«جوان» در گزارشی ریشههای ایرانی و اسلامی حماسه مردمی در جنگ اخیر را بررسی کرده است از دفاع مقدس تا حماسه جنگ رمضان
ایران پس از انقلاب اسلامی، سابقهای کمنظیر در بسیج مردمی دارد. در دفاع مقدس هشتساله اکثر شهدا را بسیجیان داوطلب تشکیل میدادند. رهبر شهید انقلاب همواره بر پیوستگی بعد ملی و بعد اسلامی ایران تأکید داشتند و تجربه تاریخی نشان داده که در لحظه تجاوز خارجی، مرز میان نظام و کشور کمرنگ میشود. جنگ اخیر نیز دقیقاً چنین آزمونی بود. دشمن مستقیم به خاک ایران تاخت و مردم به یاد حماسههای خرمشهر و کربلا این بار در قالب دفاع مقدس جدید ایستادگی کردند. برای یادگاران دفاع مقدس هشتساله، این جنگ تکرار کربلای آن دوران بود، اما این بار دشمن صهیونیستی‑امریکایی بود و دوباره ایرانیان ثابت کردند اهل تسلیم شدن نیستند.
ما همه سرباز وطنیم
از همان ساعات نخست، صحنههایی غیرمنتظره در تهران، اصفهان، تبریز و شیراز رقم خورد. مردمی که پیش از ۹ اسفند از مشکلات اقتصادی و سیاسی گلایه داشتند، ناگهان با شعارهای میهنی و اسلامی به خیابانها آمدند. حرف همه این بود که هرچند من با نحوه اداره کشور مشکل دارم، اما وقتی خارجی به خاک من تجاوز میکند، وظیفه من دفاع از خاکم است.
در روزهای اولیه جنگ، پویش ایران همدل که پیشتر برای حمایت از فلسطین و لبنان شکل گرفته بود، به بزرگترین جنبش مردمی برای همیاری میان ایرانیان تبدیل شد و صدها هزار بسته کمک از این طریق جمعآوری شد. روحیه همیاری ریشه در فرهنگ قناعت و مواسات ایرانی دارد. از گروههای جهادی خودجوش در استانهای مرزی تا طراحی اپلیکیشن برای نقشه پناهگاهها و مسیرهای امن نشان داد هرکسی در حد توان خود پای کار است و این جنگ ثابت کرد که ثروت ملی ایران، بسیج دلهایی است که به نام ایران میتپد.
اسطورههای ایرانی، سلاح روانی
از همان روزهای ابتدایی جنگ، برخی از هنرمندانی که تا به حال اسمی از آنها شنیده نشده بود، آثاری با زبان روز مانند انیمیشنهای لگو یا میم خلق کردند که اتفاقاً مستقیماً به الگوهای کهن ایرانی نیز متکی بود. یا مثلاً نقاشیهای دیواری در تهران، آرش را نشان میداد که این بار موشک به سوی غول صهیونیستی پرتاب میکرد. در این روزها مرز بین افسانه و حقیقت برداشته شده بود و مردم با همزادپنداری نسبت به اسطورههای ملی خود آماده بودند همانطور که آرش کمانگیر جان در چله کمان نهاده بود، برای نگهداری مرز ایران جان خود را پای لانچر فدای حفظ ایران اسلامی کنند و این همان چیزی بود که در پویش بیش از ۳۰ میلیوننفری «جانفدا برای ایران» خود را به خوبی نشان داد.
این گفتمان اقشار غیرمذهبی و حتی برخی سلطنتطلبان سابق را نیز به سکوت یا حمایت ضمنی از جمهوری اسلامی کشاند. این اتفاق خود را در میان کاربران خارج از کشور توییتر به خوبی نشان میداد؛ افرادی حتی با سابقه مخالفت با نظام جمهوری اسلامی ایران یا سلطنتطلبی که بین آرزوی فروپاشی نظام و مخالفت با جنگ مانده بودند و تأکید داشتند در موقعیت دشوار، نه به جمهوری اسلامی و آری به ایران، در کنار جمهوری اسلامی ایران هستند تا ایران بماند.
جهاد، عاشورا و امت واحده
فارغ از جنبههای ملی، دفاع از کشور برای مردم مسلمان ایران جنبههای مذهبی بسیار پررنگی دارد که حتی از مناسبات ملی نیز واجبتر است و این جنبه که در بنیان ایران اسلامی از گذشته وجود داشته، سنگبنای دفاع از کشور در جنگ اخیر نیز بود. تهاجم مستقیم به خاک ایران، بحث وجوب دفاع از سرزمین اسلامی را پیش کشید. علمای حوزههای علمیه در فتواهای جهاد خود، مشارکت در دفاع را بر هر کسی که توانایی آن را داشته باشد واجب دانستند و البته این بار دفاع نه تنها با اسلحه، بلکه حتی با حضور در خیابان نیز به خود رنگ اعتقادی و دینی گرفته بود.
البته این مسئله نه تنها در میان مسلمانان شیعه، بلکه حتی در میان اهل سنت مخصوصاً در استانهای مرزی نیز نمود پیدا کرد و آنان را نیز به صفوف مدافعان کشاند و روحانیون اهل سنت در شهرهای مختلف، لزوم جهاد با امریکا و اسرائیل و دفاع از ناموس و میهن را فریضه عینی اعلام کردند. در ایران، جنبه دینی دفاع از کشور حتی منحصر به مسلمانان نیست و در جنگ اخیر نیز دیدیم روحانیون زرتشتی، ارمنی و کلیمی نیز ایرانیان همکیش خود را به دفاع از کشور فراخواندند.
از سوی دیگر، جنگ اسفند ۱۴۰۴ مصادف با رمضان بود و با فاصله کمی از شروع جنگ، شبهای قدر و ایام شهادت حضرت امیرالمؤمنین (ع) نیز فرارسید و این همزمانی، پیوند عمیقتری بین این جنگ و ارزشهای اسلامی و شیعی ایجاد کرد. از سوی دیگر، هیئتهای عزاداری به صورت خودجوش به مراکز بسیج مردمی تغییر کاربری دادند. هیئتها هر شب پس از مراسم عزاداری، به خیابانها میآمدند و ادامه مراسمهای مذهبی در خیابان و در حمایت از کشور و نظام برگزار میشد و عملاً هیچ مرزی میان دفاع از اسلام و دفاع از ایران در کشور وجود نداشت؛ اگر فردی آماده به پا داشتن شعائر اسلامی بود، امروز برپاداشتن پرچم ایران اسلامی دقیقاً همان شعائر اسلام است.
مشخصات جمعیتی و اجتماعی مدافعان ایران
آمار دقیق در منابع رسمی از میزان پراکندگی یا جمعیتی مدافعان کشور که در خیابانها حضور داشتند منتشر نشده، اما شواهد حاکی از تنوع چشمگیر میان آنهاست. از نظر سنی، هرچند عمدتاً جوانان و میانسالان ۲۰ تا ۴۰ سال مشارکت داشتند، اما حضور بازنشستگان و حتی سالمندانی که به سختی در تجمعات حاضر میشدند نیز چشمگیر بود. از سوی دیگر، کودکان نیز خود را بخشی از مراسم کرده بودند و حتی در بسیاری از موارد بلندگوها به دست آنان بود تا در دفاع از کشور شعار دهند. از نظر جنسیت، در حالی که در نبرد مستقیم مردان غالباً مشارکت داشتند، اما در پشتیبانی مانند موکبها، جمعآوری کمک و درمان، زنان نقش محوری را داشتند. این پدیده از کلانشهرها تا روستاهای دورافتاده گسترش داشت. اما از نظر طبقه اقتصادی میتوان گفت که عمدتاً طبقات متوسط و ضعیف نسبت به جمعیت خود بیشترین حضور را در میدان و خیابان داشتند و همانطور که قبلاً نیز سابقه داشته، اقشار مرفه مشارکت کمتری در دفاع از کشور داشتند. از نظر ایدئولوژیک، مشخص است که انقلابیها و وفاداران به رهبری و نظام، ستون اصلی دفاع از کشور در میدان و خیابان بودند، اما بخش قابل توجهی از ملیگرایان و حتی غیرمذهبی نیز وظیفه خود دانسته بودند که برای دفاع از کشور حاضر شوند. حتی شاهد بودیم در اتفاقی بیسابقه، بعد از شروع جنگ افرادی که از خارج وارد ایران میشدند از افرادی که از آن خارج میشوند بیشتر بود، در حالی که معمولاً با شروع جنگ بسیاری از افراد در کشورهای مختلف دنیا از کشور مادری خود فرار میکنند، اما ایرانیان شاید تنها ملتی در دنیا هستند که با شروع جنگ برای دفاع از کشورشان به میهن بازمیگردند.
در شرایطی که شاید حتی قبل از جنگ، عدهای از مخالفین نظام به واسطه فریب رسانههای بیگانه مایل به حمله نظامی دشمنان به کشور بودند، اما همان روزهای اول جنگ برای آنها نیز ثابت شد که جنگ هیچ فرقی بین مخالف یا موافق نظام در ایران قائل نیست و برای ماشین کشتار امریکایی‑صهیونیستی، دستهبندیهای سیاسی تفاوتی ندارد. همین مسئله موجب شد که به یکباره فضای ضدجنگ و ضددشمن در کشور تقویت شود و حتی کسانی که تا دیروز ممکن بود طرفدار جنگ بوده باشند، امروز خود را از اظهارات دیروز خود تبری جویند و حتی مخالفان پیشین نظام در خارج از کشور نیز حمله مستقیم به ایران را محکوم کردند و آن را علیه ملت ایران خواندند.
نقش نهادها
در جنگ اخیر، بخشهای زیادی پای کار کشور بودند و هر کدام به نحوی تأثیرگذاری خود را داشتند. یکی از این بخشها مساجد و مخصوصاً نهاد نماز جمعه بود. امامان جمعه بر حفظ کیان اسلامی‑ ملی تأکید کردند و با استفاده از مفاهیم قرآنی و معارف اهلبیتی در سخنرانیهای خود، مردم را به دفاع از کشور راغبتر کردند. از سوی دیگر، صداوسیما و دیگر رسانهها با پوشش شبانهروزی اخبار عملیاتی، روایت شهدا، پیامهای رهبری و گزارش از حضور مردم در خیابانها، نقش پررنگی در آگاهیبخشی مردم در شرایطی که دشمن تلاش میکرد در جنگ روایتها پیروز شود، داشتند. همچنین بسیج با انسجامبخشی به نیروهای عملیاتی در پایگاهها و تشکیل ستادهای مردمی در محلات و راهاندازی ایستبازرسیها، نقش چشمگیری در حفظ امنیت محلات داشت. همچنین گروههای جهادی و موکبها نیز با برپایی گروههای تعمیرات منازل آسیبدیده، ایستگاههای صلواتی یا حتی توزیع غذا بین نیروهای رزمنده، اقدامات خدماتی ضروری را سازماندهی کردند و از سوی دیگر آرامش روحی و اجتماعی را در جامعه شکل دادند. در این میان، عدهای در فضای مجازی دست به تولید محتواهای مناسبتی زدند و در شرایطی که افراد معمولاً از طریق این شبکهها اخبار و اتفاقات را دنبال میکنند، این گونه تولیدات نقش زیادی در آگاهیبخشی افکار عمومی داشت.
خیابانها در اختیار اراده ملی
شاید مهمَترین نمود حضور مردم در جنگ اخیر در خیابانها بود. از شب اول اعلام شهادت رهبر شهید انقلاب، خیابانها به دست مردم بود و همچنان نیز این وعده شبانه با قدرت در سراسر کشور در حال انجام است و اتفاقاً همین مسئله بود که تمام رویای دشمن برای فروپاشی نظام ایران بعد از شهادت سران نظام را فروپاشید. مردم نه تنها در تهران، مشهد، اصفهان، تبریز و شیراز، بلکه در هر روستا یا شهر کوچکی با پرچمهای سهرنگ و فریادهای «مرگ بر امریکا» و «مرگ بر اسرائیل» خیابانها را ترک نکردند. همانطور که گفته شد، این میان تجمعات حتی محدود به یک سن یا گرایش فکری خاصی نیز نبود و مردم که احساس کرده بودند امروز مسئله ایران مطرح است، منسجمتر از همیشه در میدان حضور داشتند.
دو بال پرواز، ایرانی مسلمان
حمایت مردمی در جنگ اخیر، یک پدیده ترکیبی بود. از یک سو غیرت ملی ریشه در تاریخ، اسطورههای شاهنامه و عشق به خاک ایران دارد و از سوی دیگر تکلیف شرعی برگرفته از قرآن، عاشورا و ولایت فقیه. این دو بال، ایران را در سختترین آزمون تاریخ خود پس از انقلاب، سربلند نگه داشت.
نظام جمهوری اسلامی با هوشمندی از ابتدا، صیانت از خاک ایران را وظیفه دینی و ملی تعریف کرده است و موفق شد حتی بخش قابل توجهی از مخالفان پیشین را نیز به سکوت یا حمایت ضمنی وادار کند. اکنون زمان آن است تا این اتحاد ملی به سرمایهای پایدار برای حل مشکلات داخلی تبدیل شود، اما آنچه مسلم است، در روزهای جنگ، ملت ایران به جهان ثابت کرده است که ایرانی بودن و مسلمان بودن دو روی یک سکه به نام مقاومت است.