جوان آنلاین: عمادالدین باقی در برداشتی شخصی از بند۲ تفاهمنامه نوشته است: «طبق مدلول بند۲، زین پس در ایران شعار مرگ بر امریکا یا سوزاندن پرچم امریکا و زیر پا گذاشتن آن ممنوع است، چون ناقض این تفاهم است!»
این برداشت با روحیات غربدوستی ایشان بیشتر هماهنگ است تا با واقعیت میدانی. خود امریکاییها تا این حد انتظار از هیچ کشوری ندارند، حتی از دوستان و متحدان خودشان، چنانکه شعار مرگ بر امریکا یک شعار جهانی شده و در اروپا و غرب و شرق سر داده میشود و پرچم امریکا نیز در هر کوی و برزنی در جهان آتش زده میشود. پس مبادا که عمادالدین، عماد حریم امریکا شود و از هول هلیم تفاهم در دیگ شیطان بیفتد!
او همچنین نوشته است: «وقتی با دولت امریکا که مبادرت به کشتار شهروندان بیگناه و ترور رهبران سیاسی و نظامی کشور کرده و خسارتهای عظیم اقتصادی وارد آورده، میتوان وارد مذاکره برد- برد شد، چرا در داخل کشور نتوان همین راهبرد را اتخاذ کرد؟» این آشکارا مغالطه بین مسائل سیاست خارجی با سیاست داخلی است. جریانهای سیاسی داخل باید تابع قانون اساسی و حاکمیت باشند و در این محدوده عمل کنند، این چه ربطی دارد به رفتار ما با دشمن خونریز؟! اینکه باقی و دوستان خودشان را با اسرائیل و امریکا مقایسه کنند و بگویند، حالا که با امریکا صلح کردی با ما هم بکن، از آن حرفهای عجیب است و بهنظر میرسد نویسنده در ناخودآگاه خویش، دشمنیاش با نظام و حکومت ایران را کمتر از دشمنی صهیونیسم و امریکا ندیده است!
اینجور حرفها را همیشه اصلاحطلبان در چنین بزنگاههایی زدهاند و نتیجهاش فقط ریختن آب به آسیاب دشمن و جریکردن دشمن بوده است. کسی که در این موقعیت که هنوز تفاهم نه به دار است و نه به بار، خودش را کاندیدا میکند که دار و عماد پرچم امریکا در ایران باشد، تا آن را از سوختن یا زیر پا گذاشتن نجات دهد، ایرانی باغیرتی نیست. اول فکر این باشید که امریکا به این تفاهم و به شما چیزی میدهد یا نه، بعد سخاوتمندانه هرچه را دارید به پای امریکا بریزید.