رقم تجارت ایران و امارات (شیخنشینی که از استان پرافتخار خراسان جنوبی ما کوچکتر است) حدود ۲۵ میلیارد دلار بود. اگر واسطهها فقط ۲ درصد برای نقل و انتقال پول و تسویه این حجم از تجارت دریافت کنند، در کمترین حالت ۴۵۰ میلیون دلار در سال (یعنی حدود ۸۰ هزار میلیارد تومان) برای آنها سودآوری دارد جوان آنلاین: طبق آمارهای سازمان توسعه تجارت، تا پیش از جنگ رمضان، رقم تجارت ایران و امارات (شیخنشینی که از استان پرافتخار خراسان جنوبی ما کوچکتر است) حدود ۲۵ میلیارد دلار بود. اگر واسطهها فقط ۲ درصد برای نقل و انتقال پول و تسویه این حجم از تجارت دریافت کنند، در کمترین حالت ۴۵۰ میلیون دلار در سال (یعنی حدود ۸۰ هزار میلیارد تومان) برای آنها سودآوری دارد. طی دو دهه تحریم، امارات فقط یک مسیر واردات برای ایران نبود، بلکه به مرکز یک اقتصاد سیاسی واسطهای تبدیل شد که در آن صرافیها، شبکههای تراستی، شرکتهای ثبتشده و بخشی از ذینفعان داخلی از تداوم تجارت غیرمستقیم و دورزدن ساختار رسمی، سودهای کلان به دست آوردند. با وقوع جنگ تحمیلی امریکایی- صهیونی علیه ایران، امارات یکی از کارفرمایان و مادرخرجهای این جنگ بود. با حذف امارات از تجارت با ایران در ایام جنگ و دوره آتشبس، ایران به سمت مسیرهای تجاری مستقیم با چین و روسیه رفته است، اما برخی ذینفعان تجارت با امارات در تلاش برای بازگرداندن تجارت ایران و امارات به حالت قبل از جنگ هستند.
دادههای رسمی نشان میدهد کمی بیش از ۳۰درصد کالاهای وارداتی (مثل موبایل و لوازم جانبی، خودرو و قطعات خودرو و حتی لوازم آرایشی و پوشاک) از بنادر امارات به ایران میرسد. کشوری که مساحتش به اندازه خراسان جنوبی نیست، تا پیش از جنگ بالاتر از چین و ترکیه و هر کشور دیگری از لحاظ ورود کالا به ایران سهم داشته است.
کشوری که روزگاری «کریدور طلایی دورزدن تحریمها» نامیده میشد، اکنون به میدان تخاصم تمامعیار بین دو کشور تبدیل شده است. در سالهای قبل از جنگ، امارات با سهمی ۳۰ میلیارد دلاری از کل تجارت ایران (صادرات و واردات) گرچه شریک بزرگ تجاری برای ایران بود، در پشت پرده یک رقیب موذی برای تهران به حساب میآمد.
تجارت ایران و امارات عمدتاً شکلی واسطهای داشت. به عبارتی، بندرها و مناطق آزاد امارات نقشی فراتر از یک انبار ترانزیتی برای کالاهای ایرانی ایفا نمیکردند؛ جایی که کالاهای وارداتی برای فرار از شبکه تحریمهای ظالمانه، ابتدا به نام امارات بارگیری و سپس روانه ایران میشدند. این مدل واردات مجدد عملاً وابستگی راهبردی ایران به یک متحد ناپایدار را رقم زده بود. در بخش صادرات نیز جز بخشی از کالاهای خام (در بخش کشاورزی و بعضاً معدنی) که به مصرف امارات میرسید، مابقی باز هم صادرات مجدد کالاهای ایرانی بود.
در این وابستگی تجاری، بیش از ۸۰ درصد تسویه ارزی ایران از طریق درهم امارات انجام میگرفت. صدها صرافی و شرکتهای تراستی در دبی و ابوظبی مستقر بودند تا ماشین پیچیده دورزدن تحریمها را هدایت کنند. این زیرساخت مالی، عملاً کلید بازار ارز ایران را در اختیار یک کشور کوچک و شرور در حاشیه خلیج فارس قرار داده بود. امارات فقط یک مسیر واردات برای ایران نبود، بلکه به مرکز یک اقتصاد سیاسی واسطهای تبدیل شد که در آن صرافیها، شبکههای تراستی، شرکتهای ثبتشده و بخشی از ذینفعان داخلی از تداوم تجارت غیرمستقیم و دورزدن ساختار رسمی، سودهای کلان به دست آوردند. با وقوع جنگ تحمیلی امریکایی- صهیونی علیه ایران، روابط دو کشور (ایران و امارات) اکنون در نقطه صفر تخاصم قرار دارد و تجارت ۳۰ میلیارد دلاری پیشین دیگر احیا نخواهد شد. در چنین شرایطی، ایران باید نقشه تجاری و ارزی خود را بازتعریف کرده و با جایگزین کردن سایر کشورها، تجارت با امارات را خط بزند. در این مسیر، دو تصمیم قطعی پیش روی ایران است: نخست، قطع کامل یا انتقال عمده تجارت از بنادر امارات و دوم، خروج سیستماتیک تسویه ارزی از دبی به مقصد سایر کشورهای منطقه و حتی فرامنطقه.
دلالان سالانه حدود ۸۰ هزار میلیارد تومان از تجارت با امارات سود بردند
طبق آمارهای سازمان توسعه تجارت، تا پیش از جنگ رمضان، رقم تجارت ایران و امارات حدود ۲۵ میلیارد دلار بود، اما فقط ۱۰ درصد این رقم به تجارت مستقیم این دو کشور مربوط میشد. ۹۰ درصد حجم تجارت مربوط به کالاهایی بود که از امارات فقط به عنوان واسطه تجاری برای انتقال آنها استفاده میشد. اگر واسطهها فقط ۲ درصد برای نقل و انتقال پول و تسویه این حجم از تجارت دریافت کنند، در کمترین حالت ۴۵۰ میلیون دلار در سال (یعنی حدود ۸۰ هزار میلیارد تومان) برای آنها سودآوری دارد. این عدد بدون محاسبه سود خواب پول در حسابهای واسطهها، استفاده از اختلاف نرخ ارز و کارمزد تغییر اسناد و... است.
دلالان تجاری ایران و امارات فعال شدند
شنیدههای فارس حاکی از آن است که برخی افراد در تلاش برای بازگرداندن تجارت ایران و امارات به حالت قبل از جنگ هستند. این تلاش همزمان با حرکت ایران به سمت مسیرهای تجاری جایگزین (همچون مسیرهای شمالی و تجارت مستقیم با بقیه کشورها و چین و روسیه) در حال انجام است.
ضرورت حذف امارات از شریک تجاری ایران
مرتضی کوهنورد، نایبرئیس کمیسیون واردات اتاق ایران، میگوید اگر محدودیتهای تحریمی وجود نداشت، بخش بزرگی از مبادلاتی که امروز از طریق امارات و بهویژه دبی انجام میشود، اساساً نیازی به حضور این کشور به عنوان واسطه نداشت.
اما رئیس اسبق سازمان توسعه تجارت، علیرضا پیمانپاک، میگوید بانک مرکزی فقط در ۵۰ روز از جنگ ۲ میلیارد دلار از طریق سازوکاری که در شبکه بانکی روسیه و چین ایجاد شده بود منتقل کرد با هزینه کارمزد ۵۰ دلار برای یک میلیارد دلار، درست در زمانی که امارات کل روابط مالی را با ما قطع کرد.
همچنین محمد امینیرعیا، مدیر اندیشکده اقتصاد، در این خصوص به فارس میگوید: شبکه تجارتی که در امارات شکل گرفته بود، ۱۵ تا ۲۰ درصد برای ما هزینه ارزی ایجاد کرده است. او معتقد است از لحاظ امنیتی نیز این شبکهای که در امارات وجود دارد و مستقر است، کاملاً تحت تسلط و تحت سلطه آن کسی است که ما را تحریم کرده است. با این حال، منافع برخی شرکتها، مجموعهها و اقتصاد سیاسی شکلگرفته در آنجا تغییر را سخت کرد.
مرکز پژوهشهای مجلس، توسعه پیمانهای پولی دوجانبه، اتصال به شبکههای مالی غیرغربی و استفاده از سازوکارهای بانکی چین و روسیه را از راهکارهای کاهش وابستگی به واسطههای تجاری معرفی کرده است.