور کردن عنصر بی‌ثباتی از داخل منطقه تلقی می‌شود. در واقع، ایران با حملات خود به مؤلفه‌های تهاجمی در منطقه از جمله مبدأ حملات علیه خود، در حال زدودن پروژه طرح خاورمیانه بزرگ به عنوان تهدیدی موجودیتی برای غرب آسیا است. از این زاویه، حملات ایران به هر نقطه تهدیدزا، اقدامی مثبت برای برقراری ثبات و امنیت خواهد بود. 
در شرایط کنونی، هرچند هدف‌گیری کشور‌های عربی توسط یک بازیگر سوم (مانند ایران) از منظر امریکا می‌تواند به‌عنوان یک فرصت پیش‌دستی تلقی شود، اما از زاویه‌ای دیگر، وابستگی منافع حیاتی واشینگتن به خاک این کشورها، فشار‌های ثانویه متعددی را بر امریکا وارد می‌سازد. این امر کشور‌های عربی را ناگزیر می‌کند که برای پایان‌بخشی به تهاجمات امریکا علیه ایران، اقداماتی انجام دهند که به‌نوبه‌خود، بر پیچیدگی‌های راهبردی امریکا در منطقه خواهد افزود.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار