اگر چه اتحاد و انسجام بینظیر شکلگرفته در برابر دشمن در جنگ ۱۲روزه و جنگ رمضان، موجد فرصتهای بیبدیلی برای کشور شد که در نهایت، پیروزی در هر دو جنگ را رقم زد، در مواقعی ناخواسته و ناآگاهانه تلاش شد این مهم در سایه برخی انتقادهای بعضاً غیرمنصفانه و از سر عدمآگاهی از مسئولان میدان و دیپلماسی و از سوی دیگر، متأثر از اظهاراتی که رنگوبوی مماشات در برابر دشمنان دارد، رنگ ببازد و از کارکردهای حیاتی خود تهی شود.
بهعبارت دیگر، بهویژه در فضای پس از جنگ رمضان و با مطرح شدن مذاکرات اسلامآباد که در نهایت به تفاهم اخیر میان ایران و امریکا منجر شد، کیفیت برخی مواضع در قبال اصل و ماهیت مذاکرات و تفاهم، دولت و دستگاه دیپلماسی، تیم مذاکرهکننده ایرانی و فرماندهان میدان که اگرچه بعضاً هم از سر دغدغه بود، بیش از آنکه به تحکیم انسجام و وحدت ملی کمک کند، تضعیفکننده آن بود. حال آنکه همه واقف هستیم که مهمترین مسئله کشور، دفاع مقتدرانه در برابر دشمن غدار و به عقب کشاندن آن از تجاوز به حقوق و مرزهای ایران است. درواقع، در حالی که مهمترین مسئله کشور، ایستادگی و دفاع مؤثر در برابر دشمن خارجی است، برخی با فراموش کردن این اصل مهم، به غیریتسازی با مسئولان میدان و دیپلماسی در داخل کشور روی آورده و از این طریق، اتحاد و انسجام شکلگرفته در برهه جنگ، در حال کمرنگ شدن بود.
به همین دلیل، رهبر معظم انقلاب در تذکری صریح، همگان را به پرهیز از اختلافات غیرموجه و حتی موجه و تبدیل آنها به تنازع و تفرقه دعوت کردند. در پیامی هم که ایشان بعد از انعقاد تفاهم اسلامآباد صادر کردند، تلاش کردند با یادآوری خیرخواهی مسئولان، آنتاگونیسم فضا را نه معطوف به فضای داخلی که وحدتشکن است، بلکه متوجه دشمن امریکایی کنند که غیرقابلاعتماد و فریبکار است. هماکنون نیز بار دیگر با تأکید بر ضرورت حفظ انسجام اجتماعی و پرهیز از تفرقه، فرمودند: «ممکن است کسانی با اخلاص تمام و از سر خیرخواهی، انتقاداتی نسبت به عملکرد بعضی از مسئولان داشته باشند؛ این عزیزان که بعضی از ایشان از زمرهی پیشروان بصیرت هستند باید مراقب باشند تا این رویکرد: اوّلاً ظلمی را بر بیگناهی روا ندارد که آن خود منشأ محرومیت از برکات و عنایات میگردد؛ و ثانیاً موجب شکست در وحدت و انسجام اجتماعی نگردد؛ که با حفظ این جهات، انتقادها موجب رونق و شکوفایی امور خواهد شد.»
آنگونه که از بیانات صریح معظمله برداشت میشود، اولاً منتقدان جزو پیشروان بصیرت معرفی و بنابراین، خودی تلقی میشوند، ثانیاً تذکر معظمله به معنای پرهیز از انتقادهای درست و منطقی درباره عملکرد مسئولان و وضعیت کشور نیست، زیرا انتقادها را با رعایت شرایطی، موجب رونق و شکوفایی امور دانستند. بنابراین، این تذکر به معنای بستن دهان منتقدان و خودداری از انتقاد نیست، اما باید دقت کرد که این انتقادها باید همراه با توجه به بایستههایی باشد که توجه به آنها شرط مؤثر واقع شدن انتقادها است. حال این شرایط چیست؟ از همینجا به نکته سوم میرسیم که عبارت است از اینکه طرح انتقادها باید با مراعات حقالناس باشد و مواظبت شود که بر کسی ظلمی نشود و همچنین، با وجود آزادی بیان و انتقاد، اما به بهانه انتقاد نباید وحدت و انسجام ملی تضعیف شود؛ یعنی طرح هر انتقادی اگر سبب ظلم به مسئولانی شود که دلسوز بوده و حسننیت دارند یا تضعیف اتحاد و انسجام ملی شود، به هیچ وجه جایز نیست ولو با نیت خیرخواهانه هم باشد.
نکته مهمی که در فرامتن این بیانات وجود دارد و در بالا هم به آن اشاره شد، ناظر به شرایط کشور است؛ زیرا در شرایطی که کشور درگیر تهاجم بیگانگان است، آنچه که اولویت دارد، حفظ اتحاد و انسجام در برابر این دشمنان است تا بتوانیم بر آنها فایق آمده و کشور را از این پیچ مهم تاریخی بهسلامت عبور دهیم. به بیان دیگر، اولویت اول کشور موفقیت در دفاع مقتدرانه در برابر دشمنان است و هر موضوعی از جمله حفظ اتحاد و انسجام ملی که به تحقق آن کمک میکند، تحت هیچ عنوانی نباید مورد خدشه واقع شود.