جوان آنلاین: جنگ اگرچه در میدان نبرد به پایان رسید، مرحله تعیینکننده آن اکنون بر سر میز مذاکره جریان دارد؛ میزی که به روایت محمدباقر قالیباف نه از دل عقبنشینی، بلکه از متن مقاومت، اقتدار و شکست راهبردی دشمن شکل گرفته است. «ملت مبعوث»، ایران با حضور کمنظیر خود در صحنه و نیروهای مسلح با نمایش توان بازدارندگی و پاسخهای قاطع به تجاوزات امریکا و رژیم صهیونیستی، طرف مقابل را وادار کردند از موضع تهدید به پذیرش واقعیتهای جدید تن دهد. در چنین شرایطی، مذاکره دیگر محل امتیازدهی نیست؛ عرصهای برای تثبیت دستاوردهای جنگ، ثبت حقوق ملت ایران و تبدیل پیروزی میدانی به دستاوردهای سیاسی، حقوقی و اقتصادی است؛ مسیری که به گفته رئیس هیئت مذاکرهکننده، تنها با حفظ انسجام ملی، اقتدار دفاعی و هوشیاری در برابر بدعهدی دشمن به سرانجام خواهد رسید.
محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی و رئیس هیئت مذاکرهکننده جمهوری اسلامی ایران در گفتوگوی ویژه خبری با مردم به تشریح ابعاد توافق اخیر، روند مذاکرات و نسبت میان میدان و دیپلماسی پرداخت. او در این گفتوگو با تأکید بر اینکه جمهوری اسلامی پس از ناکام گذاشتن اهداف امریکا و رژیم صهیونیستی وارد فرایند مذاکره شده است، تلاش کرد تصویری از «دیپلماسی اقتدار» ارائه دهد؛ روایتی که در آن قدرت نظامی، انسجام ملی، حضور مردم و مذاکره، حلقههای یک زنجیره واحد برای استیفای حقوق ملت ایران محسوب میشوند.
قالیباف در واقع کوشید به یکی از مهمترین مناقشات سالهای اخیر در فضای سیاسی کشور پاسخ دهد، اینکه آیا مذاکره و مقاومت دو مسیر متفاوتند یا دو روی یک راهبرد واحد؟ رئیس هیئت مذاکرهکننده با تکیه بر تجربه جنگ اخیر، استدلال کرد که قدرت نیروهای مسلح و حضور ملت ایران دشمن را به پذیرش واقعیتهای میدان وادار کرد و اکنون وظیفه دستگاه دیپلماسی، تثبیت همان دستاوردها در قالب توافقات سیاسی و حقوقی است.
دشمن به هیچ یک از اهداف خود نرسید
قالیباف در این گفتوگو بارها بر این نکته تأکید کرد که دشمن به هیچیک از اهداف خود در جنگ دست نیافت و جمهوری اسلامی توانست با اتکا به قدرت نیروهای مسلح، انسجام ملی و حضور مردم، معادله نبرد را به سود خود تغییر دهد. از همینرو، او مذاکره را نه نقطه مقابل مقاومت، بلکه امتداد همان مقاومت در عرصه سیاسی معرفی کرد.
در واقع، مهمترین پیام قالیباف به افکار عمومی این بود که توافق زمانی ارزشمند است که محصول قدرت باشد. او تصریح کرد اگر موشکها، اقتدار نیروهای مسلح و ایستادگی مردم نبود، اساساً طرف مقابل حاضر به پذیرش شرایط جدید نمیشد. از این منظر، مذاکره نه جایگزین قدرت نظامی بلکه ثمره آن است. بخش مهمی از سخنان قالیباف متوجه جریانهایی بود که هرگونه مذاکره را نشانه عقبنشینی تلقی میکنند. او تلاش کرد این نگاه را به چالش بکشد و با یادآوری تجربههای میدانی اخیر، استدلال کند که «مذاکره نیز یک روش مبارزه است.»
قدرت تنها پشتوانه ضمانتآور توافق
قالیباف تأکید کرد در همان زمانی که مذاکرات جریان داشت، پاسخهای نظامی ایران به اقدامات دشمن متوقف نشد و هر جا تجاوزی صورت گرفت، پاسخ متناسب نیز داده شد. او عملاً این پیام را مخابره کرد که جمهوری اسلامی وارد مذاکرهای نشده که در آن قدرت خود را کنار بگذارد یا ابزارهای بازدارندگیاش را تعطیل کند. از نگاه او، شعارزدگی بدون پشتوانه عملی نهتنها کمکی به کشور نمیکند، بلکه دشمن را گستاختر میکند. بنابراین نقد او متوجه کسانی است که صرفاً بر ادبیات تند تکیه میکنند، اما راهبرد عملی برای تأمین منافع ملی ارائه نمیدهند.
در سوی دیگر، قالیباف برای طرفداران تعامل با غرب نیز پیام روشنی داشت. او با یادآوری تجربه برجام و خروج امریکا از تعهدات خود، تأکید کرد که هیچ توافقی بهتنهایی ضمانتآور نیست و مهمترین تضمین، قدرت ملی است. به بیان دیگر، او گفت که جمهوری اسلامی نه با خوشبینی و اعتماد به امریکا، بلکه با «بیاعتمادی کامل» وارد گفتوگو شده است. از این منظر، توافق زمانی معتبر است که اجرای عملی تعهدات طرف مقابل بهویژه در حوزه رفع محدودیتها، آزادسازی داراییها و تأمین منافع اقتصادی کشور قابل راستیآزمایی باشد. بنابراین قالیباف همزمان با دفاع از اصل مذاکره، مرز خود را با هرگونه نگاه خوشبینانه یا اعتمادمحور به امریکا حفظ میکند و بر اصل اقدام در برابر اقدام تأکید دارد.
میدان خدمت، اولویت بعد از توافق
شاید مهمترین دستاورد نظری سخنان قالیباف تلاش برای پایان دادن به دوگانهای باشد که سالها در فضای سیاسی کشور وجود داشته است. او از چهار میدان «نظامی»، «مردمی»، «دیپلماسی» و «خدمت» سخن گفت و معتقد است این میدانها مکمل یکدیگرند. براساس این نگاه، نیروهای مسلح امنیت و اقتدار را تولید میکنند، مردم پشتوانه مشروعیت و استقامت ملی هستند، دیپلماسی دستاوردها را تثبیت میکند و در نهایت دولت و سایر نهادها باید این دستاوردها را به بهبود معیشت مردم تبدیل کنند. در این چارچوب، توافق نه پایان مبارزه، بلکه آغاز مرحله جدیدی از رقابت و تلاش برای بهرهبرداری از نتایج مقاومت است.
قالیباف در بخش پایانی سخنان خود، افق پس از توافق را ترسیم کرد. «اکنون پرچم باید از میدان جنگ و مذاکره به میدان خدمت منتقل شود.» این بخش از اظهارات او اهمیت ویژهای دارد، زیرا مشروعیت هر توافقی در نهایت به میزان تأثیر آن بر زندگی مردم گره خورده است. از همینرو، او تأکید کرد اولین بهرهمندان توافق باید مردم باشند و آثار اقتصادی آن باید در زندگی روزمره جامعه مشاهده شود. در کنار آن، بازسازی و تقویت توان دفاعی کشور نیز بهعنوان یک ضرورت راهبردی مطرح میشود.
نه به وادادگی و شعارزدگی
خلاصه پیام قالیباف این است که جمهوری اسلامی، نه جنگ را باخته و به مذاکره پناه آورده و نه مذاکره را جایگزین مقاومت کرده است. روایت او بر این پایه استوار است که دشمن در تحقق اهداف خود شکست خورده، ایران توانسته قدرت بازدارندگی خود را به نمایش بگذارد و اکنون زمان آن رسیده که این پیروزی در قالب اسناد سیاسی و حقوقی تثبیت شود. پیام همزمان او به موافقان و مخالفان داخلی نیز روشن است: نه وادادگی پذیرفتنی است و نه شعارزدگی. آنچه میتواند منافع ملی را تأمین کند، «عقلانیت همراه با اقتدار» و «دیپلماسی مبتنی بر قدرت» است؛ دیپلماسی که پشتوانه آن مردم، نیروهای مسلح و انسجام ملی است.
سخنان محمدباقر قالیباف را میتوان تلاشی برای تبیین منطق جمهوری اسلامی در مرحله پس از جنگ دانست؛ مرحلهای که در آن، پیروزی نظامی باید به دستاورد سیاسی، حقوقی و اقتصادی تبدیل شود. محور اصلی اظهارات رئیس هیئت مذاکرهکننده این بود که ایران، نه از موضع ضعف و نه تحت فشار، بلکه پس از ناکام گذاشتن اهداف اعلامی امریکا و رژیم صهیونیستی وارد فرایند مذاکره شده است.