جوان آنلاین: امریکا و رژیم صهیونی پس از آنکه دیدند تداوم جنگ طبق راهبـرد جنگ منطقـهای ایران خســارتهای بازگشتناپذیری را به آنها وارد میکند، تلاش کردند که در قالب مذاکره و آتشبس، جنگ را بهطور مقطعی متوقف کنند. ایران نیز از فرصت استفاده کرده و تلاش دارد که دستاوردهای میدانی خود در جنگ را در مذاکرات پیشرو تثبیت و نقد کند. با توجه به سوابق نقض تعهدات امریکا، سؤالات بسیاری در مورد چرایی مذاکرات با امریکا در جامعه وجود دارد که در گفتوگو با آقای عباس سلیمینمین، کارشناس سیاسی تلاش کردیم به آنها پاسخ داده و ابهامات موجود را برطرف کنیم.
آیا بهطور کلی مذاکرات نفی شده است؟ حتی اگر چشمانداز روشنی برای ما نداشته باشد؟
ما با قدرتی درگیر هستیم که با زیادهطلبی به دنبال تسلیم کردن ایران در برابر هژمونی جهان سرمایهداری خود است. این درگیری سابقهای تاریخی دارد. ملت ایران همواره در برابر این هژمونی ایستادگی کرده است. گرچه در برخی مقاطع، آنها توانستند ضربات جدی بر پیکر ملت ما وارد کنند، اما ملت ایران هر بار با تمام وجود برخاسته و مقاومت خود را برای صیانت از منافع ملی ادامه داده است. در شرایط کنونی، پس از آنکه ملت ایران با مقاومت خود توانست مطالبات خصمانه امریکاییها برای درهم شکستن ملت ایران را ناکام بگذارد، ما مذاکراتی را آغاز کردیم. این مذاکرات قطعاً با مجوز رهبری انجام شده است. البته مذاکرات گذشته نیز با مجوز رهبر شهید امام خامنهای آغاز شده بود. نکته مهم اینجاست که برخی اصولاً با مذاکره مخالفند، آن را مباح نمیدانند و نفس مذاکره را در تعارض با مصالح ملی میپندارند. این نگاه، نگاهی معیوب به موضوع مذاکره است. بهطور قطع، مذاکره تحت فشار و در شرایط نامطلوب، مدنظر ما نیست.
با توجه به بدعهدی و نقض مکرر تعهدات در طول مذاکرات از سوی دشمن، این رفتار چه تأثیری بر شناخت ملت ایران از طرف مقابل دارد؟
مذاکره مطلوب آن است که در شرایط مناسب بتوانیم منافع خود را پیگیری، از آنها دفاع کنیم و به همه کسانی که مذاکره را رصد میکنند، نشان دهیم که دارای منطق استوار هستیم و بر این منطق پافشاری میکنیم و همچنین تحت هیچ شرایطی عقبنشینی نخواهیم کرد. این دستاورد بسیار مثبتی در همراه کردن ملتها با خود، بهویژه ملت ایران است. اگر شناخت جامعی نسبت به دشمن در همه اقشار جامعه به دست آید، مقاومت مردم در برابر زیادهخواهیهای دشمن به مراتب فزونی خواهد یافت. بنابراین کسانی که بهطور کلی مذاکره را رد میکنند، فاقد منطق هستند. ما مخالف مذاکرهای هستیم که زیر تیغ و شمشیر انجام شود، نه مذاکرهای که در شرایط برابر پیگیری شود. اگر آنها تهدید کنند، ما نیز باید ابزار تهدید متقابل داشته باشیم تا نتوانند ما را مرعوب کنند. اگر آنها به توانمندی خود تکیه کنند، ما نیز باید به توانمندی خود تکیه کنیم تا شرایط برابر برقرار شود. در چنین شرایط برابری، مذاکره هیچ اشکالی ندارد. این امر در سیره نهضت پیامبر اکرم (ص) نیز بهصورت روشن به رسمیت شناخته شده و پیگیری شده است. جریان انقلاب اسلامی نیز در برخی شرایط برای صیانت از منافع ملی، مذاکره کرده است. در واقع، مذاکره یک راهبرد است. اگر مذاکره را ابزاری برای اقناع بدانیم، این راهبرد ماست و آگاهی جامعه، راهبرد کلان نهضت اسلامی به شمار میرود. بنابراین هرگز نمیتوانیم راهبردی را که میتواند ملتها را برای مقاومت در برابر صهیونیستها قانع کند، نفی کنیم. این امر غلطی است. متأسفانه در برخی محافل سیاسی و میان تعدادی از نمایندگان مجلس شاهد توجیهاتی هستیم که مذاکره با قاتل رهبر شهیدمان یا قاتل فرماندهانی همچون شهید سلیمانی را غیرمنطقی جلوه میدهند. در حالی که پیامبر اکرم (ص) حتی با قاتل عمویش مذاکره کردند و به توافق رسیدند. بنابراین این استدلال دقیق نیست. سوابق مذاکرات در تاریخ انقلاب اسلامی بهروشنی نشان میدهد که ادعای حرام بودن مذاکره یا عدم پذیرش مطلق آن، سخنی بیاساس و غیردقیق است.
مذاکرات کنونی را چگونه تحلیل میکنید؟ با وجود آنکه نگرانیهای عمدهای در مورد سابقه بدعهدی امریکا وجود دارد؟
پیش از ورود به محتوای توافقات باید تأکید کنم که تجربه تاریخی ما نشان میدهد امریکاییها به تعهدات و حدود خود پایبند نمیمانند. این سخن درستی است و به همین دلیل برخی از عزیزان از جمله رهبر شهید، مذاکره با امریکا را بیفایده میدانستند. با این حال، همین رهبری هنگامی که مطالبه گستردهتری از سوی افکار عمومی یا کشورهای دوست مطرح میشد، اجازه میدادند مذاکره مجدد انجام شود. ظاهراً این دو موضع متضاد به نظر میرسد، اما نیست. ما علیالاصول با مذاکره با امریکا موافق نیستیم، زیرا تجربه تلخ تاریخی داریم. اما از آنجا که هنوز عدهای از جوانان تحت تأثیر تبلیغات غرب هستند و تصور میکنند جمهوری اسلامی پیشقراول حمله به کشورهای طرفدار صهیونیستهاست، رهبری مجوز دادند تا این قشر نیز تجربه کنند. تجربه انجام شد و نتایج مثبت آن در نظرسنجیها بهوضوح دیده شد. بنابراین اگر پرسیده شود آیا توافق با امریکا پایدار خواهد بود، پاسخ این است که معلوم نیست. ممکن است پایدار بماند یا نماند. احتمال نقض تعهد از سوی امریکاییها بالاست. با این حال، با توجه به تمهیداتی که جمهوری اسلامی اندیشیده، هرگونه نقض احتمالی تعهدات امریکاییها میتواند اطلاعات ارزشمندی به جامعه داخل و خارج از کشور بدهد. هرچه هوشمندانهتر عمل کنیم، هزینه نقض تعهد برای امریکاییها بالاتر خواهد رفت و این دستاورد بسیار بزرگی برای ماست.
در خصوص توافقنامه اخیر باید گفت که کنشهایی در داخل و خارج رخ میدهد. ظاهر آن مذاکره نمایندگان ایران است، اما پشتصحنه فعالیتهای گستردهای انجام میشود که در نهایت به موافقتنامه تبدیل میگردد. در پشتصحنه، اسناد سری تنظیم شده، توضیحات محرمانه داده شده و نظرات بهصورت سری رد و بدل شده است. در نهایت رهبری با مذاکره و توافق موافقت کردند، اما تأکید داشتند که مراقب باشید و نسبت به امریکا دقت لازم را داشته باشید تا نتواند بهراحتی تعهدات را نقض کند.
رصد مواضع جریانهای سیاسی از نوعی دودستگی و اختلاف در برخورد با مذاکرات اخیر حکایت دارد. ارزیابی شما از این دوگانگیها چیست و چه باید کرد؟
نکته اول و اساسی این است که نباید بیاعتمادی در سطح کلان نظام ایجاد کنیم. اگر مسائل پشتصحنه مذاکرات به جامعه کشیده شود، بیاعتمادی جدی شکل خواهد گرفت. متأسفانه برخی نمایندگان مجلس در رسانه ملی اقدامی انجام دادند که نشاندهنده عدم درک الزامات حکمرانی و حکومتداری است. چگونه میتوان درباره دفاع از مصالح ملی سخن گفت، اما ساختار مشورتی و تصمیمگیری در کشور را تخریب کرد. اگر شخصیتی محرمانه نامه بنویسد و نظراتش روز بعد در رسانه منتشر شود، دیگر کسی اعتماد نخواهد کرد نظر صریح بدهد. این بدترین آسیب به ساختار کشور است. اگرچه رسانه ملی بحث آن نماینده را قطع کرد، اما برای ما روشن شد که برخی از این افراد درک درستی از حکمرانی ندارند. در نظام حکمرانی، رهبری نظرات مختلف را دریافت میکند و فضایی فراهم میآورد تا همه دستاندرکاران با صراحت نظرات خود را بیان کنند و سپس جمعبندی صورت گیرد. در پرونده اخیر نیز نظرات اعضای شورای امنیت ملی اخذ شد، چند نفر دیگر اضافه شدند و در رأیگیری تنها یک نفر مخالف و ۱۲ نفر موافق بودند. همه پیش از رأیگیری مطالعه کرده و نظرات مکتوب ارائه داده بودند. طبیعتاً ما نباید روند کارشناسی در کشور را تخریب کنیم. متأسفانه نمایندگان در رسانه ملی این کار را کردند. رسانه ملی باید تدبیر جدیتری اتخاذ کند، زیرا گاهی کارشناسانی را دعوت میکند که فهم دقیقی از حکمرانی ندارند. شبهای گذشته این مسئله بیشتر آشکار شد و خسارتبار بود.
آن نکته که در پیام حضرت آقا در مورد توافق تأکید شده بود، بسیار شایسته و نشاندهنده این است که رهبری نظام با در نظر گرفتن همه نظرات کارشناسی به جمعبندی رسیده است، حتی اگر آن نظر کارشناسی با برخی از نقطهنظرهای خودشان سازگار نباشد. این رویکرد، نشان از احترام گذاشتن به جایگاهها و ساختارهای تصمیمگیری در نظام دارد و موجب رشد و پیشرفت جامعه ما میشود، زیرا اگر به نظرات کارشناسی احترام بگذاریم، طبیعتاً این نظرات منجر به بالندگی و تقویت نظام خواهد شد. نباید از نظرات کارشناسی هراس داشت. متأسفانه عدهای هنرشان این است که دستاوردها را نادیده بگیرند و ملت را تلخکام کنند. تردیدی نداریم که امریکاییها با هدف حداکثری به ایران حمله کردند، اما به اهدافشان نرسیدند و این پیروزی بزرگی است. در مذاکرات نیز اگر بتوانیم جامعتر عمل کنیم و حمایتهای بینالمللی جدی کسب کنیم تا امریکاییها را به اجرای تعهداتشان ملزم سازند، موفقتر خواهیم بود. به جای خالی کردن دل ملت و زدن تهمت به نیروهای دلسوز، باید دل مردم را گرم کنیم و به تلاش فرزندانشان بیفزاییم. البته آنجا که نیاز به دقت بیشتر است، تذکرات سازنده داده شود، نه حرفهای ناروا.