همزمان با بمباران برخی مناطق جنوبی کشور، ماشین رسانهای دشمن مشغول بمباران خاکریز ذهن مردم برای ناامیدسازی و اعتمادسوزی ملت ایران، بهعنوان مقدمه فروپاشی از درون است همزمان با بمباران برخی مناطق جنوبی کشور، ماشین رسانهای دشمن مشغول بمباران خاکریز ذهن مردم برای ناامیدسازی و اعتمادسوزی ملت ایران، بهعنوان مقدمه فروپاشی از درون است. آنچه در پشت جبهه میگذرد، کمتر از میدان رزم اهمیت ندارد. در کشاکش بارش شرارههای آتش جنگ و تیره شدن آسمان کشور از دود و غبار بمباران دشمن شرور، جبههای دیگر نیز زیر آتش گشوده شده است؛ جبههای که دشمن در آن نه با پهپاد، که با «روایت» میجنگد.
ترامپ در آنکارا رسماً تفاهمنامه را تمامشده اعلام و با شروع بمباران بخشهایی از جنوب کشور، فصل جدیدی از شرارت و تجاوز را آغاز کرد تا از یک سو، هیبت ازدسترفتهاش را با بمب بازسازی کند و از سوی دیگر، با تزریق اتهام و تفرقه، پشت جبهه را فرو بریزد. در این میان، پیام ۲۶ تیر رهبر معظم انقلاب، نه فقط قدردانی از حماسه بینظیر تشییع پیکر مطهر شهید ایران، که یک «فرماندهی هوشمندانه صحنهای» بود. ایشان با تیزبینی، دست دشمن را خوانده و در یک حرکت، دو خط بطلان کشیدند: یکی بر «بدعهدی شیطان بزرگ» و دیگری بر «برچسبزنی به منتقدان دلسوز». این پیام، یک «منشور وحدت منتقدانه» است.
برای فهم این پیام، ابتدا باید دوگانه دروغینی را شکست که سالهاست به جامعه تحمیل شده: «یا وحدت، یا نقد». عدهای با ژست وحدتطلبی، هر صدای منتقدی را «تندروی»، «التهابآفرینی» و «مخل امنیت» خوانده و میخوانند. حال آنکه رهبر انقلاب، دقیقاً در حساسترین برهه، پرده از چهره این روایت برداشتند و با یک جمله، زلزلهای در این گفتمان ایجاد کردند: «این عزیزان که بعضی از ایشان از زمره پیشروان بصیرت هستند... این اهتمام و نگرانی، سرمایه ارزشمندی بهشمار میآید.» این یعنی منتقد خیرخواه، نه «مزاحم» که «سرمایه» است؛ نه «تندرو» که «پیشرو بصیرت» است.
اما نقطه ثقل پیام در کجاست؟ در ترسیم یک «مرز دقیق». رهبر فرزانه انقلاب با هنرمندی، همزمان که به منتقدان اعتبار میبخشند، یک خط قرمز ترسیم میکنند: «مراقب باشند تا این رویکرد، موجب ظلم به بیگناهی نشود و موجب شکست در وحدت نگردد.» این یعنی آنچه ممنوع است، «نقد» نیست، «تهمت» است. آنچه خطرناک است، «مطالبهگری» نیست، «شکستن انسجام ملی» در برابر دشمنی است که برای فروپاشی ما از درون لحظهشماری میکند. ایشان «وحدت» و «نقد» را نه در برابر هم، که در طول هم تعریف کردند: نقد منصفانه، ضامن وحدت است، و وحدت واقعی، جز با شنیدن صداهای دلسوزانه به دست نمیآید.
امروز، دشمن با «بمب» به جنوب حمله میکند و با «تهمت»، در جنگ روایت، پشت جبهه را آماج حملات خود قرار میدهد. این دو بال یک حمله ترکیبی است. آنها میخواهند ما در داخل یا به جان هم بیفتیم، یا با چماق «وحدت»، دهان منتقدان را ببندیم. پیام رهبری، پاسخ هر دو سناریو است: «نه به تهمت و تخریب» که دشمنپسند است، «نه به سکوت و محافظهکاری» که آن نیز دشمنپسند است.
و، اما در این مسیر به سه باید و نباید میتوان اشاره کرد:
۱- نباید فرماندهان خط مقدم را که در برابر دشمن، سینه سپر کردهاند، به خیانت متهم کنیم؛ این موجب ناسپاسی از خدمات ستودنی دلیرمردانی است که حماسه نابودی هژمون امریکا را رقم زده و حیثیت نظام سلطه را زیرپا له کردهاند و در عین حال، آب ریختن به آسیاب دشمن شکستخورده است.
۲- باید چشمانمان را به روی «جنگ ترکیبی» باز کنیم: جنگی که از یک سو موشکهای دشمن سرزمین ما را هدف گرفته و از سوی دیگر در جنگ روایت با شایعهها، خاکریز ذهن مردم را نشانه رفتهاند.
۳- باید «امید و اعتماد» را به مهمترین سلاح خود تبدیل کنیم: دشمن از «شکاف اعتماد» میگذرد و به قلب ملت ضربه میزند.
پیام ۲۶ تیر، نقطه پایان یک برچسبزنی و آغاز یک بلوغ سیاسی است. رهبر انقلاب به ما میآموزند که میتوان در اوج بمباران، منتقد بود و در عین حال، سپر وحدت بود. بیاییم در میانه بمباران دشمن شرور و تروریست، با «نقد منصفانه» و «وحدت فولادین»، دشمن را از رسیدن به اهداف پلیدش ناامید کنیم که این است معنای واقعی «مرزبانی اعتماد».