در پی حادثه میناب، مفهومی تازه از جایگاه معلم شکل گرفته که او را از یک نقش فنی، به کنشگری هویتساز، تحلیلگر و حماسهآفرین ارتقا میدهد جوان آنلاین: در پی حادثه میناب، مفهومی تازه از جایگاه معلم شکل گرفته که او را از یک نقش فنی، به کنشگری هویتساز، تحلیلگر و حماسهآفرین ارتقا میدهد. این رویکرد تازه چهار بنیان اساسی را برجسته میکند: واسطه فیض بودن، بازنگری در تربیت معلم، ارائه دشمنشناسی وجودی در عصر رسانه و نقشآفرینی در تبدیل تراژدی به حماسه ارادهساز.
به گزارش «جوان» فرهاد لیثی، رئیس اداره پژوهشسراهای دانشآموزی کشور، در تبیین نقش نوین معلم در مکتب تربیتی میناب، نخست به تحول بنیادین جایگاه معلم اشاره کرد و گفت: معلم در مکتب میناب دیگر صرفاً یک «تکنیسین آموزش» نیست؛ هویت جدید او به عنوان «واسطه فیض و شهادت» تعریف میشود. معلم در این نقش، فقط مدیر و آموزشدهنده در کلاس نیست، بلکه یک *روشنگر* است؛ کسی که در راه رشد و تعالی انسانها، از خود میگذرد، ارزشهای انسانی، اخلاقی و معنوی را به نسل آینده انتقال میدهد و در عین حال، خود به عنوان نمونه و الگویی در میدان عمل حضور دارد. واژه «واسطه فیض» بر این نکته تأکید میکند که معلم باید بتواند از داخل وجود و عمل خود، بذر معانی عمیق را در دل دانشآموزان بکارد و آن را در قالب احساس معنویت، مسئولیتپذیری و انگیزهمندی پرورش دهد. خلاصه اینکه، هویت معلم در این عصر باید در پیوند با ارزشهای متعالی، معنویت و شهادت در راه رشد و سعادت انسانها قرار گیرد و بهعنوان واسطهای مؤثر در انتقال فیض ربانی و انسانی عمل کند.
وی سپس به نقش الگویی معلمان شهید در اصلاح متون آموزشی پرداخت و اظهار داشت: سیره تربیتی معلمان شهید این مدرسه، درسآموختههایی جدی برای بازنگری در متون آموزشی دانشگاه فرهنگیان دارد. در این چارچوب، محتوای متون دانشگاه فرهنگیان باید به سمت اصلاح و غنای ساحتهای اخلاقی و ارزشی برود، تا بر اساس الگوهای تربیتی معلمان شهید، تربیت معلمانی با مهارتهای اخلاقی، مسئولیتپذیری و فرهنگ شهادت پایهریزی شود. ساختارهای آموزشی نیز باید به گونهای طراحی شود که آموزشها علاوه بر دانش تخصصی و مهارتهای فنی، شامل تربیت هویت، روحیه فداکاری و اخلاق حرفهای هم باشد.
لیثی در بخش سوم سخنان خود، به سؤال چالشبرانگیز چگونگی انتقال «دشمنشناسی وجودی» در عصر رسانههای نوین پاسخ داد و گفت: اولین گام، تعریف دقیق و روشنی از مفهوم «دشمنهای وجودی» است؛ یعنی شناخت عمیق و علمی از عواملی مانند جهل، ناآگاهی، افسردگی، بیعدالتی، خشونت، مصرفزدگی و انواع شیطنتهای رسانهای و فضای مجازی که تهدیدکننده حیات معنوی و فکری انسانند. مهمترین راهبرد در انتقال این مفهوم، بهرهگیری از رویکردهای تحلیلی و فعال است؛ یعنی معلم باید آموزش بدهد که دانشآموز بتواند خودش نسبتها و پیامدهای پیرامون خود را تحلیل کند، نه اینکه صرفاً شعارهای کلی بدهد. این کار با آموزش تفکر انتقادی، تحلیل اخبار، بررسی رویدادهای جاری و تمرینهای استدلال منطقی میتواند عملی شود.
او در ادامه افزود: در کنار این، ایجاد فضای گفتوگو و کار تیمی و ارائه نمونههای واقعی از تهدیدهای وجودی ـ مانند مطالعه موردی یا پروژههای تحقیقاتی ـ دانشآموز را به درک عملی و تجربی از مفهوم دشمنشناسی نزدیک میکند. لازم است معلم خود الگوی صداقت، انصاف و پیگیری مستمر باشد و فضای تعاملی و خلاقانهای را برای یادگیری عمیق و عملی فراهم آورد تا دانشآموز را به فردی آگاه، مقاوم و پرسشگر بدل سازد و او را در مسیر رشد و هویتسازی قرار دهد.
رئیس اداره پژوهشسراهای دانشآموزی کشور در محور چهارم به نقشهای چندلایه معلم در تبدیل «ترومای فاجعه میناب» به «حماسه ارادهساز» پرداخت و گفت: نقش معلمان در فرآیند تبدیل یک «ترومای فاجعه» همچون حادثه میناب به «حماسه ارادهساز»، نقشی محوری، راهبردی و تربیتی است که بر پایه اهمیت آموزش مقاومت، همبستگی و اراده جمعی استوار است. در حقیقت، معلمانی که این رویداد تراژیک را به عنوان یک فرصت تربیتی و هویتی مینگرند، باید بتوانند با انتقال ارزشهای انسانی، اخلاقی و اجتماعی، فرآیند نوسازی و بازسازی روحی و روانی دانشآموزان و جامعه را هدایت کنند. نقش معلم در این فرآیند، نه تنها آموزش مفهومی و مهارتی، بلکه تربیت روحیه اراده، خلاقیت و مسئولیتپذیری را تقویت میکند.
او در تشریح الزامات این نقش ادامه داد: معلم در این مسیر باید روایتهای فرهنگی و تربیتی ارائه دهد که بر پایه اراده، فداکاری و ایمان استوار است. معلم باید توانمندساز باشد تا بحرانهای فردی و جمعی به بستری برای خلاقیت، رشد و تحول تبدیل شوند. معلم باید محیط امن و پرانگیزهای ایجاد کند که دانشآموزان بتوانند ترسها و ناامیدیهای خود را بیان و مدیریت کنند و در مسیر ساختن حماسه، هر چه بیشتر احساس مسئولیت کنند. در این فرآیند، معلم تضمینکننده انتقال ارزشها و معناهای برتر است؛ او باید توده فروخورده، رنجدیده و دردمند را به سمت منابع قدرت درونی و همبستگی برانگیزد.
لیثی در پایان خاطرنشان کرد: در نهایت، معلم باید روحیه مقاومت، اراده و وابستگی به هدفهای معنوی را به عنوان یک حماسه انسانی برای نسل آینده بسازد. این نقش، فراتر از انتقال محتوای درسی است، بلکه به تربیت فردی و جمعی در مسیر پیروزی درونی و جهانی منجر میشود.