کد خبر: 1362347
تاریخ انتشار: ۱۷ خرداد ۱۴۰۵ - ۲۳:۰۰
«راش» حقیقت جنگ را بدون روتوش روایت می‌کند کارگردان مستند «راش» می‌گوید: ایده این کار از همان روز‌های دوم و سوم جنگ به ذهن ما رسید. از شکل‌گیری ایده تا تولید و انتشار نخستین قسمت‌ها حدود یک تا دو هفته زمان برد.  در ابتدا به‌صورت مستقل و خودجوش در فضای مجازی منتشر می‌کردیم. تا حدود پنج یا شش قسمت نیز به همین شکل پیش رفتیم و بازخورد‌های بسیار خوبی دریافت کردیم

جوان آنلاین: مسعود دهنوی، مستندساز و کارگردان مجموعه مستند کوتاه «راش»، معتقد است مخاطب امروز بیش از هر زمان دیگری به روایت‌های بی‌واسطه و بدون دستکاری اعتماد می‌کند. او در این گفت‌و‌گو از ایده شکل‌گیری «راش»، حضور در کانون بحران، ثبت لحظه‌های بمباران و تلاش برای نمایش «حقیقت بدون روتوش» سخن می‌گوید. در روز‌هایی که جنگ و بحران، میدان رقابت روایت‌ها و تصاویر است، اعتماد مخاطب به رسانه‌ها بیش از گذشته اهمیت پیدا می‌کند. مجموعه مستند کوتاه «راش» با همین دغدغه شکل گرفته است؛ مجموعه‌ای که به جای تکیه بر روایت‌های متعارف و تدوین‌های پیچیده، تلاش می‌کند فیلم‌های خام و ثبت‌شده در لحظه را به مخاطب ارائه کند. این مجموعه که با محوریت وقایع جنگ و حملات اخیر تولید شده، اکنون با حمایت حوزه هنری در فضای مجازی منتشر می‌شود. مسعود دهنوی، مستندساز این مجموعه، در این گفت‌و‌گو از ایده شکل‌گیری «راش»، تجربه حضور در صحنه‌های بحران و اهمیت فرم‌های تازه در روایت مستند سخن گفته است. 

چه شد که در مستند «راش» این نوع روایت را انتخاب کردید و ایده شکل‌گیری این مجموعه از کجا آغاز شد؟

در جریان جنگ ۱۲ روزه، ما هم تلاش کردیم تا حد امکان در متن حوادث حضور داشته باشیم و اتفاقات را ثبت کنیم. در همان روز‌ها به این نتیجه رسیدیم که بخشی از مخاطبان نسبت به تصاویر و گزارش‌های رسانه‌ای اعتماد کافی ندارند. حتی اگر تصاویر واقعی باشند، به دلیل فرایند تدوین، حذف برخی بخش‌ها یا اضافه شدن توضیحات و روایت‌ها، این تصور شکل می‌گیرد که واقعیت دستخوش تغییر شده است. 

به همین دلیل نخستین مسئله ما این بود که آنچه را به‌وضوح در میدان می‌بینیم، بدون واسطه و بدون روتوش به مخاطب منتقل کنیم. نه قصد اغراق داشتیم و نه می‌خواستیم روایت خاصی را تحمیل کنیم. هدف ما انتقال حقیقت بود. از همین جا ایده «راش» شکل گرفت؛ اینکه فیلم‌های خام و ثبت‌شده در صحنه را در بستری قابل مشاهده و قابل تحلیل در اختیار مخاطب قرار دهیم. احساس کردیم این شیوه هم اعتماد مخاطب را جلب می‌کند و هم امکان انتقال حقیقت را فراهم می‌آورد. 

نکته مهم این بود که راش‌های ضبط‌شده در زمان بحران، خودشان سرشار از قصه هستند. در دل همان تصاویر خام، روایت‌های انسانی و تأثیرگذاری وجود دارد که نیازی به ساختن یا افزودن چیزی به آنها نیست. نوع تدوین این مستند هم متناسب با فضای مجازی طراحی شده است. 

همین‌طور است. از ابتدا تصور می‌کردیم مخاطب اصلی این مجموعه، مخاطب تلویزیون نباشد و بیشتر کاربران فضای مجازی را هدف قرار داده بودیم. تجربه هم نشان داد این قالب در فضای مجازی بیشتر مورد استقبال قرار می‌گیرد. 

ریتم کار‌ها تندتر است، زمان کوتاه‌تری دارند و سریع‌تر به اصل موضوع می‌رسند. ضمن اینکه در فضای مجازی برخی محدودیت‌هایی که در رسانه‌های رسمی وجود دارد، کمتر است و امکان نمایش بخش‌هایی از واقعیت فراهم می‌شود. همه این عوامل کمک کرد تا بتوانیم برنامه‌ای تولید کنیم که ادعا داشته باشد حقیقت را تا حد امکان بی‌واسطه نشان می‌دهد. 

در روز‌های جنگ چگونه به محل حوادث می‌رسیدید؟

در ابتدا یک گروه پنج‌نفره بودیم. تلاش می‌کردیم هر جا که مورد اصابت قرار می‌گرفت، به‌ویژه اگر منطقه مسکونی بود و امکان تصویربرداری وجود داشت، خودمان را به آنجا برسانیم. برای ما مهم‌ترین مسئله، حضور در لحظه حادثه و در کانون بحران بود. 

طبیعتاً در همه موارد موفق نبودیم. گاهی دیر می‌رسیدیم یا از وقوع حادثه مطلع نمی‌شدیم. اما هرچه جلوتر رفتیم متوجه شدیم بسیاری از دوستان مستندساز ما نیز مشغول ثبت همین لحظه‌ها هستند. به همین دلیل تصمیم گرفتیم علاوه بر تصاویر خودمان، از راش‌های ثبت‌شده ازسوی دیگر مستندسازان نیز استفاده کنیم. به نظرم این بخش‌ها از جذاب‌ترین قسمت‌های مجموعه هستند. 

در روایت این حوادث بیشتر به دنبال روایت فاجعه بودید یا روایت سوگ یا اقتدار؟

تنها روایت حقیقت. برای ما حقیقت مهم‌ترین مسئله بود. نه اصراری داشتیم که حتماً تصویری فاجعه‌بار ارائه کنیم و نه می‌خواستیم صرفاً بر امید یا اقتدار تمرکز کنیم. تنها هدف ما این بود که واقعیت را بدون روتوش به مخاطب منتقل کنیم. 

البته حضور در چنین شرایطی دشواری‌های خاص خود را داشت. گاهی با مسائل امنیتی مواجه می‌شدیم، دوربین‌های‌مان ضبط می‌شد یا برخی فایل‌ها از بین می‌رفت. اما با استفاده از تجربه حرفه‌ای و مجوز‌هایی که در اختیار داشتیم، تلاش کردیم کار را ادامه دهیم. آنچه امروز منتشر شده، تنها بخشی از واقعیتی است که توانستیم ثبت کنیم؛ بخش‌های زیادی نیز هرگز ثبت نشد. 

اولین قسمت «راش» چه زمانی منتشر شد؟

ایده این کار از همان روز‌های دوم و سوم جنگ به ذهن ما رسید. از شکل‌گیری ایده تا تولید و انتشار نخستین قسمت‌ها حدود یک تا دو هفته زمان برد. 

در ابتدا به‌صورت مستقل و خودجوش در فضای مجازی منتشر می‌کردیم. تا حدود پنج یا شش قسمت نیز به همین شکل پیش رفتیم و بازخورد‌های بسیار خوبی دریافت کردیم. پس از آن به دنبال مجموعه‌ای بودیم که بتواند از ادامه کار حمایت کند و در این مرحله حوزه هنری به‌خوبی وارد میدان شد و از پروژه پشتیبانی کرد. 

چگونه محل اصابت‌ها را پیدا می‌کردید؟

به‌صورت سرخ‌پوستی. از طریق دود و صدا. اغلب با دیدن دود و شنیدن صدای انفجار مسیر را پیدا می‌کردیم. گاهی از دوستانی که در هلال‌احمر یا آتش‌نشانی حضور داشتند اطلاعات می‌گرفتیم. بعضی اطلاعات درست بود و بعضی نه؛ اما در بیشتر موارد خودمان از روی نشانه‌ها به محل حادثه می‌رسیدیم. واقعاً کار آسانی نبود و گاهی تنها با کمک خداوند موفق می‌شدیم در همان لحظه در محل حاضر شویم. 

شما نگاه متفاوتی نسبت به سوژه دارید. در اثر قبلی شما «موتورسواران» این نوع نگاه مشهود است. این رویکرد از کجا می‌آید؟

همیشه برای من مهم بوده است که به سوژه‌ها از زاویه‌ای متفاوت نگاه کنم. تجربه جنگ ۱۲ روزه به ما نشان داد اگر می‌خواهیم دیده شویم و مخاطب را با خود همراه کنیم، باید به فرم نیز توجه ویژه‌ای داشته باشیم. 

در فضای رسانه‌ای امروز، حجم عظیمی از محتوا تولید می‌شود. ما بررسی کردیم چه چیزی می‌تواند مخاطب را جذب کند؛ منظورم از جذابیت، صرفاً زیبایی نیست، بلکه ویژگی‌ای است که مخاطب را به دیدن و دنبال کردن یک اثر ترغیب کند. 

به همین دلیل تلاش کردیم کاری تولید کنیم که تکراری نباشد و ویژگی خاصی داشته باشد. در آثار قبلی من نیز چنین نگاهی وجود داشته است؛ چه در «موتورسواران» و چه در سریال «مادران» که یک بازیگر در آن هشت‌نقش مختلف را ایفا می‌کرد. 

به گمان من، مخاطب امروز به‌ویژه نسل جوان از فرم‌های تازه استقبال می‌کند. ممکن است محتوا درباره موضوعی باشد که همه درباره آن سخن گفته‌اند، اما ارائه آن در قالبی جدید می‌تواند برگ برنده باشد و مخاطب را با اثر همراه کند. 

آیا سرنوشت برخی سوژه‌های «راش» را بعداً پیگیری کرده‌اید؟

بله. اتفاقاً از طریق صفحه اینستاگرام مجموعه، بازخورد‌های جالبی دریافت کرده‌ایم. اطرافیان برخی افرادی که در مستند حضور داشتند با ما ارتباط گرفتند و درباره آنها توضیح دادند. 

امروز کامنت بسیار تلخی را دیدم. مربوط به اپیزودی بود که در میدان رسالت ضبط شده بود؛ جایی که پدری زیر آوار به دنبال دخترش می‌گشت. ما آن زمان حتی نام دختر را نمی‌دانستیم و سوژه اصلی ما پدر بود. اما بعد‌ها خانمی در کامنت‌ها نوشت: «محدثه جان، بمیرم برایت که باید قصه تو را در اکسپلور ببینم.» آنجا فهمیدیم دختری که در آن حادثه جان باخته بود، دوست همین خانم بوده و او از طریق انتشار مستند با این روایت مواجه شده است. این اتفاق برای ما بسیار تأثیرگذار بود. 

ثبت چنین لحظات تلخی برای گروه فیلمبرداری چه تجربه‌ای بود؟

بسیاری از این صحنه‌ها در وجود ما رسوب کرده‌اند و احتمالاً آثارشان را بعد‌ها بیشتر احساس خواهیم کرد. واقعاً لحظات تلخی بودند. 

در آن شرایط دائماً میان دو انتخاب قرار داشتیم؛ اینکه دوربین را خاموش کنیم و در کنار سوژه همدردی کنیم یا اینکه دوربین را روشن نگه داریم تا هزاران نفر دیگر بتوانند با آن فرد همدرد شوند. ما راه دوم را انتخاب کردیم. 

بار‌ها پیش آمده که فیلمبرداران ما پشت دوربین اشک می‌ریختند، اما همچنان به ثبت تصویر ادامه می‌دادند. سخت بود، اما اگر امروز می‌توانیم درباره آن روز‌ها حرف بزنیم، به خاطر همین لحظات ثبت‌شده است. ثبت واقعیت، هرچند تلخ، ضرورتی بود که نمی‌توانستیم از آن چشم‌پوشی کنیم.

برچسب ها: مستندساز ، کارگردان ، فیلم
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار