کد خبر: 1365931
تاریخ انتشار: ۰۷ تير ۱۴۰۵ - ۲۳:۰۰
حسین فصیحی

هفته قوه قضائیه، فرصتی برای مرور عملکرد دستگاه عدالت و بازاندیشی در مسیر آینده آن است. در این ایام معمولاً گزارش‌هایی از آمار رسیدگی به پرونده‌ها، توسعه سامانه‌های هوشمند، کاهش زمان دادرسی یا میزان رضایت‌مندی مراجعان منتشر می‌شود. این آمار‌ها ارزشمندند، اما پرسش اصلی این است که مردم رضایت خود را در کجا نشان می‌دهند، در فرم‌های نظرسنجی یا در واقعیت زندگی روزمره؟
مهم‌ترین سرمایه هر نظام قضایی، اعتماد عمومی است. سرمایه‌ای که نه با تبلیغات به دست می‌آید و نه صرفاً با انتشار گزارش‌های آماری حفظ می‌شود. اعتماد زمانی شکل می‌گیرد که شهروندان احساس کنند عدالت در دسترس، سریع، منصفانه و پیشگیرانه است. در چنین شرایطی، مراجعه به دادگاه آخرین راه‌حل خواهد بود، نه نخستین انتخاب. 
با این حال، تصویری که سال‌ها در حافظه جمعی ایرانیان نقش بسته، راهرو‌های شلوغ دادگاه‌ها، صف‌های طولانی، انبوه پرونده‌ها و مراجعات مکرر مردم به مجتمع‌های قضایی است. آن‌قدر این تصویر برای جامعه تکرار شده که دیگر کمتر کسی از دیدن آن تعجب می‌کند، گویی شلوغی دادگستری بخشی طبیعی از نظام عدالت است، اما اگر یک ناظر بیرونی به این صحنه بنگرد، احتمالاً نخستین پرسش او این خواهد بود که چرا نهادی که باید اختلافات را کاهش دهد، هر روز با موجی از پرونده‌های تازه روبه‌رو است؟
شلوغی محاکم تنها یک مسئله اداری یا مدیریتی نیست، بلکه نشانه‌ای از وجود مسائل عمیق‌تر در ساختار اجتماعی، حقوقی و فرهنگی کشور است. افزایش پرونده‌ها معمولاً از ضعف در پیشگیری، ناکارآمدی برخی سازوکار‌های حل اختلاف، پیچیدگی قوانین، کاهش سرمایه اجتماعی و در برخی موارد، افت اعتماد عمومی به نهاد‌های واسطه حکایت دارد. هنگامی که بخش قابل‌توجهی از اختلافات خانوادگی، اقتصادی، ملکی، تجاری یا اجتماعی مستقیماً به دادگاه ختم می‌شود، باید پذیرفت که چرخه پیشگیری از شکل‌گیری بحران به‌درستی عمل نکرده‌است. 
قانون اساسی، پیشگیری از وقوع جرم را از وظایف اساسی قوه قضائیه می‌داند. این مأموریت، اهمیتش کمتر از صدور رأی نیست، بلکه در بسیاری از موارد، حتی راهبردی‌تر از آن است. دستگاه قضایی موفق، دستگاهی نیست که تنها بتواند میلیون‌ها پرونده را رسیدگی کند بلکه نهادی است که بتواند از تشکیل بخش قابل‌توجهی از این پرونده‌ها جلوگیری کند. 
اطاله دادرسی نیز همچنان یکی از دغدغه‌های مهم مردم است. هر چند طی سال‌های اخیر اقدامات ارزشمندی برای هوشمندسازی فرایندها، توسعه خدمات الکترونیک و کاهش زمان رسیدگی انجام شده، اما از نگاه مردم، عدالت زمانی معنا پیدا می‌کند که اختلافات در زمانی معقول و با کمترین هزینه مالی و روانی حل‌وفصل شود. تأخیر در رسیدگی، تنها یک مشکل حقوقی نیست، بلکه آثار اجتماعی، اقتصادی و حتی روانی گسترده‌ای بر خانواده‌ها، فعالان اقتصادی و سرمایه اجتماعی کشور بر جای می‌گذارد. 
از سوی دیگر، میان «عدالت حقوقی» و «احساس عدالت اجتماعی» نیز نباید فاصله‌ای ایجاد شود. ممکن است رأیی از نظر حقوقی کاملاً صحیح باشد، اما اگر فرایند رسیدگی برای مردم پیچیده، طولانی، پرهزینه یا غیرقابل فهم باشد، احساس عدالت در جامعه تقویت نخواهد شد. سرمایه اجتماعی دستگاه قضایی بیش از آنکه به متن آرای صادره وابسته باشد، به کیفیت تجربه مردم از مواجهه با نظام عدالت بستگی دارد. 
تقویت رضایت مردمی، نیازمند مجموعه‌ای از سازوکار‌های عملی است. نخست، باید سیاست پیشگیری از جرم از یک شعار اداری به یک برنامه ملی تبدیل شود. برنامه‌ای که در آن آموزش حقوق شهروندی، کاهش زمینه‌های جرم، شناسایی آسیب‌های اجتماعی و همکاری مستمر میان دستگاه قضایی، دولت، رسانه‌ها، آموزش و پرورش، دانشگاه‌ها و نهاد‌های مدنی جایگاه واقعی پیدا کند. 
دوم، توسعه میانجیگری، داوری، شورا‌های حل اختلاف تخصصی و سایر روش‌های جایگزین حل اختلاف می‌تواند بخش قابل‌توجهی از پرونده‌ها را پیش از ورود به دادگاه مدیریت کند. بسیاری از اختلافات، بیش از آنکه به حکم قضایی نیاز داشته باشند، به گفت‌و‌گو، مصالحه و مدیریت صحیح تعارض‌ها احتیاج دارند. 
سوم، اصلاح و تنقیح قوانین، حذف مقررات متعارض، ساده‌سازی فرایند‌های دادرسی و گسترش استفاده از فناوری‌های نوین، می‌تواند علاوه بر کاهش زمان رسیدگی، رضایت عمومی را نیز افزایش دهد. عدالت هوشمند زمانی موفق خواهد بود که نتیجه آن برای مردم ملموس باشد، نه صرفاً در گزارش‌های آماری. 
چهارم، ارزیابی عملکرد دستگاه قضایی باید بیش از آنکه بر تعداد پرونده‌های مختومه استوار باشد، بر شاخص‌های اثرگذاری اجتماعی متمرکز شود. از جمله کاهش ورودی پرونده‌ها، کاهش تکرار جرم، افزایش اعتماد عمومی، کاهش هزینه‌های دادرسی و افزایش احساس امنیت حقوقی در جامعه. 
در نهایت، شاید بتوان مهم‌ترین شاخص موفقیت دستگاه عدالت را نه در تعداد آرای صادرشده، بلکه در خلوت شدن راهرو‌های دادگاه‌ها جست‌و‌جو کرد. روزی که مردم کمتر ناچار شوند برای حل مسائل خود به محاکم مراجعه کنند، روزی که اختلافات پیش از تبدیل شدن به پرونده مدیریت شوند و روزی که پیشگیری بر درمان مقدم شود، آن‌گاه می‌توان با اطمینان بیشتری از رضایت مردم سخن گفت. 
اگر اعتماد عمومی، بزرگ‌ترین سرمایه قوه قضائیه است، حفظ و تقویت این سرمایه نیز نیازمند آن است که مردم آثار عدالت را در زندگی روزمره خود ببینند. نه فقط در آمارها، بلکه در آرامش خانواده‌ها، امنیت اقتصادی، کاهش اختلافات و راهرو‌های خلوت‌تر دادگستری. 
شاید در هفته قوه قضائیه، بهترین معیار برای سنجش موفقیت همین باشد اینکه هر سال، تعداد کمتری از مردم ناچار شوند برای احقاق حق خود پشت در دادگاه‌ها ساعت‌ها در انتظار بمانند.

برچسب ها: قوه قضائیه ، آمار ، قانون
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار