جوان آنلاین: قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا روزگذشته در اطلاعیهای کوتاه از بستن تنگه هرمز در واکنش به نقض بند یک تفاهمنامه ایران و امریکا از سوی رژیم صهیونیستی خبر داد.
تنها چند روز پس از امضای تفاهمنامه ایران و امریکا برای پایان جنگ، نخستین بند این توافق به مهمترین میدان آزمون اراده واشینگتن و میزان پایبندی متحد اصلی آن در منطقه تبدیل شد؛ بندی که به صراحت بر «خاتمه فوری و دائمی عملیاتهای نظامی در تمامی جبههها، از جمله در لبنان»، «خودداری از آغاز هرگونه جنگ یا عملیات نظامی» و همچنین «تضمین تمامیت ارضی و حاکمیت لبنان» تأکید داشت، اما از همان ساعات ابتدایی با مخالفت عملی رژیم صهیونیستی روبهرو شد.
متن بند نخست تفاهمنامه که در ۲۷ خرداد میان ایران و امریکا به امضا رسید، تصریح میکرد: «جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده امریکا و متحدان آنها در جنگ حاضر، با امضای این یادداشت تفاهم، خاتمه فوری و دائمی عملیاتهای نظامی را در تمامی جبههها، از جمله در لبنان، اعلام کرده و تعهد میکنند از این پس هیچ جنگ یا هیچ عملیات نظامی علیه یکدیگر آغاز نکنند و از تهدید یا استفاده از زور علیه یکدیگر خودداری کنند و تمامیت ارضی و حاکمیت لبنان را تضمین کنند.»
رژیم بحرانزی
با این حال، آنچه در میدان رخ داد نه اجرای توافق، که تشدید تجاوزات رژیم صهیونیستی بود. حملات مستمر به جنوب لبنان، ادامه اشغال بخشهایی از خاک این کشور، کشتار غیرنظامیان و آوارگی گسترده مردم لبنان نشان داد که تلآویو نه تنها خود را متعهد به تفاهمنامه نمیداند، بلکه اساساً موجودیت خود را در تداوم بحران و جنگ تعریف کرده است.
در چنین شرایطی، قرارگاه مرکزی حضرت خاتمالانبیا (ص) در اطلاعیهای با اشاره به «بدعهدی و پیمانشکنی آشکار امریکا نسبت به عدم اجرای بند اول تفاهمنامه پایان جنگ» و نیز «نقض بیوقفه و مستمر آتشبس توسط رژیم صهیونیستی در جنوب لبنان و کشتار بیرحمانه و آوارگی صدها هزار نفر از مردم مظلوم این سرزمین» اعلام کرد: «تنگه هرمز به روی تردد شناورها بسته خواهد شد.» این اطلاعیه همچنین تأکید کرد: «این گام اول پاسخ به عهدشکنی دشمن است و در صورت ادامه تجاوز، گامهای بعدی برای پایبند کردن دشمن به اجرای تعهدات برنامهریزی و اقدام خواهد شد.»
به فاصله کوتاهی، روابط عمومی نیروی دریایی سپاه نیز با انتشار اطلاعیهای اعلام کرد: «با توجه به جنایات رژیم صهیونیستی در لبنان و نقض تعهدات امریکا در برقراری آتشبس، تنگه هرمز بر روی همه شناورها بسته است.» در این اطلاعیه تصریح شد: «تأکید میگردد تنگه هرمز بسته است و شناورها به تنگه هرمز نزدیک نشوند؛ در غیر این صورت امنیت آنها به مخاطره خواهد افتاد.»
شریان انرژی جهان، اسیر ماجراجویی یک رژیم شرور
اهمیت این تحول زمانی روشنتر میشود که توجه کنیم تنگه هرمز صرفاً یک گذرگاه منطقهای نیست؛ این آبراه راهبردی، بزرگترین شریان انتقال انرژی جهان محسوب میشود و بخش مهمی از نفت و گاز مورد نیاز اقتصاد جهانی از آن عبور میکند. به همین دلیل، انسداد این مسیر صرفاً یک رخداد نظامی یا امنیتی نیست، بلکه یک رویداد ژئوپلیتیکی با پیامدهای مستقیم اقتصادی برای کل جهان به شمار میرود.
در واقع، زنجیره رخدادها کاملاً روشن است. ابتدا امریکا و ایران بر پایان جنگ در همه ساحات از جمله لبنان توافق کردند. سپس رژیم صهیونیستی این تعهد را نقض کرد، حملات خود را تشدید نمود و از عقبنشینی از جنوب لبنان خودداری کرد. در ادامه، ایران و نیروهای مسلح کشور با استناد به همان بند نقضشده تفاهمنامه، اقدامات بازدارنده خود را آغاز کردند که نخستین گام آن انسداد تنگه هرمز اعلام شد. از این منظر، آنچه امروز اقتصاد جهانی را تهدید میکند نه واکنش به تجاوز، بلکه خود تجاوز است. اگر رژیم صهیونیستی به تعهدات مندرج در تفاهمنامه پایبند میماند، اگر حملات به لبنان متوقف میشد و اگر امریکا متحد خود را به اجرای توافق وادار میکرد، اساساً شرایطی برای رسیدن به چنین نقطهای شکل نمیگرفت.
در همین چارچوب، موضعگیری ابراهیم عزیزی، رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، نیز قابل توجه است. وی تأکید کرد: «مقاومت شجاعانه مردم ایران سبب شد امریکا راهی جز حضور بر سر میز مذاکره و پذیرش شروط ایران نداشته باشد.» عزیزی همچنین تصریح کرد: «حالا امریکا وظیفه دارد برای جلب اعتماد ملت ایران، متعهدانه تمامی بندهای یادداشت تفاهم را شامل توقف جنگ علیه لبنان و تخلیه سریع جنوب لبنان توسط رژیم جعلی عملی کند.» وی هشدار داد «هرگونه بدعهدی یا خروج از چارچوب اصلی تفاهم باعث میشود تا نیروهای مسلح ایران به پشتیبانی ملت دلیر، محکمتر و کوبندهتر از گذشته پاسخ دهند.»
همزمان، پیام سردار اسماعیل قاآنی نیز حاوی هشداری آشکار نسبت به تداوم مسیر تنشآفرینی بود. فرمانده نیروی قدس سپاه خطاب به ساکنان سرزمینهای اشغالی نوشت: «غزه هم طوفان دارد؛ اگر به خواست سیاسیونتان حرکت کنید، گرفتار طوفان میشوید. مراقب باشید.» وی همچنین یادآور شد: «وقتی گفتیم حزبالله مرصاد دارد، توجه نکردید گرفتار شدید؛ یکصد نفر تلفات را چه کسی جواب میدهد؟»
اذعان ترامپ به قدرت تعیینکننده ایران.
اما شاید مهمترین شاهد بر ابعاد جهانی این بحران، سخنان دونالد ترامپ باشد؛ سخنانی که امروز بیش از هر زمان دیگری معنای واقعی خود را آشکار کرده است. رئیسجمهور امریکا چند روز پیش در اجلاس جی۷ اذعان کرده بود: «اگر به بمباران ایران ادامه میدادیم، کشتیها دیگر نمیتوانستند تردد کنند.» او همچنین تصریح کرده بود: «ذخایر نفت ما حدود چهار هفته دیگر تمام میشد. ذخایر جهان واقعاً تمام میشد.» این جملات در حقیقت اعتراف صریح به یک واقعیت ژئوپلیتیکی است؛ اینکه راهحل نظامی علیه ایران نه تنها امنیت منطقه را تأمین نمیکند، بلکه میتواند بزرگترین شریان انرژی جهان را از کار بیندازد و اقتصاد بینالمللی را با بحرانی بیسابقه مواجه سازد. به بیان دیگر، رئیسجمهور امریکا خود اذعان کرده است که تنگه هرمز با بمباران و فشار نظامی قابل مدیریت نیست و هرگونه بیثباتی در این منطقه مستقیماً به بازار جهانی انرژی منتقل خواهد شد.
رژیمی که تنها زبان قدرت را میفهمد
اکنون پرسش اصلی این است که مسئولیت این وضعیت بر عهده چه کسی است؟ پاسخ را باید در همان نقطه آغاز بحران جستوجو کرد؛ در نقض بند اول تفاهمنامه. رژیم صهیونیستی از نخستین روز اجرای توافق نشان داد که حاضر به پذیرش پایان جنگ در لبنان نیست. این رژیم با تشدید حملات موشکی، ادامه اشغالگری و بیاعتنایی به تعهدات بینالمللی ثابت کرد که تنها زبان قدرت را میفهمد و هیچ اعتقادی به راهحلهای سیاسی ندارد. در مقابل، ایالات متحده نیز به عنوان امضاکننده تفاهمنامه و حامی اصلی تلآویو نتوانست یا نخواست متحد خود را وادار به اجرای تعهدات کند. به همین دلیل، امروز واشینگتن در برابر یک آزمون تاریخی قرار گرفته است؛ آزمونی که نتیجه آن تنها سرنوشت لبنان یا منطقه را تعیین نخواهد کرد، بلکه بر اقتصاد جهانی نیز اثر خواهد گذاشت.
ترامپ در میانه ۲ انتخاب
دونالد ترامپ اکنون باید میان دو گزینه انتخاب کند؛ یا رژیم صهیونیستی را به عنوان سگ هار امریکا در منطقه به توقف حملات، اجرای کامل بند نخست تفاهمنامه و عقبنشینی به مرزهای رسمی لبنان وادار سازد، یا مسئولیت پیامدهای اقتصادی ناشی از تداوم بحران را بپذیرد. پیامدهایی که خود او پیشتر درباره آنها هشدار داده و گفته بود ادامه این روند میتواند موجب توقف تردد کشتیها و پایان یافتن ذخایر نفتی جهان شود. برآیند تحولات اخیر یک پیام روشن دارد؛ آنچه امروز بزرگترین شریان حیاتی اقتصاد جهان را در معرض انسداد قرار داده، نه خواست کشورهای منطقه برای ثبات، بلکه ماجراجوییهای رژیم صهیونیستی و حمایت مستمر امریکا از این رفتارهاست. از این رو، اگر جهان نگران امنیت انرژی، ثبات بازارها و جلوگیری از یک شوک بزرگ اقتصادی است، باید ریشه بحران را در همان نقطهای جستوجو کند که توافق پایان جنگ نقض شد؛ جایی که رژیم صهیونیستی بار دیگر نشان داد بزرگترین عامل برهمزننده امنیت منطقهای و جهانی است.