ترامپ به دلیل شخصیت خودشیفته و عدم خودتنظیمی رفتاری، پیوسته ادعاهای پیشین خود را تکرار میکند، بیآنکه از تجارب گذشته عبرت بگیرد و بر ادامه همان رویکرد ناموفق و بیاعتبارساز اصرار میورزد. جوان آنلاین: ترامپ به دلیل شخصیت خودشیفته و عدم خودتنظیمی رفتاری، پیوسته ادعاهای پیشین خود را تکرار میکند، بیآنکه از تجارب گذشته عبرت بگیرد و بر ادامه همان رویکرد ناموفق و بیاعتبارساز اصرار میورزد. دروغهای ترامپ به حدی تکراری شدهاند که حتی مخاطب معقول خود را از دست دادهاند و بیشتر جنبه تبلیغاتی یا عملیات روانی ضعیف پیدا کردهاند. به همین سبب، این تهدیدها هم در محافل تصمیمسازی ایران و هم در افکار عمومی امریکا، کاملاً بیاعتبار و بیاثر شدهاند. این دروغها که با چاشنی تهدید آغشته شدند، بیشتر تلاش دارند با وارونهنمایی واقعیتهای میدانی، افکار عمومی داخلی و حتی خارجی را متأثر کنند و امریکا را همچنان در رتبه قدرت اول نگه دارند.
از سوی دیگر، تهدیدات پرشمار و عملی نشده ترامپ، بیش از آنکه بیانگر قدرت او باشد، حکایت از تضعیف بازدارندگی امریکا و عبور ایران از تهدیدات مستمر وی دارد.
ترامپ اخیراً در دور جدید ادعاهای تکراری خود در گفتوگویی درباره مذاکرات با ایران اعلام کرد که مذاکرات به خوبی پیش میرود و تنگه هرمز خیلی زود باز خواهد شد، زیرا در غیر این صورت، ایران ضربهای سخت خواهد خورد.
در حالی چنین ادعایی دوباره در فضای رسانهای مطرح میشود که همواره شکاف معناداری بین واقعیت و اظهارات وی وجود دارد. منابع آگاه در ایران گفتهاند که مذاکرات درباره ترتیبات تردد شناورها از تنگه هرمز صرفاً ایرانی- عمانی است و هیچ ارتباطی به امریکا ندارد و در صورت ادامه تخلفات امریکا، تنگه هرمز حتی با توافق بین ایران و عمان هم باز نخواهد شد. آنها تأکید کردند که باز شدن تنگه هرمز منوط به تغییر رفتار و تصحیح تخلفات امریکا است.
پیش از این، بارها ایران با بسته نگه داشتن تنگه هرمز و تداوم حملات خود به کشتیهای متخلف، به دروغهای ترامپ پاسخ داده و وی را رسوا کرده بود.
با وجود این، ترامپ به دلیل سردرگمی و فقدان راهبرد مشخص در مورد ایران و ممانعت از قوت گرفتن اعتراضات داخلی علیه خود مجبور است که تهدیدات و خلافگوییهایش را تکرار کند، حتی اگر در تحلیلهای رسانهای یا اظهارات مقامات ایرانی مورد تمسخر قرار بگیرد یا یکی از سرفصلهای همیشگی آنها برای رد ادعایش باشد. به عنوان نمونه گاردین، سیاست ترامپ را دیپلماسی مهدکودکی مینامد و همواره از تهدیدهای مکرر و تغییر مواضع او بهشدت انتقاد میکند.
مقامات ایرانی اظهارات پرتناقض ترامپ را از سر استیصال و درماندگی امریکا میدانند که وی را جبراً به سوی اتخاذ مواضع متزلزل و تحقیرآمیز کشانده است. سردار کوثری، نماینده مجلس شورای اسلامی حرفهای پریشان و بیربط و تغییرات لحظهای مواضع ترامپ را ناشی از فقدان استراتژی و مبتنی بر قمار و همچنین عدم شناخت وی از ایران میداند که موجب اقدامات بیحساب و کتاب امریکا در جنگ شده است. وی با اشاره به آمار تناقضگوییهای ترامپ حول ۱۰۶ بار ادعای شکست ایران، ۹۵بار تهدید به نابودی، ۸۸ بار پیشبینی توافق قریبالوقوع و ۷۵ بار ادعای باز بودن تنگه هرمز، نتیجه میگیرد که این حجم از دروغگویی تکراری، اثر خود را بر ایران از دست داده است.
ارائه تصویر جعلی پیروزمندانه برای مردم امریکا
ترامپ تلاش میکند عملیات نظامی را موفقتر از واقعیت نشان دهد تا حمایت افکار عمومی حفظ شود. وی در برابر افکار عمومی داخل امریکا میکوشد که جنگ را بهگونهای وارونه روایت کند که در آن امریکا پیروز است و ایران در حال امتیاز دادن برای بقای خود است، اقدامی که برای دوری گزیدن وی و احزاب سیاسی موافقش از پیامدهای منفی و تشدید اعتراضات داخلی در مورد ادامه جنگ و افزایش هزینههای ناشی از تداوم جنگ و روند تصاعدی قیمت انرژی مطرح میشود. براساس جدیدترین نظرسنجی، باور به ناکامی امریکا در جنگ با ایران به ۸۸ درصد رسیده که ۷درصد بیشتر از آوریل است. در مقابل، اعتقاد به موفقیت واشینگتن با افت محسوسی به ۱۲درصد سقوط کرده است.
براساس یک نظرسنجی دیگر از شبکه سیانان، ۶۷درصد از شهروندان امریکایی معتقدند تصمیمات نظامی ترامپ در جنگ با ایران به ایالات متحده آسیبزده و شرایط اقتصادی کشور را بدتر کرده است.
این آمار چنان ترامپ را آشفته ساخت که نتوانست خشم خود را پنهان کند و بلافاصله واکنش نشان داد: «آمار جعلی نظرسنجیهای چپ رادیکال را باور نکنید. آنها فاسد و منحرف هستند، درست همانطور که دموکراتهای نابودکننده کشور، فاسد و منحرف هستند.»
نداشتن راهبرد برای خروج
در حال حاضر، آنچه از تهدیدات تکراری ترامپ مشهود است، این است که امریکا فعلاً ارادهای برای حملات گسترده علیه ایران ندارد. زیرا زبان تهدید در حالی که در آن تمایل بسیاری برای ادامه مذاکره دیده میشود، اهرم فشاری برای ادامه مذاکرات به سبک و سیاق امریکاست تا یک اعلامیه برای یک حمله گسترده. امریکا تجربه ناکام حملات سراسری را در جنگ ۴۰ ساله در کارنامه خود دارد و بدون آنکه به اهداف اولیه خود دست یابد، به ناچار و ناگهانی مسیر فضای جنگ را به سمت دیپلماسی تغییر داد. از اینرو، تکرار این روند نه تنها دستیابی امریکا به اهدافش را میسر نمیکند، بلکه چشمانداز جنگ را تیرهتر از گذشته میکند.
ترامپ و تیمش از جنگی حرف میزنند که قبلاً کلید خورده و نتایجش مشخص است، به همین دلیل تهدیدات آنها یک برگ برنده محسوب نمیشود. کارشناسان ایرانی میگویند، امریکا رغبت واقعی برای جنگ گسترده ندارد، ولی، چون گزینه بهتری در دسترس نیست، ممکن است همان ابتکار کهنه را تکرار کند. به همین دلیل با کوچکترین واکنش ایران (چه مقاومت، چه تمایل به مذاکره)، امریکا فوراً عقبنشینی کرده و وارد فاز ملایمتر میشود، اما دوباره که به بنبست میخورد، جنگ را تکرار میکند. این نشان میدهد امریکا به نقطه تصمیم و اجرا نرسیده و عملاً در وضعیت انفعالی به سر میبرد.